تبلیغات
معراج - مطالب آبرو داری


خداوند زمانی که انسان را آفرید او را تا حدی کرامت بخشید، که به فرشتگان دستور داد تا در برابر انسان سجده کنند، و این شرافت ذاتی انسان را به خوبی نشان می‌دهد، انسان در نظر خالقش بقدری دارای ارزش است که او را جانشین خود در روی زمین معرفی می‌کند. خداوند می‌فرماید: « وَ  لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی ءَادَم ؛ ما فرزندانِ آدم را کرامت بخشیدیم »[1]


       

انسان به خاطر همین ویژگی است که بر دیگر مخلوقات برتری دارد. پس انسان  دارای شرافت ذاتی است که خداوند متعال برایش هدیه داده است و بسیار سفارش کرده است که مراقب کرامت و شرافت یکدیگر باشند. در نتیجه مهم‌ترین چیزی که برای انسان حائز اهمیت است و از خدشه‌دار شدن آن به شدت ضربه روحی و روانی می‌بیند، آبرو است.

آبرو بالاترین و مهم‌ترین دارایی هر فرد به حساب می‌آید. اگرهر شخصی آبرو و حیثیت خود را در خطر ببیند دچار ترس و اضطراب می‌شود و این سرآغاز بیماری‌های روحی و روانی در او می‌شود و تعادل شخصیتی خود را از دست می‌دهد و رابطه اجتماعی او بر هم می‌ریزد و گوشه‌گیری و انزوا طلبی را ترجیح خواهد داد.

قال رسول الله صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: «الاانبئکم لم سمی المؤمن مؤمنا؟ لایمانه الناس علی انفسهم واموالهم، الا انبئکم من المسلم؟ من سلم الناس من یده و لسانه؛ رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: آیا به شما خبر دهم که چرا مؤمن، مؤمن نامیده شده است؟ برای این که مردم را نسبت به جان ومالشان، ایمنی می‌بخشد. آیا شما را خبر دهم که چه کسی مسلمان است ؟ کسی که مردم از دست و زبانش در سلامت باشند. »[2]

وظیفه تک تک ما مسلمانان است که برادر دینی ما از دست ما در آرامش باشد و بالطبع هر کس شخصا باید مراقب اعمال و کردار خود باشد. باید همیشه در نظر بگیریم که وقتی خداوند سبحان ستار العیوب است و عیب ها و گناهان ما را از چشم دیگر بندگانش می‌پوشاند و چنین لطف بزرگی در حق ما بندگانش می‌کند، چرا ما حرفی یا کاری انجام دهیم که شخصیت دوستانمان زیر سوال برود، خداوند مهربان بزرگترین آبرو دار است و دوست ندارد که ما انسان ها با شرافت و آبروی یکدیگر بازی کنیم.

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: خدای بزرگ می‌فرماید هر که بنده مؤمنم را خوار سازد مرا به ستیز فرا خوانده است و هر که بنده ی مؤمنم را بزرگ دارد از خشمم در امان ماند.[3]

منابع:

[1]. سوره اسراء، آیه 70.
[2]. علل الشرائع /ص 533 ب 300 ح2

[3]. ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص549





طبقه بندی: آبرو داری، 
برچسب ها: مومن، مهمترین دارایی هر انسان، مسلمان کیست؟، مومن کیست، سجده بر انسان، آبرو، شرافت انسانی، ستارالعیوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

آبروی انسان در نزد خدا ارزش والایی دارد و خداوند متعال دوست ندارد حرمت بنده‌اش شکسته شود. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: « حرمت آبروی انسان بالاتر از حرمت کعبه است. »[1] طبق این روایت باید مواظب اعمال و گفتار خود در مورد دیگران باشیم تا مبادا حرمت و شرافت کسی را خدشه‌دار سازیم.

یکی از عواملی که باعث می‌شود آبروی مومنی ریخته شود زبان است. چرا که کنترل زبان بسیار سخت و دشوار است. به همین جهت ائمه معصومین علیهم السلام درباره حفظ و نگهداری زبان از گناه و معصیت به طور جدی توصیه کرده‌اند، زیرا بسیاری از گناهان و خطاهایی که از انسان سر می‌زند به خاطر عدم کنترل زبان است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « بیشتر اشتباهات انسان در زبان اوست. »[2]


              

پس انسان با زبانش که از آفت‌های آن غیبت کردن و فحش دادن و تهمت و بهتان زدن و توهین و تحقیر و ... می‌تواند شخصیت برادر دینی خود را زیر سوال ببرد و آبروی او را نزد دیگران بر باد دهد و قلب او را برای همیشه جریحه‌دار سازد. پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم در حدیثی هتک آبروی مسلمان را بدتر از رباخواری دانسته است و فرموده‌اند: « درهمی که انسان از ربا به دست می‌آورد گناهش نزد خدا از سی و شش  زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است.»[3]

ما موظفیم كه حرمت و آبروی یکدیگر را حفظ كنیم، آبرو مثل مال و دارایی نیست كه هر جا بخواهیم  صرف كنیم خداوند ما را نزد مخلوقاتش کرامت بخشیده و ما را اشرف مخلوقات دانسته است.

نمونه‌ای از آبروداری و بزرگواری امام حسین علیه‌السلام:

مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چاره‌جویی به حضور امام حسین علیه‌السلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامه‌‌ای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»

او در نامه‌ای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»

امام حسین علیه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: « با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا می‌کند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که می‌داند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ می‌کند و حاجتت را روا می‌سازد. »[4]

منابع:

[1]. بحارالانوار، ج64، ص71

[2]. وسائل الشیعه، ج8، ص601

[3]. کنزالعمال، ج3، ص549، حدیث 7841

[4]. داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی، ج5، ص239، به نقل از تحف العقول، ص 251





طبقه بندی: آبرو داری، 
برچسب ها: آبرو، حرمت آبروی انسان، حرمت کعبه، کنترل زبان، غیبت، بهتان، توهین و تحقیر، رباخواری، جوانمردی، زنا، بالاترین ربا، قرض، طلبکار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

یکی از وظایف مهم مسلمانان در جامعه اسلامی، رسیدگی به حال فقرا و مساکین است. و هر کس به فراخور امکانات خویش موظف است که کاستی‌ها و کمبودهای آنان را پاسخگو باشد.

