تبلیغات
معراج - مطالب اخلاق فررزند داری


 آیا با این شیوه تربیتی در نظام آموزشی کشورمی‌توان گفت که در بخش تعلیمات دینی و اخلاقی دچار کاستی و ناکارآمد نیستیم؟ حال این‌که بخش مهمی از برنامه‌های تربیتی نظام آموزشی کشور، اختصاص به تربیت اخلاقی داردو با این حال، به اذعان صاحب ‌نظران هنوز اهداف مورد نظر محقق نشده است و اشکلات فروانی در این زمینه وجود دارد. این امر نشان می‌دهد که محتوا و فرایند تربیت اخلاقی در همه یا برخی از ابعاد دچار نواقصی است.

تربیت اخلاقی نوعی تغییر است که قلمروهای عقلی، عاطفی و رفتاری را در بر می‌گیرد. مربی باید امور خوب را از بد باز شناسد، عواطف معینی داشته باشد و عمل او، جلوه درک و احساس اخلاقی او باشد.

در این میان، معرفت، مقدمه ضروری و شرط لازم برای سایر عناصر تربیت محسوب می‌شود. اراده با آن‌که آخرین حلقه علت تامه و تعیین کننده نهایی عمل اخلاقی است، امّا مسبوق به علم است و متعلق اراده باید در ظرف اراده که همان نفس باشد تحقق داشته باشد، یعنی برای فاعل معلوم باشد.به عبارت دیگر، انسان تنها آن کاری را اراده می‌کند که کمال خود تشخیص داده باشد.

عواطف نیز گرچه نقش مهمی در عمل اخلاقی دارند و محرک و برانگیزاننده عمل هستند، اما عموما مبدأ معرفتی دارند. بنایراین نقص معرفتی منجر به اشکلاتی در سایر مبادی عمل خواهد شد. در سال‌‌های اخیر، تحقیقات زیادی در مورد کیفیت تربیت اخلاقی در مدارس کشور و آسیب ‌شناسی آن انجام شده است. اما مسئله این است که ما در بخش تعلیمات دینی و اخلاقی دچار ناکارآمدی‌ها و کاستی‌های جدی هستیم.

تحقیقات نشان می‌دهند که در تربیت دینی و اخلاقی صرفا بر انتقال اطلاعات و حفظ طوطی‌وار آن‌ها توسط دانش‌آموزان تأکید می‌شود. اما مولفه‌های مهمی مانند اقناع عقلی، تقویت استدلال و نقادی و رفع شبهات در حال اهمال و فراموشی است.

روشن است است که چنین اقداماتی که به سختی می‌توان آن را تعلیم و تربیت نامید؛ نمی‌تواند تغییرات عمیق و پایداری در باورهای دانش‌اموزان ایجاد کند و آن‌ها را به سوی عمل سوق دهد. شاید بتوان گفت که علت این مشکل آن است که ما از شیوه قرآن کریم برای معرفت‌بخشی غافل شده‌ایم.

اساسا یکی از مقاصد نزول قرآن کریم، تعلیم اخلاق فاضله و برتری بوده است و قرآن برای این کار، روش خاصی را در پیش گرفته است که می‌توان آن را روش تبیین نامید. روش تبیینی قرآن را می‌توان در تمام حوزه‌های تربیت به کار گرفت.

کودک قرآن خوان
خداوند متعال شیوه تبیین را چه زیبا برای معرفت بخشی و فهماندن مطالب در پیش گرفته و آن را از شئون ربوبیت خود دانسته« فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ؛ [انعام/157]پس همانا برای شما حجت و برهان و مایه هدایت و رحمتی از جانب پروردگارتان آمد».  و حتی بر خود و اجب کرده است؛ « ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ». [قیامه/19]

خداوند در کتاب مبین خویش، تعالیم نجات بخش خود که مشتمل بر توحید، حقانیت رسالت پیامبر و کتاب خدا، احکام عملی و اخلاقیات را تبیین کرده است.

افزون بر این، موارداختلاف را توضیح می‌دهد؛ سیمای نیکوکاران و مجرمان و راه و رسم زندگی ایشان را نیز به روشنی بیان می‌کند و سرنوشت و عذاب‌های امت‌های پیشین را در قالب نمونه‌های متعدد روشن می‌سازد تا مایه عبرت و آگاهی بیشتر مردم شود.

این چنین است که خداوند طریق هدایت و رشد را به روشنی تبیین و از طریق ظلالت و گمراهی متمایز می‌کند تا زمینه انتخاب آگاهانه و ایمان و عمل صالح که تنها ملاک سعادت انسان است، فراهم شود.

بر این اساس، می‌توان تبیین را اساسی‌ترین مرحله هدایت انسان دانست. هدایت الهی با تبیین از سوی خداوند و رسولان او آغاز می‌شود، با ایمان و عمل صالح تحقق می‌یابد و سبب می‌شود که انسان، شایسته دریافت رحمت و بشارت الهی شود.« وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ؛[نحل 89] و این کتاب را بر تو فرو فرستادیم در حالی که بیان رسا و روشنگر هر چیزی ( از علوم و معارف ) است و سراپا هدایت و رحمت و مایه بشارت برای مسلمانان است.».

