تبلیغات
معراج - مطالب اعتیاد


سوار ماشین  به سمت اداره  در حال حرکت بودم که ناگهان جمع شدن، عده‌ای از مردم کنار یک خانه مخروبه و وجود یک ماشین آمبولانس توجه مرا به خود جلب کرد با این‌که وقت چندانی نداشتم ولی حس کنجکاوی مجبورم کرد که ترمز کنم  و از جریان مطلع شوم. جمعیت را شکافتم، یک جنازه، با روپوش سفیدی که روی او قراداشت به چشم می‌خورد.

وقتی از اطرافیان در مورد هویت آن شخص سوال کردم، گفتند او غلامعلی است فرد معتادی که بالاخره بر اثر  ابتلا به این ماده خانمان‌سوز جان خود را از دست داد. ولی نکته تکان دهنده این جریان برای من این بود که شنیدم غلامعلی، فرزند یک‌ساله خود، عباس را در ازای گرفتن ده میلیون تومان، فروخت و چوب حراج بر روی فرزندش زد تا بتواند خرج اعتیاد خود را فراهم نماید. و این‌که الان آن فرزند کجاست؟ و در تحت تربیت چه خانواده‌ایست؟ کسی خبر ندارد.

آری، کسی که اسیر مواد مخدر شد، مهر و محبت  را از دست می‌دهد، و عاطفه او هم مانند آن مواد می‌سوزد واز بین می‌رود. و یا در نمونه‌های دیگر دختری که به دلیل اعتیاد پدر، به  ازدواج مردی قاچاقچی درآمده است، در واقع به او فروخته شده است  که دیگر خوشبختی در زندگی او واژه‌ای بی معنا خواهد بود.

در واقع اعتیاد، ریشه مهر و عاطفه را می‌خشکاند و از انسان، شخصی سنگدل و خشن می‌سازد که هیچ بویی از عطوفت و مهربانی نبرده است. در حالی‌که اسلام در میان حقوقی که برای والدین منظور داشته، روی بحث عطوفت داشتن  پدران و مادران نسبت به فرزندان، سفارش‌های لازم را فرموده است:

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «اِنَّ اللّهَ‏ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ ؛»[1]؛ «بدون تردید، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش، رحم مى‌‏كند.»

پیامبر اکرم صلی‌­الله ­علیه ­و آله و سلم می‌فرماید: «کسی که فرزندش را ببوسد، خداوند برایش حسنه‌ای می‌­نویسد. و کسی که او را خشنود سازد، خداوند در روز قیامت که همه در هراس هستند او را خشنود خواهد ساخت.»[2]

حضرت موسی علیه‌السلام عرض کرد: «خدایا! کدام اعمال نزد تو با فضیلت­‌تر است؟ فرمود: محبت به کودکان… .»[3]

پیامبر اکرم صلی‌الله­ علیه­ و آله و سلم امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را می­‌بوسیدند که مردی گفت: من ده فرزند دارم و هرگز آن ها را نبوسیده‌ام!  پیامبر اکرم صلی­‌الله ­علیه ­و آله و سلم با شنیدن این سخن آن‌چنان غضبناک شدند که رنگ صورت مبارکشان سرخ شد.  بعد به آن مرد گفتند: «اگر به خاطر این کارت خداوند رحمت خود را از قلبت جدا کند چه خواهی کرد؟ از ما نیست کسی که به بچه­‌های کوچک رحم نکند و به بزرگترها احترام نگذارد.»[4]

بنابراین نه‌ تنها نباید محبت و عاطفه، از فرزندان دریغ شود، بلکه در جای خود و به اندازه مناسب این ویتامین لازم باید به آن‌ها ترزیق شود. و کسانی‌که به خاطر فراهم کردن خرج اعتیادشان دست به فروش بچه خویش می‌زنند و یا دختر خود را به ازدواج اجباری وادار می‌کنند، و یا مواردی از این قبیل..... بزرگترین ظلم را به فرزندان خویش می‌نمایند که آنان را از حق طبیعی مهر و عاطفه محروم داشته‌اند و چه بسا همین فرزندان به‌خاطر فقدان محبت و نداشتن یک خانواده گرم، غلامعلی دیگری در جامعه گردند.


پی‌نوشت:

[1].کافی، ج6، ص50

[2].کافی، ج6، ص49

[3].بحار الأنوار، ج۱۰۱، ص97٫

[4].بحار الأنوار، ج۴۳، ص282٫




طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

وقتی از او علت زندانی شدنش را پرسیدم، اشک در چشمانش جمع شد و بی اختیار گریه کرد، بعد که آرام شد گفت : من به جرم قتل زندانی شدم، من به خاطر اعتیاد پدرم به این روز افتادم، خیلی تعجب کردم، او 15 سال بیشتر نداشت ولی قاتل بود علتش را پرسیدم گفت: پدرو مادرم همیشه با هم سر اعتیاد پدرم اختلاف داشتند و مادرم کتک‌ خور پدرم و سپر بلای من و خواهرم بود و بعد مریض شد و از دنیا رفت.


              

پدرم بیشتر شب‌ها با دوستانش در خانه جمع می‌شدند و مواد مصرف می‌کردند تا اینکه سرمایه پدرم تمام شد، و تقریبا بیشتر اساس‌های خانه را نیز فروخته بود تا خرج اعتیادش را در بیاورد دیگر کسی به او مواد نمی‌داد. خواهرم 13 سال بیشتر نداشت یکی از دوستانش که به خانه ما می‌آمد و خیلی پیر بود به پدرم گفت دخترت را به عقد من در بیاور تا من خرج موادت را تامین کنم و پدرم قبول کرده بود، تقزیبا خواهرم تمام شب‌ها را گریه می‌کرد و به پدرم التماس می‌کرد که این کار را نکند اما پدرم اعتنایی نمی‌کرد. بالاخره روزی که قرار عقد را گذاشته بودند، فرا رسید.  آن روز خواهرم حسابی از دست پدرم کتک خورده بود و حال و روز خوبی نداشت و من وقتی سراغ او رفتم پیکر نیمه جان او را در اتاق دیدم، بله خواهرم خود کشی کرده بود و او قبل از اینکه به بیمارستان برسد، تمام کرده بود. و من قسم خوردم که انتقام خواهرم را از پدرم و آن پیرمرد بگیرم. و من همان روز پیرمرد را کشتم و وقتی به خودم آمدم، که او مرده بود. پدرم از ترس جان خود، پلیس خبر کرد. من دستگیر شدم و من منتظرم تا دادگاه در مورد من رای دهد ...