ولکن آن‌چه‌ که در این زمینه باید به آن توجه داشته باشیم آبروی این نوع افراد است. آن‌ها که فشار زندگی مجبورشان کرده است دست نیاز به سوی دیگران دراز نمایند و از آبرو و اعتبار خود مایه بگذارند، مبادا با منت گذاشتن خود شخصیت آن‌ها را خرد کنیم، و آبرویشان را ببریم، که قرآن کریم برای حفظ آبروی فقرا می‌فرماید: «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُواْ مَنّاً وَ لَا أَذَىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ‏.»[بقره، 262]؛ «كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق می‌كنند، سپس به دنبال انفاقى كه كرده‌اند، منت نمی‌گذارند و آزارى نمی‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین می‌شوند.»

با توجه به این‌که آبروى انسان قابل قیاس با مال و ثروت نیست. اگر كسى به فقیری کمک می‌کند و در عین حال منتى بر او می‌گذارد، در واقع چیزى به او نداده است، زیرا اگر مالی به او داده است در عوض آبروی او را گرفته است.

بنابراین كسانى كه در راه خداوند انفاق مى‏‌كنند ولى به دنبال آن منت مى‏‌گذارند، یا كارى كه موجب آزار و رنجش است انجام می‌دهند، در واقع با این عمل زشت اجر و پاداش خود را ازضایع می‌کنند.

«آن‌چه در این آیه بیشتر جلب توجه می‌كند‏‌ این است كه قرآن در واقع سرمایه زندگى انسان را منحصر به سرمایه‏‌هاى مادى نمى‌‏داند، بلكه سرمایه‏‌هاى روانى و اجتماعى را نیز به‌حساب آورده است. كسى كه چیزى به دیگرى مى‏‌دهد و منتى بر او مى‌‏گذارد، و یا با آزار خود او را شكسته‌ دل مى‌‏سازد، در حقیقت چیزى به او نداده است. زیرا اگر سرمایه‏‌اى به او داده سرمایه‏‌اى هم از او گرفته است، و چه بسا آن تحقیرها و شكست‏‌هاى روحى به‌ مراتب بیش از مالى باشد كه به او بخشیده است. بنابراین اگر چنین اشخاصى اجر و پاداش نداشته باشند، کاملا طبیعى و عادلانه خواهد بود. بلكه مى‏‌توان گفت چنین افراد در بسیارى از موارد بدهكارند نه طلبكار، زیرا آبروى انسان به‌مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است.»[1]

فلذا در مجامع روایی می‌بینیم که چه بسا ائمه دین علیهم السلام قبل از این‌که فقیر اظهار نیاز بکند به او کمک می‌کردند. زیرا آن‌چه بعد از درخواست فقیر داده می‌شود، در حقیقت قیمت آبرویى است که از او ریخته می‌شود.

«امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای مردی، پنج بارِ شتر خرما فرستاد و او شخصى آبرومند بود که جز از على علیه‌السلام از دیگرى درخواست نمی‌کرد. یک نفر خدمت حضرت بود، گفت: یا على، آن مرد از شما تقاضایى نکرد، و از پنج بار شتر یکى او را کفایت می‌نمود. ایشان فرمودند: «لا کثّر الله فى المؤمنین مثلک»، من می‌بخشم و تو بخل می‌ورزى، اگر به کسى کمک کنم بعد از آنکه سؤال نماید، در این‌صورت آنچه به او داده‌ام قیمت همان آبرویى است که ریخته و سبب آبرو ریزى او شده‌ام.»[2]

حتی برای این‌که فقیر خجالت نکشد و آبرویش پیش ما نرود، فتوای مراجع این است‌که لازم نیست چیزى را كه انسان بابت زكات به فقیر مى‌دهد، به او بگوید كه زكات است، بلكه اگر فقیر خجالت بكشد، مستحبّ است به‌طورى كه دروغ نشود به اسم پیشكش بدهد ولى باید قصد زكات نماید.[3]

بنابراین در کمک به فقرا توجه به این نکته ضروری است، که باید حرمت آن‌ها را رعایت نمود، و طوری رفتار نماییم تا آبروی آنها محفوظ بماند، و آن‌ها شرمنده ما نگردند.

                             انفاق

پی‌نوشت:

[1].تفسیر نمونه، ج2، ص318

[2].من لایحضره الفقیه، ج2، ص73

[3].ر.ک. ماهنامه قدر، شماره62

                     

 




طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

آبی است آبرو که نیاید به جوی باز / از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش

از وظایف دینی و انسانی هر مسلمانی این است که همواره مراقب عزت خویش و عزت برادران دینی خود باشد، یعنی نه کاری کند که آبروی خویش را ببرد و نه آبروی دیگران را؛ شاعر به این نکته اشاره کرده که آبرو مثل آبی است که اگر برود دیگر برگشتی ندارد، چرا که شخصیت کسی اگر پایمال شد، دیگر قابل اصلاح نیست و برای همین است که آبرو بسیار ارزش دارد؛
با ملاحظه آیات الهی در می‌یابیم که اسلام چقدر به آبرو و حیثیت دیگران اهمیت می‌دهد تا جایی‌که برای اثبات زنا، چهار شاهد مقرر کرده است و حتی اگر سه شاهد گواهی دهند، هرسه شلاق می‌خورند، خدای متعال می‌فرماید:«و کسانی که زنان پاکدامن را متّهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعای خود)‌ نمی‌آورند،‌ آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقانند.»[1]
همچنین رسول خدا «صلّی الله علیه و آله و سلّم» در بخشی از خطبه خود در حجة الوداع، اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف کردند:
«ای مردم، همان گونه که این روز (ایام حج‏) و این شهر (مکه‏) محترم است. خون و آبروی شما هم محترم است؛ حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را نداریدT تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید»[2].
زندگی علما و بزرگان ما نیز، حاکی از آن است که چقدر ایشان به آبروی افراد اهمیت می‌دادند، به این داستان توجه کنید:
از طلبه ای نقل شده: روزی به مغازه سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم حاج میرزا علی قاضی(استاد عرفان علامه طباطبایی) خم شده و مشغول جداکردن کاهو می‌باشد، ولی برخلاف معمول، کاهوهای پلاسیده را برمی‌دارد، بعد از خرید، به دنبالش رفتم و علت این کار غیر عادی را جویا شدم، ایشان در پاسخ فرمود: این مرد فروشنده، انسان شریف و محتاجی است و من چون نمی‌خواهم چیزی بلاعوض به او بدهم، تا عزت و شرف او پایمال شود و نیز برای اینکه به کمک بلا عوض من عادت نکند، از این کاهوهایی که خریداری ندارد و در نهایت برای فروشنده ضرر است، برمی‌دارم تا هم از ضرر او جلوگیری کرده باشم و هم بدین وسیله به او کمکی شده باشد؛ در ضمن برای ما هم فرقی ندارد که کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا کاهوی پلاسیده![3].



