تبلیغات
معراج - مطالب آرامش


انسانها در دنیا یکی از چیزهایی که به دنبال آن هستند داشتن زندگی خوب و بدون دغدغه است و اینکه در همین دنیا بدون مشکل زندگی کنند تا بتوانند براحتی اوقات گذرانده و آسایش و آرامش داشته باشند. اما یکی از چیزهایی که در یک زندگی در این دنیا پیش روی ما می‌باشد محدودیت ها و مقدراتی که در پیش روی زندگی است...
ادامه مطلب





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 تیر 1395 توسط : محمد صالحی
ایجاد و مهیا نمودن آرامش، دغدغه‌ا‌ی است که برای زندگی دیروز و امروز افراد مهم بوده و گمشده‌ای برای انسان‌ها دوران مختلف بوده است. با جستجویی در متون دینی به ویژه قرآن و روایات اهل بیت جایگاه مهم این امر را نشان می‌دهد، بگونه‌ای که شاه‌بیت و گل سرسبد دین، یعنی «ایمان» از ریشه‌ی «امن» و به معنای...
ادامه مطلب





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 تیر 1395 توسط : محمد صالحی
امروزه با توجه به انحراف نسل جوان در عصر حاضر از معنویت و فضائل اخلاقی شایسته است بدانیم؛ چه عوامل و شرایطی باعث گمراهی و انحراف نسل جوان شده است. دراین‌بین باید توجه داشت که خانواده به‌عنوان کانون اصلی هنجارها و ناهنجاری‌های اخلاقی، معنوی و اجتماعی است. از نهاد خانواده بدی یا نیکی اخلاقی در سطح...
ادامه مطلب





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 تیر 1395 توسط : محمد صالحی
یکی از موضوعات اساسی که نقش مهمی در بهبود بحران‌های روحی انسان در جامعه‌ی امروزی دارد، تحقق و ایجاد زمینه آرامش و آسایش روانی است. یکی از عللی که به خوبی می‌تواند رضایتمندی در زندگی را تامین کند، رضایت مندی قلبی از نوع زندگی و ایجاد نگاه مثبت و منطقی به وقایع پیرامون خویش است. لذا یکی از این عوامل...
ادامه مطلب





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 تیر 1395 توسط : محمد صالحی
خانواده به‌عنوان رکن اساسی و طبیعی اجتماع در آموزه‌های وحیانی موردتوجه خاص قرار دارد که آموزه‌های وحیانی در راستای تحکیم بنیان خانواده، فضائل اخلاقی را جهت روابط سالم و پایداری بنیان خانواده معرفی نموده‌اند، دراین‌بین چگونگی روابط همسران با یکدیگر، نقش مهم و اساسی در سعادت و خوشبختی کل خانواده و...
ادامه مطلب





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 تیر 1395 توسط : محمد صالحی

بی‌شک بحث داشتن آرامش از امور لازم برای یک زندگی سالم و بدون دغدغه است که برای به‌دست آوردن آن باید از همه عوامل و ظرفیت‌ها استفاده کرد.

 یکی از اصول مهم در تحقق این امر آراستگی ظاهر همسران، برای یکدیگر است. زن و شوهر باید همیشه ظاهری آراسته داشته باشند،  به‌نحوی که طرف مقابل به او رغبت کند و از بودن با او لذت ببرد.

آراسته بودن زن برای شوهر با پوشیدن لباس‌های مناسب و نظافت و آرایش اندام که یكی از مسؤولیت‏‌های اخلاقی اوست باعث افزایش محبت و آرامش خانواده و عفت و پاکدامنی می‌شود،  زیرا مردی که در خارج ازخانه با انواع محرک‌ها روبرو است، اگر در داخل منزل نیازهای فطری او تامین نشود، امکان دارد پاسخ  این نیازها را در بیرون، جستجو نماید که این امر باعث سرد شدن روابط خانوادگی می‌شود.

البته زن باید آرایش و زینت خویش را فقط برای شوهر ابراز کند نه برای جامعه، و اگر این امر با بی‌حجابی یا بدحجابی در خارج از محیط خانه و برای جلب توجه دیگران  انجام شود یعنی با رفتار، پوشش و آرایش محرک،  خویش را در معرض تماشای دیگران قرار دهد این عمل او آسیب‌های جدی از جمله بی‏‌مهری شوهر و برهم خوردن آرامش او و رواج فساد در جامعه را بدنبال خواهد داشت.

لذا در شریعت از آرایش نمودن در مقابل دیگران و خارج از محیط خانه نهی شده است.

نبی اكرم‏ صلی الله علیه وآله در بیاناتی فرمودند:  «هر زنی كه خود را خوشبو كند و از منزل خارج شود، تا زمانی كه به خانه برگردد، مشمول لعن و نفرین خواهد بود»[1]

«بهترین زنان شما كسی است كه برای شوهرش زینت كند؛ اما در برابر دیگران خود را بپوشاند»[2]

«هر زنی كه خود را برای غیرشوهر خوش بو سازد و زینت بخشد، نمازی از او پذیرفته نیست تا زمانی كه آن بوی عطر و زینت را با شستن از خود دور كند»[3]

آن حضرت در سفارش به دختر خود، فاطمه زهرا علیهاالسلام می‌فرماید:یا فاطِمَةُ ما مِنِ امْرأَةٍ تَزَیَّنَتْ حُسْنَهُ وَ خَرجَتْ مِنْ بَیْتِها بِأَحْسَنِ مَلْبُوسٍ حَتّی یَنْظُرَ اِلَیْهَا النّاسُ اِلاّ لَعَنَها مَلائِكةُ السَّمواتِ والْأَرضِینَ و كانَتْ فِی غَضَبَ اللّه ِ حَتّی تَمُوتَ وَ یُؤْمَرُ بِهَا النّارُ[4]

دخترم هر زنی كه خود را به زینتی بیاراید یا با بهترین لباسش از خانه بیرون رود تا مردم او را نگاه كنند، فرشتگان آسمان‌ها و زمین او را لعنت می‌كنند و او پیوسته در غضب خداوند است تا اینكه بمیرد و او را به آتش اندازند.

