تبلیغات
معراج - مطالب انس و الفت


یکی از الطافی که حق تعالی به بندگان خویش ارزانی داشته و آن را به عنوان یکی از مصادیق رحمت رحیمیه خویش اعطا نموده قرآن کریم است که ریسمان مستحکمی برای ارتباط با عالم ملکوت و قرب به حق تعالی می‌باشد و از طریق وحی در اختیار پیامبر صلی‌لله علیه و آله به عنوان یک معجزه قولی قرار گرفته است.

در ساحت عشق، عاشق همواره مشتاق شنیدن سخن معشوق است پس کسی که عاشق وصال با حق تعالی به عنوان یک معشوق حقیقی است آیات قرآن را کلام و پیام محبوب می‌داند و لحظه ای از آن غافل نمی‌شود، از سخن گفتن با معبود خویش لذت می‌برد و پیام آن را که سراسر نور و سرور است به جان می‌خرد و بواسطه انس و ارتباط با قرآن با معارف ناب توحیدی و الهی آشنا می‌گردد.

انس با قرآن کریم مراحل مختلفی دارد از جمله:

1- نگاه کردن به قرآن: اسحاق بن عمار به امام صادق علیه‌السلام عرضه داشت: جانم به قربانت، من قرآن را حفظ کرده‌ام آیا از حفظ بخوانم یا از روى آن؟ امام علیه‌السلام فرمودند: از روى آن بخوان،  زیرا که قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. مگر نمی‌دانی که نگاه کردن به قرآن علاوه بر خواندن آن، مستقلا عبادت محسوب می‌گردد.[1]

2-شنیدن قرآن: که خود قرآن، آن را توصیه می‌کند: وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له وأنصتوا لعلَّكم ترحمون [2]. هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید.

3-قرائت قرآن: امام صادق علیه‌السلام فرمودند: هر جوان با ایمانی که به تلاوت قرآن بپردازد، قرآن با گوشت و خون او آمیخته شده و پروردگار او را در ردیف فرشتگان قرار دهد و قرآن نگاهبان او در روز قیامت خواهد بود ... و آن که در این امر متحمل دشواری بیشتری شود پاداش او دوچندان خواهد بود.[3]

پیامبر اکرم‌صلی‌الله علیه وآله می‌فرماید: نوروا بیوتکم بتلاوة القران[4] خانه های خود را با خواندن قرآن نورانی کنید.

در احوالات حضرت امام(ره) آمده است: امام در ماه مبارک رمضان وقتی نجف بودند هر سه روز یک دوره قرآن را ختم می‌کردند و زمانی که در جماران بودند به خاطر کهولت سن هر ده روز یک بار ختم قرآن داشتند، در ایام سال، ماهی یک بار قرآن راختم می‌کردند. ایشان همواره با قرآن مأنوس بودند. یک جزء قرآن را هشت قسمت کرده و هر قسمت را در زمان خاصی قرائت می‌نمودند. گاهی مدتها روی یک جمله (آیه) قرآن مکث می‌کردند.[5]

4-تدبر و تفکر در قرآن: امام علی علیه‌السلام فرمودند: تَدَبَّرُوا آیاتِ القُرآنِ وَ اعتَبِرُوا بِهِ فَإنَّهُ أبلَغُ العِبَرِ[6] در آیات قرآن تدبّر کنید و از آن عبرت بگیرید، که رساترین عبرت‏هاست .

امام على علیه‏السلام فرمودند: الا لا خَیرَ فی قِراءةٍ لیسَ‏فیها تَدَبُّرٌ ، ألا لا خَیرَ فی عِبادَةٍ لیسَ فیها تَفَقُّهٌ[7] بدانید که در قرآن خواندنى که با تدبّر همراه نباشد، خیرى نیست،  بدانید که در عبادتى که با فهم و اندیشه توأم نباشد، خیرى نیست .

5-عمل نمودن به دستورات قرآن: که در واقع مرحله نهایی انس با قرآن کریم می‌باشد. ما انسانها به عنوان مهم‌ترین صنعت عالم خلقت مطرح هستیم و حق تعالی بعد از خلقت انسان به خویش فرمود:  فتبارک الله احسن الخالقین[8]

و به تعبیر جناب سعدی :

زابر افکند قطره‌ای سوی یم / زصلب آورد نطفه ای در شکم

ازآن قطره لوء لوء لالا کند/ وزین قطره سرو بالا کند

دهد نطفه را صورتی چون پری / که کرده است بر آب صورتگری

و برای اینکه ما بتوانیم استفاده بهینه از این صنعت وجودی خود بنماییم حق تعالی دفترچه راهنمایی را به نام قرآن در اختیارمان قرار داده است که با عمل کردن به آن می‌توانیم در مسیر تکامل گام برداریم. چنانچه حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی می‌فرمایند:

تشریف مى‏برید به مغازه‏اى یك چرخ خیاطى مى‏‌خرید، بعد مى‏‌بینید كه صاحب مغازه یك دفترچه‏ به شما مى‏‌دهد كه آداب نگاهدارى این چرخ در آن نوشته است. این دفتر به خریدار هشدار مى‏‌دهد كه این چرخ خیاطى است نه سرّاجى، پوست را به دهانش نگذار، بست و گشودش بدین‏گونه است، نخ وپارچه‏اش باید چنین و چنان باشد، این دفترچه دین این چرخ است، دستوراتش باید در متن چرخ پیاده شود تا چرخ سالم بماند و خراب نشود؛ همچنین آن دست مبارك و تبارك الله احسن الخالقین كه این صنع شگفت انسان را آفرید كتابى براى نگهدارى این صنعت به نام قرآن در كنارش گذاشت، دستورات این كتاب باید در متن افعال و احوال انسان و اجتماع او پیاده شود تا حیات انسانى به دست آورد و صاحب مدینه فاضله گردد.[9]

بنابراین آنکه خواستار هدایت و سعادت است باید به این حبل‌المتین الهی چنگ بزند و با آن مأنوس شود زیرا انس با قرآن اندیشه را الهی می‌کند، روح آدمی را معنویت می‌بخشد و انسان را در راه وصول به قرب حق تعالی به پیش می‌برد و در میان مراتب و شیوه های انس با کتاب الهی که در روایات ثمرات و فوایدی برای هریک ذکر شده است آنچه انس واقعی را معنا می‌بخشد عمل به آیات و تأثیرپذیری در  رفتار و کردار تلاوت کننده است.

    کتاب الهی       

منابع:

[1].اصول كافى،  ج 4

[2]. اعراف،  آیه 204

 [3].کافی، ج 2، ص 603، ح4

[4].کافی،  ج2، ص61

 [5]. دلیل آفتاب، ص54

 [6]. غرر الحکم و درر الکلم، ح4493

 [7]. بحار الأنوار، ج92، ص211

 [8]. مومنون، آیه 14

 [9].هزار و یك كلمه، ج‏2، ص463





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1392 توسط : میثم ضیایی
سوال، سلام، اگه من با یك نفر دوست بشوم و به او دل ببندم و مانوس باشم همیشه دلم می‌خواهد در كنارش باشم و از نبودش رنج می‌برم با توجه به این مقدمه اگر من با خدا مانوس باشم چه لذتی می‌برم؟
سلام علیكم ...
از این كه سوال خود را با گروه اخلاق و تربیت در میان گذاشتید از شما كمال تشكر و قدر دانی را دارم و از خداوند مهربان برای شما لذت انس با خدا را خواهانم.