پی نوشت:

[1]. «وَ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یأتُوا بِاَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً اَبَداً وَ اُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ». [سوره نور آیه 4]

[2]. «ایُّهَا النَّاسُ، انَّ دِماءَکُمْ وَ اعْراضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ الی انْ تَلْقَواْ رَبَّکُمْ کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هذا، فی‏ بَلَدِکُمْ هذا». [تحف العقول ج1، ص31]

[3]. [گنجینه معارف ص 16 به نقل از مهر تابان ص 20].





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط : لبیک

در محضرش نشسته بودم و با ایشان صحبت می‌کردم، عده زیادی حضور داشتند و از مسائل دینی سؤال می‌کردند، در این هنگام، مردی قدبلند و گندمگون وارد شد و پس از سلام، عرض کرد: یابن رسول الله! مردی از دوستان شما و اجدادتان هستم، از سفر حج برمی‌گردم، مقداری پول برای بازگشت به وطن داشتم که گم شد، اکنون تقاضا دارم به من کمک کنید تا به شهر خود برگردم و چون خداوند، نعمت را به من ارزانی داشته و ثروتمند هستم صدقه به من نمی‌رسد، لذا آن مبلغ را از طرف شما در آنجا صدقه می‌دهم.

حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السلام) فرمود: «بنشین؛ خدا تو را بیامرزد.» آنگاه با مردم سخن گفت، تا متفرق شدند و من و چند نفر فقط ماندیم، آنگاه حضرت فرمود: «اجازه می‌دهید وارد اندرون شوم؟» سلیمان عرض کرد: بفرمایید؛ حضرت داخل شد و پس از ساعتی تشریف آورد، در اتاق را بست و دست مبارک خود را از بالای در بیرون آورد و فرمود: «خراسانی کجاست؟» عرض کرد: در خدمتم، فرمود: «این دویست دینار را بگیر برای مخارجت، به این پول تبرک بجو و از طرف من نیز صدقه نده، اکنون خارج شو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا».

خراسانی رفت و حضرت خارج شد، سلیمان عرض کرد: فدایت شوم؛ به او بذل و بخشش زیادی فرمودید، علت اینکه پشت در، پنهان شدید چه بود؟ فرمود: «نخواستم خواری درخواست را در صورتش مشاهده کنم، نشنیده ای گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرمودند: کسی که کار نیک را پنهانی انجام دهد، پاداشش با هفتاد حج برابر است و شخصی که آشکارا گناه کند، در پیشگاه خداوند خوار و رانده شده است، اما آنکه در پنهان، گناهی از او سر زند، آمرزیده می‌شود؛ آیا نشنیده ای سخن پیشینیان را که گفته اند: دست طلب چو پیش کسی می‌کنی دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش».[1]

خداوند متعال در این خصوص در قرآن کریم می‌فرماید: «آنان که اموال خویش را در شب و روز، در پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، اجرشان با پروردگارشان است ، نه بیمناک می شوند و نه غمگین».[2]

در احادیث بسیارى آمده است كه «این آیه درباره حضرت على‌(علیه السلام) نازل شده است، زیرا آن حضرت چهار درهم داشت، درهمى را در شب و درهمى را در روز و درهمى را آشكارا و درهمى را در نهان انفاق كرد و این آیه نازل شد.»[3] ولى واضح است که نزول آیه در یک مورد خاص، مفهوم آن را محدود نمی‌كند، بلکه شمول آن، همگان را در برمی‌گیرد.

هر چند صدقه دادن ، چه پنهانی باشد و چه آشکارا، برکات فراوانی دارد، اما از آثار مهم صدقه پنهانی، حفظ آبروی فقیر می‌باشد که می‌بایست مورد توجه بیشتری قرار گیرد.


پی نوشت:

[1]. [بحارالانوار، ج 49، ص 101]

[2]. «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ». [سوره بقره آیه 274]
[3]. «كان عند على (علیه السلام) أربعة دراهم فتصدق بواحد لیلا و بواحد نهارا و بواحد سرا و بواحد علانیة». [ینابیع المودة ج1 ص 275]





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط : لبیک

شکی نیست، کسی که غیبت می‌کند با رفتار ناروایش آبرو و حیثیت دیگران را به‌ خطر می‌اندازد. و در شریعت به شدت از این رذیله اخلاقی نهی شده است. چون مومن نزد خداوند محترم است و حریم او نزد بندگان خدا نیز باید پاس داشته شود. پس اگر عیوب و نقایصش را آشکار کنند، حرمتش را پایمال کرده‌اند که این عمل حرام بوده، و خدا را به خشم می‌آورد.

ولکن اگر کسی برای آبروی خود حرمتی قائل نباشد حفظ آبروی او بر دیگران الزامی نیست.. فلذا یکی از موارد جواز غیبت مربوط به متجاهر به فسق است، کسی که آشکارا گناهی را انجام می‌دهد و باکی از دیدن مردم  و ریختن آبروی خویش ندارد.