نبی اكرم‏ صلی الله علیه وآله می‏‌فرماید: بر زن لازم است؛ كه خود را با خوشبوترین عطرها خوشبو نماید و به بهترین وجه آرایش كند و بهترین لباس‌های خود را بپوشد و بامدادان و شامگاهان خود را برای شوهر آماده كند.[5]

بنابراین در دنیای امروز که با انواع وسوسه‌ها و انحرافات روبرو هستیم اگر زنان براساس دستورات دین مبین اسلام، خود را فقط برای شوهر و در محدوده درون خانه و حریم شخصی خویش بیارایند ، موجبات آرامش همسر خویش و جامعه را فراهم می‌نمایند، و طبیعتا با بدحجابی و آرایش در مقابل دیگران تعادل آرامش و امنیت جامعه را بر هم می‌زنند.

   

پی‌نوشت:

[1]. وسائل الشیعه، ج14، ص411

[2].مکارم اخلاق، باب8، فصل2

[3].وسائل الشیعه، ج3، ص339

[4].علی قائمی، در مکتب فاطمه، ص249

[5].وسائل الشیعه، ج14، ص211

 





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 شهریور 1392 توسط : میثم ضیایی

دختری 18 ساله هستم و در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که به حجاب توجهی ندارند و برایشان روابط آزاد زن و مرد امری عادی است و از این بابت نه تنها نگران نیستند بلکه این مساله برایشان به‌ حدی جا افتاده، که اگر غیر این رفتار شود فکر می‌کنند که مشکل روانی داری.

من سعی کردم جلوی این نوع روابط بایستم ولی درآخر کار برچسب روانی بودن را به من زدند و من متاسفانه لغزیدم و به گناه افتادم و الان بسیار ناراحتم و دچار اضطراب و تشویش خاطرشده‌ام و آرامش خود را ازدست داده‌ام نمی‌دانم باید چه کار کنم؟ آیا باید از جهت اخلاقی با آنها ارتباط داشته باشم یا کناره گیری کنم؟ لطفا راهنماییم کنید!

 اولا: بدانید موضع گیری دیگران در برابر شما در قالب استهزاء، نصیحت، تهمت.... کاملا یک امر طبیعی است و از این جهت نگران نباشید چون شما در جهت خلاف مسیر آنها حرکت می‌کنید و این مساله در طول تاریخ بارها تکرار شده است مثلا ببینید چه مخالفت‌ها، فشارها، تهمت‌ها، شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌هایی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم وارد کردند او را مجنون، دیوانه، ساحر...خواندند تا حضرت، دست از هدف و آیینش بردارد ولی نه تنها حضرت کوتاه نیامدند و افسرده نشدند بلکه هر روز با نشاط و امید بیشتری اهداف خود را دنبال می‌نمودند.

   لذا نباید از موضع گیری‌هائی آنان، عصبانی و یا منزوی بشوید و سعی کنید همان شور و نشاط خود را در حضور جمع حفظ کنید و نگذارید عمل به یک تکلیف الهی بهانه‌ای به دست دیگران بدهد تا شما را نامتعادل بخوانند و در عین این که حجاب خود را رعایت می‌کنید و از دست دادن و یا تماس‌های فیزیکی با نامحرم اجتناب می‌نمایید، از حضور در جمع بستگان کناره گیری نکنید و با حسن برخورد خود در عین حفظ متانت و پاکدامنی و نجابت اجازه دهید به یک الگوی موفق در بین دختران فامیل تبدیل شوید.

ثانیا:  به جای اینکه در برخورد  با دیگران جنبه انفعالی  بگیرید سعی کنید با مطالعه کتاب‌هایی در این زمینه علاوه بر این که در عمل مبلغ حجاب و عفاف هستید، در گفتار خود نیز به دیگران درانتخاب این تصمیم، یاری برسانید. و بدانید که خداوند هم بندگان خودرا تنها نخواهد گذاشت و آنها را یاری می‌کند که این وعده الهی است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ؛ [1] اى كسانى كه ایمان آورده‌اید اگر دین خدا را یارى كنید خداوند شما را یارى كرده، قدمهایتان را ثابت می‌‏كند

ثالثا: به این نکته هم توجه داشته باشید اجر و پاداش حفظ حجاب در شرایط شما به مراتب نسبت به دختری که در خانواده مذهبی رشد نموده و این سختی‌ها را در راه داشتن حجاب تحمل نمی‌کند بیشتر و والاتر می‌باشد، چون عمل به تکالیف الهی هر چه‌قدر سخت‌تر باشد در پیشگاه الهی ثواب و پاداش بیشتری خواهد داشت.

رابعا: اگر دراین مسیر دچار خطا و لغزش شدید، نگران نباشید که حق‌تعالی غافر الذنوب نیست بلکه غفّار الذنوب است که غفّار صیغه مبالغه است برای بخشیدن گناهان، که همه ما انسانیم و جایز الخطا، مهم این است که هدف را گم نکنیم.

آن کیست که بی جرم و گنه زیست بگو؟ / بی جرم و گنه درجهان کیست بگو؟

من بد کنم و تو بد مکافات دهی / پس فرق میان من و تو چیست بگو[2]

 

پی‌نوشت:

[1]. سوره محمد، آیه7

[2].فخرالدین عراقی، دیوان اشعار

 





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 شهریور 1392 توسط : میثم ضیایی

من دوستی دارم که می‌دانم راضیست پشت سرش غیبت کنم آیا من می‌توانم این کار را انجام بدهم؟

اگر چه در مورد غیبت کردن، مواردی استثنا شده است ولکن برخی از مسائل هست که با موارد جواز غیبت مشتبه می‌شود.

رضایت یا عدم رضایت انسان از اینکه عیوب او گفته شود، هیچ نقشی در اصل غیبت نداشته، حرمت و گناه غیبت را برطرف نمی‌کند. راضی بودن کسی که از او غیبت می‌شود موجب جواز غیبت نمی‌گردد.

