تبلیغات
معراج - مطالب اخلاق کاری


دنیای امروز رسانه‏ ها، عامل در هم تنیدگی بیشتر و پیوستگی افراد در یك جامعه به شمار می‏‌روند. رسانه‏ های خبری و نوشتاری، كتاب‏‌های منتشر شده، فیلم‏‌ها، برنامه‏‌های تلویزیونی و فعالیت‏ های دیگر ارتباطی، بر همه جنبه‏‌های زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی افراد اثر می‏ گذارند. اینجاست که غیر...
ادامه مطلب





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مرداد 1395 توسط : محمد صالحی
در حدیثی از حضرت مسیح (علیه السلام) می خوانیم: «در جایی نشسته بود و پیرمردی را مشاهده کرد که با کمک بیل به شکافتن زمین مشغول است (و تلاش گرم و مستمری برای کار کشاوزی دارد) حضرت مسیح (علیه السلام) به پیشگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا امید و آرزو را از او برگیر!» ناگهان پیرمرد بیل را به کناری انداخت و روی زمین دراز کشید و خوابید، کمی بعد حضرت مسیح (علیه السلام) عرضه داشت: «بارالها! امید و آرزو را به او بازگردان!» ناگهان مشاهده کرد که پیرمرد...
ادامه در لینک





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
برچسب ها: وعده، انتخابات، 7اسفند، رد صلاحیت، اصلاحات، شورای نگهبان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1394 توسط : مرتضی باقری
خداوند با آفرینش انسان، نعمتهای بسیاری را در اختیارش قرار داده است. بسیاری از نعمتها به علت سهل الوصول بودن و فراموشی انسان، معمولا مورد قدر دانی قرار نمی‌گیرد و به قول معروف تا از دست ندهی، قدرش را نمی‌دانم. رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) در روایتی می‌فرمایند: «دو نعمت است كه شكر آنها گزارده نمی‌شود: امنیّت و سلامتی»..
ادامه در لینک





طبقه بندی: مواعظ اخلاقی،  اخلاق کاری، 
برچسب ها: امنیت، وطن، نیروی انتظامی، اخلاق صنفی، سلامتی، امام علی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر 1394 توسط : مرتضی باقری
با توجه به فراگیر شدن فیلم ها و تولیدات سینمایی، باید بپذیریم که سینما نقش بسزایی در جهت دهی و رشد و تربیت نسل امروز جامعه جهانی دارد. از ین جهت است که امام خمینی (رحمه الله علیه) فرمودند:«سینما باید مربی باشد برای آنها[یی]که در سینما وارد می‏ شوند... اینها باید یک دارالتبلیغی، یک دستگاه سازنده باشد که به وسیلۀ اینها یک مملکت، افرادش یک افراد امین صالح، یک افراد ملی ـ اسلامی بشود.»
ادامه در لینک





طبقه بندی: اخلاق کاری،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: سینما، رهبری، خامنه ای، اسلام، هنر، صدا و سیما،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 مهر 1394 توسط : مرتضی باقری
پیرمرد در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: خواهش می‌کنم به کمک این بچه برسید. ماشین به او زد و فرار کرد. 
پرستار گفت: این بچه نیاز به عمل دارد، باید پولش را قبل از بستری و عمل پرداخت کنید. 
پیرمرد گفت: اما من پولی ندارم. حتی پدر و مادر این بچه را هم نمی‌شناسم. خواهش می‌کنم عملش کنید. من پول را تا شب فراهم می‌کنم. 
پرستار گفت: با دکتری که قرار است بچه را عمل کند، صحبت کنید.
اما دکتر بدون این‌که به کودکی که از شدت تصادف به کما رفته بود، نگاهی بیندازد گفت: این قانون بیمارستان است، اول پول بعد عمل. و پیرمرد متحیر ماند که چه کند! 
یکی از اخلاق‌های پزشکی آن است‌که باید نسبت به درمان بیماران، سرعت عمل، به خرج داد، و نباید آن‌ها را به علت عدم پرداخت و یا کمی اجرت، به حال خود رها نمود. چون گاها در خبرها شنیده می‌شود مریضی، با این‌که نیاز مبرم به بستری شدن دارد، اما به علت نداشتن بودجه کافی، و استطاعت مالی، از معالجه‌اش خود داری می‌شود، و همین برخورد منجر به مرگش می‌گردد.
 البته این امر بدان معنا نیست که پزشکان اصلا نباید مزد زحمات خود را بگیرند؛ بلکه رعایت انصاف و مقدم داشتن ارزش‌های اخلاقی است، که باید سرلوحه کار و فعالیت هر طبیبی باشد. زیرا پزشکی در درجه اول حرفه‌ای برای ثروت اندوزی نیست، بلکه یک مسئولیتی شرعی و رسالتی انسانی است.
امام صادق علیه السلام از قول حضرت عیسی علیه السلام در این زمنیه می‌فرمایند: «إِنَّ التَّارِكَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِیكٌ لِجَارِحِهِ لَا مَحَالَةَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِحَ أَرَادَ فَسَادَ الْمَجْرُوحِ وَ التَّارِكَ لِإِشْفَائِهِ لَمْ یَشَأْ صَلَاحَهُ فَإِذَا لَمْ یَشَأْ صَلَاحَهُ فَقَدْ شَاءَ فَسَادَهُ اضْطِرَاراً ...»،[۱]؛ «كسى كه درمان جراحت مجروح را رها كند، لاجرم با مجروح كننده آن شخص در این جرم شریك است ؛ زیرا كسى كه مجروح كرده، نابودى مجروح را مىخواسته، و آنكه درمانش را رها كرده، به دنبال خیرخواهى او نبوده. پس اگر خیر او را نمىخواسته، پس به ناگزیر، نابودى او را خواسته است...»
بنابراین کوتاهی پزشک در درمان بیمار، به معنای سهیم بودن او در بیماری و گاه هلاکت بیمار است. لذا پزشک مسئول است با همه توان برای درمان بیمار تلاش کند و با هیچ بهانه‌ای نمی تواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نماید.

........................................

 پی‌نوشت:

[۱].كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، کافی(ط- السلامیه)،ج۸ ص۳۴۵، دار الكتب الإسلامیة، تهران،۱۴۰۷ ق‏