روشن شد که تبیین، نقش اساسی در هدایت، تربیت و سعادت انسان دارد. واین روش اگر در برنامه‌های تربیتی نظام آموزشی کشور اجرا شود از لحاظ کیفیت تربیتی در مدارس کشور در بخش تعلیمات دینی و اخلاقی دچار ناکارآمدی‌ها و کاستی‌های نخواهیم شد.




طبقه بندی: اخلاق خانوادگی،  اخلاق فررزند داری،  آسیب های جامعه«اجتماعی»، 
برچسب ها: اخلاقی و تربیتی›اخلاق اجتماعی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 مهر 1393 توسط : رضا حامدی نیا
مرد با نگرانی درباره فرزندش صحبت می‌كرد، دغدغه‌اش این بود: فرزندم حاضر نیست با من نشست و برخاست كند و همچنان از من فراری است، دلم به حال فرزندم می‌سوزد، خواهش می‌كنم كمكم كنید...
وقتی خوب به حرف‌هایش زوم كردم، متوجه شدم عقیده دارد كه؛ محبت كردن و ابراز علاقه به فرزند باعث می‌شود كه او لوس شود، به همین عقیده با فرزندش همانند یك زندانی یا اسیر برخورد كرده است ....
به نظر من علت فرار این فرزند از پدرش به خاطر همین بی‌محبتی است چرا كه انسان‌ها تشنه محبت هستند؛ در مرحله اول این محبت را از والدین خود طلب می‌كنند، اگر والدین به آن‌ها محبت كافی كردند بچه‌ها نیز همیشه با آن‌ها همراه خواهند بود، و اگر محبت نكردن بچه‌ها این نیاز را از دیگران طلب خواهند كرد و هر كسی كه به آن ها محبت كند جذب او خواهند شد همان گونه كه طبیب همه درد‌ها حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
«قلب‌های انسان‌ها وحشی است، هر کس به آن‌ها محبت کند به او روی خواهند آورد.». [1]
قطعا قلب پدر و مادر به انداره كافی محبت در خود جای دارد كه با تزیق آن به فرزندان این حق ادا خواهد شد، اما ممكن است برخی از والدین با روش‌های ابراز محبت آشنا نباشند...
1:ابراز با زبان و گفتن كلمات عاشقانه  همان گونه كه در مطلب قبل در این خصوص مطالب و احادیثی را نوشتم...
2: بازی کردن با کودکان: کودکان به بازی علاقه زیادی دارند و اگر کسی با آن‌ها بازی کند این نکته را برداشت می‌کنند که او دوست‌شان دارد. بازی کردن با کودکان اصلا عیب و عار نیست همان گونه که بهترین بنده خدا یعنی رسول کرامت و رحمت با فرزندان خود بازی می‌کرد، جابر بن عبدالله می‌گوید:
«روزی خدمت پیامبر رسیدم دیدم که حسن و حسین بر پشت او سوار بودند و پیامبر برای آن‌ها زانو زده بود و می‌گفت چه شتر خوبی دارید و شما هم چه شتر سواران خوبی هستید.» [2]
پیامبر مهربان بود؛و مهربانی خود را ابراز می‌نمود که حتی برای فرزند دیگران نیز از خود مایه می‌گذاشت و در محبت کردن به آن‌ها از هیچ كاری دریغ نمی‌كرد؛ همان گونه که نقل می‌کنند:
«روزی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله برای نماز به مسجد می‌رفت. در راه، گروهی از کودکان انصار بازی می‌کردند؛ تا آن حضرت را دیدند، دور او جمع شدند و به دامن او آویختند به گمان این‌که چون آن حضرت همواره حسن و حسین علیهما السلام را بر دوش خود می‌گرفت، این بار آنها را نیز به دوش بگیرد. پیامبر از یک سو نمی‌خواست آن‌ها را برنجاند و از سویی دیگر مردم در مسجد منتظرش بودند و می‌خواست خود را به مسجد برساند. در این حال، بلال حبشی از مسجد بیرون آمد و به جست وجوی پیامبر پرداخت. پس از مدتی، آن حضرت را کنار گروهی از کودکان یافت و جریان را فهمید. خواست کودکان را تنبیه کند، ولی پیامبر او را از این کار نهی کرد و فرمود: تنگ شدن وقت نماز، برای من بهتر از رنجاندن کودکان است. آن گاه به بلال فرمود: به خانه برو و آن چه از گردو یا خرما یافتی، بیاور تا خود را از این کودکان باز خرید کنم.بلال رفت و پس از جست وجو، هشت دانه گردو یافت و آن را به حضور پیامبر آورد. پیامبر آن‌ها را میان کودکان تقسیم کرد و بدین گونه کودکان راضی شدند آن حضرت را آزاد کنند.
بله پیامبر با این روش خود خاطره خوشی را در ذهن بچه‌ها رقم زد، و به آن ها فهماند که دوستشان دارد و حاضر است در سخت ترین شرایط با آن ها باز ی کند.» [3]
3: بوسیدن کودکان: دل پاک کودک آئینه‌اى است درخشان و اظهار محبت پدر و مادر به فرزند خود و به خصوص بوسیدن او، آئینه روح کودک را جلا مى‌دهد و به طور خلاصه مهرورزى والدین ضامن سلامت روحى و تعادل عاطفى کودک است که این بوسیده علاوه بر تامین نیاز عاطفی فرزندان برای والدین اجر و پاداش بسیار زیادی نیز دارد همان گونه که از رسول گرامی اسلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
 «فرزندن خود را ببوسید که برای هر بوسه درجه در بهشت به شما خواهند داد که فاصله هر درجه پانصد سال است.» [4]
ابن عباس می‌گوید: :عایشه نزد رسول خدا رفت در حالی که پیامبر فاطمه را می‌بوسید، عایشه عرض کرد: ای رسول خدا ! آیا او را دوست می‌دارید؟ پیامبر فرمود: آگاه باش ! به خدا سوگند اگر تو از مقداری که من او را دوست دارم آگاه بودی بر محبت خود با او می‌افزودی.» [5]
مفضل می‌گوید: «نزد امام کاظم علیه السلام رفتم در حالی که فرزندش علی را بر دامان خود نهاده بود، او را می‌بوسید و زبانش را می‌مکید و او را بر شانه خویش می‌گذاشت و در بغل می‌فشرد و می‌گفت: پدرت به فدایت! چه بوی خوش و چه طبع پاکی و چه فضائل آشکاری داری.» [6]
كه این دو روایت اقسام زیادی از ابراز محبت كه عبارت باشند از: بوسیدن، ابزاز با زبان، بغل گرفتن، را بیان می‌كنند و این‌ها شاه‌راهای ابزرا محبت هستند
و نبوسیدن فرزندان نشانه قصاوت قلب و یکی از نشانه‌های اهل جهنم بودن افراد می‌باشد همان گونه که نقل می‌کنند
 مردى به حضور پیامبر رسید و عرض کرد یا رسول الله من تاکنون هیچ یک از فرزندانم را نبوسیده‌ام. هنگامى که از نزد آن حضرت بیرون رفت پیامبر - که از شدت قساوت و بى رحمى او سخت شگفت زده شده بود - فرمود: این مرد نزد من از اهل جهنم است. [7]