باید توجه داشت که رضایت انسان در بازگو شدن عیوبش، با تجاهر به گناه متفاوت است؛ زیرا ممکن است آن شخص با غیبت کننده رابطه شخصی یا حتی عاطفی داشته باشد؛ ولی حاضر نباشد آن عمل را پیش هر کسی انجام دهد که در این‌صورت در انجام گناه بی‌باک نیست؛ پس تعریف متجاهر به فسق که جزو موارد جواز غیبت می‌باشد شامل او نمی‌شود و غیبت از او حرام است.

همان‌طور یکی دیگر از موارد مشتبه با موارد جواز غیبت آگاهی قبلی شنونده غیبت از عیب کسی که از او غیبت شده می‌باشد؛ به این معنا که اگر غیبت کننده، عیب و نقص فردی را نزد کسی که از آن آگاه هست بیان کند، این رفتار، غیبت به شمار رفته، حرام است.

آگاهی شنونده غیبت از عیب کسی که از او غیبت می‌شود، موجب جواز غیبت او نیست؛ زیرا مقصود از دانستن و آشکار بودنی که حرمت غیبت را برطرف می‌کند، دانستن شخصی نیست؛ بلکه منظور، معروف بودن و اشتهار عرفی است؛ به این معنا که اگر کسی عیب و نقصی داشته و این عیب نزد همگان معروف باشد، آنگاه بیان عیب او غیبت به شمار نمی‌رود؛ زیرا عیب او شهرت عرفی دارد؛ البته منظور از شهرت عرفی این نیست که همه مردم بدون استثنا از عیب او آگاه باشند.

بنابراین غیبت فقط در مورد نقصی که معروف است اشکالی ندارد؛ به‌ شرطی که شنونده آن را نقص بداند؛ ولی اگر نداند، این هم حرام خواهد بود.[1]

  

 

پی‌نوشت:

[1]. اخلاق الاهی، آیت الله مجتبی تهرانی، ص 57





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی
طبق معمول و عادت روزانه گوشه خیابون بودم که دیدم او با مانتوی تنگ و کوتاه و آرایش غلیط از نزدیکی من رد شد و برق این همه زرق و برق چشمانم را کور کرد و عقل و هوشم را با هم برد، همین امر باعث شد تا پشت سرش راه بیفتم، او منتظر تاكسی بود كه من با ماشینم جلوش ترمز زدم و او را دعوت به سوار شدن كردم، سوار شد؛ وقتی سوار شد، درهای ماشین را قفل كردم و راهم را به سوی خانه نیمه تمامی كه بیرون شهر بود كج كردم او تازه داشت متوجه می شد كه من دارم راه را انحرافی میروم و لذا خواست داد و فریاد راه بیندازد كه جایی توقف كردم و با چاقو او را تهدید كردم و بعد هم دست و پاش را بستم و دم دهانش را با یه پارچه محكم بستم،
خودم را با سرعت به خانه نیمه تمام رساندم و پس از تجاوز جنسی به این دختر او را با چند ضربه چاقو روانه بیمارستان كردم...
این جوان كه در چنگال قانون گرفتار شده بود می گفت: من وقتی دختری را بدون چادر ببینم این گونه فكر می‌كنم: او برای خودش ارزشی قائل نیست و هدفش از این گونه پوشش رسیدن به شهوت است ولی وقتی خانمی در حصار چادر باشد اصلا جرات نگاه كردن به او را هم به خودم نمی‌دهم..
بله شاید روزی صدها نمونه از این اتقاقات در گوشه گوشه جهان می‌افتد، مرکز "مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا" در گزارش خود می‌نویسد: در هر دقیقه ۱/۳  زن آمریکایی مورد تجاوز واقع می‌شود. تمام این تجاوزات، تجاوز به عنف است و با این حساب در هر ساعت ۷۸ زن، در هر روز ۱۸۷۱ زن و در هر سال ۶۳۸ هزار زن مورد تجاوز قرار می‌گیرند.«1»
به نظرتان علت این همه ظلم و تجاوز چیست؟
آیا برهنگی و بدحجابی و آرایش های غلیظ باعث به وجود آمدن این همه قتل و تجاوز و بی‌آبرویی نیست؟
بى شك، یكى از امورى كه به شهوت جنسى دامن مى‏‌زند، «برهنگى و خودآرایى زنان و مردان» براى یكدیگر است كه تأثیر آن، به خصوص در میان جوانان مجرّد، قابل انكار نیست، به گونه‏‌اى كه مى‏‌توان گفت: آلودگى به بى عفّتى رابطه مستقیمى با بى‏‌حجابى، برهنگى و خودآرایى در انظار عموم دارد؛ حتى طبق بعضى از آمارهاى مستند، هر قدر این مسئله تشدید شود، به همان نسبت آلودگى به بى‏‌عفتى بیشتر مى‏‌شود؛ مثلًا، در تابستان كه به خاطر گرمى هوا، برهنگى زنان بیشتر مى‏‌شود، به همان نسبت مزاحمت‏‌هاى جنسى افزایش مى‏‌یابد و به عكس، در زمستان كه زنان، پوشش بیشتر دارند؛ این گونه مزاحمت‏‌ها كمتر مى‏‌شود.
بدیهى است كه برداشتن حجاب، مقدّمه برهنگى، آزادى جنسى و بى‌بند و بارى است كه مشكلات و مفاسد ناشى از آن، در عصر و زمان ما بر كسى پوشیده نیست.
بى‏‌حجابى سبب مى‏‌شود كه گروهى از زنان، در یك مسابقه بى پایان، در نشان دادن اندام خود و تحریك مردان هوسباز شركت كنند. این امر در عصر و زمان ما كه به خاطر گرفتارى‏‌هاى تحصیلى و اقتصادى سن ازدواج بالا رفته و قشر عظیمى از جامعه را جوانان مجرّد تشكیل مى‏‌دهد، آثار بسیار زیانبارى دارد.
بى حجابى، علاوه بر این كه از نظر اخلاقى سبب ناامنى خانواده‏‌ها و بروز جنایات مى‏‌شود، ضمناً سبب ایجاد هیجان‏‌هاى مستمر عصبى و حتّى بیمارى‏‌هاى روانى نیز مى‏‌گردد كه ثمره آن سستى پیوند خانواده‏‌ها و كاهش ارزش شخصیت زن در جامعه است.«2»
پس خواهرم با حجابت به سوی آرامشی دل نشین و گوارا قدم بردار و برادم با كنترل نگاهت دلت را از محل تاخت و تاز برجستگی های بدن زنان حفظ كن.