انس با خداوند آن قدر لذت بخش است كه تا انسان آن را نچشد نمی‌تواند آن را تصور كند و كسانی كه به این درجه رسیده‌اند دیوانه این لذت و عشق شده‌اند، همان گونه كه مولای متقیان امیر المومنین علیه السلام كه سلطان این ارتباط است و در دنیا لذتش را چشیده است در دعای كمیل این گونه با مونسش گفتگو می‌كند:
آقا و سید و مولای من! گیرم که به عذابت صبر کردم، چگونه توانم بر فراقت شکیبایی ورزم«1»
حضرت آن قدر با حضرت حق رابطه عاشقانه داشته است كه بزرگترین عذاب را درد فراق و لمس نكردن خدای رحمان بیان كرده و با چشمانی اشك بار عشق همیشگی و ابدی را از خداوند خواستار شده است.
اما فواید دیگر انس با خدا عبارتند از:
1: رسیدن به آرامش: آرامش اولین نعمتی است كه در بهشت برین برای بهشتیان داده می‌شود؛ از این كه نعمت آرامش  به عنوان اوّلین نعمت به بهشتیان داده می‌شود، معلوم مى‏‌شود آرامش نعمت گرانسنگى است و حقیقتاً هم چنین است. آرامش در دنیا و آخرت از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نعمت‏‌ها است. كسانى هستند كه در دنیا از انواع امكانات برخوردار هستند، ولى آرامش ندارند؛ تمام امكانات و نعمت‏‌ها، براى چنین انسان‏‌هایى وسیله عذاب و زجر و شكنجه مى‏‌شود. و لهذا بسیارى از ثروتمندان دست به خودكشى مى‏‌زنند. مى‏‌گویند كه در یكى از شهرهاى آمریكا جنگلى وجود دارد به نام جنگل خودكشى! كه بیشترین مشترى آن جنگل، انسان‏‌هاى ثروتمندى هستند كه در دنیا به غیر از آرامش همه چیز دارند! در مقابل انسان‏‌هایى را مى‏‌بینیم كه با كمترین امكانات و داشتن حدّاقلّ نیازهاى ضرورى و اوّلیّه زندگى، آسوده‌‏ترین و راحت‌‏ترین زندگى را دارند، چون در آرامش هستند.«2»
برای رسیدن به آرامش گرانسنگ اولین قدم در ایمان آوردن به خداوند مهربان و سپردن دل و جان محضر حضرت حق می‌باشد همان گونه كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:
آن‌ها كه ایمان آوردند و ایمان خود را با ستم نیالودند، آرامش و امنیت براى آن‌ها است «3»
البته مقدار آرامش انسان بستگی به مقدار ایمان و انسش با خداوند متعال دارد هر چه انسان مقید تر و مانوس تر باشد آرامشش بیشتر خواهد بود و این لذت آرامش تا جایی می رسد كه انسان دوست دارد همه اوقاتش را صرف گفتگو و ارتباط با خدا كند و از این ارتباط تمام ترس‌ها و غم‌هایش فرو می‌ریزد همان گونه كه امام حسن مجتبی علیه السلام در مناجاتش معشوقش را این گونه مدح و ثنا می‌كند و در درگاه الهی عرضه می‌دارد:
ای کسی که وحشت­ کنندگان به او اُنس می‌­گیرند«4»
2: دوری از دنیا پرستان: در حالات پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله قبل از بعثت نقل شده كه به غار حرا پناه مى‌‏برد و روزهاى متوالى مشغول عبادت و اندیشیدن بود و اگر انسان، بخشى از شبانه روز را در تنهایى به سر مى‏‌برد تا بهتر بیندیشد و براى خود و جامعه برنامه‏‌ریزى كند، به یقین مفید و سودمند خواهد بود.به خاطر همین در اسلام سفارش شده است كه انسان مدتی را برای تفكر و اندیشه و به قول معروف خلوت با خود اختصاص دهد، همان گونه كه امام علی علیه السلام در روایتی می‌فرماید:
 دورى گزیدن از دنیاپرستان سبب هرگونه اصلاح است«5»
انسان وقتی با خدا انس می‌گرید و از بودن در خلوتی كه خداوند مونسش است لذت می‌برد و از این كه كسی بخواهد این خلوت را به هم بزند وحشت دارد همان گونه كه امام حسن عسكری علیه السلام در این خصوص می‌فرماید:
هرکه با خدا اُنس گرفت، در وحشت از مردم است و علامت اُنس با خدا هراس از مردم است«6»
3: نشاط در نیایش: در دنیاى پر غوغاى مادّى، كه جاذبه‏‌ها به سوى مادّیّت است، بر قلب و روح انسان زنگار مى‏‌نشیند. زنگارى از غفلت و دورى از خدا، كه اگر با نیایش و عبادت برطرف نگردد، ممكن است روحانیّت و معنویّت را از وجود انسان برچیند، در این میان عبادتی ارزش دارد كه به همراه عشق و نشاط باشد و این نشاط آن قدر مهم و اساسی است كه اهل بیت آن را از خداوند درخواست می‌كردند همان گونه كه امام سجاد علیه‌السلام این گونه از خداوند درخواست می‌كرد:
پروردگارا، با عنایت نمودن نشاط، بر ما منّت گذار.«7»
و انس و ارتباط مستمر با خداوند متعال انسان را به نشاط در عبادت می رساند.

منابع:
1: فرازی از دعای کمیل
2: كتاب آیات ولایت در قرآن، ص: 222
3: الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئك لهم الامن « انعام آیه 82»
4: مهج ­الدعوات و منهج العبادات، ج اول، ص143.
5: : فِی اعْتِزَالِ ابْناءِ الدُّنْیَا جِمَاعُ الصَّلَاحِ «غرر الحكم، احادیث شماره 1414 و 6505.»
6: عدة­الداعی و نجاح­الساعی، ج اول، ص 208.
7: رَبَّنا ... وَامْنُنْ عَلَیْنا بِالنَّشاطِ.« بحارالانوار: 125/94.»





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 تیر 1392 توسط : سجاد

ما در زندگی خود با دوست داشتن و عشق و علاقه به یکدیگر در کنار هم زندگی می‌کنیم ولی بعضی دوست داشتن‌ها و عشق و علاقه‌ها قلبی و عمقی است و ممکن است سالیان سال در دل ما باشد، اما بدیهی است که فقط حب خداوند است که تا ابد در دلها می‌ماند و پایان ناپذیر است و هر چه بیشتر در این راه قدم برداری مشتاق‌تر از قبل می‌شوی و بیشتر از قبل با محبوبت انس می‌گیری و ذوق و شوق بیشتری را برای رسیدن به محبوب، در دل جای می‌دهی.

