تبلیغات
معراج - مطالب انسانیت


اگر از اطرافیانمان بپرسیم در مورد آینده ایده‌آل خود چه فکر می‌کنید؟ دوست دارید آینده حال و روزتان چگونه باشد؟
اولین چیزی که به ذهن آنها می‌اید اینکه یک خانه‌ی خوب، یک ماشین خوب، و یک کار پر درآمد که دغدغه‌ای نداشته باشیم.
با این حال این انسانی که این چیزها را برای خود تصور کرده پس باید زحمت بکشد صبح زود شروع به فعالیت کند، دیر وقت به منزل بیاید، خلاصه اینکه باید خودش را به آب و آتیش بزند تا بتواند به آرزوهایش دسترسی پیدا کند پس انسانهای با این خصوصیات، روح بزرگ دارند و همین روح بزرگ داشتن آنها موجب می‌شود که بدن و اعضا و جوارح خود را به سختی وادارند...
ادامه مطلب





طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 توسط : محمد صالحی

جوانی ۲۲ ساله بود. می‌گفت: در این سالیانی که از عمرم گذشته، در خواب و بی‌خبری‌ام، دلم دارد فریاد می‌کشد: تا کی می‌خواهی این طور بی‌حال زندگی کنی؟ تا کی می‌خواهی سرگردان باشی؟ تا کی می‌خواهی سرگرم هیچ و پوچ باشی؟ تا کی می‌خواهی نسبت به خودت و پیرامونت بی‌تفاوت باشی؟

با خود گفتم چه پاسخی بدم تا قانع شود. خیلی افسرده و دل‌زده شده بود. ناامیدی از قیافه او مشخص بود.
گمشده جوانی

به او گفتم:
هویت‎طلبی یک نیاز است که در جوانی بیشتر در ذهن آدمی شعله می‌کشد، زیرا جستجو برای شناخت کیستی و چیستی است و آدمی جایگاه و شأن خویش را می‌یابد. حال باید به دو پرسش جواب بدهیم آن وقت متوجه می‌شوی که سرگردان و سرگرم هیچ و پوچ نیستی و نخواهی شد.

*** سوال اول: به کدام هویت باز گردیم؟

هویت را می‌توان به سه مورد اساسی تقسیم کرد:

۱- هویت باستانی و نژادی:

گرایش به این نوع هویت باستانی و نژادی گاهی به برتری نژادی و تحقیر نژادهای دیگر و گاهی به دیکتاتوری و گاهی به جاهلیت قومی و وطن پرستی افراطی احمقانه و جاهلی کشیده می‌شود. که این نوع هویت، آدمی را آن‌چه مطابق روح و فطرت و استعداد است نمی‌کشاند. زیرا گاهی این نوع هویت، همان کهنه‌گرایی، و سنگ‌گرایی و گذشته گرایی است.[۱]

البته هویت ملی و و دوست داشتن کشور و وطن نشانه غیرت و اتحاد ملی و حتی گاهی برخاسته از ایمان است..همان‌طور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«اگر علم به ثریا آویخته باشد گروهی از فرزندان فارس به آن می‌رسند».[۲]

۲- هویت امانیستی:

با بررسی کوتاه می‌توان گفت که انسان نیارمند است که بر نیرویی خارج از خویش تکیه کند، نه این‌که خودت را بر خودت تکیه کن، مثل آن است که بگوییم یک کشتی بر خودش لنگر بیاندازد! آری غرب انسان را به جای خدا و هیجان را به جای ایمان نهاده است و چنین شد که روحیه برخی جوانان از ناامیدی و بن‌بست و گم‌گشتگی هویت حکایت می‌کند.

نتیجه این نگاه خود‌محورانه، این است که انسان به جای دل سپاری به ایمان، در جستجوی لذت فردی بیشتر و هیجان‌های ناهنجار می‌باشد و حاصل این بینش، خروج از هویت اصلی انسان و تباهی است. مثل جنون و الکلی و روانی و خودکشی جوانان است.