منابع:
1: http://www.sbrapecrisiscenter.org/04Information/info.html
2: برگرفته از كتاب شریف اخلاق در قرآن، ج‏2، ص: 328 تالیف مرجع عالی قدر حضرت آیت الله مكارم شیرازی «دامت بركاته»






طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط : سجاد

انسان فطرتا برای رسیدن به آرامش جسمی و روحی خویش  به ازدواج نیازمند است و در آیات و روایات به این مساله اشاره شده است که حق‌تعالی زن را موجب آرامش مرد قرار داده است

مثلا در قرآن کریم آمده است:

هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْكُنَ إِلَیْها: او خدایى است كه شما را از یك نفس (جان) آفرید و همسرش را از (نوع) او قرار داد تا آن مرد به داشتن آن همسر آرامش دل یابد[1]

و یا در آیه دیگر آمده است:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ ؛ و از نشانه‏‌هاى او آن است كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید، و میان شما و همسرانتان علاقه‏ شدید و رحمت قرار داد بی‌شك در این (نعمت الهى) براى گروهى كه می‌اندیشند نشانه‏‌هاى قطعى است.[2]

قرآن در این آیه، هدف ازدواج را مایه سکینه و آرامش قرار داده است،  و با تعبیر پر معنای " لتسكنوا " مسائل بسیارى را بیان كرده ،  این آرامش از اینجا ناشى می‌شود كه این دو جنس مكمل یكدیگر و مایه شكوفایى و نشاط و پرورش یكدیگر می‌‏باشند به‌ طورى كه هر یك بدون دیگرى ناقص است، و طبیعى است كه میان یك موجود و مكمل وجود او چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد.[3]

نحوه آفرینش انسان به‌ گونه اى است که مرد و زن مکمل یکدیگرند، و این مهم‌  فقط با ازدواج تحقق می‌یابد: «هنَّ لباسٌ لکم و أنتم لباسٌ لهنَّ »(بقره/187) ؛ آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید. همانگونه که لباس، انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشیاء به بدن حفظ می‌کند و عیوب او را می‌پوشاند و زینتى براى تن آدمى است، دو همسر نیز یکدیگر را از انحرافات حفظ می‌کنند عیوب هم را می‌پوشانند، و وسیله راحتى و آرامش یکدیگرند، و نیز هر یک، زینت دیگرى محسوب می‌شوند.[4]

ودر روایات ما هم به این مطلب اشاره شده :

 عن الحسن بن علی بن بنت إلیاس قال: سمعت أبا الحسن الرضا ع یقول‏ إن الله جعل اللیل سكنا و جعل‏ النساء سكنا،[5]خداوند همانگونه که شب را مایه آرامش قرار داد، زنان را نیز مایه آرامش و رهایی از تنش آفرید.

ولی همین ازدواج در صورتی که زن دچار لغزش و بی‏ عفتی شود و با عدم رعایت حجاب و عفاف به همسر خویش خیانت نماید، زندگی را به محیطی پر از نگرانی و تشویش تبدیل می‌‍کند، و در نتیجه به دلیل ارتباط‏شان با جامعه، سلامت و آرامش جامعه را نیز به مخاطره می‌‏افکند.

بی حجابی و بد حجابی اثرات مخرب متعددی دارد، برای نمونه یکی از اثرات عدم رعایت حجاب، سوء ظن مرد نسبت به همسر خویش می‌باشد.
 
اگر زنی در برخورد خویش با نامحرم حریم حجاب  را رعایت نکند و وجودش، که متعلق به همسرشرعی و  قانونی‌‏اش است،  را در اختیار مردان اجنبی بگذارد و روابطی آزاد با آنان برقرار بنماید، این کار او سبب بر هم خوردن آرامش همسرخویش و حساسیت بیش از حد می‌شود  و سوء ظن و بدبینی او را فراهم می‌آورد،  زیرا تصورخیانت زن هیچ‏‌گاه مرد را راحت نمی‌‏گذارد و مدام او را در تشویش و اضطراب قرار می‌‏دهد و گاهی نیز مرد را به جنایاتی نظیر قتل  وادار می‌سازد.

  زنی که باید با  نیروی مهر و علاقه و عشق خویش، محیطی سرشار از آرامش و آسودگی  برای شوهر و فرزندان خود به ارمغان آورد به دلیل رعایت نکردن حریم حجاب به عنصری ضد آرامش و آسایش و برهم زننده امنیت فکری و روانی خانواده و به دنبال آن اجتماع تبدیل می‏‌شود.  

اگر زنان خواهش‌ها و امور نفسانی خویش را کنترل نمایند و موازین اخلاقی و شرعی را رعایت کنند و گرفتار هوی و هوس مردان دیگر نگردند و برای احساسات و عشق پاک همسر خویش احترام و ارزش قایل باشند، هیچ‌گاه مورد سوءظن و اتهام قرار نخواهند گرفت و زندگی را برای خود و همسر خویش تلخ نخواهند ساخت

بنابراین عفت و رعایت حجاب، به دلیل تأثیرات مثبتی که بر مرد می‏‌گذارد، موجب آسودگی و آرامش خاطر او و کانون خانواده می‌گردد. 