           
                       

روشن است که هرکس با غیر خدا انس گیرد، محبت غیر خدا را در دل داشته باشد، خود را از خدا دور ساخته و بر دوستی‌اش با خدا پرده انداخته، و خود را از الطاف محبت خداوند محروم ساخته است، و حقیقت حال همان است که گفته اند: « هر که چشید، فهمید. »

امام علی علیه السلام در مورد دوستی و محبت خداوند این چنین می‌فرمایند: « دوستی خدا آتشی است که به هیچ چیز نمی گذرد مگر اینکه آن را می سوزاند » [1] و نور الهی است که بر هیچ چیز نمی‌تابد مگر اینکه آن را روشن می‌کند، و آسمان خدائی است که هیچ چیز از زیر آن سر بر نمی‌آورد مگر اینکه آن را می‌پوشاند، و نسیم الهی است که به هیچ چیز نمی‌وزد مگر اینکه آن را به جنبش و حرکت در می‌آورد، و باران خدائی است که به سبب آن هر چیز زنده می‌شود، و زمین الهی است که همه چیز از آن می روید، پس هر که را خدای تعالی دوست دارد به او هر چه خواهد از ملک و مال می‎دهد.

در یک خانواده کاملا معتاد به دنیا آمده بودم و چهار تا برادر بزرگتر از خودم داشتم که همشون معتاد بودند و مادرم از غصه آنها بعد از به دنیا آوردن من به رحمت خدا رفت و من برای همیشه از نعمت یک خانواده خوب محروم بودم. بزرگتر که شدم تازه فهمیدم که مادرم از دست شوهرش و پسرانش چه کشیده بود تنها مونس و همدم من خدا بود که همیشه و در همه حال هوای مرا داشت شب‌ها در گوشه‌ای می‌نشستم و با خدا حرف می‌زدم و دلتنگی خود را برای او می‌گفتم سعی می‌کردم با نماز خواندن و ذکر گفتن به آرامش برسم و همیشه هم همینطور بود زمانی که از دست برادرانم به ستوه می‌آمدم به خدا پناه می‌آوردم و برایش اشک می‌ریختم دلم را از غصه خالی می‌کردم در همسایگی ما خانواده مومنی زندگی می‌کردند که هر وقت برادرانم مرا به باد کتک می‌گرفتند به دادم می‌رسیدند و مرا از دست آنها نجات می‌دادند تا اینکه یک روز برای خواستگاری من آمدند با اینکه خانواده‌ام در ابتدا مخالف این ازدواج بودند ولی بعد مدتی پدرم برای اینکه از شر من خلاص شود بدون دادن جهیزیه به این ازدواج رضایت داد و من خوشحالم و خدا را شاکرم که چنین محبت بزرگی را در حق من کرد و حرف‌های مرا شنید و من با یک مرد خوب ازدواج کردم و هر روز خدا را بابت این محبت‌اش شکر گذاری می‌کنم.

پس اگر در این آشفته بازار دنیا پرستی نیت پاک و اخلاص عمل داشته باشیم و یقینا به خدا ایمان داشته باشیم و در نهایت هدف قرب الهی را خواستار باشیم باید دنبال راه‌هایی باشیم تا از آن طریق به کمال و عزت برسیم. در این زمینه غنی‌ترین و ارزشمندترین گنجینه الهی قرآن است که با انس گرفتن و خو گرفتن با آن می‌توان زمینه سعادت دنیا و آخرت را کسب کرد. احادیث و روایات زیادی وجود دارد که نشان دهنده  انس گرفتن ائمه اطهار با قرآن است. مثلا امام سجاد علیه السلام چنان با قرآن انس داشتند که در این رابطه می‌فرمایند: اگر همه انسان‌هایی که در بین مشرق و مغرب هستند، بمیرند، چون قرآن با من باشد، از تنهایی باک و هراسی ندارم.[2]

البته امام سجاد علیه السلام علاوه بر انس گرفتن با قرآن در آیات آن نیز تفکر و تدبر داشتند و به آیه‌های آن عمل می‌کردند. یکی دیگر از راه‌های انس و خو گرفتن با خدا ذکر حق گفتن است. امام علی علیه السلام می‌فرمایند: ذکر، کلید انس است.[3] پس کسی که خواستار انس با خدا باشد با گفتن ذکر می‌تواند هم با خدا انس گیرد و هم به آرامش حقیقی برسد. چنان که قرآن تاکید می‌کند: « الا بذکر الله تطمئن القلوب » بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد.[4]

منابع:

[1]. معراج السعاده، ص 571

[2]. اصول کافی،ج 2،ص 602 و کتاب فضل القرآن، ح 3472

[3]. غررالحکم، ح 541

[4]. سوره رعد، آیه 28





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: عشق و علاقه، حب خداوند، انس با محبوب، نور الهی، نسیم الهی، دنیا پرستی، گنجینه الهی، دنیا و آخرت، تفکر و تدبر، آرامش حقیقی، یاد خدا، کمال و عزت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

علاقه و محبت انسان به چیزی عبارت است از میل به سوی آن و لذت بردن از آن، و این میل و علاقه، فرع بر معرفت و شناخت آن شئی است. این شناخت یا از طریق حواس صورت می‌گیرد و یا از طریق قلب صورت می‌گیرد؛ و هر اندازه که این معرفت و شناخت قوی‌تر و عمیق‌تر باشد، مسلما دوستی حاصل از آن نیز نیرومندتر خواهد گردید.

    
              

شکی نیست که شناختی که از باطن حاصل می‌شود قوی‌تر از شناختی است که با چشم ظاهر صورت می‌گیرد.(از دل نرود، هر آنکه از دل برود) و این جمله تائیدی است بر گفته های بالا، که در زندگی روزمره بیشتر شنیده‌ایم. حال در این عصر ماشینی ما که فاصله، روابط انسان‌ها را کمتر و کمتر کرده است همیشه در درون خود به دنبال دوستی و مونسی هستیم که تکیه گاه ما باشد و در پس گرفتاریهای زندگی یادش و ذکرش به ما آرامش ببخشد و محبتش همیشگی باشد. آنچه که روشن است، این است که تنها حب ذات است که قوی‌ترین محبت هاست، و شدت و ضعف محبت‌اش بستگی به میزان شناخت انسان از قدرت محبت الهی دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه می‌فرمایند: « خداوندا دوستی خود و دوستی آنکه تو را دوست دارد و دوستی آنچه که مرا به دوستی تو نزدیک می‌سازد را به من عطا فرما، و دوستی خود را در نزد من دوست داشتنی‌تر از آب سرد قرار ده.»[1]

پس تنها خداوند است که یادش مایه آرامش است و هر که با خدای خود دوستی کرد به سعادت دنیوی و اخروی رسید و خداوند یگانه مونسی است که همیشه و در هر لحظه حاضر است.

شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت نموده است: « شعیب به خاطر دوستی خداوند عزوجل آنقدر گریست که بینایی خود را از دست داد. سپس خداوند، بینائی او را به چشمانش برگردانید. باز آنقدر گریه کرد تا کور شد؛ و باز هم خداوند بینایئ را به او باز گرداند. او گریست تا برای بار سوم کور شد و خداوند بینایش را به او برگرداند. برای بار چهارم که او کور شد، خداوند به وی وحی نمود: ای شعیب، تا چه وقت این کار تو ادامه خواهد داشت؟ اگر این گریه تو از ترس آتش دوزخ است، پس تو را پناه دادم؛ و اگر به شوق بهشت است که ما آن را بر تو مباح قرار دادیم! پس شعیب عرضه داشت: ای معبود و ای آقای من، تو می‌دانی که من از ترس دوزخ تو و به اشتیاق بهشت تو گریه نمی‌کنم، و لیکن دوستی تو بر قلب من چنان گره خورده است که نمی‌توانم تو را ببینم و صبر نمایم. پس خداوند بزرگ به شعیب وحی نمود: اگر این امر چنین است که تو می گویی، پس به خاطر آن، کلیم خود- موسی بن عمران- به خدمت تو خواهم گماشت.»[2]

پس نتیجه می‌گیریم که اگر می‌خواهیم در این عصر، انس و الفتی با خدای‌مان داشته باشیم که گسستنی نباشد و ما را در هر حال تنها نگذارد باید دل را از سرگرمی‌های دنیوی را پاک کنیم و آنچه را که ما را از یادش غافل می‌سازد دور بریزیم و فقط  و فقط  حب خدا را در دل جایگزین کنیم.

در مناجاتی که منسوب به امام سجاد علیه السلام است آمده است.« بار خدایا، چه چیزی لذت بخش تر از یادآوری‌های است که ذکر و یاد تو بر قلب‌ها می‌نشاند. و چه چیز شیرین‌تر از رهروی به سوی تو در راه‌های ناشناخته است، و چه چیز دلپذیرتر از طعم دوستی توست، و چه چیز گواراتر از شراب قرب و جوار تو می باشد.»[3]

 

منابع:

[1]. محجه البیضاء، ج 8، ص 5

[2]. علل الشرائع، ص 57

[3]. مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجاه العارفین





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: علاقه و محبت، معرفت و شناخت، دوستی، آرامش، سعادت دنیوی و اخروی، مونس، شعیب، شوق بهشت، انس و الفت، شراب قرب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط : محمد نویدی
سوال: سلام، كسی كه می خواهد با خدا انس داشته باشد چه موانعی بر سر راهش وجود دارد؟
سلام علیكم
از این كه سوال خود را با گروه  معراج در میان گذاشتید از شما كمال تشكر و قدر دانی را دارم و از خداوند متعال لذت بندگی و انس با ذات اقدسش را خواهانم
هر كسی كه دوست دارد با انس و ارتباط قلبی و محكم با خداوند متعال دلش را از سرمای مشكلات و گرفتاری های روزمره حفظ كند و شكستگی‌های قلبش را تنها با عشق او التیام ببخشد باید از چند مانع عبور كند و خودش را به سرچشمه زلال عشق و معرفت الهی برساند.
این موانع عبارتند از:
1- حب دنیا: كسی كه تمام همتش رسیدن به زرق و برق دنیا است و برای رسیدن به این هدف دست به هر كاری می‌زند و فرقی بین حلال و حرام نمی‌گذارد و تمام عشق رسیدن به لذت‌های دنیایی است در واقع این عشق او را كور و كر می‌كند همان گونه كه امام علی علیه السلام در این زمینه می‌فرماید:
 به خاطر حبّ دنیا، گوش‌ها از شنیدن حكمت كر شده و چشمِ دل‌ها، از نور بصیرت، نابینا گشته است. «1»
و حضرت در روایت دیگری می‌فرماید:
 دنیاپرستى را ترك كن چرا كه حبّ دنیا چشم را كور و گوش را كر و زبان را لال مى‌‏كند و گردن‌ها را به ذلّت مى‏‌كشاند«2»
كسی كه می‌خواهد دلش را به لطف الهی گره بزند و انیس و مونس درگاه الهی باشد باید قید دنیا و دنیا پرستی را بزند و البته این به معنای گوشه گیری نیست بلكه به معنای این است كه اولا از راه حلال ارتزاق كند و در مرحله بعدی به دیگران نیز نفع برساند و تمام همتش از زندگی كردن در این دنیا رضا حضرت حق باشد چنین كسی است كه شایسته ارتباط با خداوند و الفت با او را دارد همان گونه كه امام صادق علیه‌السلام در این خصوص می‌فرماید:
 هنگامى كه مؤمن از دنیا پرستى كناره‏‌گیرى كند، ترقّى و تكامل مى‌‏یابد و شیرینى محبّت خدا را مى‏‌چشد.«3»
2- آلودگی به گناه: گناه و مداومت آن موجب تیرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درنده‌‏خویى و حیوان صفتى مى‌‏گردد، و نیز باعث گناهان بزرگتر مى‌‏شود.
همان گونه كه خداوند می فرماید
سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند و آن را به سخریه گرفتند.«4»
امام صادق علیه السلام فرمودند، پدرم مى‏‌فرمود:
 چیزى بیشتر از گناه، قلب را فاسد نمى‌‏كند، قلب گناه مى‏‌كند و بر آن اصرار مى‏‌ورزد و در نتیجه سرنگون و وارونه مى‏‌گردد. و موعظه در آن اثر نمى‏‌نماید.«5»
كسی كه می خواهد با خدا انس بگیرد با از گناهان توبه كند همان گونه كه شاعری در شعرش این گونه می‌سراید:
 تا نفس، مبرّا ز نواهى نكنى     دل، آئینه‏ى نور الهى نكنى‏
كسی كه می‌خواهد با خدا دوست شود و مانند دو دوست انیس و مونس هم باشند باید توبه كند همان گونه كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:
 خداوند قطعاً توبه كنندگان را دوست مى‌‏دارد.«6»
امام باقر علیه السلام مى‌‏فرماید:
 هر گاه مردى در شب تاریك شتر و توشه‌‏اش را در سفر گم كند و سپس پیدا كند، چقدر خوشحال مى‏‌شود، خداوند بیشتر از او نسبت به توبه كننده فرحناك مى‏‌شود. «7»
خداوند بال‌های مهر و محبتش را كشوده است و از همه گان خواسته است در زیر این بال‌های آرامش بخش اسكان بگیرند و گوش هایش را برای شنیدن سخنان بندگانش آماده ساخته است و در قرآن همگان را به گفتگوی درد دل‌هایشان فرا خوانده و فرموده است:
و هنگامى كه بندگان من، از تو درباره من سؤال كنند، (بگو:) من نزدیكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‌‏خواند، پاسخ مى‏‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!«7»

منابع:
1: لِحُبِّ الدُّنْیَا صَمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِكْمَةِ وَ عَمِیَتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِیرَةِ« غرر الحكم، شماره 7363.»
2: ارْفُضِ الدُّنْیَا فَانَّ حُبَّ الدُّنْیَا یُعْمِى وَ یُصِمُّ وَ یُبْكِمُ وَ یُذِلُّ الرِّقَابَ «كنز العمّال، ج 3، ص 184، ح 6074.»
3: ثمَّ كانَ عاقِبةُ الَّذینَ اساؤا السُوأى‏ انْ كَذَّبوا بِآیاتِ اللّه و كانوا بها یَستَهزِءُون» «سوره روم آیه 10»
4: إِذَا تَخَلَّى‏ الْمُوْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا، وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّهِ «  منهاج البراعه( شرح نهج البلاغه خویى)، جلد 7، صفحه 182.»
5: ما من شى‏ء افسَد لِلقَلب من خَطیئَةٍ انّ القَلب لَیُواقِع الخَطیئَةَ فما تَزالُ به حتّى تَغلبَ علیه فَیصیرُ اعلاهُ اسفَله» « بحار، ج 73 ص 327، میزان الحكمة، ج 3 ص 464»
6: انَّ اللّه یُحِبُّ التَّوّابین «بقره آیه 222»
7:  كافى، ج 2 ص 435
8: وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ «سوره بقره آیه 186»





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: عشق بازی، موانع عشق، عشق واقعی، عشق آتشین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط : سجاد

 

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح             ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

خلافت و جانشینی انسان کامل از مهم‌ترین مسائل در معارف دینی و نیز مباحث عرفانی است. این خلافت گاه در مقام ظاهر و تشریع و قانون‌گذاری و حکومت‌داری و گاه در مقام باطن و تکوین است .