در واقع اگر خود مومن حرمت خویش را پاس نداشت و بی‌باکانه گناه کرد، حرمتش را به‌دست خویش پایمال کرده و حریم خویش را شکسته است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «اگر انسان گناهش را آشکارا انجام دهد،[=درباره آن بی‌باک باشد]، احترام ندارد و غیبتش بدون اشکال است.»[1]

امام باقر علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند: «سه دسته حرمت و احترامی ندارند: « 1- کسی‌که در پیروی خواهش‌های نفسانی خود در دین خدا بدعت گذارد، 2- حاکم ستمگر، 3- فاسق متجاهر به فسق.»[2]

«سه کس را شنیدم که غیبت رواست / وزین درگذشتی چهارم خطاست

یکی پادشاهی ملامت پسند / کزو بر دل خلق بینی گزند

حلال است از او نقل کردن خبر / مگر خلق باشند از او برحذر

دوم پرده بر بی‌حیایی مکن / که خود می‌درد پرده بر خویشتن

ز حوضش مدار ای برادر نگاه / که او می ‌درافتد به گردن به چاه

سوم کژ ترازوی ناراست خوی / ز فعل بدش هر چه دانی بگوی»[3]

در مکتب الهی اسلام، حفظ آبروی دیگران مساله مهمی است و برای جامعه بشری، محوری اساسی به‌شمار می‌رود، در حالی‌که غیبت، پرده‌دری است، و با حفظ آبرو و حرمت اشخاص به‌شدت ناسازگار است، ولی کسی‌ که آشکارا و در ملأعام پرده‌دری می‌کند و بی‌باکانه خود را به‌گناه می‌آلاید، و آبروی خود را به‌خطر می‌اندازد، دیگر بازگو کردن گناه انجام شده او، تخریب شخصیت و لکه دار کردن آبروی او نیست.

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «کسی‌که پرده حیا را به دور افکنده است، غیبت درباره‌اش معنا ندارد.[4]

پرده‌داری برای کسی‌که از گناه کردن باکی ندارد، بی‌مفهوم است؛ چه رسد به کسی‌که از عمل ناشایست خود خشنود می‌شود و به آن افتخار هم می‌کند. چه ناپسند است انسان، با غرور و افتخار گناهش را وصف کند.[5]

بنابراین باید از غیبت تمام مومنینی كه جان و مال و آبرویشان محترم است خودداری نمود. البته این در صورتى است كه آنها متجاهر به فسق، (مقصود کسی است که آشکارا گناه میکند) نباشند، که در این‌صورت آبروی آنها در خصوص گناه انجام گرفته محترم نمی‌باشد.

                         برگ ریزان

پی‌نوشت:

[1].وسائل الشیعه، ج12، ص289، ح16327

[2].همان، ح16328

[3].سعدی، بوستان

[4].مستدرک الوسائل، ج8، ص461، ح10012

[5].اخلاق الاهی، ج4، ص55





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

آبرو از دو کلمه «آب» و «رو » ترکیب شده است. «آب» همان مایع حیات و زندگی و «رو» به‌معنای چهره و صورت است. بنابراین، آبرو به‌معنای آب و رنگی است که هر کس بر چهره دارد. هیچ كس حق ندارد خود را صاحب آبروی مردم بداند تا هر وقت خواست حرمت آن‌ها را مورد تعّرض قرار دهد، بنابراین در جمعی که هستیم باید مراقب باشیم تا با رفتار و سکنات خود، آبروی خود و دیگران را نبریم. و این سرمایه انسانی را به چوپ حراج نگذاریم. 

برخی از رفتارهای بشر، دو چهره داشته، به دو شکل نمایان می‌شود: گاه «ستوده و زیبا» و گاه «نکوهیده و زشت» مانند مزاح و شوخی کردن، که اگر افراط شود و یا از مرز شرع فراتر رود پیامدهای منفی از جمله بی آبرویی را در پی دارد.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «کَثرَةُ اَلمِزاحِ تَذهَبُ بماء الوَجهِ»[1]؛ «زیاد شوخی کردن آبرو را می‌برد.»

وقتی شوخی و مزاح، از مرز اعتدال خارج شود و به وادی افراط کشیده گردد، باعث تحقیر و اهانت می‌شود، و چه بسا طرف مقابل در دفاع از آبروی خویش و حفظ شخصیتش به مقابله می‌پردازد. اینجاست که شوخی تبدیل به کدورت و دشمنی می‌گردد.

و آنجا که مزاح با هدفی باطل و نادرست انجام شود، ابزاری در دست هوای نفس انسان بوده و موجب تقویت نفس اماره و بروز رفتار ناشایست، و ریختن آبروی افراد می‌شود.

امام صادق علیه‌ السلام در این زمینه می‌فرمایند: «إِیَّاكُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْه‏»[2]؛ «از شوخی کردن بپرهیزید که باعث ریختن آبرو می‌شود.»

همچنین خنده که رفتاری ظاهری است و از حالت شگفتی، انبساط روحی یا شادی پدید می‌آید، و گاه معلول مزاح و شوخی است، اگر از حالت اعتدال خارج شود و به افراط کشیده شود باعث تخریب شخصیت و وجهه انسان می‌گردد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «کَثرَةُ اَلضِّحکِ تَذهَبُ بماء الوَجهِ»[3]؛ «بسیار خندیدن آبرو را می‌برد.»

و گاه خندیدن به رفتار دیگری موجب شرم و از بین رفتن آبروی او می‌شود، که در این حال باید از خنده جلوگیری کرد؛ برای نمونه، وقتی شخصی به اشتباه حرفی می‌زند یا بی اختیار حرکتی انجام می‌دهد که خنده دار بوده، موجب شگفتی می‌شود، به سخن یا رفتار او نباید خندید؛ چرا که این خنده موجب شرمندگی و تخریب شخصیت او می‌گردد.[4]

بنابراین، در شوخی کردن با دیگران، باید از افراط و زیاده روی پرهیز گردد، تا هم از تخریب و توهین و بی آبرو شدن دیگران جلوگیری شود، و هم اعتبار و حرمت خودِ شخص حفظ بماند. زیرا شاد شدن به قیمت اهانت به شخصیت و آبروی یک انسان، سزاوار نیست.