پی‌نوشت:

[1].اعراف 189

[2].روم، 21

[3].تفسیر نمونه،  ج16، ص392

[4].تفسیر نور،  ج1، ص294

[5].تفسیر عیاشی،  ج1، ص371




طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی
بین مردم مشهور است كه، بین دل و چشم انسان رابطه بسیار قوی وجود دارد و چشم دیدبان دل است، چشم از مناظر بیرون فیلم برداری می‌كند و آن را به دل می‌سپارد و اگر فیلم نا مناسبی به وسیله چشم گرفته شود مدت‌ها دل پریشان و مضطرب است و به دنبال رسیدن به آن تصاویری است كه به وسیله چشم به دستش رسیده است. شاعر در این خصوص می‌گوید
ز دست دیده و دل هر دو فریاد  / كه هر چه دیده بیند دل كند یاد
بسازُم خنجری نیشش زفولاد /  زنُم بر دیده تا دل گردد آزاد
وقتی به علت تحریك نگاه توجه می‌كنیم می‌بینم كه انحراف چشم به خاطر این است كه برخی از زنان و دختران پوشش مناسب ندارند و با پوشیدن لباس‌های تنگ و آرایش‌های غلیظ خود باعث انحراف نگاه‌ها و در نتیجه پریشانی و سلب آرامش از دل‌ها شده‌اند.
بله وجود حجاب در جامعه می‌تواند آرامش قلبی را به وجود آورد. حجاب مناسب باعث می‌شود تا نگاه‌های آلوده در جامعه كنترل شود و این امر باعث می‌شود تا آرامش قلبی در جامعه افزایش یابد و این امر معنویت را در جامعه افزایش خواهد داد. حجاب و عفاف ابزار مقدس دین است كه اگر در جامعه پایمال شود، دیگر نمی‌توان از آن جامعه انتظار حیا و آبرو داشت. آن‌هایی كه معتقدند حجاب وسیله‌ای برای محدودیت زنان است، باید به این حقیقت روشن پی‌ببرند كه مصونیت واقعی و سلامت اخلاقی و رفتاری در جامعه در سایه حجاب و عفاف اتفاق می‌افتد.

خداوند در قرآن كریم یكی از حكمت‌های حجاب را تامین آرامش برای زن  مرد بیان كرده و با كلمه « مورد آزار واقع نگردند» به این حكمت اشاره كرده و فرموده است:
اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است«1»
خداوند در این آیه بی حجابی را علت اصلی آزار و اذیت‌ها دانسته است و مطمنا جایی كه انسان در معرض اذیت و آزار باشد آرامشی برایش قابل تصور نیست و لذا خداوند مهربان و حكیم حجاب را دو جانبه می‌داند و  در همان حال كه زنان را امر به حجاب مى‏‌كند مردان را از آزار آنان باز مى‌‏دارد. یعنى همان گونه كه حجاب بر زنان واجب است بر مردان نیز واجب است كه دیده فرو بندند و به زنان ننگرند.
بی حجابی علاوه بر تخریب روح و راون و آرامش زن و مرد عواقب و خطرات درد ناك دیگری دارد كه بر همگان لازم است در رعایت و ترویج حجاب گوشش و تلاش نمایند تا با همكاری هم جامعه‌ای سالم و سرشار از آرامش و امید داشته باشیم.
به امید چنین روزی...

منابع:
1: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیم«احزاب آیه 59
»




طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 مرداد 1392 توسط : سجاد

یکی از اموری که آرامش انسان را بیمه‌ می‌کند، بحث رعایت حجاب در جامعه است. البته بحث حجاب مختص به زنان نیست بلکه مردان هم در حد خود ملزم به رعایت این مساله هستند و حق ندارند با هر نوع پوششی در اجتماع قدم بگذارند، اگرچه این امر در بانوان نمود بیشتری دارد.

یکی از مهم‌ترین اثر حجاب این است که آرامش روحی و روانی را برای زن و مرد در جامعه  به ارمغان می‌آورد. چون حجاب یکی از مصادیق تقوی است و تقوی باعث مصونیت است نه محدودیت، در نهج البلاغه بر این معنى تأكید شده كه تقوا حفاظ و پناهگاه است نه زنجیر و زندان و محدودیت. بسیارند كسانى كه میان «مصونیت» و «محدودیت» فرق نمی‌نهند و با نام آزادى و رهایى از قید و بند، به خرابى حصار تقوا فتوا می‌دهند.

قدر مشترك پناهگاه و زندان «مانعیت» است، اما پناهگاه مانع خطرهاست و زندان مانع بهره بردارى از موهبت‌ها و استعدادها. این است كه على علیه السلام می‌‏فرماید:

اعْلَموا عِبادَ اللَّهِ انَّ التَّقْوى‏ دارُ حِصْنٍ عَزیزٍ، وَ الْفُجورَ دارُ حِصْنٍ ذَلیلٍ،لایَمْنَعُ اهْلَهُ وَ لا یُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ الَیْهِ. الا وَ بِالتَّقْوى‏ تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطایا [1]

بندگان خدا! بدانید كه تقوا حصار و بارویى بلند و غیرقابل تسلط است، و بی‌تقوایى و هرزگى حصار و بارویى پست است كه مانع و حافظ ساكنان خود نیست و آن كس را كه به آن پناه ببرد حفظ نمی‌‏كند. همانا با نیروى تقوا نیش گزنده خطاكاری‌ها بریده می‌‏شود.

على علیه السلام در این بیان عالى خود گناه و لغزش را كه به جان آدمى آسیب می‌‏زند، به گزنده‏اى از قبیل مار و عقرب تشبیه می‌‏كند؛ می‌‏فرماید نیروى تقوا نیش این گزندگان را قطع می‌‏كند[2]

 و زنانی كه حجاب را رعایت می‌كنند، از خطرات، آفتها و آسیبهایی كه در جامعه ممكن است رخ دهد، مصون خواهند بود و احساس امنیت و آرامش، عزت واحترام بیشتری خواهند داشت

و شاهدش آمارهایی است که جسته و گریخته از کشورهای غربی و آمریکایی در اثر رعایت نکردن حجاب شنیده می‌شود، و حاکی از در معرض خطر بودن آرامش شهروندانشان است. مثلا:

 در آمریکا در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردی هوا خود را پوشانده و پوشش بیشتری داشته باشد، تجاوز به عنف کمتر می‌شود؛ ولی در تابستان تجاوز به عنف نسبت به زنان و حتی پیرزنان افزایش پیدا می‌کند و حتی راهبه‌ها هم مصون نمی‌مانند.[3]

یکی دیگر از آمارهای تکان‌دهنده در انگلستان، حاکی از آن است که آزادی و بی بند و باری در روابط جنسی، سبب سوء استفاده‌های جنسی از کودکان شده است که حتی در بعضی موارد، منجر به قتل آنان می‌شود.