بر اساس آموزه‌های اسلامی حق تعالی پس از ختم رسالت، از میان بندگان خود افرادى را به عنوان خلیفه و جانشین انتخاب نمود تا هدایتگر خلق به سوى او باشند. افرادى كه خود انسان كاملند و طریق كمال را به سایر بندگان در قول و فعل نشان مى‏‌دهند.

سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب                   همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب

پیروی رسول حق دوستی حق آورد                    پیروی رسول کن دوستی خدا طلب

شرع سفینه نجات،آل رسول ناخداست                  ساکن این سفینه شو دامن ناخدا طلب[1]

 اساس دین برانس و محبت اهل بیت استوار است. امام‏ سجاد علیه‌السلام در مناجات محبین ازخداوند، محبت‏ خدا را، محبت دوست‌داران ‏خدا را و محبت هر عملى را كه بنده را به قرب خدا می‌رساند درخواست‏ می‌كند.

انسان می‌تواند به مقام دوستی با اهل بیت برسد و با آنان انس و نزدیکی پیدا کند

انس فرزندى است كه در دامان معرفت و شناخت، تکامل پیدا می‌کند و با حاصل شدن معرفت كشش به سوى محبوب و شكل گرفتن طبق روش او نیز حتمى خواهد بود بنابراین هرگونه انس و ارتباط قلبى مبتنى بر معرفت و شناخت است و محبت بدون معرفت، به دست نمی‌آید،

زیرا انسان تا به امری معرفت پیدا نکند، بدان محبت نمی‌ورزد پس ما باید برای انس و الفت گرفتن به اهل بیت علیهم‌السلام در قدم اول شناخت و معرفت خودمان را نسبت به این انسان‌های کامل افزایش دهیم. که هرچه معرفت ما افزون باشد انس و محبت ما هم نسبت به آن حضرات بیشتر می‌شود.

یکی از اسباب انس با اهل بیت علیهم‌السلام  عمل كردن به سخنانشان می‌باشد امام على ‏علیه السلام در این زمینه فرمودند: من احبنا فلیعمل بعملنا ولیتجلبب الورع. [2] هر كه ما را دوست‏ بدارد، باید مثل ما عمل كند و پرهیزكارى را همچون ‏جامه و پوشش (جلباب) خود قرار دهد.

هر قدر انس و محبت و ارتباط قلبی با ائمه اطهار علیهم السلام بیشتر باشد، تبعیت،همرنگی و همدلی با آن‌ها نیز بیشتر خواهد شد.

و یکی دیگر ازاموری که باعث محبت و الفت گرفتن با اهل بیت علیهم السلام می‌شود زیارت آنان در حرم‌‏هاى مطهرشان و یاد نمودن آن ذوات مقدسه از راه دور و نزدیك می‌باشد.

براین اساس رسیدن به قله رفیع كمالات معنوی و انسانی بدون دوستی اولیاء الهی ممكن نیست. و انس و تقرب به حق تعالی و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت با عشق و دوستی آل پیامبر صلی الله علیه و آله عجین شده‌ است.

مولوی می‌گوید: هر كه خواهد همنشینی با خدا               او نشیند در كنار اولیاء

           اهل بیت

                                                           


پی‌نوشت:

[1].ملا محسن فیض کاشانی

[2].تحف العقول ،ص 104





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 تیر 1392 توسط : میثم ضیایی

سعدی حجاب نیست تو آیینه پاک دار

زنگار خورده چون بنماید جمال دوست

در دعای شریف جوشن کبیر که هزار و یک اسم از اسمای الهی در آن موج می‌زند در بند 96 ، این اسم شریف آمده: (یا خیر مونس و انیس ) یعنی ای بهترین مونس و انیس

و بنابر آنچه از آموزه‌های دینی به دست می‌آید یکی از راه‌های انس با حق تعالی تقوا  است.  تقوا یعنی اطاعت كامل از حق تعالی و انجام دادن اوامر او كه خلاصه‌اش انجام واجبات و ترك محرمات می‌شود

سُئِلَ القال الصّادِقُ علیه السلام عَن قَولِ اللّه  عَزَّوَجَلَّ: (اِتَّقُوا اللّه  حَقَّ تُقاتِهِ) قال: یُطاعُ فَلا یُعصى ویُذكَرُ فَلا یُنسى وَیُشكَرُ فَلا یُكفَرُ؛

ازامام صادق علیه‌السلام درباره آیه (تقواى الهى داشته باشید آنگونه كه حقّ تقواست) سئوال شد، فرمودند: از خدا فرمان مى‌برد و نافرمانى نمى‌كند، به یاد اوست و فراموشش نمى‌كند، شكرگزار اوست و كفران نمیکند[1]

و پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم در این زمینه فرموده اند:  هر که از خواری گناه به سربلندی طاعت درآید، خداوند انیس او می‌شود. [2]

پس اگر ما در طریق عبودیت گام برنداریم، موانعی در صفحه قلبمان که محل انس با خداست ایجاد می‌شود و سد راه ما برای قرب به حق تعالی می‌شود که به تعبیر شیخ شبستری در گلشن راز:

 موانع تا نگردانی زخود دور /درون خانه دل نایدت نور

نخستین پاکی از احداث و انجاس/دوم از معصیت و از شر وسواس

سیم پاکی ز اخلاق ذمیمه است /که با وی آدمی همچون بهیمه است

چهارم پاکی سر است از غیر / که اینجا منتهی می گرددش سیر

هر آنکو کرد حاصل این طهارات /شود بی‌شک سزاوار مناجات

درجه تقوا با درجات قرب الی الله و ارزشمندی انسان نسبت مستقیم دارد و هر چه آدمی با تقواتر باشد به درگاه ربوبی نزدیکتر و از ارزش بیشتر برخوردار است .

حق تعالی در قرآن مجید می‌فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر [3]گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است

در واقع تقوا سبب نورانیت قلب آدمیان و قرب به حضرت‌ حق واتصال روحی با خدا می‌شود، و تنها چیزی كه نمی‌گذارد به خدا نزدیك شویم و با او انس گیریم، اعمال سوء و گناهان ماست در حقیقت علّت اصلی این حجاب بین ما و خدا در خود ماست .