                         خنده

 

پی‌نوشت:

[1].کافی، ج2، ص665، ح14

[2].همان، ص664

[3].همان

[4]. ر.ک. اخلاق الاهی، ج5، ص258





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

آدمی در بین آفریده‌های خداوند، قابلیتی بس والا و حیرت انگیز دارد. خداوند او را در بهترین موقعیت آفرید و عالی‌ترین ظرفیت را به او عطا کرد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»[تین، 4]؛ «که ما آدمی را در نیكوترین اعتدال بیافریدیم.»

این ظرفیت به او عطا شد تا با فعلیت بخشیدنش، جانشین پروردگار، و به مقام خلافت الاهی نائل شود، از این رو پاسداری و نگاهبانی از حریم چنین آفریده‌ای لازم بوده، و حریم مومن، همچون حریم کعبه بر شمرده شده است. بدیهی است که با وجود چنین ویژگی مهم، شکستن حرمت و آبروی مومن به شدّت نکوهش شده و مورد نهی خداوند قرار گیرد؛

اما امیال نفسانی بشر، او را گرفتار آفات و بیماری‌های گوناگون روحی کرده، از قله انسانیت ساقط می‌سازد. او در پی خواهش‌های نادرستش، رازهای به امانت سپرده شده دیگران را فاش ساخته، حرمت آن‌ها را می‌شکند، آبرو و شخصیت آنها را از بین می‌برد.

در واقع شخصی که دیگری را امین دانسته و پاره‌ای از کردار، یا گفتار ناپسند خود را با او در میان گذاشته ولی تمایلی به فاش شدن آن ندارد، اگر آن شخص مطلب عنوان شده را نقل کند و با این‌کار آبروی او را به حراج بگذارد، افشای سرّ کرده، که در شریعت از آن نهی شده است.

چنانچه حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «اگر کسی رازی را که نزد او به امانت گذاشته شده، فاش کند خیانت کرده است.»[1]

و در روایتی امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «در نشست‌ها امانت است و هیچ‌کس نباید سخنی را که گوینده‌اش پوشیده می‌دارد نقل کند، مگر با اجازه او.»[2]

کسی که راز دیگران را افشا نمی‌کند و با این‌کار آبروی آنها را حفظ می‌نماید، در واقع مظهر اسم ستار العیوب بودن حق‌تعالی است. خدایی که خودش ستارالعیوب و پرده پوش است و بسیاری از رازها و آبروی ما را حفظ کرده خودش به ما گفته که ما هم مراعات آبروی دیگران را بکنیم.

و در این رابطه حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: «و چنانچه حق‌تعالی ستّار عیوب بندگان است، ستّاران را دوست دارد و از هتک ستور بیزار است، پس سالک الی الله ستار عیوب بندگان خداست، و عمر خود را در کشف ستر مردم تلف نکند و چشم خود را از عورات و عیوب بندگان خدا بپوشد و هتک ستر کسی نکند و پرده ناموس احدی را ندرد؛ چنانکه خداوند ستّار ستر عیوب او را، که از دیگران بزرگتر و فضیح‌تر است، فرموده؛ و بترسد از این که پرده عیوب کسی را بدرد،  حق‌تعالی پرده ستاریت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در میان جمع او را رسوا و خوار نماید.»[3]

حق‌تعالی در قرآن كریم می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُو»[نور، 19]؛ «كسانی كه انتشار زشتی‌ها را در میان اهل ایمان دوست می‌دارند، در دنیا و آخرت دچار عذاب دردناك می‌گردند.» یعنی حتی کسانی‌که میل به شیوع و انتشار گناهان و زشتی‌ها دارند سزاوار عذاب الهی می‌باشند. تا چه رسد به ترویج و نشر آن،

بنابراین افشای سرّی که باعث ریخته شدن آبروی مومنان و آشكار ساختن گناهان پوشیده و عیب‌های مخفی و نهانی آن‌ها گردد، عملی در راستای انتشار گناهان و منكرات در اجتماع است كه عاقبت آن دچار شدن به عذاب حق‌تعالی است.[4]

                         پرواز

 

پی‌نوشت:

[1].غررالحکم، ص321، ح7434

[2].کافی، ج2، ص660، ح3

[3].سرّ الصلاة، امام خمینی، ص53

[4]. ر.ک. اخلاق الاهی، ج5، ص180

 