۳- هویت انسانی _ اسلامی:

انسان بودن و مسوؤلیت انسان بودن نیاز به بنیان‌های معرفتی دارد. در غیر این صورت انسان با احساسات و عادت‌هایش زندگی می‌کند نه به انتخاب و سنجش و ارزیابیش. آن وقت چنین افرادی به کوچه بن‌بست می‌رسند و مصرفی برای خود نمی‌بیند. واستعدادها راکد می‌ماند و بیهوده‌گی شکل می‌گیرد.که شکل‌های پوچی به بی ‌تفاوتی، عصیان، و خودکشی است.

*** حال سوال دوم ما این است که چه باید کرد؟ٔ

هنگامی که انسان، هویت خود را یافت؛ چگونه زیستن و چگونه مردن او هم مشخص می‌شود. اگر کار انسان خوردن و خوابیدن و خوشی باشد، دنیا آخور و خوابگاهی بیش نیست. چنین انسانی تحمل هیچ ناگواری را ندارد؛ در حالی که استعدادهای ما با خوش گذرانی تنها هماهنگ نیست. چنان حافظ شیرین سخن سروده است:

مرا در منزل جانان چه امن و عیش؟ چون هردم
جرس فریاد می‌دارد که بندید محمل‎ها

پس وقتی من استعداد زیادتری از موجودات دیگر دارم، کارم و هدفم بالاتر و زیادتر است. جهت حرکت من هم به سوی خداوندی که بی‌نهایت است، است. کوشش و نشاط این‌جاست. زیرا وقتی کار ما حرکت به سوی جهتی بالاتر و عالی‌تر شد دنیا می‌شود؛ راه که باید رفت و از دنیا باید درس  و عبرت گرفت.

چنان که امام علی علیه‎السلام فرمودند: «الدنیا دار ممرّ»[۳] ؛ «دنیا جای عبور است». و نیز فرمودند:« الدنیا دار بالبلاء محفوضة»[۴] ؛ «دنیا، جایی است با درد و رنج پیچیده شده» زیر پای آدم را داغ می‌کنند که توقف نکند تا نماند و باتلاق نشود که حتّی اب هم اگر بماند می‌گندد.

امام کاظم علیه السلام می فرماید: « هر آن‌چه چشم‌هایت می‌بیند برای تو درسی دارد و موعظه‌ای».[۵]

پس با این شناخت، انسان می‌خواهد تمام سرمایه‌ها زیاد شود و همه استعدادها بارور شود. انسان کوشش می‌کند که خودش زیاد شود نه ثروت و قدرت و عملش و در این روش است که می‌تواند به علم و قدرت و ثروت جهت بدهد.پذیرش رنج‌ها و بلاها به عنوان عاملی مثبت برای حرکت و رشد به شمار می‌آید.

«چه بسا چیزی را مکروه و ناخوشایند بدانید اما برای شما خیر وخوبی باشد.».[۶] انسان با درک صحیح از زندگی و حضور خداوند از بی‌تفاوتی نجات می‌یابد تا جایی که حتّی نسبت به زمین و همه جانداران احساس مسوؤلیت می‌کند.

-------------------------------

منبع:

[۱]:[علی شریعتی/ بازگشت به خویشتن/صص۳۹_۳۷]
[۲]:[نهج الفصاحه/ش۲۳۳۹]
[۳]:[بحار الأنوار/ج ۷۰/ص۱۳۰]
[۴]:[نهج البلاغه/خظبه ش ۲۲۶]
[۵]:« کل ما تراه عینیک فلک فیه موعظة»[بحارالأنوار/ج۷۵/ص۳۱۹]
[۶]:«وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»؛[بقره/آیه۲۱۶]






طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1392 توسط : رضا حامدی نیا

انسان بر خلاف سایر موجودات شخصی دارد و شخصیتی، قوای بدنی و جسمانی او که تشکیل‌دهنده شخص انسان می‌باشند بالفعل و غیر اکتسابی‌اند اما از لحاظ قوای روحی و شخصیتی موجودی بالقوه است که ارزشهای انسانی او قابلیت تکامل و رشد یافتن را داردو اکتسابی‌اند.  و به تعبیر شهید مطهری نظر قرآن به این است كه انسان همه كمالات را بالقوّه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست كه باید سازنده و معمار خویشتن باشد.[1]

در واقع هیچ حیوانی از وصف حیوانیت خالی نیست همان‌طوری که هیچ جمادی یا نباتی از وصف جماد بودن یا نبات بودن خالی نمی‌باشد. اما هر انسانی وصف انسانیت را به همراه ندارد پس انسان در بعد شخصیتی هم قابلیت تکامل و همچنین تنزل را دارد.