منابع:
[1]. «قلوب الرجال وحشیه فمن تألفها أقبلت علیه ». [وسائل الشیعه ج ۸ ص ۵۱۰ ش ۳]
[2]. :بحار الانوار ج 43 ص 285
[3]. نفائس الاخبار ص 32 و داستان ها و حکایت های مسجد
[4]. «عن النبیّ صلّى اللَّه علیه و آله قال: قبّلوا أولادکم فإنّ لکم بکلّ قبلة درجة فی الجنّة، ما بین کلّ درجتین خمسمائة عام» . [مکارم الخلاق ص 220]
[5].  عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ دَخَلَتْ عَائِشَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ یُقَبِّلُ فَاطِمَةَ فَقَالَتْ لَهُ أَ تُحِبُّهَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتِ حُبِّی لَهَا لَازْدَدْتِ لَهَا حُبّ». [بحار الانوار ج 43 ص 5]
[6]. «قال مفضل بن عمر: دخلت على ابى الحسن موسى بن جعفر - علیه السلام - و على ابنه فى حجره و هو یقبله و یمص لسانه و یضعه على عاتقه و یضمه الیه و یقول باءبى اءنت ما اءطیب ریحک و اءطهر خلقک و اءبین فضلک». [وسائل الشیعه، ج 18 ص 557 ش 2]
[7]. «قال رجل: ما قبلت صبیا لى قط، فلما ولى قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) هذا رجل عندى اءنه من اهل النار». [وسائل الشیعه ، ج 15، ص 202]




طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 دی 1392 توسط : سجاد
از محبت تلخ‌ها شیرین شود        وز محبت مس‌ها زرین شود
از محبت دردها صافی شود         وز محبت دردها شافی شود
از محبت خارها گل می‌شود       وز محبت سرکه‌ها مل می‌شود. [1]
تلفن دفتر زنگ خورد، گوشی را برداشتم، دختری دبیرستانی پشت خط بود، صدای لرزانش اجازه صحبت كردن نمی‌داد، هق هق گریه گلویش را گرفته بود، بعد از چند لحظه شروع به حرف زدن كرد، اولین جمله‌ای كه گفت: حاج آقا می‌خواهم خودكشی كنم!!!!
چرا؟ مگر چی شده است؟
گفت: من تنها فرزند خانه هستم، نه خواهری، نه برادری، نه همدم و مونسی،
گفتم، بسیاری از دختران هستند كه شرایط شما را دارند؛ اما چرا شما به خودكشی فكر می‌كنید؟ در حالی كه از امكانات زیادی برخوردار هستید؟!!!
گفت: من از نظر مادی تامین هستم، اما پدرم معمولا ماموریت است و خیلی وقت‌ها خانه نیست، مادرم كه همیشه خانه است به من محبت نمی‌كند، دست به سرم نمی‌كشد، كلمات محبت آمیز به من نمی‌گوید، همیشه مواخذه‌ام می‌كند و با دیگر دختران مقایسه می‌كند، كلمات ركیك به من می‌زند و...