عوامل زیادی در اعتیاد افراد دخیل است، هم‌نشینی با افراد معتاد و نامناسب از علت‌هایی است که منجر به سقوط افراد می‌شود. چنانچه کسی اراده و  آگاهی کافی نداشته و از نظر تعهد ایمانی و اخلاقی ضعیف باشد، هم‌نشینی با افراد معتاد برای چنین شخصی بسیار خطرناک خواهد بود. شخصیت، باورها و الگوهاى رفتارى فرد در محیط خانه و تحت تاثیر روابط پدر و مادر شکل می‌گیرد.

اگر شخصیت فردی، در خانواده‌ای شکل بگیرد که روابط والدین با آنها ضعیف است و هیچ نظمی در خانه وجود ندارد و جو خانه متشنج است، اینگونه افراد آمادگی بیشتری برای انجام انواع بزهکاری‌ها را دارند. همچنین والدینى که خود مصرف کننده مواد مخدر هستند زمینه را برای اعتیاد فرزندان خود محیا می‌سازند. زیرا در چنین خانه‌هایی فرزندان، والدین خود را الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند. و با این الگوبردارى نادرست، مصرف مواد را به عنوان یک رفتار صحیح و درست پیش روی خود قرار می‌دهند. گاهی فساد در خانواده  و اختلاف بین پدر و مادر باعث می‌شود که اعضای خانواده به دنبال جاذبه‌های کاذب و منفی باشند و زمانیکه در خانه به آنها بی‌اعتنایی شود، در محیط بیرون از خانه گدایی عشق و محبت می‌کنند، و افتادن در دام اعتیاد یکی از این جاذبه‌ها می‌باشد.

بر خانواده‌ها لازم و ضروری است که محیط خانه را دور از تنش نگه دارند؛ تا فرزندان درخانه احساس آسایش و آرامش داشته باشند. هم‌چنین باید خانواده‌ها روندی را در پیش روی خود بگیرند که فرزندان، والدین را بهترین دوست و  رفیق خود بدانند تا از این طریق مانع از فرار آنها از محیط خانه و روی آوردن آنها به محیط ناامن جامعه شوند. باید بدانیم که در کوچه و خیابان گرگهایی در لباس میش منتظرند تا لقمه‌های خود را شکار کنند.

اگر خانواده و دولت مردان طی برنامه‌هایی جوانان جامعه را از مضرات اعتیاد آگاه سازند مانع از معتاد شدن افراد می‌شوند، زیرا اغلب معتادین از مضرات اعتیاد بی‌خبر هستند. اگر علاج اعتیاد محال نباشد، بدون تردید بسیار دشوار است، زیرا اعتیاد در جسم و روح و روان معتاد اثر می‌گذارد، و او را به زبونی و ناتوانی می‌کشاند، و ترک اعتیاد بیشتر از هر چیز دیگری یک ارده و همت قوی را می‌طلبد.






طبقه بندی: اعتیاد، 
برچسب ها: پدر معتاد، زندان، قتل، پیرمرد خواستگار، مرگ خواهر، حس انتقام جویی، خانواده، رفتار والدین، اختلاف پدر و مادر، شکل گیری شخصیت، رفتار والدین الگوی فرزندان، گرگ در لباس میش، اعتیاد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

امروزه یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری مسئله اعتیاد جوانان است، که تمام کشورها دست به گریبان، اسیر و گرفتار آثار شوم آن عامل تباهی و فساد می‌باشند. معمولا به عادت‌های بد که با جان و روح انسان سازگار نباشد اعتیاد می‌گویند، و مسئله اعتیاد به مواد مخدر از آن جمله می‌باشد. اعتیاد به مواد مخدر، اگر خطرناک‌ترین عوامل فساد و بدبختی جامعه نباشد که هست، بدون تردید از معدود زمینه‌های بدبختی و خانمان‌سوز  اجتماع و نسل بشر به حساب می‌آید. در دین مقدس اسلام ضرر به خود و اضرار به دیگران حرام است، و این موضوع یکی از قواعد فقهی و اصولی مسلم به حساب می‌آید، و چون اعتیاد به مواد مخدر "تضرر و اضرار" هر دو جنبه را داراست، بدون تردید، مصرف آن از این جهت نیز مضموم و ممنوع می‌باشد. شخص معتاد نه تنها زن و فرزندان و خانواده‌اش را بدبخت و بی‌آبرو می‌سازد، و به مال و فرهنگ و سیاست کشورش خیانت می‌کند... با اعتیادش جان خود را به آتش می‎‎‎‎‌‌کشد، و دینش را از راه‌های دروغ، دزدی، و مستی و انحراف‌های دیگر تباه می‌سازد، و سرانجام در سلول‌های تاریک و مخوف و یا در لابلای چوبه‌دار، به عمر کثیف و ننگین خود خاتمه می‌دهد، و با دستش خود را به هلاکت می‌رساند. « و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما ...[1]  و شما جان خود را به هلاکت و قتل نرسانید، زیرا خداوند برای شما مهربان است.»


            

با توجه به اینکه اعتیاد به مواد مخدر، مرگ تدریجی است، و استعمال دخانیات فوق العاده زیان آور است،این آیه به روشنی گویای احوال معتادین است. رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند:« الا ان کل مسکر حرام، فما اسکر کثیره حرام قلیله و ما خمر العقل فهو حرام [2] هرمست کننده و هر تخدیر کننده حرام است، و هر آنچه که بیشترش حرام است کمی اش نیز حرام است، و انچه عقل را تخدیر نماید مطلقا حرام است.»

پس با توجه به این حدیث خواه هروئین و تریاک و غیره، هر چه باشد حرام است. هم چنین هر چیزی که قوای عقلی را زایل کند، شرعا ممنوع است. از آنجا که همه ما می‌دانیم مصرف مواد مخدر چه لطمه و آسیب‌های سنگینی را بر پیکره خانواده و جامعه تحمیل می‌کند، و آسیب‌های زیان باری را به نیروی عقل وارد می‌کند... و می‌دانیم که عقل بزرگترین نعمت الهی است، و هیچ فایده‌ای به پای آن نمی‌رسد، بنابراین از جهت تخدیر عقل نیز، مخدرات حرام و ممنوع است. حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: « ان الله لم یحرم الخمر لاسمها و لکنه حرمها لعاقبتها، فما کان عاقبه الخمر فهو خمر [3] خداوند خمر را به جهت اسمش حرام نکرده، بلکه با توجه به آثار و مفاسدش آن را ممنوع فرموده است، بنایراین، هر چیزی که عاقبت آن همانند عاقبت خمر باشد آن خمر است.»