این آمار به حدی بالاست که دولت برای جلوگیری از آن، خط تلفن ویژه‌ای به نام « خط ارتباطی کودکان» دایر کرده است و از کودکان خواسته که هر زمان به کمک احتیاج داشتند، از این شماره استفاده کنند. طبق این گزارش، در هر 24 ساعت 9000 تلفن از کودکان به این خط می‌شود که بسیاری از آن‌ها حاکی از تجاوز جنسی به آنان است که گاهی از طرف اعضای خانواده صورت می‌گیرد.

البته اکثر این قربانیان خردسال، دختربچه‌هایی هستند که بر اثر این حملات وحشیانه، دچار آسیب‌های روانی شدیدی می‌شوند که معمولاً تا پایان عمر اثرات منفی آن باقی می‌ماند.[4]

امام علی علیه السلام در وصیّت خود به امام حسن علیه السلام می‌فرماید: «وَاکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ، فَاِنَّ شِدَّهَ الْحِجابِ اَبْقی عَلَیْهِنَّ.»؛ (زنان را) در پرده حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت‌گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است.[5]

همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می‌فرماید: «صِیانَهُ الْمَرْاَهِ اَنْعَمُ لِحالِها وَ (اَدْوَمُ) لِجَمالِها»؛ پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می‌شود.[6]

در نتیجه  یکی از فواید  اساسی حجاب، ایجاد آرامش برای زنان در سطح جامعه است که در صورت نبود آن، زنان امنیت خود را از دست داده  و دچار تشویش و اضطراب روانی می‌گردند.


پی‌نوشت:

[1].نهج البلاغه خطبه 157

[2].مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏16، ص: 508

[3].احمد صبور اردوباری، آیین بهزیستی ج3، ص219

[4].همان ص 298

[5].نهج البلاغه نامه 31

[6].مستدرک الوسائل، ج 14، ص 255





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

یکی از فضایل اخلاقی قناعت می‌باشد که رابطه‌ای تنگاتنگ با آرامش دارد. قناعت درلغت به معنای اکتفا نمودن به اندک از امور دنیایی است که مورد احتیاج انسان است.[1]

در اصطلاح اخلاقی، ملکه‌ای نفسانی‌ست که موجب بسنده کردن به میزان نیاز و ضرور از مال می‌شود، بدون اینکه تلاش و رنج برای به‌دست آوردن بیش از میزان نیاز به‌کار گرفته شود.[2]

بشر فطرتا خواهان آرامش و راحتی است و یکی از اموری که باعث تحقق این امر می‌شود صفت اخلاقی قناعت است که بواسطه قانع بودن به آنچه بدست آورده  طعم شیرین رضایت را می‌چشد و دچار زیاده خواهی و حرص و طمع  نمی‌گردد. از این‌رو، رسول خداصلی الله علیه و آله قناعت را عین راحتی دانسته و فرموده‌اند: «القناعة راحة؛ قناعت راحتی است[3]

امیرالمؤمنین علیه السلام  راحتی را ثمره قناعت به‌ شمار آورده و فرموده‌اند: ثمرة القناعة الراحة؛ راحتی و آرامش نتیجه قناعت است[4] همچنین حضرت می‌فرماید: حرم الحریص القناعه، فافتقد الراحه؛ حریص چون از قناعت محروم است، راحتی ندارد.[5]

و البته مساله قناعت به نوع نگاه ما به دنیا هم بستگی دارد کسی که به دنیا به‌ عنوان ابزار و وسیله‌ای برای ترقی و تکامل نگاه می‌کند نه هدف، هیچگاه حرص و طمع ورزی ندارد. بر خلاف افرادی که دنیا برای آنها هدف شده و مستقل به آن نگاه می‌کنند که در این صورت زیاده خواهی دارند و همیشه دچار تشویش و اظطراب هستند.

چیست دنیا از خدا غافل شدن / نی قماش و نقره و فرزند و زن

مال را کز بهر دین باشی حمول/ نعم مال صالح خواند آن رسول

آب در کشتی هلاک کشتی است/ آب در بیرون کشتی پشتی است

چونکه مال و ملک را از دل براند/ زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند[6]

پس روحیه قناعت از عدم دلبستگی بیش از حد، به نحوی که دنیا هدف انسان شود به‌دست می‌آید.

  در واقع عواملی که باعث تشویش خاطر و نگرانی‌ انسان می‌شوند گاهی اوقات از اختیار انسان خارج‌اند مانند حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و ... وگاهی اوقات در  اختیار انسان‌اند که باید عامل کنترل‌ آن را یافت و با آن آرامش را به‌دست آورد. انسانی که بواسطه حب دنیا و حرص نا آرام است، با  قناعت می‌تواند آن تشویش  خاطر خود ‌را کنترل و  باعث ایجاد آرامش شود و به حیات طیبه ای که در قرآن و روایات آمده است دست پیدا کند

سئل علی(ع) عن قوله تعالی: فلنحیینّه حیاةً طیبةً، فقال هی القناعة؛از امیر مؤمنان(ع) در باره سخن خداوند متعال كه فرمود: ما به او حیات طیبه عطا می‏‌كنیم، سؤال شد. پس حضرت فرمودند: حیات طیبه قناعت است. نه تنها قناعت حیات طیبه است، بلكه پاك‏ترین زندگی قناعت است.[7]

 و با توجه با اینکه حریص به مال هیچگاه  سیر نمی‌شود  لذا اصلا روی آرامش را هم نخواهد دید.