در هر انسانی به خصوص فرزندان نیاز به محبت حتی از نیاز به آب و غذا مهم‌تر است؛ فرزندان صبح که از خواب بیدار می‌شوند، تا شب، همان گونه که نیاز به آب و غذا داردند نیاز به مهر و محبت والدین و اطرافیان خود نیز داردند همان گونه که رسول گرامی اسلام به این نیاز فرزندانشان پاسخ می‌دادند نقل می‌کنند پیامبر صل الله علیه و آله هر روز صبح بر سر فرزندان و نواده‌های خویش دست محبت می‌کشید. [2]
محبت کردن به دیگران از جمله فرزندان آن قدر موثر می‌باشد که قلب انسان‌ها را به سوی شخص محبت کننده جذب می‌كند همان گونه که امیر المومنین علیه السلام می‌فرماید:
قلب‌های انسان‌ها وحشی است، هر کس به آن‌ها محبت کند به او روی خواهند آورد. [3]

مطمئنا همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و فرزندان پاره تن آن‌ها می‌باشد و شب و روز از روی محبتی که دارند؛ برای رفاه حال فرزندان خود تلاش و کوشش می‌کنند ولی نکته‌ای که بسیار مهم می‌باشد این است که: وقتی این تلاش‌ها نتیجه بخش خواهد بود که این محبت را ابراز نماید و البته این مخصوص فرزندان نیست بلکه انسان هر کسی را که دوست دارد باید دوستی و محبتش را به او ابراز کند. نقل می‌کنند:
مردی از کنار مسجد می‌گذشت و امام باقر علیه السلام نیز نشسته بود، یکی از اصحاب عرض کرد: به خدا من این مرد را دوست دارم، امام باقر علیه السلام فرمود: برخیز و او را از این محبت خود آگاه کن؛ زیرا این کار موجب بقای دوستی می‌شود و برای سازگاری بهتر می‌باشد
. [4]
پس نتیجه می‌گیریم ابراز دوستی اهمیتش حتی از خود دوست داشتن بالا تر است؛ چرا كه همین ابراز ولو اگر واقعی نباشه اثر بخش است چه رسد زمانی كه واقعی و از تمام وجود باشد، پس والدین هم باید دوستیشان را ابراز كنند چرا كه این دوستی رابطه بین والدین و فرزند را قوی‌تر خواهد كرد همان گونه که امام کاظم علیه‌السلام از رسول گرامی اسلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند:
هر گاه یکی از شما برادر ایمانی‌اش را دوست دارد، او را از این دوستی آگاه کند، این کار برای ادامه دوستی و رابطه شما بهتر است
. [5]
روش‌های ابراز محبت نسبت به کودکان:
1:بیان محبت با زبان: زبان سخن‌گوی قلب و دل انسان است، وقتی اتفاقی در دل و روح انسان می‌افتد زبان این اتفاق را به دیگران اطلاع می‌دهد؛ پس هر گاه در دلتان احساس کردید کسی را دوست دارید حتما آن شخص را از این احساس با خبر سازید و گفتن با زبان برای فرزندان بسیار موثر می‌باشد همان گونه که نقل می‌کنند امیر المومنین احساس قلبی خود نسبت به امام حسن مجتبی علیه السلام را این گونه بیان می‌کند:
و تو را دیدم که پاره‌ای از منی، بلکه دانستم که مرا همه جان و تنی، چنان‌که اگر آسیبی به تو برسد به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو بیاید به سراغ من آمده، رشته زندگی مرا پاره کرده است، پس کار تو را چون کار خود شمردم و این اندرزها را به تو دادم تا تو را پشتیبانی بکند
. [6]

ان شاالله روش های دیگر ابراز محبت در مطالب بعدی...ادامه دارد...


منابع:
[1]. راه روشن تربیت از دیدگاه امام علی علیه السلام ترجمه راد منش ص 290
[2]. «کانَ النَّبىُّ صل ‏الله‏ علیه‏ و‏آله إذا أَصبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤُوسِ وُلدِهِ وَوُلدِ وُلدِهِ». [بحارالأنوار، ج 104 ، ص 99، ح 75] «»
[3]. «قلوب الرجال وحشیه فمن تألفها أقبلت علیه ». [وسائل الشیعه ج 8 ص 510 ش 3]
[4]. بحار الانوار ج 74 ص 181
[5]. بحار الانوار ج 74 ص 182
[6]. نهج البلاغه نامه 31 ص 38





طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آذر 1392 توسط : سجاد
وقت نماز بود، صدای اذان از پشت پنجره خانه، دل را نوازش می كرد، بچه ها داخل اتاق مشغول بازی بودند، مادر وضو گرفته بود، و پدر هم در حال وضو گرفتن بود، بچه‌ها همین طور كه بازی می‌كردند به اعمال و رفتار پدر و مادر توجه داشتند.
مادر چادر زیبا و سفیدی كه به هنگام نماز به سرش می انداخت، را به سر انداخت،  چرا كه با آن چادر، حوریه‌ای زیبا و مهربان می‌شد كه تماشایش آرامش‌بخش بود، جاه نماز زیبایش را وسط اتاق پهن كرد، عطر مخصوص نماز كه وقتی در فضا می‌پیچید همه را مدهوش می‌كرد، باز در فضای خانه می‌چرخید، بچه‌ها این حالت مادر را خیلی دوست داشتند و البته پدر هم مشغول پوشیدن لباس‌های زیبایش و شانه كردن موهایش برای رفتن به مسجد بود.