           اولویت درمان




طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1394 توسط : میثم ضیایی
 ارهروان ولایت ـ
«لقمه کاید از طریق مشتبه
خاک خور خاک و بر آن دندان منه
کان تو را در راه دین مغبون کند
نور ایمان از دلت بیرون کند»[1]
مجتبی قرار بود در رابطه با موضوع نان حلال، انشایی بنویسد. او انشاء خود را این‌گونه آغاز کرد: «نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم. مثل آقا تقی. آقا تقی یک ماست ‌بندی دارد. او همیشه پول آب مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی كه در شیرها می‌ریزد و ماست می‌بندد حلال باشد. آقا تقی می‌گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بی‌راه نباشد. دایی من كارمند یک شركت است. او می‌گوید: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. دایی‌ام می‌گوید: من ارباب رجوع را مجبور می‌كنم قسم بخورد كه راضی است و بعد رشوه می‌گیرم!
عموی من یک غذاخوری دارد. عمو همیشه حواسش است كه غذای خوبی به مردم بدهد. او می‌گوید: در غذاخوری ما از گوشت حیوانات پیر استفاده نمی‌شود و هر چه ذبح می‌كنیم كره الاغ است كه گوشتش ترد و تازه است و كبابش خوب در می‌آید. او حتما چک می‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند و گرنه آن‌ها را ذبح نمی‌كند. عمویم می‌گوید: ارزش یک لقمه نان حلال از همه‌ پول‌های دنیا بیشتر است! آدم باید حلال و حرام كند. عمو می‌گوید: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمی‌كند. پول حرام بی ‌بركت است. من فكر می‌كنم پدر من پولش حرام است، چون هیچ‌ وقت بركت ندارد و همیشه وسط برج كم می‌آورد. تازه یارانه‌ها را هم خرج می‌كند و پول آب و برق و گاز را نداریم كه بدهیم. ماه قبل گاز ما را قطع كردند چون پولش را نداده بودیم. دیشب می‌خواستم به پدرم بگویم: اگر دنبال یک لقمه نان حلال بودی، پول ما بركت می‌كرد و همیشه پول داشتیم، اما جرات نكردم. ای كاش پدر من هم آدم حلال خوری بود!»[2]
 آری! این حکایت حال کسانی است‌که برای به‌دست آوردن مال دنیا، حلال و حرام را رعایت نمی‌کنند. درست است که در اسلام به کار و کارگر اهمیت داده شده و سفارش‌های فراوانی را در این زمینه داریم. تا جایی‌که در رابطه با کارگر این حدیث نبوی وارد شده است: «الْكَادُّ عَلَى عِیَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِی‏ سَبِیلِ‏ اللَّهِ»،[3]؛ «کسی‌که برای اداره زندگی خانواده‌اش تلاش می‌کند، مانند کسی است‌که در راه خدا جهاد می‌کند.»
اما باید توجه داشته باشیم که این تلاش و کوشش نباید به هر قیمتی باشد، حتی به قیمت زیر پا گذاشتن دستورات دین و آوردن لقمه حرام سر سفره زن و فرزندان. که در این صورت نه تنها ارزشی ندارد که علاوه بر حق الله و گناه، حق الناس هم به گردن انسان می‌آید، و مانع انسان در انجام دادن فرامین الهی می‌شود.
 در قرآن کریم حق‌تعالی می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ»،[مومون،51]؛ «اى پیامبران! از خوردنى‏‌هاى پاكیزه بخورید و كار شایسته انجام دهید. مسلماً من به آن‌چه انجام مى‏‌دهید، دانایم» در این آیه شریفه خوردن از غذای پاک و به دست آوردن روزی حلال، بر انجام  دادن عمل صالح مقدم شده، گویا انجام دادن عمل صالح بدون ارتزاق از حلال ممکن نیست.
و یا در دو آیه دیگر داریم:
الف: «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُون»،[مائده،88]؛ «و از نعمتهاى حلال و پاكیزه‏‌اى كه خدا روزى شما فرموده بخورید و از خدایى كه به او ایمان دارید، پروا كنید.»
ب: «فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم»،[انفال،69]؛ «پس اكنون از هر چه غنیمت گرفتید بخورید حلال و گواراى شما باد، و خداترس و پرهیزكار باشید، كه خدا آمرزنده و مهربان است» در این دو آیه هم، خوردن از روزی حلال، مقدم بر تقوی شده است. گویا تقوی داشتن بدون خوردن از لقمه حلال ممکن نیست.
بنابراین حال که برای به‌دست آوردن رزق و روزی تلاش می‌کنیم، نباید با بی‌ مبالاتی و به طمع بدست آوردن پول بیشتر، به دنبال لقمه حرام برویم و لعن ملائکه را نصیب خود بنماییم، که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در این زمینه مى‌فرمایند: «اِذا وَقَعَتِ اللُّقْمَهِ مِنْ حَرام فی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلَّ مَلِک فی الّسمـواتِ وَالاَْرْضِ»،[4] ؛ «هرگاه کسى لقمه حرام بخورد و جزء بدنش شود تمام ملایکه آسمان و زمین او را لعنت مى‌کنند.»

...............................................
پی‌نوشت:
[1].شیخ بهایی
[2].http://www.tabiatgard.blogfa.com/post/219
[3].الكافی( ط- الإسلامیة)، كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏،تاریخ وفات مؤلف: 329 ق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج5،ص66
[4].بحار الأنوار( ط- بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق‏،محقق / مصحح: جمعى از محققان‏،دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ بیروت‏، 1403 ق‏،ج63،ص315
 
             نان حلال




طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 توسط : میثم ضیایی
همین که دست به هویه داغ شده گرفت دهانش به ذکر شریف بسم الله الرحمن الرحیم مزین شد، در حالی که صدای جلز و ولز سیم لحیم در ملاقات با هویه بلند شده بود و این اتصال مبارک باعث تعمیر کنترل تلویزیون من می‌شد ولی شروع این جراحی زیبا با یاد و نام خدای مهربان برایم لذتی مضاعف داشت.

من که از شروع معنوی و زیبای این تعمیر کار وسایل الکترونیکی خوشم آمده بود و در دل او را تحسین می‌کردم به یاد ماجرای زیبایی افتادم که امام صادق علیه السلام آن را نقل می کند و می‌فرماید: 
«چه بسا كه یك شیعه در آغاز كارش بسم الله الرحمن الرحیم را نگوید و خدایش با پیشامد بدى بیازماید و او را بشكر و ستایش خدا تعالى آگهى دهد و عیب تقصیر ترك بسم الله را از او محو كند.
 عبد اللَّه بن یحیى" كه از دوستان امیر مؤمنان على علیه‌السلام بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم اللَّه بر تختى كه در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شكست، حضرت دست بر سر او كشید و زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمى‌‏دانى كه پیامبر از سوى خدا براى من حدیث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدایت باد مى‌‏دانم و بعد از این ترك نمى‏‌گویم، فرمود: در این حال بهره‏‌مند و سعادتمند خواهى شد
.»[1]

تعمیرکار در حالی که چشمش به سیم لحیم و هویه بود و ذهن و فکرش در حرف‌های من غوطه‌ور بود، با شنیدن این ماجرای زیبا و آموزنده گفت: میان همه مردم جهان رسم است كه كارهای مهم و پر ارزش را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى‌‏كنند، مثلا نخستین كلنگ هر مؤسسه ارزنده‌‏اى را به نام كسى كه مورد علاقه آن‌ها است بر زمین مى‌‏زنند، یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى‏‌دهند، ولی از میان تمام موجودات آن‌كه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود تا آن کار به سر منزل مقصود رسید. همان گونه که رسول خدا می‌فرماید:
«هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى‌‏فرجام است»

من که از اطلاعات خوب و زیبای این تعمیرکار متهد و مومن لذت می‌بردم و او را شایسته بهترین تقدیرها می‌دانستم خطاب به او گفتم: برخی خیال می‌کنند که راز موفقیت در کارها قدرت و توانایی شخص است و آن را علت تامه می‌دانند، در حالی که واقعیت این گونه نیست و حتی گاهی متخصصان هم در کارهای تخصصی خود که بدون اسم خدا شروع کرده‌اند به نتیجه نمی‌رسند، واقعیت این است که انسان در هر موقعیت شغلی و مکانی و مالی و علمی که باشد باید کارهایش را با نام خدا شروع کند، همان گونه که حضرت سلیمان که از نظر قدرت مالی و معنوی و انسانی در موقعیت بسیار بالایی بود و می‌توانست با چشم بر هم زدنی کارهای خارق العاده انجام دهد، هنگامی که از حضور قوم سباء و عقاید منحرفانه آن‌ها آگاه شد دست به قلم برده و نامه‌ای نوشت و شروع نامه را با جمله شریف بسم الله آغاز کرد و خداوند این ماجرا را در قران بیان کرده و می‌فرماید:
«إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ" [سوره نمل آیه 30] این نامه از سلیمان است، و چنین مى‏‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان»