مردی به امام صادق علیه السلام شکایت برد که مرتب در پی روزی رفته و به خواسته‌هایم می‌رسم اما قانع نمی‌شوم و همیشه بر حرص و طمع من افزوده می‌شود. سپس از امام(ع) خواست او را راهنمایی کند. حضرت فرمودند: اگر توانستی به حداقل مالی که زندگیت را می‌گذراند راضی شده و درخود احساس بی‌نیازی کنی، واقعا از همه دنیا احساس بی‌نیازی خواهی کرد. در غیراین‌صورت، اگر همه دنیا را هم به تو بدهند باز هم احساس بی‌نیازی نخواهی کرد.[8]

 آن شنیدستی که وقتی تاجری

در بیابانی بیفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را

یا قناعت پرکند یا خاک گور[9]


 پی‌نوشت:

[1]. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۸۵ ذیل واژه قنع

[2].  جامع السعادات ، نراقی، ج ۲ ، ص ۱۰۲

 [3]. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار،  ج 74، ص 185

 [4].عبدالحمید ابن ابی الحدیدمعتزلی، شرح نهج البلاغه، ج20، ص296

[5]. محمدباقر مجلسی، همان، ج 68، ص 348[5]

[6].مولوی

[7] عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدى،غررالحکم و دررالکلم،  ص393

[8]. اصول کافی، کلینی، ترجمه سیدجواد مصطفوی ج۳ ص902

[9] سعدی،گلستان





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی[1]

شکی نیست که این نشئه، دار تزاحم و تمانع است و در مسیر زندگی انسان مشکلات و کم و کاستی‌ها و بیماری‌هایی ....به وجود می‌آید. آنچه دارای اهمیت است موضع‌گیری خاص انسان در قبال این نوع بلایا می‌باشد.

 عکس العمل مثبت در مقابل این امور می‌تواند در قالب توکل، صبر، رضا، و تسلیم جلوه گر باشد و در هریک از این مقامات آرامش ویژه‌ای برای واجدین آن وجود دارد و چون در بین این مقامات معنوی، مقام تسلیم بالاترین مرحله است، آرامش کسی که در این مقام است از همه بالاتر است.

حضرت علامه حسن زاده آملی در مورد فرق بین توکل و رضا و تسلیم می‌فرمایند:

توکل عبارتست از اینکه قدرت انسان مستغرق و فانی در قدرت حق تعالی شود، همان‌طوریکه مقام رضا عبارتست از اینکه اراده انسان مستغرق و فانی در اراده حق تعالی شود. و مقام تسلیم عبارتست از اینکه علم انسان مستغرق و فانی در علم حق تعالی شود[2]

در مقام توکل شخص برای خود اراده و قدرتی می‌بیند ،لکن اراده و قدرتش را تقویض به وکیل می‌نماید. اما در مقام رضا، شخص راضی برای خود اراده  وقدرتی نمی‌بیند و آنچه از حق تعالی صادر می‌شود موجب خشنودی اوست و در مقابل تلخیها و سختیها که لازمه زندگی در این دار طبیعت است هرگز احساس نارضایتی ندارد و با خشنودی و رضایت کامل تحمل می‌کند و آرامش خاصی در قلب خود نسبت به این نوع رنجها دارد.

و زبان حال و قالش این است‌:

دربلا هم می‌چشم لذات او/مات اویم مات اویم مات او

عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد/ای عجب من عاشق این هر دو ضد[3]

و یا به تعبیر جناب سعدی:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست/به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست

غم وشادی بر عارف چه تفاوت دارد/ساقیا باده بده شادی آن کین غم از اوست

تفاوت مقام صبر با مقام رضا این است که انسان در مقام صبر تلخی می‌بیند ولی برای رسیدن به ثواب تحمل می‌کند از باب اینکه :

انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب[4] مزد صابران بی‌حساب و کامل ادا می‌شود.

اما انسان در مقام رضا اصلا تلخی نمی‌بیند، بلکه بلا و مصیبت را لطف الهی تلقی می‌کند و آن را نشانه اعتنا و توجه محبوب به خود می‌داند.

البته مقام تسلیم از مقام رضا بالاتر است، چون در مقام رضا هر چه حق تعالی مقرر فرموده  موافق طبع شخص است. اما در مقام تسلیم انسان برای خود طبعی نمی‌بیند تا موافق یا مخالف باشد، در مقام تسلیم خودی نمی‌بیند تا بگوید من پسندم آنچه را جانان پسندد، بلکه خود و هرچه دارد را تسلیم حق تعالی می‌کند.

و چون چنین نگاهی دارد فلذا در مقابل سختی‌ها آرامشی ویژه ای نیز دارد.

خانه امام باقر(ع) مملوّ از جمعیت بود و شیعیان برای دیدار با امام نزد ایشان آمده بودند. صدای گریه برخی از افراد خانواده امام، حاضران را بر آن داشت که بدانند چه اتفاقی افتاده است پس از مدتی متوجه شدند که یکی از فرزندان امام باقر(ع) به شدت بیمار و در بستر آرمیده است. این موضوع سبب نگرانی خانواده امام شده بود. امام مقداری از مهمانان خود پذیرایی کرد و پیش آن‏‌ها نشست. دیری نگذشت که صدای شیون زنان و کودکان از اندرونی خانه امام به گوش رسید همه فهمیدند که کودک از دنیا رفته است. امام(ع) از جایش برخاست و به اتاق درونی رفت و پس از اندکی با چهره‌­ای گشاده بازگشت و دوباره پیش مهمانان خود نشست. یکی از آنان از امام اجازه گرفت تا سؤالی مطرح کند. او از امام(ع) پرسید: «هنگامی که ما صدای شیون و گریه شنیدیم، با خود انگاشتیم که حتماً برای شما از این مصیبت، اندوه و تشویشی زیاد حاصل می‏‌شود؛ اما اکنون شما را با چهره‌­ای گشاده می‌‏بینیم. ما ترسیدیم برای شما اتفاقی بیفتد؛ ولی اکنون شما را گونه‌­ای دیگر یافتیم». امام باقر(ع) با چهره­ای آرام و قلبی مطمئن فرمود: «إنّا لنحبّ أن نعافی فیمن نحبّ فإذا جاء أمر الله سلّمنا فیما یحبّ»؛ به درستی که ما نیز می‏‌خواهیم آن که دوستش داریم (فرزندمان) در سلامت باشد، ولی وقتی که خواست و امر خدا در مورد ما نازل شد، به آنچه او دوست می‏‌دارد، تسلیم می‏‌شویم.[5]