مفاسد و مضرات اعتیاد آن چنان زیاد و همه جانبه است، که معتادین در کشور نظام اسلامی ایران منفورترین اشخاص را تشکیل می‌دهند، و حتی زنان و فرزندانشان و پدر و مادرشان از وجود آنان رنج می‌برند. و نمی‌توانند حال و روز آنها را تحمل کنند. اعتیاد به آبرو و شخصیت افراد لطمه می‌زند و از مهم‌ترین عوامل خطرناک در فرو پاشی کانون گرم خانواده‌ها به حساب می‌آید. شخص معتاد از شرف و انسانیت فاصله می‌گیرد و به حقوق دیگران توجه نمی‌کند و به هیچ چیز جز مواد فکر نمی‌کند. بر خانواده‌ها و مسئولین  جامعه لازم و ضروری است که علل و عوامل اعتیاد جوانان را ریشه یابی کنند و مانع از رفتن جوانان به سمت و سوی اعتیاد شوند.

منابع:

[1]. سوره نسا، آیه 9
[2]. کنز العمال، ج 5، ص 368، ش 13273
[3]. فروع کافی، ج 6، ص 412، ح 2 





طبقه بندی: اعتیاد، 
برچسب ها: مسئله اعتیاد جوانان، آثار شوم اعتیاد، عوامل فساد و بدبختی، احوال معتادین، استعمال دخانیات، کانون خانواده، فروپاشی خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

مواد مخدرهایی مانند تریاک، هروئین، شیشه، ماری جوانا...که به‌عنوان یک معظل جدّی وارد زندگی انسان می‌شوند، اثرات مخربّی مانند اختلالات گوارشی متعدد، بیماری‌های قلبی و ریوی، اختلال روانی شدید، از بین رفتن سلول‌های مغزی، ابتلا به عفونت‌های خطرناک چون ایدز و هپاتیت، سکته‌های قلبی و مغزی، مسمومیت و مرگ،...به‌جا می‌گذارند و به‌طور کلی مایه نابودی جسم و جان انسان می‌گردند.
در حالی‌ که اگر قرار است به امری عادت پیدا کنیم در آموزه های دینی، به اموری سفارش شده که نه تنها عوارض جسمانی و روانی ندارند بلکه دارای آثار مثبت و سازنده ای نیز می‌باشند.

 چند نمونه از آنها را تقدیم می‌‌نمایم.

امیرالمومنین علی علیه السلام در بیاناتی شیوا و گهر بار فرموده‌اند:

 1-«عَوِّدْ نَفْسَكَ‏ الْجَمِیلَ فَإِنَّهُ یُجْمِلُ عَنْكَ الْأُحْدُوثَةَ وَ یُجْزِلُ لَكَ الْمَثُوبَة[1] نفس خود را به‌نیكوئى كردن عادت بده که این‌‌ کار باعث می‌شود مردم انسان را به‌ خوبى یاد كنند و ثواب را از برای تو عظیم می‌سازد»

یکی با سگی نیکویی گم نکرد/ کجا گم شود خیر با نیکمرد؟

کرم کن چنان کت برآید زدست/ جهان‌بان در خیر بر کس نبست[2]

در بیانات دینی نیکی کردن و خدمت به انسان‌ها، نسبت به‌ برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمرۀ مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است. مرحوم کلینی روایتی در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام  نقل می‌کند که ابان بن ثغلب می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: هرکس خانۀ خدا را طواف کند، خداوند عزّوجلّ شش هزار حسنه برای او می‌نویسد و شش هزار گناه از او می‌آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می‌فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می‌سازد. سپس فرمودند: «قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً»[3] گره‌گشایی از کار یک مؤمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد!»

2-«عَوِّدْ نَفْسَكَ‏ الِاسْتِهْتَارَ بِالذِّكْرِ وَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ یَمْحُو عَنْكَ الْحَوْبَةَ وَ یُعَظِّمُ لَكَ الْمَثُوبَةَ [4] نفس خود را در حریص بودن به‌ ذكر خدا و طلب آمرزش، عادت بده، پس به‌ درستى كه این عمل گناه را از تو محو می‌كند و ثواب را از براى تو عظیم می‌كند.»

یاد معشوق حقیقی بودن در همه حال، نسخه شفا بخشی است که انسان را از ارتکاب معاصی باز می‌دارد.

از برون در میان بازارم/ وز درون خلوتی است با یارم[5]

3-«عَوِّدْ نَفْسَكَ‏ حُسْنَ النِّیَّةِ وَ جَمِیلَ الْمَقْصَدِ تُدْرِكْ فِی مَبَاغِیكَ النَّجَاح‏[6] خودت را به‌داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته‌هایت موفق شوى»

نیت روح عمل محسوب می‌گردد و عمل هر چند صالح و عظیم باشد اگر برای رضای خدا انجام نگیرد و مصداق بندگی او نگردد، در تکامل حقیقی انسان بی‌تأثیر است.

سعدی از عقبی و دنیا روی در دیوار کرد/ تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی

4-عَوِّدْ نَفْسَكَ‏ السَّمَاحَ وَ تَجَنَّبِ الْإِلْحَاحَ یَلْزَمْكَ الصَّلَاح‏[7] نفس خود را به سماح، و دورى گزیدن از الحاح، عادت بده تا این كه لازم شود ترا صلاح». مراد به «سماح» مساهله كردن با مردم است در گرفتن حقوق خود از ایشان و مانند آن، و «الحاح» مقابل آن، یعنى مبالغه كردن در آنها و سخت گرفتن.[8]

5-«عَوِّدْ نَفْسَكَ‏ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَكْرُوهِ وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُّر[9] نفس خود را عادت بده که در سختی‌ها قدرت تحمل، و روحیه سختی پذیری داشته باشد و چه خوش است خٌلقی که در راه حق سختی ها را تحمل کند». تصبّر به معناى تمرین صبر است. تصبّر، آن است كه انسان هنوز به مشكلات و شداید عادت نكرده و تازه براى اوّلین بار با آن‌ها مواجه می‌شود، لذا چنین شخصى صبر نمودن را تمرین می‌كند و خودش را به تحمّل سختى‌ها وادار می‌نماید تا كم‌كم از آن روحیه ناز پروردگى بیرون آید و اندك اندك به سختى‌ها و مشكلات عادت كند. به این مرحله كه همان تمرین صبر كردن است، «تصبّر» می‌گویند[10].