 تعمیر کار متخصص و متعهد که عیب‌های کنترل را رفع کرده و مشغول بستن پیچ‌های قاب آن بود می‌گفت: حضرت نوح علیه السلام در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پیكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى‏‌دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى" بِسْمِ اللَّهِ" بگویند
«وَ قالَ ارْكَبُوا فِیها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساه" [سوره هود آیه 41] او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حركت و توقف كشتى، یاد او كنید، كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است!».
و آن‌ها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پیاده شدند چنان كه قرآن مى‌‏گوید:
« قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَیْكَ وَ عَلى‏ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ" [سوره هود آیه 48]  (به نوح) گفته شد: «اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحیه ما بر تو و بر تمام امت‌هایى كه با تواند، فرود آى! و امت‌هاى نیز هستند كه ما آنها را از نعمت‌ها بهره‏‌مند خواهیم ساخت...»


...................................
پی نوشت ها:
[1]. « وَ لَرُبَّمَا تَرَكَ فِی افْتِتَاحِ أَمْرٍ بَعْضُ شِیعَتِنَا بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَیَمْتَحِنُهُ اللَّهُ بِمَكْرُوهٍ وَ یُنَبِّهُهُ عَلَی شُكْرِ اللَّهِ تَعَالَی وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ یَمْحُو فِیهِ عَنْهُ وَصْمَةَ تَقْصِیرِهِ عِنْدَ تَرْكِهِ قَوْلَ بِسْمِ اللَّهِ لَقَدْ دَخَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یَحْیَی عَلَی أَمِیرِ الْمُومِنِینَ (ع) وَ بَیْنَ یَدَیْهِ كُرْسِیٌّ فَأَمَرَهُ بِالْجُلُوسِ عَلَیْهِ فَجَلَسَ عَلَیْهِ فَمَالَ بِهِ حَتَّی سَقَطَ عَلَی رَأْسِهِ فَأَوْضَحَ عَنْ عَظْمِ رَأْسِهِ وَ سَالَ الدَّمُ فَأَمَرَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ بِمَاءٍ فَغَسَلَ عَنْهُ ذَلِكَ الدَّمَ ثُمَّ قَالَ ادْنُ مِنِّی فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی مُوضِحَتِهِ وَ قَدْ كَانَ یَجِدُ مِنْ أَلَمِهَا مَا لا صَبْرَ لَهُ مَعَهُ وَ مَسَحَ یَدَهُ عَلَیْهَا وَ تَفَلَ فِیهَا فَمَا هُوَ أَنْ فَعَلَ ذَلِكَ حَتَّی انْدَمَلَ فَصَارَ كَأَنَّهُ لَمْ یُصِبْهُ شَیْ‏ءٌ قَطُّ ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (ع) یَا عَبْدَ اللَّهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ تَمْحِیصَ ذُنُوبِ شِیعَتِنَا فِی الدُّنْیَا بِمِحَنِهِمْ لِتَسْلَمَ لَهُمْ طَاعَاتُهُمْ وَ یَسْتَحِقُّوا عَلَیْهَا ثَوَابَهَا فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُومِنِینَ قَدْ أَفَدْتَنِی وَ عَلَّمْتَنِی فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تُعَرِّفَنِی ذَنْبِیَ الَّذِی امْتُحِنْتُ بِهِ فِی هَذَا الْمَجْلِسِ حَتَّی لا أَعُودَ إِلَی مِثْلِهِ قَالَ تَرْكُكَ حِینَ جَلَسْتَ أَنْ تَقُولَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ فَجَعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ لِسَهْوِكَ عَمَّا نُدِبْتَ إِلَیْهِ تَمْحِیصاً بِمَا أَصَابَكَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) حَدَّثَنِی عَنِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ أَنَّهُ قَالَ كُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَمْ یُذْكَرْ فِیهِ بِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ فَقُلْتُ بَلَی بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی لا أَتْرُكُهَا بَعْدَهَا قَالَ إِذاً تَحْظَی بِذَلِكَ وَ تَسْعَدُ». [بحار الأنوار، ج ‏73، ص 306]
[2]. « كُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَمْ یُذْكَرْ «بِسْمِ اللَّهِ» فِیهِ فَهُوَ أَبْتَر» [ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسكری علیه السلام، ص 26]





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اسفند 1393 توسط : سجاد
رهروان ولایت ـ یکی از اصول اخلاقی بسیار مهم، که  ارزش و جایگاه والایی در آموزه‌های دینی دارد، مساله امانت و امانت داری است. حق‌تعالی در قـرآن، نـسـبـت بـه حـفظ امانت و سپردن آن به‌دست صـاحـبـانشان می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِه...»،[نساء،58]؛ «خدا قاطعانه به شما فرمان مى‏‌دهد كه امانت‏‌ها را به صاحبانش بازگردانید»

 و در جـایـی دیگر، درباره خیانت نکردن در امانت می‌فرماید: «فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّه»،[بقره،283]؛ «و اگر برخى بعضى را امین داند (و به او امانت بسپارد) پس باید ادا كند آن امین، آن‌چه را كه به امانت گرفته است و از خداى خود بترسد.»

 امانت داری آن‌قدر مهم است‌که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه فرموده‌اند:

«لا تَنظُروا إِلى كَثرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ كَثرَةِ الحَجِّ و َالمَعروفِ و َطَنطَنَتِهِم بِاللَّیلِ، و َلكِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ و َأَداءِ الامانَةِ»،[1]؛ «به زیادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نكنید، بلكه به راستگویى و امانت‌دارى آن‌ها توجه كنید.»

 و در بیانی دیگر فرموده‌اند: «مَن خانَ أَمانَةً فِى الدُّنیا وَ لَم یَرُدَّها إِلى أَهلِها ثُمَّ أَدرَكَهُ المَوتُ ماتَ عَلى غَیرِ مِلَّتى و َیَلقَى اللّه وَ هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ»،[2]؛ «كسى‌كه در دنیا به امانتى خیانت كند و آن را به صاحبش بر نگرداند و آن‌گاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار مى‌كند در حالى‌كه بر او خشمگین است.»

هم‌چنین آن حضرت فرموده‌اند: «ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّى مَنْ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏»،[3]؛ «سه چیز در هر کس باشد منافق است اگر چه نماز بخواند و روزه بگیرد: 1 - سخن به دروغ بگوید. 2 - از وعده تخلف کند.  3- در امانت خیانت نماید.»

حال با توجه به این بیانات، باید به این نکته توجه کنیم که مساله امانت و امانت‌داری، فقط محدود به امور مالی نمی‌شود. بلکه یکی از مصادیق این مقوله، جریان کار است. در نگاه اسلام، هر کسی‌که مسولیتی قبول می‌کند، اعم از مدیر، کارمند، کارگر و... در قبال آن مسئولیت، امانت‌دار محسوب می‌شود.