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

  انس با خدا

                                                                

پی‌نوشت:

[1]. غررالحكم، ج2، ص451، ح3260

[2]. بحارالأنوار، ج 75، ص359

[3]. حجرات ،13





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 خرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

وان که این کار ندانست در انکار بماند [1]

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های انسان احساس تنهایی و ترس از آن ‌می‌باشد و برای رهایی از این ترس بهترین همدمی که هیچ گاه انسان از انس با او آزرده خاطر نمی‌شود و همیشه مشتاق حضور در محفل اوست حق تعالی می‌باشد و خداوند خود نیزخواستار انس با بندگانی است که خود راغب انس و الفت با او می‌باشند.

چنانچه خود فرموده: به آزای یک قدم پیش آمدن بنده، من ده ها قدم پای پیش می‌نهم و هرکه آهسته به سویم آید من شتابان به سویش می‌روم. [2]

حق تعالی برخلاف سایر مخلوقات که تنها در زمان و مکان خاص حاضرند یک وجود نامتناهی است که در هر زمان و مکانی حضور دارد

و بنابراین با وجود چنین مونسی انسان عاجز و گرفتار می‌تواند همیشه در هر شرایطی با او ارتباط برقرار کند، به حضورش راه یابد و با او هم نشین و مانوس شود که خود فرموده است: انا جلیس من جالسنی. [3]من هم نشین آن کس هستم که با من همنشینی کند.

و اولیای الهی آن قدر از این محفل انس و محرم شدن در حریم یار لذت می‌بردند که ابدا احساس خستگی نمی‌کردند چنانچه هیچ گاه عاشق از انس گرفتن با معشوق آزرده خاطر نمی‌شود.

که مرحوم قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المومنین خویش دراحوالات اویس قرنی چنین می‌نویسد:

که ایشان شبی می‌فرمود: هذه لیلة الرکوع و تمام شب را در حالت رکوع به سر می‌برد و شبی دیگر می‌فرمود: هذه لیلة السجود و به یک سجده شب را به صبح می‌رساند و وقتی به او اعتراض می‌کردند که خسته نمی‌شوی؟ در جواب می‌گفت: آرزو می‌کردم که کل عمرم یک شب باشد و من آن شب را در حالت رکوع یا سجده باشم که این نشانه عشق است .

البته برای حضور به حریم الهی و انس گرفتن با حق تعالی بایدخانه قلب را آماده ساخت که القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله. [4]دل حرم خداست در حرم خدا جز خدا را ساکن مساز

آنکه ره جانب او رفت دگر باز نیافت /هر که شد محرم دل در حرم یار بماند. [5]

و به طور حتم ثمره این محرم شدن در حریم یار دوری از تنهایی و ترس از ناگواری‌هاست که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان شریفی فرمودند:لا یستوحش من کان الله انیسه[6] هر که خداوند همدم و مونس او باشد دل‌پریشان و نگران نمی‌شود.

باده از ساغر لبریز تو جاویدم ساخت / بوسه از خاک درت محرم اسرارم کرد[7]

آسمان

                                                                

پی‌نوشت:

[1].حافظ

[2].کنزالعمال ،ح1133

[3].اقبال الاعمال ،ج3،ص 174a

[4].جامع الاخبار ،ص28

[5].ملا محسن فیض کاشانی

[6].مشکاة الانوار ،ص 125

[7].امام خمینی ،دیوان اشعار





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 خرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

 

از در چشم تا به کعبه دل

عاشقان را هزار و یک منزل[1]

با توجه به تقسیمی که اهل معرفت نسبت به علم عرفان داشته اند آن را به دو بخش تقسیم کرده اند که یکی بیشتر به معارف توحیدی و دیگری به  سیر و سلوک و عمل ناظر است.اولی را علم عرفان نظری و دومی را علم عرفان عملی می‌نامند. مسائلی که در عرفان عملی مطرح می‌شود بیشتر به سیر و سلوک طریق عرفانی و چگونگی وصول انسان به کمال نهایی معطوف است .

به بیان دیگر در عرفان عملی از این بحث می‌شود که گام نهادن در کدام راه و انجام دادن چه اعمالی است که می‌تواند انسان را از قیود جزیی امکانی و مادی رها سازد و موجب انس و قرب وی به حق تعالی و دست یابی به وصال او شود در این اعمال وجهه نظر اصلی عارفان به اعمال جوانحی است (در برابر اعمال جوارحی ) که به ساحت قلب انسان مربوط است و از آن به معاملات قلبی تعبیر می‌شود که باید مراحلی طی شود.

برای پیمودن این مراحل بین بزرگان اختلاف است که البته این اختلافات نظر به سعه و ضیق این منازل دارد بعضی‌ها  در سیر  وصول  و انس به حق تعالی قائل به دو منزل شدند که قدم اول پا روی نفس گذاشتن و قدم دوم در کوی دوست پا نهادن .

عده ای هفت منزل دانسته اند که به تعبیر ملای جامی :

هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

عده ای دیگر صد منزل دانسته‌اند مانند صد میدان و منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری، و برخی دیگر به هزار و یک منزل جزیی پرداخته‌اند.

مرحوم خواجه عبدالله انصاری در کتاب منازل السائرین خود مقامات سیر و سلوکی را ده قسم  کرده و از آنها با عناوین بدایات، ابواب، معاملات ،اخلاق، اصول، اودیه، احوال، ولایات، حقایق، نهایات نام برده است که هر یک از این ها دارای ده منزل می‌باشد .

در قسم اصول یکی از این منازل، منزل انس می‌باشد که خواجه عبدالله انصاری در تعریف آن آورده است: الانس عبارة عن رَوح القرب، انس آسایشی است که از اثر قرب به محبوب به دست می‌آید و دارای سه درجه است.

1- انس درجه مبتدیان، که عبارت است از انس به شواهد یعنی شواهد نزدیک شدن به خدا اگر چه هنوز با خدا انس پیدا نکرده است که این شواهد خود سه نوع اند:

الف: ذکر گفتن برای او شیرین می‌شود و دوست دارد با اشتیاق هر چه تمام تر ذکر حق تعالی بگوید.

ب: از حرف و سخنانی که مربوط به حق تعالی می‌شود لذت می‌برد

ج: وقوف و اطلاع بر اشارات پیدا می‌کند یعنی در دل هر شی ای ارتباط با خدا را پی می‌برد و به تعبیر جناب سعدی :

برگ درختان سبز پیش خداوند هوش / هر ورقی دفتریست معرفت کردگار

2- انس درجه متوسطان: که  مکاشفاتی برای آنها رخ می‌دهد و در واقع انس به نور کشف پیدا می‌کند که از درجه اول بالاتر است و در اینجا انس به مشهود است .