ناز پرورد تنعم نبر راه به دوست/ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد[11]

6-«عَوِّدْ لِسَانَكَ‏ لِینَ الْكَلَامِ وَ بَذْلَ السَّلَامِ یَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ یَقِلَّ مُبْغِضُوك‏[12] زبان خود را  به نرمى كلام و دادن سلام عادت بده تا این كه دوستان تو بسیار، و دشمنان تو، كم گردد» 

7-«عوّْد لِسَانَكَ‏ حُسْنَ الْكَلَامِ تَأْمَنِ الْمَلَام[13] زبان خود را  به نیكوئى در سخن  عادت بده تا از سرزنش‏ دیگران ایمن گردى»

خنده رسوا می‌نماید پسته بی‌مغز را / چون نداری مایه از لاف سخن خاموش باش [14]

زبان و بیان یکی از مهم‌ترین نعمت‌های الهی است که حق تعالی در اختیار انسان قرار داده است و آدمی می‌تواند با استفاده به‌موقع و صحیح از آن مایه رشد و شکوفایی خویش گردد و اگر  انسان مراقبتی نسبت به آن نداشته باشد منشأ بسیاری از گناهان می‌شود.

8-«عَوِّدْ أُذُنَكَ‏ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تَصْغِ إِلَى مَا لَا یَزِیدُ فِی صَلَاحِكَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِكَ یُصْدِی الْقُلُوبَ وَ یُوجِبُ الْمَذَامَّ[14] گوش خود را به خوب شنیدن عادت ده و به سخنانى كه شنیدن آنها بر درستى و پاكى تو چیزى نمى‌افزاید گوش مسپار؛ زیرا این كار باعث زنگار دل‌ها و موجب نكوهش مى‌گردد.»

بنابراین ما می‌توانیم با عادت دادن نفس و زبان خود به این امور، حالت ملکه در جان خود به‌وجود آوریم تا بدون هیچ مشقتی قادر باشیم این سفارشات را انجام دهیم.

 

 

پی نوشت:

[1]. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص240

[2]. سعدی

[3]. کافی،ج 2، ص 194

[4]. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص188

[5]. اوحدی مراغه‌ای

[6]. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص92

[7]. همان،ص445

[8]. شرح آقا جمال خوانساری،ج4،ص330

[9]. نهج البلاغه،نامه 31

[10]. ]آیه الله مصباح یزدی/پند آسمانی/ص118

[11]. حافظ

[12]. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص435

 [13].  تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص210

[14]. صائب تبریزی

[15]. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص215

 





طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

«نخست موعظه پیر می‌فروش اینست

که از معشر ناجنس احتراز کنید»[1]

 با خانواده در پارک قدم می‌زدم که ناگهان یک چهره درهم و فلاکت زده‌ای توجه مرا به‌ خود جلب کرد، چه‌قدر این چهره برای من آشنا بود ولی هر چه بیشتر فکر می‌کردم کمتر به نتیجه می‌رسیدم، خدایا او را کجا دیده بودم؟ بالاخره بعد از ساعت‌ها کلنجار رفتن با خود، متوجه شدم. بله خودش بود، مسعود، شاگرد ممتاز دوران دبیرستان. اما چرا به این وضع دچار شده؟ او که هوش سرشاری داشت و آینده روشنی در انتظارش بود. تصمیم گرفتم فردا به همان محلّی که او را دیده بودم بروم بلکه دوباره او را ببینم .

به امید دیدن مسعود به‌ پارک رفتم ولی او را آنجا نیافتم، مأیوسانه داشتم بر می‌گشتم، در حالی‌که عمیقا به فکر فرو رفته بودم که کجا می‌توانم او را پیدا کنم و مجددا خاطرات سالهای گذشته را زنده نمایم در همین حال تنه‌ام به شخصی برخورد کرد و بسته ای که در دستش بود روی زمین افتاد، سریع به‌ خودم آمدم و شروع کردم عذر خواهی کردن، خم شدم تا بسته را به او بدهم ولی باور کردنش مشکل بود، محتوای بسته ماده مخدّر شیشه بود و آن شخص هم کسی نبود جز مسعود.

بعد از سرخ و سفید شدن و دستپاچگی... او هم اذعان کرد که دیروز من را شناخت ولی رویش نشد که جلو بیاید و خود را معرفی کند... وقتی پرسیدم که اینجا چه می‌کند و ماجرای این بسته چیست؟ در جواب احتمال هر چیزی را می‌دادم جز پاسخی را که مسعود داد، باور کردنش برای من سخت بود، متأسفانه  نخبه کلاس، عضو با نشاط و فعال دبیرستان، امید آینده، گرفتار دام اعتیاد شده بود... وقتی پای درد و دلش نشستم به یک اسم اشاره کرد، پیمان، رفیق نا خلفی که او را به این وضع دچار کرد.

 مسعود می‌گفت در اوایل به بهانه اینکه شب‌های امتحان بتوانم بیدار بمانم و درس بخوانم به من مواد داد آنهم به‌صورت رایگان و خودش با اینکه خانه اش با منزل ما فاصله داشت می‌آمد و مواد را به من می‌رساند... ولی بعد از مدتها که من  به‌مصرف آن مواد عادت پیدا کرده بودم، برای تهیه، باید به او پول می‌دادم... تا بالاخره کارم  به‌جایی رسید که مصرفم سنگین شد، و به‌ یک معتاد واقعی تبدیل شده بودم، از دانشگاه اخراج شدم، پدرم به‌واسطه این کارهایم سکته کرده و گوشه خانه افتاده... و من هم الان کاری ندارم و برای تهیه مواد، مخفیانه لوازم خانه و حتی طلاهای مادرم را به قیمت ارزان می‌فروشم تا بتوانم از خماری در بیایم...

بله در دنیای واقعی و تلخ اعتیاد در کنار عوامل عدیده‌ای که برای اعتیاد ذکر می‌کنند، معاشرت با رفیق و دوست ناباب عامل اجتماعی مهمّی است که به‌ هیچ وجه نباید از آن غفلت نمود.

لذاست که ائمه دین علیهم السلام، در انتخاب دوست و خطراتی‌که از ناحیه رفیق ناباب متوجه انسان می‌شود هشدار می‌دهند:

امام جواد علیه‌السلام در بیانی فرموده‌اند: «إِیَّاكَ‏ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِیرِ، فَإِنَّهُ كَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبُحُ أَثَرُهُ [2] از دوستی با بدكار و تبهكار بپرهیز كه او همانند شمشیر كشیده و از نیام برآمده‌ای است كه چشم‌اندازش زیبا و نیك، و اثرش زشت و قبیح است».آری شمشیر از غلاف برآمده پیش از استفاده و بریدن بدن انسان و خون‌ریزی، منظره‌ای زیبا و تصویری نیك دارد ولی زمانی كه به بدن برخورد می‌كند و آن را می‌برد و خون جاری می‌گردد و گوشت بدن پاره پاره می‌شود، با دیدن‌اش وضعیت رقت‌بار و قبیح و آزاردهنده‌ای پدید می‌آید، دوست بد مثل همین شمشیر برهنه است.