امام علی علیه السلام در نامه‌ای‌که به اشعث بن قیس، کارگزارش در آذربایجان می‌نویسد، چنین نگاهی را به کار دارد: «و إِنَ‏ عَمَلَكَ‏ لَیْسَ‏ لَكَ‏ بِطُعْمَةٍ، ولَكِنَّهُ فِی عُنُقِكَ أمَانَةٌ، وأنْتَ مُسْتَرْعىً لِمَنْ فَوْقَكَ»،[4]؛ «همانا کاری‌که بر عهده توست، طعمه‌ای برای تو نیست، بلکه امانتی در گردن توست، و تو، تحت نظر مافوق خود می‌باشی»

حال اگر انسان، کار و مسئولیت را امانت بداند، بی‌گمان نگاهش به مساله کار، کاملا تغییر خواهد کرد. و در صدد بر می‌آید نهایت تلاش و کوشش را در این زمینه داشته باشد.

در این نگاه، یک مدیر به پست و مقام خود دل‌خوش نخواهد بود، از مشورت زیر مجموعه استفاده می‌کند و در عزل و نصب های خود به شایسته سالاری بیش از عوامل دیگر اهمیت می‌دهد. یک کارمند در استفاده از بهینه از وقت دقت کافی را خواهد داشت. کار ارباب رجوع را با نهایت احترام رسیدگی خواهد کرد. یک کارگر نهایت دقت و حساسیت را در کارش خواهد داشت. یک نانوا در پاکیزگی و رعایت بهداشت کوشا خواهد بود. و همین‌طور سایر اصناف. چون همه این‌ها خود را امانت‌دار می‌دانند. و نتیجه این نگاه به کار، ترقی، پیشرفت اقتصاد جامعه، رونق و رواج کاری در جامعه می‌گردد.

......................................................

پی‌نوشت:

[1].بحارالأنوار(ط-بیروت) ج72، ص114، ح5

[2]. من لا یحضر الفقیه ج4، ص 15

[3]. تحف العقول ص 316

[4].مكاتیب الأئمة علیهم السلام، ج‏1، ص 222



 




طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 دی 1393 توسط : میثم ضیایی
رهروان ولایت ـ هر کس که مسئولیت کاری را به عهده می‌گیرد، یکی از اصول اخلاقی‌ای‌که ملزم است رعایت کند «وجدان کاری»ست‌. یعنی کم کاری نکردن و به نحو احسن و تمام انجام دادن.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم در این زمینه می‌فرمایند: «إنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إذا عَمِلَ أحدُ كُم عَمَلاً أن یُتقِنَهُ»،[1]؛ «خداوند دوست دارد كه هرگاه یكی از شما كاری انجام می‏‌دهد آن را استوار و درست به سامان رساند.»

و در بیان دیگر می‌فرمایند: «إنَّ اللَّهَ تَعالی یُحِبُّ مِنَ العامِلِ إذا عَمِلَ أن یُحسِنَ»،[2]؛ «خدای تعالی دوست دارد وقتی كسی كاری می‏‌كند آن را به خوبی انجام دهد.»

هم‌چنین وقتی آن حضرت در مراسم خاک‌سپاری یکی از شهدای جنگ خندق یعنی سعد بن معاذ، شرکت نمودند، نقصى در وضع قبر مشاهده فرمود، با دست مبارکشان آن نقیصه را برطرف نموده و این جمله را فرمودند: «إِنِّی لَأَ عْلَمُ أَنَّهُ سَیَبْلَى وَ یَصِلُ الْبِلَى إِلَیْهِ وَ لَكِنَ‏ اللَّهَ‏ یُحِبُ‏ عَبْداً إِذَا عَمِلَ‏ عَمَلًا أَحْكَمَهُ‏»،[3]؛ «یعنی‏ من مى‌‏دانم كه این گور (و لحد آن) فرسوده‏ مى‏‌شود و مى‏‌پوسد، لیكن خدا بنده‌اى را دوست دارد كه چون كارى انجام دهد، محكم كارى كند، و آن را درست و استوار به انجام برساند.»

تمام این جملات، حکایت‌گر این مطلب است‌که انسان باید در قبال کاری‌که به او واگذار می‌گردد، مسئولیت پذیر باشد.

مقام معظم رهبری(دامت برکاته)، با حساسیت ویژه‌ای‌که نسبت به این امر دارند، در این زمینه می‌فرمایند:

«وجدان کاری، تعبیری از قبیل وجدان سیاسی و وجدان علمی است. معنای این کلمه این است‌که آن کسی‌که مشغول کاری است، یک احساس وجدانی نسبت به کار پیدا کند و خود را در قبال آن کار، مسئول بداند. این، غیر از مسئولیت در قبال کارفرماست؛ یک چیز دیگر است. علاوه بر جنبه‏ شرعی و جنبه‏ انسانی و تعهّد، در قبال خودِ کار، انسان خودش را مسئول بداند که کار را درست، کامل، قوی و بهترین، انجام دهد؛ چه بالای سر او کسی باشد و چه نباشد. این، معنای وجدان کاری است»[4]

در واقع نگاه اسلام، به کار یک نگاه خاصی است. تا حدی‌که ارزش کارگران را تا درجه جهاد گران در راه خداوند بالا می‌‏برد.[5] ولکن جهاد بودن کار و تلاش، منوط به رعایت الزامات خاصی است؛ از جمله این‌که کار باید به‌صورت دقیق و جامع و کامل انجام شود.  

حال اگر کسی این اصل مهم را زیر پا بگذارد، نه تنها کارش ارزشی نخواهد داشت، بلکه چه بسا به‌دلیل کالای ناقص یا معیوبی‌که به عنوان کالای کامل و مناسب ارائه داده است مرتکب حق الناس هم می‌گردد.

باور به سه اصل مهم، انسان را در داشتن وجدان کاری کمک خواهد کرد:

الف:در محضر خدا هستیم و حق‌تعالی همیشه ناظر اعمال ماست جه کار فرما حاضر باشد، چه نباشد. مهم این است‌که باری‌تعالی حاضر است: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏»،[علق،14]؛ «آیا نمى‏‌داند كه به راستى خداوند مى‏‌بیند؟»

ب: مکافات اعمال و این‌که هر کاری‌که می‌کنیم به خود ما بر می‌گردد. «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»،[اسراء،7]؛ «اگر نیكى كنید به خود نیكى كرده‌‏اید، و اگر بدى كنید به خود بدى كرده‏‌اید.»

«مگو ناخوش که پاسخ ناخوش آید

به کوه آواز خوش ده تا خوش آید»[6]

ج: نفع و ضرر اخروی اعمال ما قابل قیاس با منافع و مضرات امور دنیوی نیست. لذا باید بدانیم که اگر ما وجدان کاری داشته باشیم و کار را کامل و تمام انجام دهیم و یا برعکس؛ ناقص و بد، نفع و زیان آن ابدی است و تنها به اندازه نفع و زیان یک کالای خوب یا بد نیست.

بنابراین وجدان کاری به‌عنوان یک اصل اخلاقی مهم، یکی از امور اجتناب ناپذیر فعالیت سازنده و تاثیر گذار می‌باشد.

................................................   