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی
 در آینه نگاه می‌کردم، چند نخ موی سفید در محاسنم مشاهده کردم، بعد از کمی دقت، دیدم محاسنم به هم ریخته و نا مرتب است، کمی که بیشتر دقت کردم دیدم موهایم هر تارش به یک سویی رفته است، همین طور که غرق نگاه بودم متوجه لکه‌ای در صورتم شدم که از رنگ خودکار به جا مانده بود...
خلاصه مشاهد این همه عیب من را به فکر فرو برد، با خودم گفتم خوب است که آینه ساخته شد و گرنه من چطور عیب‌های خودم را متوجه می شدم؟ کمی عمیق‌تر به این مساله فکر کردم و یک نکته ظریف به ذهنم خطور کرد: چقدر آینه خوب است! به خاطر این که اولا: آینه دنبال عیب من نبود بلکه من برای فهمیدن زشتی و زیبایی صورتم به او مراجعه کردم. ثانیا:عیبم را به من نشان داد قبل از این که نزد دیگران ضایع شوم.
ثالثا:عیب را فقط به خود من گفت نه به دیگران «آینه آبرو داری کرد» رابعا:از همه مهم تر من بعد از فهمیدن عیبم از آینه ناراحت نشدم و اگر جا داشت به او جایزه هم می‌دادم. خامسا: آینه همان موقع که عیب‌های من را گوشزد می‌کرد زیبایی‌های من را هم نشان می‌داد، و من از آینه ممنون شدم که هم زیبایی من را نشان داد و هم زشتی و عیوب من را...
راستی بیایید آینه هم باشیم در ضمن این که دنبال عیب تراشی برای دیگران نباشیم و اگر روزی عیبی را از کسی مشاهده کردیم تا جایی که امکان دارد آن را بپوشانیم و در صورتی که ببنیم آن عیب او را لکه دار کرده و ممکن است آبرویش را ببرد با بهترین زبان و با گفتن زیبایی‌ها و خوبی‌های آن فرد عیوبش را هم مانند آینه به او گوش زد کنیم و از گفت عیب کسی به دیگران خود داری کنیم. زیرا این کار هم در نظر مردم کار خوبی نیست و هم در پیشگاه خداوند متعال.
همان گونه که در روایت بسیار زیبایی از امام رضا علیه السلام وارد شده است که این امام رئوف فرمودند:
هر کس داستانی از برادر دینی خود بگوید به قصد نکوهش و بد نامی او تا از چشم مردم بیفتد خدا او را از ولایت خود به ولایت شیطان بیرون می‌کند«1»
اگر این شخص دوست دارد عیب شخص خطا کار از بین برود باید مانند آینه عمل کند و اگر غیر از این عمل نماید کارش آن قدر زشت است که حتی در برخی از روایات آمده شیطان هم شرم دارد چنین شخصی را در لیست یاران خود قرار دهد.«2»
و به خاطر همین است که خداوند در قرآن می‌فرماید: از آن چه نمی‌دانی پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دل‌ها همه مسئول هستند.«3»
حال که این گونه است بهتر است به زبان مبارک هر حرفی را نزنیم و در مورد عواقب حرفمان قبل از گفتن فکر کنیم و نسب به هر کسی بدون دلیل سوء ظن نداشته باشیم و به هر حرفی گوش فرا ندهیم و لااقل اگر شنیدیم بدون تحقیق به دیگری بازگو نکنیم که شاید خدایی نخواسته ندانسته آبروی شخصی را ببریم.


منابع:
ا:عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایَةً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَةِ الشَّیْطَان«امالی صدوق ص 476»
2:مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایَةً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ- وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ- أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَةِ الشَّیْطَانِ فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَان«بحار الانوار ج 72 ص 168»
3:وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلا«اسراء آیه 36»




طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1392 توسط : سجاد

 دین مبین اسلام برای حفظ آبرو که به معناى اعتبار، قدر، جاه، شرف، عِرض، ناموس است. [1 ] و حرمت و شخصیّت مؤمنان اهتمام ویژه‌ای دارد و لذا نسبت به اموری که باعث ریختن آبروی آنها بشود، عکس العمل نشان می‌دهد.

روزی رسول الله صلی‌الله علیه و آله وسلم به کعبه نگاه کردند و فرمودند: « ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تو را بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند تنها یک چیز را از تو حرام کرده، ولی از مومن سه چیز را حرام کرده است: مال، جان و آبرو تا کسی به او گمان بد نبرد.»[2]

امام صادق علیه‌السلام در بیانی می‌فرمایند: «خداوند در زمین پنج حریم دارد: حریم پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم، حریم اهل بیت علیهم‌السلام، حریم قرآن، حریم کعبه و حریم مؤمن»[3]

از مواردی که باعث ریختن آبروی مومن و هتک حرمتش می‌شود تهمت زدن به او است.  

تهمت ازریشه وهم به معنای اظهار گمان بدی است که به دل انسانها راه یافته است. هر رفتاری از مجموعه رفتارهای انسان که در جامعه پدیدار می‌شود به دو گونه قابل تفسیر است: برداشتی «خوب و مثبت» و برداشتی «بد و منفی» در تهمت انسان از رفتار، گفتار یا حالت دیگری، برداشت بد و منفی می‌کند.[4]

پـیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند:« مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّی یَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِیهِ. »[5]؛ « كسی كه به مرد یا زن مؤمنی تهمت بزند یا چیزی بگوید كه در آنان نیست خـداوند او را روز قیامت بر روی تلی از آتش قرار می‌دهد تا آنچه را گفته ثابت كند.»

و امام صادق علیه‌السلام در بیانی می‌فرمایند : «إِذَا اتَّهَمَ‏ الْمُؤْمِنُ‏ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِیمَانُ مِنْ قَلْبِهِ، كَمَا یَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاء»[6]؛ «آن‌گاه که مومن به برادر مومنش تهمت بزند، ایمان در دل او ذوب می‌شود، همان‌گونه که نمک در آب ذوب می‌شود.»

تهمت به اندازه ای زشت و زننده است که حتی شیطان هم از انجام دهنده آن بیزاری می‌جوید. شیطان از رفتارهای زشت و اعمال خلاف استقبال می‌کند؛ ولی برخی از رفتارهای ناروا آن‌قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن‌ها را تایید نمی‌کند. یکی از این اعمال، نابود کردن وجهه افراد در جامعه، و ریختن آبروی آن‌ها به وسیله تهمت است.[7]

امام صادق علیه‌السلام در بیانی می‌فرمایند:

« مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایَةً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ‏ أَعْیُنِ‏ النَّاسِ‏ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَةِ الشَّیْطَانِ فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَانُ»[8]

اگر کسی سخنی را بر ضدّ مومنی نقل کند و قصدش از آن، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعی‌اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستی خود خارج می‌کند و تحت سرپرستی شیطان قرار می‌دهد؛ [ولی] شیطان هم او را نمی‌پذیرد.

حیات اجتماعی انسان وابسته به آبروی اوست، ولی در گوشه و کنار شاهدیم که گاهی با یک جمله، عکس و یا فتوشاب .... چنان تهمتی می‌زنند و آبرو و شخصیت افراد را می‌برند و حیات اجتماعی‌اشان را می‌میرانند که آن‌ها سالهای سال نمی‌توانند آبروی ریخته شده خود را جمع نمایند و در جامعه سر، بلند کنند.