و امام علی(علیه السلام) در بیانی فرمودند: «صاحِبُ السَّوءِ قِطعَةٌ مِنَ النّارِ [3] همنشین بد، پاره‏‌اى از آتش دوزخ است»

قطعا یك دوست منحرف به‌خوبی این توانایی را دارد که روی رفیق خود اثر بگذارد، مخصوصا در دوره نوجوانی که چه‌بسا افراد در این دوره به‌دلیل اینکه از اتکاء به خانواده خود می‌کاهند و بیش از هر دوره دیگر تحت تاثیر هم سن و سال‌های خود هستند، بیشتر در معرض خطر قرار دارند و در همین راستا نوجوان برای اولین بار به تقاضای دشمن دوست نمای خود كه: با یك‌بار مصرف اتفاق خاصی نمی‌افتد، جواب مثبت می‌دهد و نادانسته زندگی و آینده خود را نابود می‌نماید.

پس سزاوار است که در دوستی‌های خود و فرزندان خویش وسواس به‌خرج دهیم که دوست ناباب اگر چه علت تامه در معتاد شدن انسان نیست، ولکن به‌عنوان یک علت ناقصه نقش موثری را می‌تواند ایفا کند.

«دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج

شاخه را مرغ چه‌داند که قفس خواهد شد»[4]



پی نوشت:

[1]. حافظ

[2]. بحارالانوار، ج74، ص 198 و ج78،ص 264

[3]. غرر الحکم و درر الکلم، حدیث۵۸۲۴

[4]. صائب تبریزی

 





طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

چهار سالم بود، مهدکودک بودم که دلم درد گرفت، به بابایم تلفن کردند و گفتند: بیا بچه ات مریض شده، بابا آمد و من را به خانه برد؛ گفتم بابا، دلم درد می‌کند، گفت: من حوصله ندارم تو را نزد دکتر ببرم؛ دوتا دود تریاک به تو می‌دهم تا حالت خوب شود، نشستم و دوتا دود تریاک گرفتم؛ حالم خوب شد؛ خیلی آرام شدم؛ تریاک مرا تسکین داد، یکی دو ماه بعد، باز هم مصرف کردم؛ کم کم به تریاک عادت کردم؛ اوایل، فقط تریاک بود؛ بعد، شیره هم مصرف کردم که عصاره تریاک هست؛ حشیش هم می کشیدم، این طوری بود که معتاد شدم...

این داستان تکان دهنده‌ی‌ یک معتاد ده ساله است که نشان می‌دهد این خطر چقدر در جامعه گسترش پیدا کرده و فرزندان ما را حتی در سن کودکی، به شدت تهدید می‌کند. این در حالی است که در این سن، نیاز بیشتری به توجه والدین نسبت به فرزندانشان احساس می شود، همان گونه که معصومین به این مهم هشدار داده اند، در روایت معروفی از امیرالمؤمنین، حضرت علی«علیه السلام»می‌خوانیم: «كودک، هفت سال آزاد است و هفت سال، مورد ادب و توجه و هفت سال دیگر، مورد خدمت و یاور است»[1] اگر این مطلب، به خوبی مورد توجه قرار گیرد كه فرزندان در هفت سال دوم باید تحت مراقبت و دقت و توجه والدین باشند نه اینكه اسباب انحرافشان به دست والدین فراهم شود، امثال این داستانهای اسفناک اتفاق نخواهد افتاد.

روایت دیگری از وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه می‌فرمایند: «كودک هفت سال، بازی می‌كند و هفت سال، خواندن و نوشتن می‌آموزد و هفت سال (مقررات زندگی) حلال و حرام را یاد می‌گیرد»[2] در هفت سال دوم كودک، آمادگی لازم را برای فراگیری معلومات و آداب اسلامی پیدا می‌كند؛ پدر و مادر نیز باید مراقب باشند كه در سن كودكی، فرزند از رفتار آنان الگو می‌پذیرد نه آنطور كه بخواهند و لازمه این سخن، اهتمام بیشتری از سوی آنهاست.

نكته دیگری كه در خصوص این بلای خانمان سوز اعتیاد، باید مورد توجه قرار گیرد، این است كه، اعتیاد نقشه شوم دشمن است، به این صورت كه دشمنان، پس از آنکه دریافتند، بعد از هشت سال دفاع مقدس، از طریق جنگ نظامی و استفاده از اسلحه های پیشرفته نمی‌توانند بر ملت ایران تسلط پیدا کنند، این‌گونه از سلاح‌های سرد تبلیغاتی و فرهنگی استفاده کردند؛

ضمنا آنان خوب فهمیدند که باید نیروی جوان را زمینگیر کرد و بدین منظور، رواج فساد و بی‌بند و باری و لاابالی‌گری در قشر جوان، را در اولویت برنامه های شوم خود قرار دادند که یکی از بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین نمونه فعالیت‌های آنها، مواد مخدر و تشویق نسل جوان به آن است.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی «رحمه الله علیه» در این خصوص، می‌فرمودند: «پس از پیروزی انقلاب، مسئله اعتیاد به مواد مخدر، شدت پیدا کرد و این کاشف از آن است که یک عامل سیاسی در این مسئله نقش دارد...
اینها فکر کردند و گفتند: از هر راهی که احتمال بدهند یک ضربه ای به انقلاب ما بزنند و آنان این راه را برگزیدند و این راه، راه خطرناکی است.»
[3]

 

پی نوشت:

[1]. [بحار الانوار ج 23 ص 65].

[2]. [اصول كافی ج 6 ص 47 و 46].

[3]. [اخلاق اجتماعی جوانان ص 22].





طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 مهر 1392 توسط : لبیک
فرشید دوستی مهربان و اسوه ایمان و تقوا بود، در راه مدرسه سرش را بلند نمی‌كرد كه، مبادا چشمش به نامحرم بیفتد، در صف نماز جماعت مدرسه جایگاه خاصی داشت، سخنانش سرشار از شرم و حیا بود و...
روزی احساس كردم آن شور و حال روزهای قبل را ندارد، پیش خود فكر كردم حتما بیمار شده، شاید هم شب استراحت خونی نداشته است، اصلا حوصله نشست و برخاست با ما را نداشت، دائما در فكر بود.
روز بعد بدتر از روز گذشته، هر چه اسرار می‌كردم واقعیت را نمی‌گفت، تا این كه گاهی در راه مدرسه  چشمش به دنبال دخترهای مردم به سرعت باد در حركت بود، ورد سخنش مسائل مربوط به لحظات خلوت زن و مرد و ...
روزی برای كاری به منزل فرشید رفتم كه متوجه دیش ماهوار در خانه شدم، بله آن جوان پاك، به دام رسانه غول پیكر غرب؛ كه اهدافی جزء تخریب عقاید و فضایل اخلاقی ندارند افتاده بود ...
تماشای صحنه‌های مبتذل، ذهن و اندیشه انسان را تسخیر می‌كند. فردی كه خود را به دیدن اینگونه تصویرها عادت داده است، به كار و فعالیت سازنده اقتصادی بی‌رغبت می‌شود.
 همانگونه كه اعتیاد به مواد مخدر، ویرانگر بنیادهای اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی است، استفاده و اعتیاد به برنامه‌های مخرب ماهواره‌ای نیز ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی را به شدت تهدید می‌كند، بسیاری از افرادی كه زمان زیادی از شبانه روز را به تماشای برنامه‌های ضد اخلاقی ماهواره و اینترنت اختصاص می‌دهند، به یقین، از همین راه، به انحراف‌های گوناگون، آلوده می‌شوند.
ماهواره، موجب از بین رفتن حجاب‌های اخلاقی و دینی از بسیاری مسائل، بویژه در زمینه های جنسی و خشونت می شود. در گذشته، دنیای ناشناخته و اسرارآمیز زندگی بزرگسالان، آن‌ها را از كودكان و نوجوانان متمایز می‌ساخت. و به عبارت ساده تر، این تفكیك، بر پایه شرم استوار بود. كودكان و نوجوانان، درباره مسائل جنسی، پول، خشونت، بیماری، مرگ و نظایر آن، لب فرو می بستند؛ اما به‌ تدریج و با كسب آگاهی‌های جدید از راه ماهواره، همه آن نوع رازداری‌ها به فراموشی سپرده می‌شود.
در ماهوار از زنان بدون حجاب و گاهی لخت استفاده می‌شود كه نگاه كردن به این گونه زنان كه برخی بازیگر هستند و برخی مجریان این رسانه های غول پیكر؛ نتیجه ای جزء حسرت و بیماری دل ندارد همان گونه كه در روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده است كه حضرت فرمودند:
«نگاه حرام تیری از تیرهای مسموم شیطان می‌باشد؛ و چه بسا نگاه حرامی كه حسرت و پشیمانی (روانی) طولانی را به جای می‌گذارد.»  [1]
مرد یا زنی، كه همواره در ماهواره نامحرم را با آن بدن نیمه عریان و آرایش شده ببیند و نتواند به آرزوی خود برسد. به صورت عقده در خود ریخته و دچار بیماری روان پریشی خواهد شد.
روایت شده است كه امیر المومین علیه السلام، در میان یارانش نشسته بود كه زنی زیبا از كنار آن‌ها عبور نمود و عده‌ای از آن‌ها به او خیره شدند پس امام علیه السلام فرمود:
«همانا دیدگان این بزرگان طمعكار است و این نگاه‌های خیره سبب ایجاد تصور ذهنی می‌شود بنابراین، هنگامی كه یكی از شما به زنی نگاه كند كه از او خوشش بیاید باید با همسر خود آمیزش كند، و بداند آن زن، زنی است همچو زن خودش.»
. [2]
مرد و یا زنی كه همواره صحنه‌های مستهجن به واسطه فیلم‌های ماهواره برای او عادی شده باشد دیگر به وسیله همسر راضی نمی‌گردد. و این اولین قدم فساد زن و مرد در خانواده می‌باشد.
حضرت علی علیه السلام فرمود: هرگاه از زنی خوشتان آمد نزد همسر خود بروید و با او رابطه زناشویی برقرار كنید. زیرا همسر شما هم مثل اوست و برای شیطان در قلب خود راهی قرار ندهید، تا اینكه آن زن از خاطر شما برود. [3]
دیدن صحنه‌های محرك و شهوت‌انگیز در فیلم‌های ماهواره مخصوصا برای جوانانی كه توان اطفاء شهوت از راه شرعی را ندارند، موجب روی آوردن به دفع شهوت از راه استمناء می‌گردد.
سهل وآسان نشان دادن كشتار و قتل و هر گونه جنایت با سلاح سرد و گرم ترس بیننده را فرو می‌ریزد و موجبات بالا رفتن آمار جرم و جنایت در جامعه را پدید می‌آورد. شخصی كه معتاد ماهواره شده است، برای آرامش و دور كردن اضطراب و افسردگی ناشی از دیدن فیلم‌های خشن و مستهجن موجبات رو آوردن به انواع اعتیاد را فراهم می‌کنند.
این بخشی از آسیب‌هایی است كه برای افراد معتاد ماهوار و همچنین سایت های مبتذل و چت با افراد فاسد و فاسق، طراحی شده است كه امید است هر چه زودتر متوجه این خطر شده و با از بین بردن اسباب فساد سلامت روحی و روانی خود و فرزندان را تضمین كنیم.

منابع:
[1]. أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً. [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 262]
[2]. عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ كَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِیلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ علیه السلام إِنَّ عُیُونَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَة. [نهج البلاغه ص 550]
[3].
عَنْ عَلِیٍّ ع فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ إِذَا رَأَى أَحَدُكُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ‏ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَى فَلَا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ عَلَى قَلْبِهِ سَبِیلًا لِیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا. [الخصال ج 2 ص 637]




طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 مهر 1392 توسط : سجاد

کیست که در فساد بودن و فسادانگیزی مواد مخدر شک داشته باشد؟ حتی خود معتادها هم بر این نکته اعتراف دارند. امروزه مواد مخدر، نه تنها فساد است، بلکه مصداق بارز و نوع بسیار خطرناک آن است. مواد مخدر ریشه و سرچشمه فسادهای گوناگون دیگری همچون: قتل، سرقت و... نیز می‌باشد.این نکته صرفا یک ادعا نیست، بلکه به طور ملموس در جامعه دیده می‌شود و اضافه بر آن، آمارهای ارائه شده در این زمینه نیز موید مدعای ماست. به آمارهای زیر توجه کنید:

علت 49% قتل‌ها و نیمی از حوادث رانندگی، مواد مخدّر است. همچنین از تعداد 171 هزار نفر زندانی سراسر کشور، رقم 102 هزار نفر فقط در ارتباط با مواد مخدّر در زندان‌ها به سر می‌برند. هر معتاد ایرانی برای اینکه خودش را اداره کند باید 10 نفر دیگر را معتاد کند. جای هیچ تردیدی نمی‌ماند که مواد مخدر از مصداق‌های بارز فساد است و از این رو، باید جامعه اسلامی برای مصون ماندن از این فساد فلج کننده و فرسایش‌گر همواره همت نماید.

هر چند آیه صریحی در قرآن مجید درباره مواد مخدر نیامده است ولی در این معجزه جاوید که بیان هر چیزی در آن آمده، از انواع مسکرات و مواد مخدر نیز سخن گفته است و می‌رساند که مستی و تخدیر اختصاص به شراب ندارد، بلکه عوامل دیگری نیز این خاصیت را در انسان ایجاد می‌کنند. در نتیجه مشمول حرمت و حکم شراب می‌گردند.