    


پی نوشت:

[1]. حافظ

[2]. تقریرات درس اشارات،نمط نهم،فصل 21

[3]. مولوی

[4]. الزمر،10

[5]. بحار الانوار، ج 46، ص 301؛ وسائل الشیعه، ج 3، ص 286؛ أئمّتنا، ج 1، ص 344




طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

از خودی بگذر اگر خواهی بقا

فانی حق شو که تا یابی بقا

 گر تو خواهی حّری و دل زندگی

بندگی کن بندگی کن بندگی[1]

آرامش یک حالت روحی و یک کیف نفسانی است که البته آثار خود را در جسم به جا می‌گذارد و داشتن آن یکی از مهم‌ترین مسائل و دغدغه‌های انسان، مخصوصا در این دنیای مدرن است که بر خلاف آنکه دستاوردهای شگفت انگیزی در سایه‌ سار تکنولوژی در بعد مادی بدست آورده است ولی از جهت معنوی در اضطراب و نگرانی به سر می‌برد

و هر چه  انسان زودتر به این گنج پنهان دست پیدا کند و از تشویش و اضطراب خارج شود فرصت بهتری را برای ساختن آینده خود دارد

با توجه به اینکه اسلام دین دنیا و آخرت است و احکام و دستورات آن تک بعدی نیست و حتی در همین دار طبیعت می‌تواند انسان آثار آن را ببیند. لذا برای رسیدن به آرامش راه‌کارهایی را مطرح فرموده است که حتی منجر به اذعان و اعتراف دانشمندان روز در این مساله شده است.

مثلا یکی از راهایی که در بیانات دینی ما برای رسیدن به آرامش از آن نامبرده می‌شود یاد خدا می‌باشد. الهی بک هامت القلوب الوالهة و علی معرفتک جمعت العقول المتباینه فلا تتطمئن القلوب الا بذکرک ای خدای من، دل‌های واله و حیران، پابست عشق و محبت توست و همه خردها بر شناخت تو هم رایند که دل‌های بندگان جز به یاد تو آرامش نیابد[2]

انسان در امواج زندگی و در كش وقوس رنج‌ها به تكیه گاهی نیازمند است كه به آن پناه ببرد و درون پر اضطراب خود را بدان آرام بخشد

دانشمندان عصر حاضر که  در اوج پیشرفت و تخصص هستند، به این نکته رسیده‌اند، افرادی که  معتقد به خدا و دین هستند چون خود را در پناه یک  قدرت مطلق می‌دانند،  دارای آرامش بیشتری هستند و عوامل اضطراب آفرین در درون آنها کمرنگ است

و نماز که یکی از مصادیق ذکر و یاد حق تعالی است: اقم الصلاة لذکری[3] همان پل ارتباطی بین عالم ماده و عالم لاهوت است و نقش بسزایی در این امر دارد.

  دکتر محمد عثمان نجاتی روانشناس و استاد دانشگاه کویت می‌گوید:

این حالت آرام سازی و آرامش روانی حاصل از نماز، از نظر درمانی تأثیر بسزایی در کاهش شدت تشنج‌های عصبی ناشی از فشار زندگی روزانه و پایین آوردن حالت اضطرابی که برخی از مردم دچار آن هستند، دارد. [4]

دکتر توماس هایس لوپ می‌گوید:

مهمترین مطلبی که  من در طول چندین سال تجربه و آزمایش به دست آورده‌ام این است که بهترین وسیله برای درمان بی‌خوابی نماز و نیایش است. با این قید که من پزشکم و این سخن را می‌گویم که نماز بهترین وسیله‌ای است که تاکنون برای توسعه اطمینان و تسکین اعصاب و آسایش و نشاط شناخته شده است، که زمینه بی‌خوابی را بر طرف می‌گرداند. به عبارت دقیق‌تر مهمترین وسیله ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان « نماز » است.[5]

مخصوصا با مقدمه‌ای که دارد. خود وضو گرفتن به انسان آرامش خاصی می‌دهد

و همچنین افعالی که ما در نماز انجام می‌دهیم مانند سجده کردن که از جهت علمی نقش موثر آنها در آرامش دادن به انسان به اثبات رسیده است زمانی كه فرد در حالت سجده در جهت قبله قرار می‌گیرد با قرار گرفتن جریان الكتریكی بدن در راستای میدان مغناطیس زمین بهترین حالت را برای تخلیه  امواج الکترو مغناطیس مضر بدن دارد ونتیجه آن ایجاد آرامش می‌باشد، بخصوص اینكه نقاطی از بدن كه در زمان سجده روی زمین قرار می‌گیرد بهترین نقاط برای تخلیه بار الكتریكی است كه اغلب این نقاط قبل از نماز به وسیله وضو تحریك شده‌اند و آمادگی بیشتری برای تخلیه بار دارند.

البته هدف اصلی ما از نماز عبودیت است نه اینکه بخواهیم نماز بخوانیم یا وضو بگیریم تا انرژی‌های منفی بدنمان خارج شود یا برای اینکه به آرامش برسیم خدا را عبادت کنیم. ولی در عین حال اگر ما نماز و یا وضو را به قصد تقرب به حق‌تعالی انجام دهیم، ناخود آگاه به آن ثمرات هم می‌رسیم.

نام احمد نام جمله انبیاست / چونکه صد آمد نود هم پیش ماست [6]

 

   پی‌نوشت:

[1].مولوی

[2].مناجات الذاکرین

[3].طاها،14

[4]. قرآن و روانشناسی، ترجمه ی عباس عرب، ص 357
[5]. آیین زندگی، ص 249

[6].مولوی





طبقه بندی: آرامش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مرداد 1392 توسط : میثم ضیایی
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2