بنابراین مقام و منزلت مومن و آبرو و اعتبار او مانع از آن است که انسان نسبت به او بد گمان شود، چه رسد به آنکه گمان بد را ابراز کرده و او را متهم سازد. پس باید بکوشیم از ایراد اتهام به یکدیگر خودداری کنیم و با آبروی دیگران بازی نکنیم تا شأن ایمان و آبروی یکدیگر را حفظ نماییم.

 

پی‌نوشت:

[1]. فرهنگ معین

[2]. علامه مجلسی، بحارالانوار،ج64، ص71

[3].کافی، ج 8، ص 107، ح 82.

[4]. آیت الله مجتبی تهرانی اخلاق الاهی، ج4، ص144

[5]. وسائل الشیعة، ج12، ص37

[6. کلینی، کافی، ج2، ص361، ح1

[7]. آیت الله مجتبی تهرانی اخلاق الاهی، ج4، ص160

[8]. کلینی، کافی، ج2، ص358، ح1





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

 یکی از سرمایه‌های بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت اوست، که در طول زندگی قطره قطره آن را جمع کرده است. آبروی مؤمن مانند مال و جان او دارای حرمت است، و هر چیزی که آن را در معرض خطر بیاندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد، بلكه چه بسا ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر تلقی شود.

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلّم  نقل فرمودند که حق‌تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است.[1]

برای حفظ آبروی افراد، قرآن کریم در سوره حجرات آیات 11و 12[2]؛ دستورهاى شش‌گانه‌‏اى را مطرح نموده که هر گاه بطور كامل در یك جامعه پیاده شود آبرو و حیثیت انسان را از هر نظر تامین می‌نماید:

1-عدم استهزاء یکدیگر: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»؛ گاه تقلید گفتار، کردار، یا صفتی از صفات، یا نقصی از نقایص دیگری برای خنداندن مردم باعث از بین بردن آبروی افراد می‌شود که باید به شدت از این کار پرهیز نمود.

2-ترک عیب‌جویی: «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ»؛ و یكدیگر را مورد طعن و عیب‌جوئى قرار ندهید.

«وَ لا تَلْمِزُوا» طعنه زدن و عیب‌جویى در حضور شخص را «لمز» و عیب‌جویى در غیاب شخص را «همز» می‌گویند. و گفته شده عیب‌جویى با زبان و چشم و اشاره «لمز» و عیب‌جویى با زبان «همز» است.[3]

عیب‌جویی همراه با سرزنش و تخریب شخصیت و بی‌آبرو کردن فرد است و کسی که به دنبال بی آبرو کردن مؤمنین است خداوند هم اسرار نهانی او را فاش می‌کند. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «کسی که در جستجوی اسرار مردم باشد خداوند اسرارش را آشکار می‌کند.»[4]

3-پرهیز از لقب دادن به یکدیگر: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ»؛ و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید.

بسیارى از افراد بی‌‏بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند كه بر دیگران القاب زشتى بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر كنند، شخصیتشان را بكوبند، و یا احیانا از آنان انتقام گیرند، و یا اگر كسى در سابق كار بدى داشته سپس توبه كرده و كاملا پاك شده باز هم لقبى كه بازگو كننده وضع سابق باشد بر او بگذارند. اسلام صریحا از این عمل زشت نهى می‌كند، و هر اسم و لقبى را كه كوچكترین مفهوم نامطلوبى دارد و مایه تحقیر مسلمانى است ممنوع شمرده است.[5]

4-پرهیز از گمان بد داشتن: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛از گمان‌ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان‌ها گناه است.

مراد از سوء ظن نداشتن نسبت به دیگران در واقع ترتیب اثر ندادن به آن است که اگر توجه به بدگمانی داشته باشیم باعث بردن آبروی دیگران می‌شویم.  

«مثل اینكه نزد تو از كسى بدگویى كنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و این سوء ظن را بپذیرى، و در مقام ترتیب اثر دادن بر آمده او را توهین كنى، و یا همان نسبت را كه شنیده‌‏اى به او بدهى و یا اثر عملى دیگرى بر مظنه‏ات بار كنى كه همه این‌ها آثارى است بد و گناه و حرام»[6]

5- عدم تجسس در کار دیگران: «وَ لا تَجَسَّسُوا»، و هرگز در كار دیگران تجسس نكنی.

كلمه" تجسس"- با جیم- به معناى پی‌گیرى و تفحص از امور مردم است، امورى كه مردم عنایت دارند پنهان بماند و تو آن‌ها را پی‌‏گیرى كنى تا خبردار شوى.[7]

که با تجسس از عیوب دیگران و بر ملا کردن آن باعث هتک آبرو. و از بین بردن حیثیت و شخصیت آن‌ها می‌شوند، و در این آیه شریفه از این رذیله اخلاقی نیز نهی شده است.

6- غیبت نکردن: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً»؛ یکی دیگر از اموری که جزء گناهان کبیره است و باعث لکه دار شدن آبروی افراد می‌شود غیبت کردن است. که در غیاب شخص به بیان آن‌چه نقلش مایه ناخشنودی اوست بپردازند. که در قرآن و روایات به شدت از این عمل زشت نهی شده است.

آبروى انسان مسلمان همچون گوشت تن اوست، و ریختن این آبرو به وسیله غیبت همچون خوردن گوشت تن اوست که در قرآن کریم به آن اشاره شده است: «أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً»؛ [حجرات، 12]؛ «آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد.»

بنابراین با توجه به اهتمامی که دین مبین اسلام برای حفظ آبرو قائل شده است، هر شخصی موظف است در حفظ آبروی دیگران دقیق و کوشا باشد، و اگر به این اموری که ذکر شد توجه کامل داشته باشیم آبروی افراد محفظ و مصون خواهد ماند.

پی‌نوشت:

[1].الکافی، ج 2، ص 351.