 پی‌نوشت:

[1]. نهج الفصاحة،ص305

[2]. میزان الحكمه، ح ۱۴۳۷۱

[3]. امالی صدوق،ص،385

[4]. بیانات معظم له، در دیدار جمعی از کارگران و معلمان،۱۳۷۶/۰۲/۱۰

[5]. شرح اصول کافی(صدرا)،ج1،ص433
[6]. مولوی
       






طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 دی 1393 توسط : میثم ضیایی

رهروان ولایت ـ یک مدیر و کارمند موفق، ضمن به کارگیری تخصص خود در حوزه مربوطه، باید یک سری اصول اخلاقی را رعایت نماید. تا بتواند با موفقیت، زیر مجموعه و کار خود را مدیریت کند:

یکی از آن اصول، دارا بودن شرح صدر می‌باشد.

شرح صدر که دارا بودن روح بزرگ، ظرفیت بالا و قوی، در قبال مسئولیّت‌هاست، از ابزار اجتناب ناپذیر یک مدیر محسوب می‌گردد. امیرمؤمنان علی علیه السلام در بیانی می‌فرمایند: «آلَةُ الرِیاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ»،[1]؛«ابزار و وسیله رهبری و ریاست، سینۀ گشاده است»

 حق‌تعالی در بیان یاد آوری نعمتی عظیم، به عنوان ریشه موفقیت ها، به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که مدیریت جامعه را بر عهده داشتند، می‌فرماید: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»،[انشراح،1،4]؛ «ای پیامبر، آیا سینه‌ات را گشاده نکردیم؟ و بار سنگین کمر شکنی‌که پشت تو را می‌شکست، از تو برنداشتیم؟ و نام نیکویت را در جهان بلند نکردیم؟»

شرح صدر مصادیق متعددی دارد:

الف: عصبانی نشدن

کسی‌که در مقابل مشکلات و اتفاقاتی‌که ناگهان در آن مجموعه رخ می‌دهد، از کوره در برود، عصبانی شود و کنترل خود را از دست بدهد، نمی‏‌تواند مدیر موفقی گردد. کسی می‌‏تواند اداره یک مجموعه را بر عهده بگیرد که در مقابل فراز و نشیب‌هایی‌که پیش می‌آید، بر خود مسلط باشد.

حضرت علی علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «أَقوَی الناسِ مَن قَوِیَ عَلَی غَضَبهِ بِحِلمِه.»،[2]؛ «نیرومند ترین مردم کسی است‌که به برکت نیروی حلم و بردباری‌اش، بر خشم و غضبش چیره شود.»

آن حضرت، وقتی مالک اشتر را به عنوان فرماندار مصر بر می‌گزینند، در ضمن توصیه‌های مهمی‌که به ایشان دارند، می‌فرمایند:

«فَوَلِ‏ مِنْ‏ جُنُودِكَ‏ أَنْصَحَهُمْ فِی نَفْسِكَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِكَ وَ [أَطْهَرَهُمْ‏] أَنْقَاهُمْ جَیْباً وَ أَفْضَلَهُمْ حِلْماً مِمَّنْ یُبْطِئُ عَنِ الْغَضَبِ وَ یَسْتَرِیحُ إِلَى الْعُذْر»،[3]؛ «پس، از سپاهیان خود كسی را بگمار كه خیرخواهی وی، برای خدا و رسول او و امام تو بیشتر باشد و دامن او پاك‌تر و بردباریش برتر كه دیر به خشم آید و عذر پذیرتر باشد.»

ب: تحمل بدخلقی دیگران:

 حضرت علی علیه السلام دربیانی دیگر به مالک اشتر می‌فرمایند:

«وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَكَ تَجْلِسُ‏ لَهُمْ‏ مَجْلِساً عَامّاً ... احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِیَّ»،[4]؛ «و بخشی از وقت خود را به كسانی اختصاص بده كه به تو نیاز دارند. خود را برای كار آنان فارغ دار و در مجلسی عمومی بنشین ... و درشتی كردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود هموار كن»

ج: چهره گشاده

امیر مؤمنان علی علیه السلام هنگامی‌که عبدالله بن عباس را به فرمانداری بصره منصوب نمودند، به وی چنین فرمودند: «سَعِ الناسَ بوَجهکَ و مَجلسِکَ و حُکمِکَ»،[5]؛ «در دیدار خویش و مجلس خویش و حکم خویش با مردم گشاده روی باش»

و یا وقتی اداره  مصر را به محمد بن ابی بکر سپردند، در عهد نامه خویش به او چنین نوشتند: «فَاخفِض لهُم جَناحَک،َ و الِن لهُم جانِبَک،َ و ابسُط لهُم وَجهَک»،[6]؛ «پر و بال عطوفت بر آنان بگستر و نرم‌خویی پیشه کن و با آنان گشاده رو باش»

د: عیب پوشی 

یکی از نشانه­‌های اشخاصی‌که شرح صدر دارند، با توجه به ظرفیت بالایشان، این است‌که پرده دری نمی­‌کنند، کسی را رسوا نمی­‌کنند و رفتار آنان را حمل بر صحت می­‌نمایند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه خویش به مالک اشتر می‌فرمایند:

«وَلیَکُن ابعدَ رعَیتِکَ مِنکَ و اشناَهم عندکَ اطلبُهُم لمَعائبُ الناسِ، فان فی الناسِ عیوباً، الوالی احقُّ من سَترَها، فلا تَکشفَنَّ عما غاَبَ عنکَ منها، فانما علیکَ تطیهرُ ما َظهَر لکَ. و اللُه یحکُمُ علَی ما غابَ عنکَ، فاستُرِ العَورهَ ما استَطعتَ یستُرِ اللهُ منکَ ما تحُبَ ستُره مِن رعَیتکَ»،[8]
«باید آنان‌که نسبت به مردم عیب جو ترند از تو دورتر باشند، زیرا مردم عیوبی دارند که والی در استتار و پوشاندن آن عیوب از همه سزاوارتر است. در صدد مباش که عیب پنهانی آنان را به‌دست آوری، بلکه وظیفه تو آن است‌که آن چه برایت آشکار گشته اصلاح کنی. و آن چه از تو پنهان است، خدا درباره  آن حکم می‌کند. بنابراین تا آن جا که توانایی داری عیوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عیوبی را که دوست داری برای مردم فاش نشود مستور دارد.»

ه: عطوفت و لطف

یکی دیگر از مصادیق شرح صدر، عطوفت و مهربانی با دیگران است، زیرا آن کس‌که روحش بزرگ باشد، مهر و عطوفتش شامل دیگر افراد نیز می‌­شود.

امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه‌ای به سران سپاه خویش می‌نویسند:

«اما بَعد، فانَّ حقَّا علَی الوالیِ الا یغُیَرهُ عَلَی رَعیِتهِ فَضلُ نالهُ، ولا طولُ خُصَّ به، و أَن یزیدَهُ ما قَسمَ اللُه لهُ مِن نعمهِ دنُوُاً مِن عبادهِ، و عطفاً علی اخوانهِ»،[9]؛ «اما بعد، بر سرپرست و زمامدار است‌که به سبب فضل و برتری‌که به او رسیده و مقام خاصی‌که به او داده شده است، نسبت به مردم دگرگون نشود؛ و بر اوست‌که به پاس نعمت‌هایی‌که خدا نصیب او فرموده است به بندگان خدا بیشتر نزدیک شود و نسبت به برادران خویش بر عطوفت بیفزاید.»

بنابراین با توجه به جایگاه بردباری و سعه صدر و مصادیق آن در اخلاق اداری، باید کسانی‌که توفیق خدمت رسانی به مردم را دارند، با بردباری تمام، و چهره‌ای گشاده، امور را پیش ببرند و در برابر خواست مردمان و احتیاجات آنان كم حوصلگی نداشته باشند و با تحمل بالای خود، بتوانند در امرخدمت رسانی به مردم بیش از پیش موفق گردند.