قابلیت تکامل را داردبه لحاظ خطابات قرآنی که با کلمه تعال یا تعالوا به انسان می‌شود مانند:  قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ [2]

و به تعبیر حضرت علامه حسن زاده آملی خداوند سبحان در چند جاى قرآن كریم آدمیان را به خطاب‏ تَعالَوْا دعوت فرموده است، عرب «تعال» را در جایى به‌ كار مى ‏برد كه آمر در اوج بوده باشد و مخاطب در حضیض، مثلا آمر در بالاى كوه است و مخاطب در دامنه آن و بدو مى ‏گوید: «تعال»؛ یعنى بالا بیا. فتدبّر.

تعالوا» را شنو از حق تعالی / ترا دعوت نموده سوى بالا

چه بودى مر تعالى را تو لایق‏ / تَعالَوْا آمدت از قول صادق[3]‏

پس انسان قابلیت رشد را دارد که مخاطب به خطاب تعال قرار گرفته است و این خصیصه فقط مختص انسان است و می‌تواند حتی از فرشتگان الهی نیز گوی سبقت را برباید چنانچه برای پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج رخ داد.

شبی بر نشست از فلک برگذشت / بتمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند / که برسد ره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت الحرام / که ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی / عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند / بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سرموی برتر پرم / فروغ تجل بسوزد پرم[4]

اما همین انسان قابلیت تنزل را نیز دارد اگر که این ارزشها و کمالات معنوی را در خود بارور نکند و راه ایمان را در پیش نگیرد و متابعت هوای نفس بنماید که در این صورت به تعبیر قرآن کریم از حیوان هم پست‌تر خواهد شد. أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سبیلا[5] آیا پنداری که اکثر این کافران حرفی می‌شنوند یا فکر و تعقلی دارند؟  اینان (در بی عقلی ) بس مانند چهارپایانندبلکه( نادان‌تر) و گمراه‌ترند.

علما و زاهدانی همچون بلعم باعورا بر اثر تبعیت از هوای نفس آنچنان از اوج عظمت انسانیت سقوط کردندو گمراه شدن  که قرآن آنها را به مثل، چون سگ پلیدی می‌شمارد که همواره پارس می‌کند.[6]

مادر بت‌ها بت نفس شماست / زانکه آن بت مار و این بت اژدهاست[7]

بنابراین تسلیم خواسته‌های نفسانی شدن به طور قطع شعله ور کردن آتش به دست خویشتن است و وسیله‌ا‌ی برای ویران نمودن بنای انسانیت بوده وتیر زهرآگینی است که حیات معنوی انسان را نشانه می‌گیرد و نمی‌گذارد حق به هیچ یک از مراتب در انسان جلوه کند. این تبعیت از هوای نفسانی باعث رخ دادن انحرافات عملی و اخلاقی و اجتماعی می‌شود و آدمی را به ورطه سقوط و جنایت و خروج از مرتبه انسانیت و ایمان می‌کشاند. مانند ظلم و جنایت‌هایی که فرقه ضاله وهابیت که آلت دست استعمار برای ضربه زدن به دین مبین اسلام هستند درافغانستان، پاکستان، سوریه، بحرین، مصرو......انجام می‌دهند و با کشتار شیعیان منطقه، رسوایی و اقدامات ضدانسانی خود را ثابت می‌کنند.