[2].- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَكُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [11]؛  یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ[12]

[3].جوامع الجامع، ج6، ص95

[4].غررالحکم، ص124

[5].برگزیده تفسیر نمونه، ج‏4، ص 503

[6].ترجمه تفسیر المیزان، ج18،ص483

[7].ترجمه المیزان، ج‏18، ص: 484






طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مهر 1392 توسط : میثم ضیایی

حقوق مختلفی بر عهده انسان است که باید آن‌ها را ادا کند که حق الناس یکی از آن‌هاست و از مهم‌ترین حق الناس باید به مسئله آبروداری اشاره کرد که بعضا در جامعه شاهدیم که به این حق مهم بی اعتنایی می‌شود و یکی از حقوق اجتماعی مردم پایمال می‌شود.

آبروی مؤمن محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است و تمام سرمایه‌ی او می‌باشد، لذا بسیار اهمیت دارد. بردن آبروی دیگران گاهی در قالب سخن است مثلا با غیبت یا تهمت یا دروغ و گاهی در قالب رفتار و عمل...

این در حالی است که در دین مبین اسلام به حفظ آبروی مؤمن تاکید بسزایی شده؛ در روایت معروفی از امیرمؤمنان حضرت علی «علیه السلام» می‌خوانیم:

«شرافت و احترام مومن از احترام كعبه، بیشتر است».[1]

در روایت دیگری از امام سجاد «علیه السلام»می‌خوانیم:« هر كه به مردم نسبتى دهد كه در آنها هست، نسبتى به او دهند كه در او نیست».[2]

این سخن در حقیقت اشاره به این مطلب است که حتی اگر به واقع در مردم نسبتی باشد و به دروغ یا شایعه  هم نباشد، بلکه واقعی باشد، این هم نباید مطرح شود بلکه باید با رعایت آبرویشان، از گفتن آن اجتناب شود. چه رسد به اینکه چیزی که انسان نمی‌داند و فقط شنیده، در همه جا نقل کند و آبروی دیگران را ببرد.

این حرمت والای انسان، کرامتی الهی است که خداوند متعال به انسان عطا کرده و در کتاب خویش بدان اشاره کرده و می‌فرماید: «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکی سوار کردیم و از چیزهای خوش و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری‌شان نهادیم».[3]

و در آیه دیگری ارزش والای شخصیت انسان را در تحمل امانت سترگ الهی می‌داند و می‌فرماید: «ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان آن امانت بر دوش گرفت»[4].

و همه اینها حاکی از عظمت جایگاه انسان و خصوصا مؤمن است و بر ماست که در حفظ این جایگاه دقت بیشتری داشته باشیم.
 

پی نوشت:

[1]. المؤمن اعظم حرمه من الكعبه. بحارالانوار، ج67،ص71،ح35.

[2]. مَن رَمَى النّاسَ بِما فیهِم، رَمَوهُ بِما لَیسَ فیهِ. بحارالأنوار - ج 75 - ص 261 . میزان الحکمة ج 9 ص60 - ح15816

[3]. وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً. سوره اسرا آیه 70.

[4]. إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ. سوره احزاب آیه 72.





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1392 توسط : لبیک

انسان موجود شریفی است و این شرافت را خداوند به او هدیه داده است، خداوند با دادن شخصیت، انسان را بر همه موجودات برتری داده است؛ خداوند در قرآن كریم از این واقعیت پرده برمی‌دارد و می‌فرماید:
 «ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آن‌ها را در خشكى و دریا، (بر مركب‌هاى راهوار) حمل كردیم و از انواع روزی‌هاى پاكیزه به آنان روزى دادیم و آن‌ها را بر بسیارى از موجوداتى كه خلق كرده‌‏ایم، برترى بخشیدیم.». [1]
خداوند  در اینجا به بیان شخصیت والاى نوع بشر و مواهب الهى نسبت به او مى‌‏پردازد، تا با توجه به این ارزش فوق العاده به آسانى گوهر خود را نیالاید و خویش را به بهاى ناچیزى نفروشد.
خداوند به انسان قدرتی داده است به نام قدرت [حفظ آبرو]، و این حس و حال از همان آغاز خلقت انسان همراه او بوده است همان گونه كه وقتی حضرت آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند، بلافاصله لباسهایشان از تنشان فرو ریخت و اندامشان آشكار گشت برای این كه آبروی خودشان را حفظ كنند و بدنشان را از برهنگی نجات دهند از برگ درختان برای پوشاندن استفاده كردند خداوند در این خصوص می‌فرماید:
 «و هنگامى كه از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند» .[2]
از این آیه شریفه استفاده می‌شود كه همیشه شخصیت و آبروی انسان در پوشش است و هر چه پوشش بیشتر باشد و اعضای بدن را بیشتر بپوشاند شخصیت و آبروی او بیشتر حفظ می شود و این مساله نه در دنیا بلكه در بهشت برین نیز وجود دارد.
قرآن كریم دومین راه برای حفظ آبرو و شخصیت را لباسِ‌ تقوا و حیا دانسته  و اهل ایمان را به  عمل صالح دعوت كرده است كه اگر انسان دستورات خداوند را عاشقانه عمل كند قطعا به سرچشمه عزت و آبرو و شخصیت رسیده و همان گونه كه در پشگاه الهی عزت و مقام پیدا می‌كند، خداوند این عزت و احترام را در دل‌های بندگان دیگر نیز تزریق می‌كند و خدا بر اساس یک سنّتِ‌ همیشگی به او محبوبیت و منزلت والای اجتماعی می‌بخشد. خداوند می‌فرماید:
«مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، خدای رحمان محبّتی برای آنان در دل‌ها قرار می‌دهد.». [3]
این همه توصیه و سفارش به خاطر این است كه آبروی هر انسانی با خون آن انسان مساوی است همان گونه كه ریختن خون كسی باعث مرگ او می‌شود ریختن آبروی او نیز مساوی با مرگ و نابودی اوست
.

       
منابع:
[1]. وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً .[سوره اسراء آیه 70]
[2]. فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبینٌ.[سوره اعراف آیه 22]
[3]. اِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ‌ الرَّحْمَنُ وُدّاً ». [سوره مریم آیه 96]





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 مهر 1392 توسط : سجاد