..................................................

پی‌نوشت:

[1]. نهج البلاغة، کلمات قصار 176

[2]. کنزالفوائد، ج1، ص 278

[3]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، نامه 53، ص، 433

[4]. همان، ص440

[5].همان،نامه 76،ص465

[6]. همان، نامه 72

[7]. همان،نامه 27،ص384

[8]. همان،نامه 53،ص،420

[9]. همان، نامه 50،ص424





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 دی 1393 توسط : میثم ضیایی
از منظر اسلام ، کسب و کار افزون بر احکام  فقهی گسترده، داری آداب و سبک معینی است و آیات و روایات متعددی گواه این مدعاست. که در این راستا می‌توان ابعاد سبک زندگی اسلامی در حوزه کسب و کار را می‌توان به صورت بنیادی‌تر، بررسی کرد.حال پرسش اصلی آن است که سبک زندگی اسلامی در حوزه کسب و کار دارای کدام مولفه‌های اساسی است؟
آداب کسب و کار

آیت الله جوادی آملی در بیان زیبا  آداب تجارت حلال را بر اساس احادیث و روایات منقول از ائمه معصومین بیان می‌کنند؛ که دانستن فقه تجارت، خدامحوری  در خرید وفروش، آسان‌گیری در تجارت، پذیرش پشیمانی خریدار، صداقت، تجارت در وطن، حفظ منبع درآمد و دعا هنگام دادوستد، فریب در معامله است.[1]
حال آداب و اخلاق دادوستد در سه گروه آداب پیش از تجارت، هنگام تجارت و پس از تجارت است.

انگیزه سالم، دانش و تخصص، اولویت تجارت داخلی، انتخاب کالای مرغوب، استفاده بهینه از امکانات، اصلاح سرمایه و نفی واسطه‌گری‌های غیر ضروری از آداب پیش ازتجارت است.

 آداب هنگام تجارت شامل آموزه‌های اخلاقی و اقتصادی اسلام در زمان انجام دادوستداست. یاد خدا، راستی، نظم و میانه روی، پرهیز از فریب(غش) در داوستد، عدم گران فروشی، دخالت نکردن در دادو ستد دیگران، نفی احتکار، برخورد مناسب با طرف معامله و پرهیز از دادوستد با افرادی خاص از این جمله‌اند. 

و اما آداب پس از تجارت شامل تنظیم سندهای تجاری، پرهیز از درخواست کاهش قیمت و پذیرش فسخ(اقاله)  است.

 استواری و استحکام کار، تعهد کاری، تلاش و پشتکار، انگیزه معنوی کار، بهبود مستمر، روحیه خدمت، عدالت و انصاف، رفاه و راحتی، را می‌توان به عنوان ابعاد اسلامی کار شمرد که متأسفانه در جامعه امروزی کشور در حوزه کسب و کار چنین چیزی مشاهده نمی‌شود. که اگر تعهد لازم بر ابعاد اسلامی کار داشته باشیم کشورمان از این مشکلات اقتصادی رها پیدا می‌کند.

دقت، نظم، هدر ندادن کار، دانش، کنترل درونی، اعتماد، مسئولیت‌پذیری، صبر، سخت‌کوشی، پیگیری، توفیق طلبی، اخلاص، ارزش ذاتی انجام کار، مشورت، اندیشه‌ورزی، خلاقیت، یادگیری مستمر، کارگروهی، نوع‌دوستی، احترام به مشتری، عدالت و انصاف در نظارت، انصاف در پاداش دهی، انصاف در روش‌های سازمانی، تعادل زندگی، درآمد مناسب، مکان کار خوب و شاد و امنیت شغلی، 27 شاخصی است که به عنوان ارزش‌های اسلامی کار می‌توان گفت.

علامه مجلسی چه زیبا در آداب و سنن و اخلاق اسلامی، در بیان احادیث و روایات منقول از ائمه معصومین علیه السلام، به ذکر تعدادی از فضائل و رذائل اخلاقی هنگام کسب و کار می‌فرماید. که یادگیری مسائل(احکام) تجارت، مهربانی با مشتری، برباری، انصاف و خواندن دعا از جمله فضائل اخلاقی و همچنین ربا، سوگند، دروغ، ستم و کم فروشی از جمله رذائل اخلاقی هنگام کسب و کار بیان کردند.[2]

در پایان حدیثی از امام علی علیه السلام عرض می‌کنم، ایشان می‌فرمایند:« هیچ سحر خیزی در راه خدا برتر از سحر خیزی برای تأمین معاش فرزندان و خانواده نیست.»[3]

-----------------------------------------------

پی نوشت‌ها:

[1]: [مفاتیح الحیاه]

[2]: [حلیه المتقین]

[3]: [دعائم الاسلام، ج2 ص 15]




طبقه بندی: اخلاق کاری، 
برچسب ها: اخلاقی و تربیتی›اخلاق اجتماعی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 مهر 1393 توسط : رضا حامدی نیا
قربان‌گاه فضیلت‌هادر آموزه‌های دینی، توصیف فوق العاده مذمومی نیز از دنیا بیان شده است. دنیا دوستی از بزرگ‌ترین و سخت‌ترین حجاب‌هایی است که میان انسان و حقیقت حائل شده می‌شود و از ورود نور ایمان و معرفت به حریم قلب انسان جلوگیری می‌کند. امام خمینی در کلام زیبا در باره دنیا چنین فرمودند: « انسان چون کودک همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیاست و اولاد این آب و خاک است. حب این دنیا در قلبش از اول پیدایش و مغروس است و هرچه بزرگ‌تر شود، این محبت در دل او نمو می‌کند و به‌واسطه این قوای شهویه و آلات لذّت انگیز که خداوند به او مرحمت فرموده برای حفظ شخص و نوع، محبت او روز‌افزون شود و دلبستگی او رو به ازدیاد گذارد و چون این عالم را محل التذاذات و تعیشات خود می‌پندارد و مردن را اسباب انقطاع از آن‌‌ها می‌داند و اگر به حسب برهان حکما یا اخبار انبیا‌ء صلوات‌الله علیهم عقیده‌مند به عالم آخرت شده باشد و به کیفیات و حیات و کمالات آن، قلبش باز از آن بی‌خبر است، چه برسد به آن‌که به مقام اطمینان رسیده باشد؛ لهذا حبّش به این عالم خیلی زیاد می‌شود..» [1]
دنیا

دنیاگرایی مذموم که قربانگاه فضیلت‌ها و ارزش‌های والای انسانی است، محصول نوع نسبتی است که انسان با امور زندگی‌اش خواه مادی و معنوی برقرار می‌کند. نسبتی رکودزا و غفلت‌آور که مانع تحرکات فکری و روحی اثربخش می‌شود.

با تأسف گاهی ارتباط با امور معنوی به گونه‌ای است که معنویت در استخدام کامل من منفعت‌طلب و لذت‌خواه قرار می‌گیرد. این‌که برخی از نردبان معنویت‌گرایی بالا می‌روند تا موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را تثبیت کنند و به یک شهرت اجتماعی دست یابند یا برخی مقامات دنیوی را به چنگ آورند، مصداق همان دنیا‌گرایی مذموم است.