این فرقه ظاله تکفیری بر اثر تنزل از مقام انسانیت جنایات فجیعی را علیه شیعیان انجام می‌دهند و شیعیان  را که از نظر آن‌ها کافر و مشرک هستند به قتل می‌رسانند. آنها حتی به کودکان نیز رحم نمی‌کنند و آن‌ها را اعدام و ذبح می‌نمایند یا در جلوی دوربین‌ها جگر شیعه را به دندان می‌کشند. آتش زدن مسجد شیعیان در سوریه و یا در جشن نیمه شعبان در یک خانه که با حضور 30 نفر شیعه برگزار شده بود بیش از 2 هزار جنایتکار وهابی و تکفیری خانه را محاصره می‌کنند و با خراب کردن دیوار و ویران کردن درب شیخ حسن شحاته را که از ائمه جماعات مصر و از شیعیان بلاد می‌باشد جلوی دوربین‌ها با چاقو می‌کشند و به همراه چند تن از شیعیان دیگر به شهادت می‌رسانند. و تمامی این ظلم‌ها و جنایت‌ها به دلیل آنست که  آنها در متابعت از هوای نفسانی خویش در مرتبه حیوانیت بلکه پست تر از آن قرار گرفته‌اند و نتوانستند آن درخت تنومند انسانیت خویش را بارور نمایند.

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی( بر اینکه شایسته هدایت  نیست) گمراه ساخت.[8]

       فرقه ضاله

پی‌نوشت:

[1].مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج2، ص274   

[2].انعام، 151

[3].هزار و یك كلمه، ج5، ص303 

[4].سعدی  

[5].فرقان، 44

[6].اعراف، 176

[7].مولوی

[8].جاثیه 23





طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 تیر 1392 توسط : میثم ضیایی
بانك مهربانی‌ها، دریای عشق به ایثار و از خود گذشتگی، عطوفت و محبت، از آن مسلمان واقعی است؛ چرا كه تمام دستورات اسلام انسان را به سوی انسانیت و محبت و مهربانی دعوت می كند؛ پیامبر مهربان و دلسوز ما حتی حاضر نیست كه مسلمانی به كمترین و بی ارزش ترین مال مسلمان دیگری تعرض نماید و لذا به عنوان معلمی دلسوز و مهربان می‌فرماید:
 هیچ كس را نرسد كه [حتی] عصای برادر [مؤمن] خود را بدون رضایت وی برگیرد؛ و این به سبب آن است كه خداوند مال مسلمان را بر مسلمان دارای حرمت فراوان قرار داده است.«1»
ای وهابیت، ای كسانی كه خود را مسلمان می‌دانید و فرقه خودتان را به حق می‌دانید و معتقد هستید كه مسلمان واقعی هستید آیا دینی كه از طرف خداوند مورد تایید باشد باید به قیمت كشده شدن دیگران تمام شود؟
ای كسانی كه ادعا می‌كنید هر چه پیامبر فرموده است را عمل می‌كنید؛ مگر شما نشنیده اید كه پیامبر حتی آزار دادن به دیگر مسلمانان را نیز نمی پسند و لذا فرموده است:
 هرگز مسلمانی، مسلمان دیگر را نیازارد!...«2»
یكی از نعمت هایی كه به بركت اسلام به جهانیان عرضه شد برادری و محبت بود كه خود رسول الله بارها مسلمان را برادر مسلمان دیگر معرفی كرده بود و همیشه مسلمانان را به داشتن روحیه برادرانه توصیه می‌كردند و پیامبر در این خصوص توصیه به همه مسلمانان می‌فرماید:
مسلمان با مسلمان برادر است، به او ستم نمی‌ورزد، خوارش نمی‌كند و به وی خیانت نمی‌كند. بر مسلمانان سزاوار است كه در پیوند با یكدیگر...«3»
ای وهابیتی كه دم از انسانیت می‌زنید آیا این درست است كه مسلمانی را به جرم عقیده داشتن به خانواده رسول الله بكشید و جنازه او را در كوچه‌ها بچرخانید؟ در كجای اسلام این گونه توصیه شده است؟ مگر نشنیده اید كه حتی با مشركان و كفار كه خداوند را به یگانگی قبول ندارد چنین برخوردی نمی‌شود و به جنازه مرده چنین جسارتی نمی‌شود؟
ای وهابیت مگر شما نمی‌دانید كه خون یك مسلمان برابر است با تمام دنیا؟ مگر نمی دانید كه اگر مسلمانی كشته شود مثل این است كه تمام دنیا كشته شده است مگر شما این روایت رسول الله را نخوانده اید كه می‌فرماید:
 همانا نابود شدن دنیا در نزد خدا، سبك‌تر از كشتن مردی مسلمان است«4»
ای وهابیت آیا شما معنای واقعی اسلام را می‌دانید؟ آیا می‌دانید كه  اسلام یعنی عشق و محبت به هم نوعان، همان گونه كه رسول خدا می‌فرماید:
اسلام آن است كه دلت را تسلیم كنی، و مسلمانان از دست و زبانت آسوده و در امان باشند «5»
ولی سخنی هم با مسلمانان و دیگر فرقه های اسلامی: هم اكنون كه وهابیت دست در دست صهیونیسم كمر و همت در كشتن شیعیان بسته است؛ بدانید كه شیعه نیز مسلمان است و پیرو پیامبر و دوست‌دار فرزندان پیامبر و تنها به جرم این كه دوست‌دار اولاد پیامبر است كشته می‌شوند، بدانید كه پیامبر كشته شدن هیچ مسلمانی را راضی نیست اگر شما لحظه ای در این داستان تامل كنید خواهید دید كه كشده شدن مسلمان برای پیامبر سخت و سنگین است
داستان از این قرار است:
نقل شده است،  شخصی به حضور پیامبر آمد و عرض كرد: «در محلّه «جهنیّه» كشته‌ای پیدا شده است»، حضرت برخاست و به مسجد آن محل رفت و مردم ورود آن حضرت را دهن به دهن گفتند، و همگی اطلاع یافته و در مسجد اجتماع كردند، پیامبر(صل الله علیه و آله ) به آن‌ها فرمود: «این شخص كشته شده را چه كسی كشته است؟».
عرض كردند: ای رسول خدا، ما خبر نداریم.
پیامبر(ص) با لحن سرزنش فرمود: «به راستی آیا شخصی در میان مسلمانان كشته شده ولی آنها قاتل او را نمی‌شناسند؟! سوگند به آن خدایی كه مرا به حق مبعوث به نبوت كرد: اگر اهل آسمان و زمین در خون شخص مسلمانی شركت نمایند و راضی به آن شوند، خداوند همه آنها را به صورت به آتش دوزخ می‌افكند«6»