مادر آرام آرام وارد نماز شد، به چه زیبا بود تماشا كردِن ملكوت مادر، بچه‌ها چقدر دوست داشتند كه در این ملكوت شریك باشند و لذا آن ها نیز به تقلید از مادرشان به معراج رفتند...
بله یكی از راه‌های تربیت فرزندان این است كه والدین به هنگام انجام عبادت و گفتگوی با خدا بهترین و زیباترین لباس‌هایشان را بپوشند و خودشان را خشبو كنند، بچه‌ها از این اعمال می‌فهمند كه این عملی كه انجام می‌شود بسیار مهم است و لذا به آن علاقه‌مند می‌شوند و به مرور زمان اهمیت آن با گوشت و پوستشان آمیخته می‌شود.
خداوند مهربان نیز انسان‌ها را دعوت كرده است كه هنگام نماز لباس‌های زیبا و ...بپوشند و فرموده است:
«زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید». [1]
 این جمله مى‏‌تواند هم اشاره به" زینت‌هاى جسمانى" باشد كه شامل پوشیدن لباس‌هاى مرتب و پاك و تمیز، و شانه زدن موها، و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏‌شود، و هم شامل" زینت‌هاى معنوى"، یعنى صفات انسانى و ملكات اخلاقى و پاكى نیت و اخلاص باشد. [2]
یكی دیگر از عوامل تربیت فرزندان پر كردن اوقات فراغت است، اگر به بزهكاری و راه خلاف رفتن بسیاری از جوانان خوب زوم كنیم و زیر زره بین علت و معلول قرار دهیم می‌بینیم كه این شخص زمانی سراغ بزهكاری و خلاف رفته است كه اوقات فراغت داشته و از بیكاری و گذران عمر به این راه متوسل شده است، چرا كه اگر انسان خودش را مشغول كاری نكند هوای نفس و شیطان او را به طرف خود كشیده و به سوی خلاف می‌برد ..همان گونه كه امیر المومنین در این خصوص می فرماید:
«اگر تو خودت‌ را متوجه‌ كاری‌ نكنی‌، نفس‌ تورا مشغول‌ به‌ خودش‌ می‌كند.» [3]
بله اگر پدر و مادر كه دلسوزان اصلی فرزند هستند برای فرزندشان برنامه ریزی نداشته باشند و از طریق درست اوقات فراغتشان را پر نكند قطعا هوای نفس و شیطان برای او برنامه ریزی خواهند كرد و طبق میل خودشان او را تربیت خواهند كرد.
یكی دیگر از راه های تربیت درست فرزندان، خوش اخلاقی با آن‌ها است، چرا كه اولین مرحله تربیت جذب كردن آن شخص به سوی خود است و برای این كه انسان بتواند كسی را به سوی خودش جذب كند باید با او از در مهربانی و خوش اخلاقی وارد شود، حتی رسول خدا هم كه پیامبر الهی است و برای تربیت عموم مردم مبعوث شده بود، به وسیله اخلاق خوشش بود كه مردم را به طرف خودش جذب نموده بود و خداوند از این مساله پرده برداشته و می‌فرماید:
«به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏‌شدند.»... [4]
این آیه به خوبی نشان می‌دهد حتی پیامبر هم برای تربیت نیاز به اخلاق خوش و مهربانی دارد، چرا كه انسان طبیعتا دنبال كسی می‌رود كه به او مهر می‌ورزد و از خشونت و سنگدلی بیزار است، در كانون خانواده هم اگر مهر و محبت و خوش اخلاقی حاكم باشد قطعا بچه‌ها به محیط خانه علاقه‌مند خواهند شد و اگر سنگدلی و خشونت حاكم باشد بچه‌ها با كمتر محبتی كه از دیگران ببینند جذب آنها می‌شوند و چه بسا به دام افراد شیاد و خلاف‌كار بیفتند چرا كه آن‌ها در ابتدای امر برای جذب دیگران خود را شخصی دلسوز و مهربان معرفی می‌كنند و وقتی انحراف مورد نظرشان را اعمال كردند چهره واقعی خودشان را نشان می دهند...
ولی اگر این بچه در خانه ارضا می‌شد و مورد مهر و محبت قرار می‌گرفت سراغ این شیادان و فاسدان نمی‌رفت و در تنیجه به گناه و فساد الوده نمی‌گشت.