تمامی تأکیدات عقلی و نقلی در این خصوص به همراه تجارب تلخ تاریخی بیانگر آن است که گستره دنیاپرستی فوق‌العاده وسیع است که بسیار فراتر از ماده و جلوه‌های ان است و همان‌طور که بیان شد دنیاپرستی گاهی در پوشش زیبای معنویت نمایان می‌شود، با این حال مظاهر دنیاپرستی در یک نقطه با هم اشتراک دارند و آن پرستش هواهای نفسانی و پیروی از پندارها و خیال‌های واهی شخص دنیاپرست است.

قرآن کریم در مذمت حیات دنیوی این‌گونه می‌فرماید:

« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ؛ [سوره حدید/ آیه 20] بدانید که جز این نیست که زندگی این دنیا بازی و سرگرمی و آرایش نمودن و فخرفروشی تان به یکدیگر و افزون طلبی از همدیگر در اموال و فرزندان است». [2]

کلمه « لهو » به معنای هرچیز و هرکار بیهوده‌ای است که انسان را از کار مهم و مفید باز می‌دارد و به خود مشغول می‌کند. بنابراین، یکی از مصادیق لهو، زندگی مادی دنیاست برای این‌که آدمی را با زرق و برق و آرایش فانی و گول‌زننده خود از زندگی باقی و دائمی باز می‌دارد و به خود مشغول و سرگرم می‌کند.

کلمه« لعب » به معنای کار یا کارهای متوالی است که با نظامی معین و در همین حال بیهوده و بی‌فایده انجام شود، زندگی دنیا همان‌طور که به اعتباری لهو است به اعتبار این‌که برای خود قواعدی دارد لعب نیز هست برای این‌که فانی و زودگذر است. هم‌چنان که بازی‌ها این طور هستند عده‌ای بچه با حرص و شور و هیجان عجیبی بازی را شروع می‌کنند و خیلی زود از آن سیر و از هم جدا می‌شوند و نیز همان‌طوری که بچه‌ها بر سر بازی داد و فریاد راه می‌اندازند و پنجه بر روی هم می‌کشند با این‌که آن‌چه بر سر آن نزاع می‌کنند جز خیالاتی موهوم نیست، مردم مادی نیز بر سر بازیچه دنیا با یگدیگر می‌جنگند.

« زینت» به اصطلاح علم صرف بنای نوع است؛ یعنی می‌فهماند که برای مثال فلانی به نوعی مخصوص خود را آراسته و چه بسا منظور از آن وسیله آرایش باشد و به این منظورش استعمال کنند و آرایش عبارت از آن است که چیز مرغوبی را ضمیمه چیز دیگری کنی تا مردم به‌خاطر جمالی که از این ضمیمه حاصل شده مجذوب آن چیز شوند.

و« تفاخر » به معنای مباهات به حسب و نسب است و « تکاثر » در اموال و اولاد به معنای این است که شخص به دیگری فخر بفروشد که من مال و فرزند بیشتری دارم و زندگی دنیا عرضی است زائل و سرابی است باطل که از یکی از خصائل پنچ‌گانه خالی نیست.

 واین جا همان قربان‌گاه فضیلت‌هاست...

-----------------------------------------------

پی نوشت‌ها:

[1]: [ صحیفه امام/ ج9/ ص 11]




طبقه بندی: اخلاق کاری، 
برچسب ها: اخلاقی و تربیتی›مواعظ اخلاقی›نکته های اخلاقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 مهر 1393 توسط : رضا حامدی نیا
«دکتر غلامرضا جعفری فرزند مرحوم علامه محمد تقی جعفری نقل می‌کند: وقتی‌که در نروژ بودیم (این سفر برای معالجه علامه جعفری و در اواخر حیاتشان بود) یکی از دوستانم استاد را برای شام به‌منزلشان دعوت نمودند. رأس ساعت مقرر من و پدرم به‌منزل آن دوستمان رفتیم. هنگام شام، پدرم ناراحت شد و گفت بوی تعفن می‌آید. من تصور کردم که ممکن است تومور موجود در مرکز فعالیت مراکز بویایی، مغز را دچار اختلال کرده باشد. لذا به پدر توضیح می‌دادم که بوی تعفنی در کار نیست. اما ایشان ضمن ابراز ناراحتی از بوی تعفن، برخاست که برود. منم ناچار با او از منزل دوستم خارج شدم. صبح روز بعد، با آن دوست تماس گرفتم، تا راجع به اتفاق شب گذشته عذر خواهی کنم. اما آن دوستم با کمال تعجب گفت: من خیلی خوشحالم که دیشب استاد در منزل ما شام نخورد. چون من نتوانسته بودم مرغ با ذبح اسلامی (که از شرایط آن ذکر بسم الله است) تهیه کنم، لذا ناچار شدم که مرغ معمولی (با ذبح غیر اسلامی) تهیه کنم. و خودم از این‌که داشتم به استاد غذایی با مرغ غیر ذبح اسلامی می‌دادم ناراحت بودم.»[1]

به‌دلیل نقش مهمی‌که غذای پاک و حلال، در روحیه و اخلاق انسان‌ها دارد، در دین اسلام توجه زیادی به بحث خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها شده و حتی در فقه کتابی تحت عنوان «صید و ذباحه» قرار داده شده است. و شرایطی برای حلیت ذبح و قربانی بیان شده است:

به‌عنوان نمونه یکی از شرایط قربانی، این است‌که: «هنگام ذبح، ذابح (کسی‌که سر می‌برد) نام خدا را بر زبان جاری کند.»[2] و این شرط، علاوه بر حلیت قربانی، اثر وضعی و تکوینی نیز دارد:

«نتایج تحقیقات‌ یك‌ گروه سی نفره، از دانشمندان علوم پزشكی، در كشور سوریه نشان می‌دهد؛ ذكر «بسم الله» در هنگام ذبح حیوانات‌، سبب‌ تأثیر معجزه آسای [سلامت‌] گوشت‌ احشام و پرندگان می‌شود.

تحقیقات‌ سه ساله، روی اختلاف‌ گوشت‌ حیوانات‌ قربانی شده با ذكر «بسم الله»، با گوشت‌ حیواناتی‌كه بدون ذكر این واژه مقدس‌، ذبح شده‌اند،نشان می‌دهد در گوشت‌ قربانی‌هایی‌كه بدون ذكر «بسم الله » ذبح شده‌اند، لخته خون و باكتری و میكروب‌های در حال تكثیر، دیده می‌شود؛ اما این موارد در گوشت‌ حیواناتی‌كه با ذكر «بسم الله» ذبح شده‌اند، مشاهده نشده است‌.

پروفسور خالد حواله، سخنگوی این گروه، اضافه می‌كند: نتایج این تحقیق، هم‌چنین؛ نشان می‌دهد كه در ذبح اسلامی، حیوانات‌ كمتر اذیت‌ می‌شوند و در گوشت‌ حیواناتی‌كه به روش‌ غربی ذبح می‌شوند؛ مسایلی نظیر فساد زود رس‌ دیده می‌شود.»[3]

بنابراین اگر در اسلام عزیز، دستوراتی برای ذبح و قربانی، ذکر شده، همه آن‌ها دارای حکمت‌ها و مصالحی است‌. و رعایت نکردنشان اثرات وضعی و تکوینی به بار خواهد آورد. لذا کسانی‌که متصدی ذبح حیوانات هستند، ضمن آشنایی کامل با آن احکام، باید در صدد پیاده کردن صحیح آن‌ها باشند، تا غذایی پاک و حلال و طیب، در اختیار دیگران قرار دهند.