منابع:
1: لایَحِلُّ لِامرِیٍ أن یَأخُذَ عَصا أخیهِ بِغَیرِ طِیبِ نَفسِهِ، و ذلِكَ لِشِدَّةِ ما حَرَّمَ اللهِ مِن مالِ الْمُسلِمِ عَلی الْمُسلِمِ«كنزالعمّال، ح 30344»
2:  پیامبر اكرم (ص): «لَا یُوذِیَنَّ مُسلِماً...«مسند الشامیین، ج1، ص302.»
3: اَلْمُسلِمُ أخُو الْمُسلِمِ؛ لایَظلِمُهُ ولایَخذُلُهُ ولایَخُونُهُ، و یَحِقُّ عَلَی الْمسلِمینَ الْإجتِهادُ فی التَّواصُلِ، وَالتَّعاوُنُ عَلَی التَّعاطُفِ و...؛« وسائل الشیعه، ج 12، ص 203.»
4:  لَزَوالُ الدنیا أهوَنُ عِنْدَالله مِن قَتلِ رجُلٍ مُسلمٍ « الترغیب و الترهیب، ج3، ص 293، حدیث 7.»
5: اَلْإِسْلَامُ أَنْ تُسْلِمَ قَلْبَكَ وَیَسْلَمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِكَ وَیَدِك «كنز العمال، حدیث 17.»
6: من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 70، حدیث 30.




طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 تیر 1392 توسط : سجاد

در دین مبین اسلام آنچه که ملاک امتیاز انسانهاست، ارزشهای اخلاقی و دینی می‌باشد و نژاد، زبان، رنگ، و.......ابدا در اسلام ملاک‏ امتیاز نیست.  و لذا اساسا بعضی از افراد انسان به مقام انسانیت دست پیدا نمی‌کنند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند:  فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ[1] یعنى شكل، شكل انسان است اما باطنش باطن یك حیوان درنده است، پس تفاوت بین انسانها به سیرت آنهاست نه به صورت آنها

 به تعبیر جناب مولوی:

گر به صورت آدمی انسان بدی / احمد و بوجهل پس یکسان بدی

و به تعبیر جناب سعدی:

تن آدمی شریفست به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به‌ چشمست و دهان و گوش و بینی /چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

و در واقع ارزشهای عالی اخلاقی و دینی در کنار عقل و علم تشکیل دهنده انسانیت انسان می‌باشد که مرحوم شهید مطهری(ره) در این زمینه می‌فرمایند:

نیمی از انسانیت‏ انسان را عقل و علم و آگاهى و تدبیر او تشكیل مى‏دهد، اما شرط كافى نیست، فعالیت انسانى آنگاه انسانى است كه علاوه بر عقلانى بودن و ارادى بودن، در جهت گرایشهاى عالى انسانیت‏ باشد و لااقل با گرایشهاى عالى در تضاد نباشد، و الّا جنایت‏آمیزترین فعالیتهاى بشرى احیاناً با تدبیرها و تیزهوشیها و مآل‏اندیشیها و طرح‏ریزیها و تئورى‏سازیها صورت مى‏ گیرد. نقشه‏ هاى شیطانى استعمارى بهترین شاهد مدّعاست. در اصطلاحات دینى اسلامى، نیروى تدبیر آنجا كه از گرایشهاى انسانى و ایمانى جدا مى ‏شود و در خدمت اهداف مادى و حیوانى قرار مى‏ گیرد، «نُكرى‏» و «شیطنت» نامیده شده است. بگذریم از این جهت كه فعالیت تدبیرى لزوماً انسانى نیست بلكه اگر بر محور هدفهاى حیوانى باشد از فعالیتهاى التذاذى حیوانى بسى خطرناك‏تر است- مثلًا حیوانى به خاطر پركردن شكم خود حیوانى یا انسانى را مى درد، ولى انسان تدبیرگرِ حسابگر براى مقصودى در همین حد، شهرهایى را ویران مى ‏كند و صدها هزار نفر نفوس بیگناه را به آتش می‌کشد.[2]

ما در عصرحاضر در گوشه و کنار جهان حرکت‌های ضد شیعی را شاهدیم مانند فاجعه اخیر کشتار شیعیان در مصر که وجدان انسانی را تکان داد و بیانگر تحقیر انسانیت انسان بود، این حرکت حاصل تفکر سلطه گران غربی و برخی حاکمان دین فروش کشورهای اسلامی است که از سوی مولود نامشروعشان یعنی وهابیت همان افراد سفاک و خونریزی که فقط عنوان ظاهری انسان  بودن را یدک می‌کشند به اجرا در آمده است. آنها نه تنها به مقام انسانیت نرسیده‌ا‌‌ند بلکه به تعبیر قرآن کریم در مقام حیوانیت بلکه پایین‌تر از آن قرار گرفتند:

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[3]

و در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‏ایم [چرا كه] دلهایى دارند كه با آن [حقایق را] دریافت نمى‏كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى ‏بینند و گوشهایى دارند كه با آنها نمى‏ شنوند آنان همانند چهارپایان بلكه گمراه‏ترند [آرى] آنها همان غافل‏ ماندگانند.

بنابراین این همه کشتار مردم مظلوم و بی‌دفاع در کشورهای اسلامی نشان‌دهتده زمستان انسانیت است.

                 کشتار شیعیان

پی‌نوشت:

[1].نهج البلاغه، خطبه 87

[2].مجموعه آثار شهید مطهری، ج2، ص56

[3].اعراف، 179





طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 تیر 1392 توسط : میثم ضیایی
 آدم‏‌كشى یكى از بزرگ‌ترین جنایات و گناهان خطرناك است؛ اگر انسانى را به خاطر ایمان داشتن بقتل برسانند و یا كشتن او را مباح بشمرند، روشن است كه چنین قتل نشانه كفر قاتل است و لازمه آن خلود در عذاب مى‏‌باشد. همان گونه كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:
و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد، كیفر او جهنم است كه در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش كند و برایش عذابى بزرگ آماده سازد«1»
كسانی دست به قتل و كشتار مردم می‌زنند كه از انسانیت بویی نبرده باشند، این‌ها حیوانات درنده و خطرناكی هستندكه اگر مجال و فرصت برایشان مهیا باشد حاضرند همه مردم را بكشند، و قتل یك انسان حاكی از روحیه ضد انسانیت در چنین افرادی است همان گونه كه خداوند در قرآن كریم قتل یك انسان را مساوی با قتل همه مردم جهان دانسته و فرموده است:
از این رو بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم كه هر كس كس دیگر را نه به قصاص قتل كسى یا ارتكاب فسادى بر روى زمین بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد. «2»
بله واقعا همین گونه است؛ كسى كه دست به خون انسان بى‌‏گناهى مى‌‏آلاید در حقیقت چنین آمادگى را دارد كه انسان‌هاى بى‏‌گناه دیگرى را كه با آن مقتول از نظر انسانى و بى‏‌گناهى برابرند مورد حمله قرار دهد و بقتل برساند، او در حقیقت یك قاتل است و طعمه او انسان بى‏‌گناه، و می‌دانیم تفاوتى در میان انسان‌هاى بى‏‌گناه از این نظر نیست«3»
امروزه كسانی كه در مصر و پاكستان دست به قتل شیعیان بی گناه می زنند و جنایات تاسف برانگیزی انجام می‌دهند در واقع همان حیوانات درنده خویی هستند كه اگه اگر مجال و فرصت در اختیارشان قرار بگیرد حاضرند همه را از دم تیغ بگذرانند. این‌ها مسلمان نیستند، مسلمان رئوف و مهربان است، مسلمان قلبی سرشار از عاطفه و انسانیت دارد، مسلمان همانند پیامبر اسلام باید مهربان و دلسوز باشد همان گونه كه خداوند در قرآن كریم در بیان مهربانی و دلسوزی پیامبر می‌فرماید:
هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آن‌چه شما را رنج مى‏‌دهد بر او گران مى‌‏آید. سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است«4»
آیا كشتن كسانی كه به یگانگی خداوند متعال و پیامبری حضرت محمد شهادت می‌دهند بزرگترین گناه نیست؟ آیا می‌شود اسم كشندگان شیعیان را مسلمان گذاشت؟ چگونه وهابیت با گشتن این افراد دم از اسلام و مسلمان بودنش می‌زند؟
در حدیث معروفى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى‌خوانیم كه حضرت فرمودند:
خون هیچ مسلمان که شهادت به وحدانیت خدا و نبوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)مى‌دهد، حلال نیست مگر سه گروه: قاتل، زانى محصن، و آن کس که دین خود را رها کند و از جماعت مسلمین بیرون رود «5»
ایا می شود اسم كسانی كه دستشان به خون شیعیان مصر و پاكستان و ..آغشه است مسلمان هستند؟
قطعا پاسخ منفی است چون هر كس مسلمان باشد كتاب آسمانی او قرآن است و خداوند در قرآن كریم مسلمانان را از كشتن افراد بی گناه نهی كرده و فرموده است:
کسى که خداوند خونش را حرام کرده است به قتل نرسانید، مگر آن‌جا که به حق باشد«6»
نه تنها قتل نفس بلكه كمترین و كوچكترین آزار یك انسان از نظر اسلام مجازات دارد.
 
منابع:
1: وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیم«سوره نساء آیه 93»
2: مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ «سوره مائده آیه 32»
3: تفسیر نمونه ذیل آیه فوق
4: لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم«سوره توبه آیه 128»
5: لایَحِلُّ دَمُ امْرِئ مُسْلِم یَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ إِلاّ بِإِحْدَى الثَّلاثِ: النَفْسُ بِالنَّفْسِ، وَ الزّانِى الْمُحْصِنُ، وَ التّارِکُ لِدِیْنِهِ الْمُفارِقُ لِلْجَماعَة«جوامع الكلم باب العشر ص 812»
6: وَ لاتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاّ بِالْحَقِّ« سوره اسراء آیه 33»




طبقه بندی: انسانیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 تیر 1392 توسط : سجاد