منابع:
[1]. یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد...». [سوره اعراف آیه 31]
[2].تفسیر نمونه ذیل آیه فوق
[3]. النفس‌ ان‌ لم‌ تشغله‌ شغلك؛» . [ عزرالحكم /318]
[4]. فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلین». [آل عمران آیه 159]





طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آذر 1392 توسط : سجاد
به خانه‌ای جهت مهمانی رفته بودم، خانه‌ای مرتب، با تزینات بسیار گران قیمت، جذب تماشای تزینات خانه بودم؛ كه پسر بچه‌ای  3 الی 4 ساله، كنارم آمد و پس از چند لحظه نشستن، شروع به بازی و دست زدن به تزیینات خانه كرد، فرزند صاحب خانه بود، انگار دلش برای لمس كردن تزینات خانه لك زده بود، پدرش زیر چشمی نگاه‌های تند می‌كرد، مادر هم در خارج از اتاق انتظار برگشت این بچه را داشت كه یك دعوای حسابی بكند، پدر چند لحظه‌ای تحمل كرد، آخر تاب نیاورد و با عصبانیت فرزندش را از اتاق بیرون كرد. در هیمن حین بود كه صدای گریه بچه بلند شد كه احتمالا به خاطر دعوای مادر بود..
متاسفانه این گونه تفكر كه بچه باید از همین كودكی با ادب باشد و وسایل را خراب نكند و یا این كه ساكت باشد، و ...سخت گیرهای غیر منطقی و گاهی غیر انسانی در حق بچه انجام می‌دهند؛ در حالی كه این روش در اسلام مورد قبول نیست، همان گونه كه پیامبر در خصوص تربیت فرزند می‌فرماید:
«فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است.». [1]
پیامبر خدا در این كلام نورانی بچه را تا هفت سال به یك مولا و سرور تشبیه كرده است؛ همان گونه كه همه باید به سرور احترام بگذارند فرزند تا 7 سالگی نیز چنین باید مورد احترام والدین قرار بگیرد، همان گونه كه كسی نمی تواند مولا و سرور منزلش را كتك بزند، كتك زدن فرزند تا 7 سال ممنوع می‌باشد
همان گونه تزینات یك منزل برای خوشحال كردن و لذت بردن مولا و سرور آن خانه است و در صورتی كه این مساله برای سرور و مولا باعث درد سر شود باید از او دور كرد و یا اصلا داخل منزل نیاورد در مورد بچه هم همین حكم است، پدر و مادر یا نباید تزینات شكستنی را در دسترس فرزندشان قرار بدهند و یا اگر شكست و خراب شد با فرزندشان به خاطر شكستن آن دعوا نكنند و...
اگر پدر و مادری به خاطر این گونه مسائل جلوی بازی كردن و تخلیه انرژی فرزندشان را بگیرند، این نوعی ظلم به فرزند است؛ چرا كه بازی كردن بچه در این سن، آینده‌اش را می‌سازد همان گونه كه در روایتی از رسول خدا این گونه نقل شده كه حضرت فرمودند:
«بازى گوشى كودك در خردسالى اش مایه فزونى عقل در بزرگسالى اوست.». [2]
همان گونه امام صادق نیز به این نكته پرداخته و بازی را تا سن قبل از 7 سالگی برای بچه ها توصیه نموده و فرموده است:
«طفل هفت سال بازی كند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال حلال و حرام (احکام الهی) را یاد بگیرد.». [3]
با توجه به این مسائل می شود به این نتیجه رسید كه با سختگیری و اخم و كتك نمی‌شود فرزند را تربیت نمود همان گونه كه امام علی علیه السلام در این خصوص می‌فرماید:
«با خشم، تربیت ممكن نیست .». [4]
پیامبر اسلام خود نیز كه بزرگ استاد انسانیت است با فرزندان به تندی برخورد نمی‌كرد بلكه وقتی فرزندان بر دوش او در حال نماز بودند با رفق با آنان برخورد نمود و با مهربانی و طولانی كردن سجده به بازی فرزندانش احترام گذاشت«5»
نتیجه این كه زمانی فرزند شما داری خلق حسن و ادب و تربیت صحیح خواهد شد كه اولا در  دوران كودكی با او با خشونت برخورد نكنید و در مرحله بعد موجبات بازی كردنش را فراهم سازید تا به این وسیله تخلیه انرژی كند و در لحظه لحظه زندگی مهربانی و صبر را سرلوحه زندگی خود ساخته و با فرزندتان مهربان باشید.

 

منابع:
[1]. « الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ». [مكارم‏ الاخلاق، ص 222.]
[2].  «عَرامَةُ الصَّبِىِّ فى صِغَرِهِ زیادَةٌ فى عَقلِهِ فى كِبَرِهِ؛». [دعائم الاسلام، ج1، ص194]
[3].  «اَلْغُلامُ یَلْعَبُ سَبْعَ سِنینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنینَ و یَتَعَلَّمُ الْحَلالَ و الْحَرامَسَبْعَ سِنینَ.». [الكافی، ج 6، ص 46]
[4]. «لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ؛» . [تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص303 ، ح 6912 ]
[5]صدوق،  ص 351.





طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آذر 1392 توسط : سجاد
 عصر جاهلیت، زمانی كه هنوز علم پیشرفتی نكرده بود، مردم شتر چران بودن، تفكری به نام فرزند كشی از ترس فقر و نداری انجام می‌گرفت، كه علاوه بر كشتن دختران پسران را نیز از ترس فقر می‌كشتند[1]  امروزه هم كه همه ادعای علم و دانش را دارند این عمل به شیوه‌های جدید به همان بهانه در حال انجام شدن است
بله جلوگیری از انعقاد نطفه و بسنده كردن به یك یا دو فررزند؛ تكرار همان اعمال عصر جاهلیت است. امروزه هم به بهانه گران شدن امكانات زندگی و عدم قدرت بر تامین هزینه‌های فرزند از تولید نسل جلوگیری می‌شود؛ در حالی كه روزی همه ما به دست خالق یكتاست، همان خدایی كه به پدر و مادر روزی می‌دهد، عهده دار روزی فررزندان شده است و می‌فرماید.
 «به پدر و مادر نیكى كنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشید! ما شما و آن‌ها را روزى مى‏‌دهیم».
[2]
در عصر جاهلیت؛ كشاكش چنان مى‏‌شد كه پدر و فرزند در مقابل هم قرار مى‏‌گرفتند به گونه‌‏اى كه گویى بقاى یكى به فناى دیگرى وابسته بود. از این رو فرزندان خود را مى‏‌كشتند. یا آنان را از سر راه خود دور مى‏‌كردند تا در نعمت‌هاى دنیا مزاحم ایشان نشوند و با این اعمال ناپسند، مانع پدید آمدن و رشد نسل مى‏‌شدند.
[3]
 امروز هم این كشاكش وجود دارد و خانوداه‌ها برای رفاه حال خود مانع از تولید نسل می‌شوند و به یك فرزند یا دو فرزند قانع می‌شوند و اگر هم ناخواسته نطفه‌ای در رحم قرار بگیرد با كورتاژ مانع از رشد او شده، با فنای او می‌خواهند رفاه خود را تضمین كنند.
همه این اعمال به خاطر این هست كه برخی فرزند زیاد را نوعی گرفتاری می‌دانند و آن را مانع رفاه حال خود می‌دانند، اما این گونه تفكر بسیار اشتباه است چرا كه خداوند از فرزند به زینت دنیا تعبیر كرده و فرموده است:
«مال و فرزند، زینت زندگى دنیاست».
[4]
همان گونه كه انسان از داشتن مال زیاد خوشنود می‌شود و شب روز برای كسبش تلاش می‌كند، چرا كه با مال می تواند زندگیش را سروسامان بدهد و زیبا كند فرزند نیز همچنین خاصیتی دارد و باعث زیبا شدن زندگی می‌گردد.

در حقیقت در این آیه انگشت روى دو قسمت از مهم‌‏ترین سرمایه‏‌هاى زندگى دنیا گذارده شده است كه بقیه به آن وابسته است،" نیروى اقتصادى" و" نیروى انسانى" چرا كه براى رسیدن به هر مقصودى از مقاصد مادى حتما این دو نیرو لازم است، و به همین دلیل آن‌ها كه بر تخت قدرت مى‏‌نشینند سعى در جمع‏‌آورى این دو نیرو مى‏‌كنند، مخصوصا در زمان‏‌هاى گذشته هر كس فرزندان بیشترى داشت خود را نیرومندتر احساس مى‏‌كرد، چرا كه آن‌ها یكى از دو ركن اصلى قدرت او را تشكیل مى‌‏دادند
[5]
فرزند در در صورتی زینت دنیا خواهد بود كه پدر و مادر او را درست تربیت كند و از او انسانی الهی و خدا ترس بسازد كه در این صورت این فرزند همان گونه كه مایع زنیت دنیا شده است باعث زینت آخرت انسان نیز خواهد شد همان گونه كه خداوند در قران كریم از زبان مومنان می‌فرماید:
«و كسانى كه مى‏‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان!». [6]
 نشان می دهد كه تربیت فرزند كاری با زیاد و كمی ندارد؛ بلكه راه اصلی تربیت فرزند این است كه اولا خود پدر و مادر با خدا رابطه داشته باشند، و در مرحله بعد از خدا بخواهند كه در این امر بسیار مهم كمك‌شان كند، و جای این كه دغدغه قد بالا و رنگ و رخساره ذهنشان را به خود مشغول كند دغدغه این را داشته باشند كه چگونه فرزندی اهل بندگی و اطاعت خدا پرورش دهند؟ همان گونه كه از حضرت علی علیه السلام نقل شده كه كه فرمودند:
 «به خدا سوگند از پروردگار خود درخواست نكردم كه فرزندانى با چهره شاداب و اندام و قامت زیبا به من عطا كند، بلكه از پروردگارم فرزندانى مطیع نسبت به خدا و بیمناك از او تقاضا كردم كه چون به فرزندى بنگرم كه مطیع خداست چشم بدو قرار و آرام گیرد..». [7]


منابع:
[1].  تفسیر نمونه، ذیل آیه 151 سوره انعام
[2]. «...ً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ ..». [سوره انعام آیه 151]
[3]. تفسیر هدایت ذیل آیه فوق
[4]. «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا...». [كهف آیه 46]
[5]. تفسیر نمونه ذیل آیه فوق
[6]. «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً» . [سوره فرقان آیه 74]
[7]. نور الثقلین، ج 4، ص 44




طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آذر 1392 توسط : سجاد
گلی كه با آفرینش انسان همراه بوده است و همه اقوام و ملل و ادیان، حتی كسانی كه به هیچ دین و آیینی اعتقاد ندارند، آن را قبول دارند و در زندگی خود لازم و ضروری می‌دانند گلی است؛ به نام فرزند.
 فرزند گلی است كه زندگی انسان را معطر می‌كند، انسان را به زندگی امیدوار می‌سازد؛ این گل آن قدر در زندگی لازم است كه حتی انبیاء الهی كه دلشان همیشه مشغول ذكر و یاد خدا بود و آرامش زندگیشان را با گفتگوی با خدا تامین می‌كردند خود را نیازمند این گل می‌دانستند؛ تا جایی كه داشتن فرزند یكی از آرزوهایشان بود و از خداوند دائما طلب فرزند صالح می‌كردند، همان گونه كه حضرت زكریا داشتن فرزندی صالح را با اشك از خدا درخواست می‌كند و عرضه می‌دارد:
«خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكیزه‏‌اى (نیز) به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‏‌شنوى» . [1]
همسر زكریا و مادر مریم با هم خواهر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقیم بودند، هنگامى كه مادر مریم از لطف پروردگار، صاحب  فرزند شایسته‌‏اى همچون مریم شد و زكریا اخلاص و سایر ویژگی‌هاى شگفت‏‌آور او را دید، آرزو كرد كه او هم صاحب فرزندى پاك و با تقوا همچون مریم شود؛ فرزندى كه چهره‌‏اش آیت و عظمت خداوند گردد، و با اینكه سالیان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود، و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مى‌‏رسید كه صاحب فرزندى شود، ولى ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوه‌‏هاى تازه در غیر فصل، در كنار محراب عبادت مریم، قلب او را لبریز از امید ساخت كه شاید در فصل پیرى، میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشكار شود، به همین دلیل هنگامى كه مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند كرد. و خداوند نیز به او گلی خوش بو و میوه ای خوش طعم چون یحی عنایت كرد. و دعای این پیرمرد عاشق خدا به قبله احابت نشست.
حضرت ابراهیم نیز وقتی می‌خواهد نعمت‌های خدا را شكر كند، داشتن فرزند را نعمتی می‌داند بس بزرگ و شایسته شكر گزاری، و لذا به زبان شكر به درگاه الهی این گونه عرضه می‌دارد:
«حمد خداى را كه در پیرى، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید مسلّماً پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست.» [2]
پروند اعمال انسان با مرگش بسته می‌شود و راه كسب ثواب از انسان گرفته می‌شود؛ ولی 5 گروه هستند كه با مرگشان هنوز راه ثواب برایشان باز است و یكی از این گروه‌ها كسی است كه اولا فرزند دارد و در مرحله بعدی این فرزند را به خوبی تربیت كرده است و فرزندش صالح شده است. همان گونه كه رسول گرامی اسلام در این خصوص می‌فرماید:
«پنج نفر از دنیا رفته اند، ولى پرونده آنان بسته نشده، دائم به آنان ثواب مى‌رسد: كسى كه درختى كاشته، چاه آبى براى بهره بردارى مردم حفر كرده، مسجدى ساخته، قرآنى نوشته، فرزند شایسته‌اى از او به جا مانده است.». [3]
رسول اكرم داشتن فرزندی كه با تربیت به مقام صالح رسیده باشد را گلی از گل‌های خوشبوی روزگار معرفی كرده و می‌فرماید:
«فرزند شایسته دسته گلى خوشبو از جانب خدا است كه بین بندگانش قسمت كرده.». [4]
فرزند صالح اختصاص به این دنیا ندارد و بوی خوشش فقط دنیای انسان را معطر نمی‌سازد؛ بلكه جهان آخرت انسان نیز به وسیله همین فرزند خوشبو خواهد شد؛ و اصلا بوی خوشش در دنیا به خاطر این است كه این همان گل بهشتی است كه خداوند آن را برای خوش بو كردن دنیای پدر و مادر فرستاده است، همان گونه كه رسول اكرم می‌فرماید:
«فرزند شایسته دسته گلى خوشبو از گل‌هاى بهشت است.». [5]
از خداوند مهربان می‌خواهم كه این گل‌ خشبو را در هر خانواده‌ای زیاد كند و جامعه و به خصوص شیعه را از تهدید كم شدن نسل نجات دهد.

منابع:
[1]. «هُنالِكَ دَعا زَكَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لی‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّكَ سَمیعُ الدُّعا». [آل عمران آیه 38]
[2]. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی وَهَبَ لی‏ عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمیعُ الدُّعا». [سوره ابراهیم آیه 39]
[3]. «خَمْسَةٌ فى قُبُورِهِمْ وَ ثَوابُهُمْ یَجْرى اِلى دیوانِهِمْ : مَنْ غَرَسَ نَخْلاً ، وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً ، وَ مَنْ بَنى لِلّهِ مَسْجِداً ، وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً ، وَ مَنْ خَلَّفَ اِبْناً صالِحاً.» [جامع الأخبار ص   105  الفصل الثانی و الستون فی الأولا]
[4]. «اَلْوَلَدُ الصّالِحُ رَیْحانَةٌ مِنَ اللّهِ قَسَمَها بَیْنَ عِبادِهِ . . .»[بحار الأنوار ج ‏43 ص 306]
[5]. «اَلْوَلَدُ الصّالِحُ رَیْحانَةٌ مِنْ رَیاحینِ الْجَنَّةِ.»[بحار الأنوار   ج‏10 ص 368]








طبقه بندی: اخلاق فررزند داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط : سجاد