مواد مخدر فسادی فلج کننده

در قرآن کریم هرگونه عامل که انسان را به هلاکت و آسیب و گرفتاری بکشاند ممنوع ساخته؛ «و در راه خدا انفاق كنید و خود را با دست‏‌ خود به هلاكت میفكنید و نیكى كنید كه خدا نیكوكاران را دوست مى‌‏دارد »[1]  و معتاد نه تنها خانواده و فرزندانش را بدبخت و بی‌آبرو می‌سازد، بلکه به کشور، فرهنگ و جامعه‌اش خیانت می‌کند و دینش را از طریق دروغ، دزدی، مستی و... تباه می‌سازد بلکه سرانجام در سلول‌های کثیف و مخوف و یا در بالای چوبه دار به عمر ننگین خود پایان داده و به هلاکت دنیوی و اخروی گرفتار می‌آید و بدین وسیله مشمول حکم این آیه می‌شود.

خداوند در قرآنش همه گونه فواحش و زشتی‌ها و ظلم و ستم‌ها و... را حرام نموده «بگو پروردگار من فقط زشتكاری‌ها را چه آشكارش باشد و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است و نیز اینكه چیزى را شریك خدا سازید كه دلیلى بر حقانیت آن نازل نكرده و اینكه چیزى را كه نمى‌‏دانید به خدا نسبت دهید »[2] و با توجه به این که مصرف یا فروش مواد مخدر، بلاها و بی‌عفتی‌ها و بی غیرتی‌ها و فواحش عظیمی را به جامعه نسل جوان و خانواده‌ها تحمیل می‌کند شبهه‌ای باقی نمی‌گذارد.

قرآن اسراف‌گران را شیطان خوانده «چرا كه اسراف‌كاران برادران شیطان‌هایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است »[3] و هرگونه زیاده‌ روی را ممنوع ساخته است «ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و از نعمت‌های الهی بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد! »[4] و تردیدی نیست که هزینه‌های سنگین مواد مخدر و آتش زدن اموال، مشمول این آیات است.

در روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند:«روزگاری بر امت من می‌گذرد که ماده‌ای مصرف می‌کنند که نامش بنگ (نوعی ماده مخدر) است. من از آن‌ها بیزارم و آن‌ها از من بیزارند.»[5]

منابع:

[1]:«وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»؛[بقره/آیه195]

[2]:«قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ »؛[اعراف/آیه33]

[3]:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»؛[اسراء/آیه27]

[4]:«یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛[اعراف/آیه31]

[5]:«سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَی أُمَّتِی یَأْکُلُونَ شَیْئاً اسْمُهُ الْبَنْجُ أَنَا بَرِیءٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ بَرِیئُونَ مِنِّی»؛[مستدرك الوسایل، ج ۱۷، ص ۸۵، ح 5]





طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 مهر 1392 توسط : رضا حامدی نیا
جهت تبلیغ به یكی از زندان‌های كشور رفته بودم، هر روز با عده‌ای از زندانیان گرم صحبت و گفتگو می‌شدم، از علت زندانی شدنشان جویا می‌شدم، یكی از روزها جوان خوش سیمایی نظر من را به خودش جلب كرد، خودم را به او رساندم، بعد از احوال پرسی، علت زندانی شدنش را سوال كردم.

اسمش امیر بود، سفره دلش را باز كرد، اشك روی صورتش سرسره بازی می‌كرد، من هم متاثر شدم، و اشك در چشمانم حلقه زد، جوان كه گوشه زندان تمام دنیا و آرزوهایش شده بود گفت:

از وقتی چشم باز كرده و قدرت درك و فهم پیدا كردم، خانه ما جولان گاه كلمات ركیك و زشت بود، چوب و شلنگ هر روز دست و پایم را نوازش می‌كردند، پدرم هر خواسته‌ای را با ضربه‌های كتك و كلمات ركیك و فحش به آخر می‌رساند.
من تشنه محبت بودم، دوست داشتم، دوستم داشته باشند، دلم می‌خواست لبخندی در كنج لبی ظهور كند، و بوسه‌ای گونه‌ام را نوازش، دوست داشتم لقمه‌ای نان با طعم نوازش از گلویم پایین رود...

كمی كه بزرگتر شدم، افراد روباه صفت دورم را گرفتند، با لبخندهای روی لب و محبت‌های كاذب دستم را با نخ‌های سیگار گره زدند، و من هر روز سیگار را با طعم محبت می‌كشیدم
اما بازی در همین سیگار ختم نشد، این اول راه بود، به مرور زمان با محبت‌های خود مرا به پای منقل نشاندند و مواد را با طعم لبخند و دوستی به كام من چشاندن،

من رفته رفته به این مواد اعتیاد پیدا كردم؛ آن‌هایی كه روزی این مواد را رایگان و با خنده و مهر ورزی در اختیارم می‌گذاشند امروز طمع پول داشتند، آن‌ها می‌دانستند كه من با چند بار رایگان كشیدن یك عمر مشتری می‌شوم، هر روز باید زندگی را از دست آنان بخرم..
من از طرفی خانواده‌ای نامتعادل و پدری بی‌رحم و بی محبت و خسیس داشتم، و از طرفی معتاد مواد شده بودم، و از طرفی كسی به من اعتماد نمی‌كرد و سركار نمی‌برد، به ناجار روزی خانه را زیر نظر گذاشتم و در زمان مناسب وارد خانه شدم خودم را به گاو صندوق رساندم كه صاحب خانه پیدا شد، با هم درگیر شدیم و من با ضربات چاقو او را به قتل رساندم....
محبت که از عاطفه سرچشمه می‌گیرد نیروی بسیار عظیم و مؤثری است که دل‌ها را به هم نزدیک نموده و بهترین اجتماع انسانی را شکل می‌دهد تا جایی كه امام صادق تمام دین را محبت كردن و ابراز دوستی می‌داند و می‌فرماید:
 «آیا دین جز محبت است؟ سپس این آیه را تلاوت کرد: اگر خدا را دوست دارید پس از من پیروی کنید.» [1]

 پدران و مادران موظف شده‌اند به شخصیت فرزندان احترام گذاشته و از تکریم شخصیت آنان غفلت نورزند و با آنان با محبت رفتار کنند. محبت و مهرورزی پدر و مادر در رشد و تکامل روحی و جسمی کودک بسیار مؤثر است. فرزندانی که در دوران کودکی و نوجوانی به مقدار کافی از محبت پدر و مادر بهره‌مند بوده‌اند دارای اراده‌ی قوی و روان سالم می‌باشند، برعکس افرادی که در خانواده‌ای خشن زندگی می‌کنند و از مهر و محبت پدر و مادر بی بهره بوده‌اند و یا والدین خود را از دست داده‌اند، در بزرگسالی با مشکلات روحی و روانی مواجه می‌شوند و احساس حقارت می‌کنند و گاهی دست به کارهای خطرناکی می‌زنند.