                       تاثیر بسم الله در قربانی                    

-------------------------------------------------

پی‌نوشت:

[1]. فروغ دانایی، ص 23-24

[2]. تحریرالوسیلة، ج 2، ص 621- 623

http://ourreligion.blogfa.com/post-21.aspx .[3





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 شهریور 1393 توسط : میثم ضیایی
در بین اعضای حیوانات حلال گوشت، قسمت هایی هستند که خوردنشان حرام می‌باشد:

«1-خون 2- فضله 3- نرى 4- فَرْج 5- بچه‌دان 6- غُدَد که آن‌را (دشول) مى‌گویند. 7- تخم که آن‌را (دنبلان) مى‌گویند. 8- چیزى‌که در مغز کلّه است و به‌شکل نخود می‌باشد. 9- مغز حرام، که در میان تیره پشت است.10-پی، که در دو طرف تیره پشت است. 11- زهره دان 12- سپرز (طحال) 13- بول دان(مثانه) 14- حدقه چشم 15- چیزی‌که در میان سُم است و به آن ذات الاشاجع می‌گویند.»[1]

و این امور در واقع جزء خبائث قلمداد می‌گردند. چنان‌چه در قرآن کریم به این امر اشاره شده است: «...وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِث...»،[اعراف،157]؛ «و آن‌چه را پاكیزه و پسندیده است برایشان حلال مى‏‌كند و پلیدى‏‌ها را بر ایشان حرام مى‏‌كند.» 

ولی متأسفانه عده‌ای به این مسأله توجهی ندارند، و نسبت به خرید و فروش و خوردن بعضی از این امور مبالاتی ندارند.

به‌عنوان نمونه در برخی از جاها شاهد عرضه سیخ های دنبلان گوسفند در کنار سیخ های جگر، قلوه و... توسط برخی قصابی‌ها، کبابی‌ها و جگرکی‌ها در کنار خیابان‌ها هستیم.

در حالی‌که دنبلان و یا همان بیضتین حیوان، به طور مسلّم جزء اعضای حرام حیوان می‌باشد. و خوردن آن حرام می‌باشد.

در این زمینه، روایتی قابل تأمل است:

«محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل کرده که وى گفت: محضر مبارک حضرت امام صادق علیه السلام  عرض کردم: چگونه تناول طحال (سپرز) حرام گشته با این‌که از ذبیحه محسوب مى‏‌شود؟ حضرت فرمودند: قوچى از ثبیر (کوهى است در مکّه) بر جناب ابراهیم علیه السلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض کرد: نصیب من‌را از این قوچ بده. ابراهیم علیه السلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این‌که قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى‌‏باشد؟ خداوند متعال به آن حضرت وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‌‏باشد؛ زیرا طحال مرکز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است؛ زیرا مکان نکاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‌‏باشد.

حضرت ابراهیم علیه السلام طحال و بیضتین را به ابلیس دادند.»[2]

بنابراین شایسته است‌که نسبت به این مسأله توجه کامل داشته باشیم و اموری را که جزء خبائث و پلیدی‌ها می‌باشد و قطعا مصرف آن‌ها، مضرات فراوانی دارد را در لیست سبد غذایی خود قرار ندهیم. و نیز کسانی‌که متصدی فروش می‌باشند، باید از فروختن آن‌ها خودداری نمایند.


پی‌نوشت:

[1]. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌2، ص 596، م 2626.

[2]. علل الشرائع، ج 2، ص 562، علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى، ج ‏2، ص 788 و 789





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط : میثم ضیایی
«سال‌ها پیش از انقلاب، شخصی به محضر مرحوم آیت‌الله گلپایگانی رسید تا مبلغی حدود 200 هزار تومان (که در آن زمان پول بسیار زیادی بود) به‌عنوان سهم امام (یعنی بخشی از خمس) بپردازد.

آقا پرسیدند: شغل شما چیست؟

ــ قصابم.

ــ در کجا؟

ــ در تهران.

ــ با گوشت‌های ذبح غیراسلامی و یخ زده‌ای‌که در این ایام وارد کشور می‌شود و به‌ فروش می‌رسد، چه می‌کنید؟

ــ ما فروشنده‌ایم، کاری به حلال و حرام گوشت نداریم!

آیت‌الله گلپایگانی با تغییری‌که در رنگ و صورتشان پیدا شد، فرمودند: چطور مسایل شرعی مربوط به شغل خود را یاد نگرفته‌ای و دست به این شغل خطرناک زده‌ای؟! تو غذای مردم را تامین می‌کنی!

قصاب گفت: مردم خودشان مسؤول خوراکشان هستند.

آقا فرمودند: مردم به بازار اسلامی مراجعه می‌کنند و شما از این مصونیت سوءاستفاده کرده، بازار حرام‌خوری آماده می‌کنید و ذبح غیراسلامی در اختیار مردم قرار داده و مردم را به حرام‌خواری عادت می‌دهید. پول‌ها را از برابر من بردارید!

قصاب پرسید: چرا؟

فرمودند: این پول‌ها مشکوک و اموال حرام است، و شما مسئول باز گرداندن آن به صاحبانشان هستید.

قصاب گفت: حضرت آیت‌الله، من سهم امام و خمس می‌پردازم و امیدوارم خداوند از این طریق مرا ببخشد.

آیت‌الله گلپایگانی فرمودند: این نه سبب نجات تو می‌شود و نه من اجازه دارم که جهت حوزه علمیه و طلاب و برای نشر اسلام مصرف کنم. ما در حوزه علمیه به طلاب، شهریه پاک می‌دهیم که از سهم امام سلام‌الله علیه است، تا طلاب نماز شبشان فراموش نشود؛ اما این پول حرام، نماز صبح طلاب را نیز به قضا و فساد می‌کشاند!»[1]

آری، قصابان محترم، یکی از اصنافی‌ هستند که در تأمین بخشی از غذای مردم سهیم می‌باشند. و مردم با توجه به  این‌که در جامعه اسلامی زندگی می‌کنند، و اعتماد به بازار مسلمین دارند، به‌راحتی از آن‌ها خرید می‌کنند. ولکن این مسأله نباید باعث گردد که آن عزیزان، در رعایت حلال و حرام مربوط به گوشت قربانی، بی مبالات باشند. بلکه باید نهایت دقت را در این امر داشته باشند، که غذا و لقمه حرام، اثر وضعی دارد و سبب سلب توفیقات معنوی، خواهد گشت.

حق‌تعالی در قرآن کریم توفیق انجام دادن عمل صالح، را در سایه‏ تغذیه حلال و طیب بر می‌شمارد:

«یا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ»، [مومنون،51]؛ «اى رسولان، از غذاهاى پاكیزه (حلال) تناول كنید و به نیكوكارى و اعمال صالح پردازید كه من به هر چه مى‏‌كنید آگاهم.»

چنان‌چه در برخی آیات، رعایت تقوا را متوقف بر ارتزاق از لقمه حلال می‌داند:

 «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُون»، [مائده،88]؛ «و از نعمت هاى حلال و پاكیزه‌‏اى كه خدا روزى شما فرموده بخورید و از خدایى‌كه به او ایمان دارید، پروا كنید.»


---------------------------------

پی‌نوشت:

[1]. http://abna.co/data.asp?lang=1&Id=327506





طبقه بندی: اخلاق کاری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط : میثم ضیایی
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3