خطاب کردن کودک با گل واژه‌هایی چون « عزیزم »، « نور چشمم »، « میوه ی دلم » و ... که سرشار از عاطفه و محبت است به کودک نیروی ویژه‌‌ای می‌بخشد و او را شاداب نگه می‌دارد و پدر و مادر را نیز مستحق برترین پاداش‌ها می‌سازد؛ امام صادق علیه السلام در این خصوص می‌فرماید :
«مردی که نسبت به فرزندان خود محبت بسیار دارد مشمول رحمت و عنایت مخصوص خداوند بزرگ است.» [2]

پیامبر خدا نیز در این خصوص می‌فرماید:
 «فرزندان خود را بسیار ببوسید زیرا برای شما در هر بوسیدن درجه‌ای است.» [3]
بیایید با محبت كردن به كودكان و نوجوانان وجوانان، آن‌ها را از دام‌هایی -مانند اعتیاد- كه گرگ صفتان عالم گسترده‌اند  نجات دهیم.



منابع:
[1]. « هَل الدّینُ إلّا الحُبُّ ثُمَّ تلا هذه الآیاته إن کنتم تُحِبّونَ الله فاتَّبعونی ». [تفسیر نمونه ، ج 2 ، ص 60]
[2]«عَن الصّادق علیه السّلام قال : إنّ الله عزّ و جلّ لَیَرحَمُ الرّجُلَ لِشدّةِ حُبِّهَ لولده...». [الحدیث، روایات تربیتی ص 59]
[3]. «قالَ رسول الله صلّی الله علیه و آله: اکثروا من قبلة اولادِکم فَإنَّ لکم بکُلّ قُبلَةٍ دَرَجَةً .» [ بحار، ج 23، ص 113]







طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مهر 1392 توسط : سجاد
زنگ اخر به صدا در آمد و همه بچه‌ها با سرو صدا به طرف خانه هایشان به راه افتادند، بعضی‌ها از خوشحالی بالا و پایین می‌پریدند، بعضی‌ها؛مشغول تعریف و خنده بودند، مدیر در حال بستن درب مدرسه بود كه احساس كرد، یكی از دخترها در مدرسه باقی مانده است، كلاس ها را یكی پس از دیگر وارسی كرد كه ناگهان متوجه حضور مریم شد، او روی نیم كت خود نشسته بود و صورتش را با اشك شسته بود؛ خانم مدیر گفت: مریم مگر صدای زنگ خانه را نشنیدی؟ چرا اینجا نشسته ای و گریه می‌كنی؟
مریم كه گریه امانش را بریده بود با صدای هق هق خود گفت خانم مدیر تو را خدا، تو را خدا، امشب اجازه بده در مدرسه بمانم، تو را بجان هر كسی كه دوست داری ...
مدیر كه تعجب و سوال تمام وجودش را فرا گرفته بود با چهره ای متعجب پرسید! چرا؟ مریم گفت: پدرم معتاد است، تمام اموال و اثاثیه خانه را فروخته و مواد خریده است، در خانه ما حتی پارچه‌ای برای زیر انداز هم وجود ندارد، و اكنون نوبت من رسیده!!!
خانم مدیر: یعنی چه؛ نوبت چی به تو رسیده است؟ مریم كه دیگر مخفی كردن برایش فایده‌ای نداشت؛ زبان به سخن گشود و گفت: خانم نوبت فروش من، پدرم من را به ....فروخته است و قرار است امشب من را تحویل دهد و پول را تحویل بگیرد و چند روزی موادش تامین شود..

کلمه مخدر در لغت به معنای تخدیر کننده و به وجود آورنده ضعف و سستی است و اعتیاد به مواد مخدر در لغت به معنی عادت کردن به بی‌حس کننده و سست کننده اعضای بدن می‌باشد. [1]

مواد مخدر در اصطلاح شرع مقدس اسلام :
در اصطلاح به ماده‌ای اطلاق می‌شود که باعث کسالت، سستی، از خود بیگانگی، بی‌تفاوتی و احساس لذت کاذب می‌شود و عقل را زایل نموده و قدرت ادراک، آگاهی و تفکر را از انسان می‌گیرد و او را از حالت عادی و طبیعی خارج کرده و به مرور باعث پیدایش حالت خطرناکی به نام اعتیاد در او می‌شود. در زمان شارع مواد مخدر و اعتیاد به آن ، وجود نداشته است و در ادله نقلیه دلیل خاصی درباره مواد مخدر نداریم، امّا به دلایل حسی و تجربی زیان‌ها و مفاسد اعتیاد به مواد مخدر محرز شده است، پس می‌یابیم چیزی که برای بشر مضر باشد و مفسده داشته باشد از نظر شرعی هم حرام است و در نتیجه شارع حکم به حرمت اعتیاد به مواد مخدر می‌نماید.
و خداوند مهربان نیز انسان ها از وارد شدن به اعمال و صفاتی كه باعث هلاكت خود و خانوده‎اش می‌شود نهی كرده است و فرموده است:
«و در راهِ خدا، انفاق كنید! و با ترك انفاق، خود را به دست خود، به هلاكت نیفكنید! و نیكى كنید! كه خداوند، نیكوكاران را دوست مى‏‌دارد.» [2]
جمله«وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ با دست خویش خود را به هلاكت نیفكنید» هر چند در مورد ترك انفاق، براى جهاد اسلامى وارد شده، ولى مفهوم وسیع و گسترده‌‏اى دارد. [3] اعتیاد به مواد مخدر یکی از بزرگترین مصادیق هلاکت و نابودی است که در آیه شریفه از آن نهی شده است.
می‎شود گفت كسی كه به مواد مخدر آلوده می‌شود؛ در واقع قدم در قتل و نابود كردن خود و اطرافیانش گذاشته است؛ اعتیاد گناهی بزرگ است و سرنوشتی شوم به دنبال دارد...
امید است كه تمام كسانی كه در گناه اعتیاد گرفتار شده‌اند توبه كرده و از این راه اشتباه برگردند و موجبات رضایت خداوند متعال و خانواده و فرزندانشان را فراهم سازند.


منابع:
[1]. لغت نامه دهخدا
[2]. «وَ أَنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ.» [بقره آیه 195]
[3]. تفسیر نمونه ذیله آیه فوق




طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط : سجاد