3- انس  درجه نهایی: که انس فنایی است  در این مرحله سالک چنان انس با خدا پیدا می‌کند که فقط خدا می‌ماند این مقام مخصوص فانیان در ذات حق تعالی  می‌­باشد. این مقام را نه می‌­توان توصیف نمود و نه می­توان حدّی برایش تعریف کرد و نه می­توان به کنهش دست یافت؛ چراکه ذات حق را حدّی نیست؛ پس فانی در او نیز به بی­نهایت می­‌رسد. [2]

آسمان

                                                             

پی‌نوشت:

[1]. سنایی(حدیقةالحقیقه و شریعة الطریقه)

[2]. منازل السائرین ،ص286 الی 292

 




طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 خرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

یكى از نیازهاى بشر انس و الفت است و لذا تنهایى براى او دشوار است و نیاز به كسى دارد كه امین و غم خوار و مهربان و رازدار او باشد تا با او انس بگیرد و عشقش را خالصانه نثار او كند. كسانی كه می‌توانند این نیاز را برطرف كنند عبارتند از:
1:خداوند مهربان: انسان ها هر روز در معرض انواع و اقسام نگرانی‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها و كاستی‌ها هستند و به خاطر همین همیشه به دنبال تكیه گاهی هستند كه بتوانند با تكیه بر آن بر همه این مشكلات غلبه كنند، برخی راه حل را در ثروت بالا می‌دانند در حالی كه اگر نگاهی به زندگی ثروتمندان كنیم می‌بینیم كه آن‌ها نیز با این مشكلات و نابسامانی‌ها دست به گریبان هستند و آن ها نیز به دنبال تكیه گاهی محكم و استوار می‌باشند، با توجه به این مطلب می‌شود به این نتیجه رسید كه تنها تكیه گاهی كه هرگز انسان را تنها نمی‌گذارد خداوند مهربان است؛ بله خداوند تنها تكیه گاه محكمی است كه مایه آرامش انسان می‌شود.
امام حسن مجتبی(علیه السلام) در مناجاتش با خدا چنین راز و نیاز می­‌کند:
ای کسی که وحشت­ کنندگان به او اُنس می­‌گیرند«1»
و خداوند در قرآن كریم بهترین تگیه گاه را روی آوردن به ذات اقدسش دانسته و می‌فرماید:
هر كه روى خویش به خدا كند و نیكوكار باشد هرآینه به دستگیره استوارى چنگ زده است، و پایان همه كارها به سوى خداست.«2»
2: ازدواج و همنشینی با همسری مهربان: دومین راهی كه خداوند جهت برآورده شدن این نیاز«انس و الفت» قرار داده است همسر مومن و مهربان است؛ بله همسر بهترین فرد«بعد از خداوند» است كه مى‌‏تواند این نیاز را تامین كند، چه زن و چه شوهر. قرآن از میان فوائد بسیار ازدواج، تنها این مورد را نام برده كه معلوم مى‏‌شود مهم‏ترین فائده رسیدن به آرامش است همان گونه كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:
و از نشانه‏‌هاى قدرت اوست كه برایتان از جنس خودتان همسرانى آفرید. تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. در این عبرت‌هایى است براى مردمى كه تفكر مى‏‌كنند«3»
این آرامش از این‌جا ناشى مى‌‏شود كه این دو جنس مكمل یكدیگر و مایه شكوفایى و نشاط و پرورش یكدیگر مى‌‏باشند بطورى كه هر یك بدون دیگرى ناقص است، و طبیعى است كه میان یك موجود و مكمل وجود او چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد«4»
3:انس و دوستی با مومنان: انسان از این كه در اجتماع زندگی می‌كند لذت می‌برد؛ لذت در اجتماع بودن همین انس گرفتن با مردم و دوستان است اگر در این میان دوستی كه انسان برای انس گرفتن با او انتخاب می‌كند مومن و اهل تقوا و تدین باشد انس گرفتن لذت بخش‌تر و مطمئن‌تر خواهد بود و البته این انس و الفت را خداوند در دل های مومنان قرار می‌دهد همان گونه كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:
دل‌هایشان را به یكدیگر مهربان ساخت. اگر تو همه آنچه را كه در روى زمین است انفاق مى‏‌كردى، دل‌هاى ایشان را به یكدیگر مهربان نمى‏ساختى. ولى خدا دل‌هایشان را به یكدیگر مهربان ساخت كه او پیروزمند و حكیم است.«5»
4: انس با قرآن: كسی كه به دنیال تكیه گاهی محكم و استوار است باید بداند كه قرآن كریم همان ریسمان محكمی است كه می‌تواند در مشكلات و گرفتاری ها همراه و یاور او باشد همان گونه كه خداوند در معرفی كتابش می‌فرماید:
این قرآن به راهی هدایت می‎كند كه مستقیم‎ترین راه‌هاست«6»

     
منابع:
1: مهج ­الدعوات و منهج العبادات، ج اول، ص143.
2: وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ«لقمان آیه 22»
3: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُو«روم آیه 21»
4: نفسیر نمونه ذیل آیه فوق
5:  وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَكیم‏ «انفال آیه 63»
6: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی‏ هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنینَ الَّذینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبیر«سوره اسراء آیه 9»






طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: انس و الفت، انس با خدا، انس با همسر، همسر مهربان، اهمیت ازدواج، فواید ازدواج، اسكان ازدواج، انس با مردم، انس با قران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 خرداد 1392 توسط : سجاد

در خلوت شب سیر سماوات خوش است

در ظلمت شب بزم مناجات خوش است

اندر دل شب ز دل برآوردن آه

در بارگه قاضی حاجات خوش است [1]

یکی از اوقاتی که انسان می‌تواند در مقام اُنس با حق تعالی قرار گیرد سحرگاه است که وقت تهجّد، عبادت و انس گرفتن با محبوب حقیقی است. و انسان می تواند تنها و بدون مزاحمت دیگران با معبود خویش راز و نیاز کند؛

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند[2]

سحرگاه زمانی است كه پیشوایان معصوم اسلام سلام الله علیهم مسلمانان را به بیداری و تهجّد در آن ترغیب می‌نمودند. امام باقر علیه‌السلام در روایتی فرمودندکه خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود:

دروغ می­گوید هر که ادعاى دوستى با من کند و چون شب فرا رسد به خواب رود و از من روی گرداند (که یاد من ننماید و از عبادت من غافل شود).[3]

و حضرت علامه حسن زاده آملی در کلمه 60هزار و یک کلمه می‌فرماید: قدر شب را بدان که بزرگترین نزول و شریف‌ترین عروج در شب بوده است اما نزول (انا انزلناه فی لیلة القدر ) و اما عروج (سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله .....)

و در الهی نامه خویش فرمودند: الهی آنکه سحر ندارد از جایی خبر ندارد، از انسان سر برود سحر نرود

و به برکت این زمان خاص انس و الفت با حق تعالی است که انسان می‌تواند به مقامات عالیه عرفانی برسد چنانچه مرحوم عارف کامل و مکمل مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در اسرار الصلوة ص 293 خود  می‌فرمایند: استادم مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی (ره) به من فرمود:  فقط متهجدین هستند که به مقاماتی نائل می‌گردند و غیر آنان به هیچ جایی نخواهند رسید

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بی‌خود کن

بی خود چو شدم به سوی خود راهم ده[4]

و رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: بهترین وقتی که در آن خدای عز و جل را می‌خوانید سحرهاست سپس آن جناب به قول حضرت یعقوب اشاره فرمود که به فرزندانش گفته بود:  سوف استغفر لکم  ربی [5]

به زودی برای شما از خدا طلب استغفار می‌کنم و پیامبر فرمود حضرت یعقوب خواسته فرزندانش را  که طلب آمرزش بود تا سحر تاخیر انداخت [6]

  شب دریا

پی نوشت:

[1].علامه حسن زاده آملی

[2].حافظ

[3].رساله لقاءالله میرزا جواد اقا ملکی تبریزی، ص 74

[4] خواجه عبدالله انصاری

[5].یوسف، 98

[6] به نقل از رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور ص 58





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط : میثم ضیایی

انس در لغت به معنای آرام شدن و قرار گرفتن قلب در اثر نزدیک شدن به چیزی است[1] که در مقابلش کلمه­ ی وحشت قرار می گیرد. الان در جامعه شاهدیم که چقدر از مردم دنبال گمشده ای می گردند تا با آن انس گرفته و به آرامش برسند، در این بین چیزی که می خواهند با او انس بگیرند یا پیدا نمی نمی کنند یا اشتباهی پیدا می کنند و آن چیز یا آن فرد نه تنها نمی تواند آنان را به آرامش برساند بلکه بالعکس مایه رنجش و عذاب روحی و روانی آنان می شود مثل پول یا مقام و شهرت که خیلی ها ممکن است فکر کنند این پول یا مقام مایه انس آنان است اما بدتر مایه دردسر آنان خواهد بود.

پس باید دنبال مأنوس واقعی گشت، آنچه حقیقتا انسان را آرام کرده و از وحشتها می رهاند، آنکه در اوج گرفتاری ها و سختی ها یادش و نامش آرامش بخش و روحیه دهنده است.

باید به این نکته توجه داشت که مرتبه انس بالاتر از مرتبه محبت است، ممکن است دو نفر با هم رفیق و دوست باشند اما بهم مأنوس نباشند، پس معلوم می شود دوستی باید آنقدر شدید و زیاد باشد و طرفین را چنان وابسته یکدیگر کند که بینشان انس و الفت برقرار شود.

در روایتی از رسول مهربانی ها آمده که بهترین و پایدارترین دوستی که انسان می تواند با او انس بگیرد و به او دلبستگی پیدا کند، خداوند متعال است. حضرت در این خصوص می فرمایند: لا یستَوحِشُ من کانَ اللهُ انیسَهُ؛ هر که خدا همدم و مونس او باشد، دل پریشان و نگران نمی شود.[2] این فرمایش بدان معناست که مونس واقعی خداست همو که ترس و وحشت و نگرانی را از دل می زداید و به راستی خاصیت همدم و مونس همین است.

مقام معظم رهبری در این خصوص تعابیر زیبایی دارند، ایشان ضمن توصیه های خود به مسئولین می فرمایند: «انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استمداد دائمى از خدا»؛ این آخرى - كه از شاخصه‏ هاى اصولگرایى است - تصمین‏كننده‏ ى همه‏ ى آن چیزهایى است كه قبلاً عرض كردیم. انس با خدا یادتان نرود. ما بارها می گوییم كه خدمات مسئولان نظام از هر عبادتى بالاتر است؛ این حرف درستى است و مبالغه هم در آن نیست. اما بدانید، این خدمات، آن وقتى خدمت خواهد شد و آن وقتى با خلوص و درخشش و شفافیت خود باقى خواهد ماند كه شما دلتان با خدا مأنوس باشد. اگر دل از خدا غافل شد، اگر دل رابطه‏ ى خودش را با ذكر و توجه و خشوع از دست داد، همین خدمتى كه ما می گوییم بالاترین عبادت است، همین خدمت، مشوب خواهد شد؛ اصلاً به كلى مشوب می شود و در آن اغراض و هواها می آید.[3]

حال باید دید چگونه این انس را می توان بدست آورد؟ آیا چیزی لازم است تا این انس حاصل شود؟ در کلامی نورانی از مولای متقیان می خوانیم که می فرمایند: اَلذِّکرُ، مِفتاحُ الاُنسِ؛ ذکر و یاد خدا، کلید انس است[4]. شبیه این سخن را به گونه ای دیگر نیز فرمودند: ذاکِرُ الله مُوانِسُهُ»[5].

در قرآن کریم هم این سخن به صراحت بیان شده که یاد خدا آرامش بخش دلهاست آنجا که می فرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [6].

آنها كسانى هستند كه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش می ‏گیرد، آگاه باشید كه تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا می ‏كند.

                               
 

پی نوشت:

[1]. مصباح المنیر، ص25.

[2]. مشکاة الأنوار، ص125.

[3]. دیدار با رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت ۱۳۸۵/۰۶/۰۶

[4]. غررالحکم و دررالکلم»،ح541.

[5]. غرر الحکم و درر الکلم»، ح 516.

[6]. سوره رعد آیه 28.





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط : لبیک
هیچ قلبى پیش او مردود نیست    زآن‏كه قصدش از خریدن سود نیست‏
صیقلى كن یك دو روزى سینه را     دفتر خود ساز، آن آیینه را «1»
اُنس در لغت به معنای آرام و قرار یافتن قلب بر اثر نزدیک شدن به چیزی است«2» اما در اصطلاح عرفان و اخلاق، مقصود از اُنس؛ شادی و سرور عاشق است از این­که غرق تماشای یار گشته و محو تماشای اوست و در این حال، دل متوجه چیز دیگری نیست و آنچه می‌­بیند جمال محبوب خویش است «3»
انس با خدا حالت بسیار بزرگى است كه انسان را از انس با مخلوق جدا مى سازد. پس خوشا به حال كسانى كه از غیر خدا جدا گشته، و بخاطر صفاى دل، انس با حق را پیشه خود ساخته‏‌اند، همان گونه كه امام حسن عسكری علیه السلام می فرماید:
هر كس با خداى مانوس شود از مردم وحشت مى‏‌كند و نشانه‏‌اش انس با خداى و وحشت از مردم است«4»
همان گونه كه شیخ اجل سعدی شیرازی در شعرش این گونه می‌سراید:
از آنگه که یارم کس خویش خواند       دگر با کـسم آشنـــایى نماند
 به حقّش که تا حق جمـالـم نمود      دگر هر چه دیدم خیالم نمود
به صــدقش چنان سر نهادم قدم        که بینم جهان با وجودش عدم‏
دگر با کســـم بر نیــــاید نفــــس        که با او نماند دگر جاى کــــس‏
هرکس خواهان اُنس با دیگری است، باید چنان عملکردی از خود نشان دهد که فرد مقابل به او اعتماد کامل نموده و رفتارهایش را مطابق میل خود یابد؛ پس كسی كه می‌خواهد با خداوند مانوس باشد باید طوری عمل كند كه نظر خداوند را به خودش جلب كند همان گونه كه حضرت علی علیه‌السلام در این خصوص می‌فرماید:
خدا به حضرت موسى(علیه‌السلام) وحی کرد: هر کس، دوستى را دوست دارد به او اُنس می­‌گیرد و هر کس به دوستى اُنس گرفت گفته‏ او را تصدیق می­‌کند و به کردارش خوشنود مى‏‌شود [...] اى موسى من تنها به محبّانم اختصاص دارم.«5»
هنگامی که رابطه­ اُنس میان دو دوست برقرار شد، چنان به یک­دیگر دل می­‌بندند که جدایی و فراق را بدترین عذاب برای خود می­‌دانند و بسیار دیده می­‌شود که عاشقی به جهت دوری از معشوق خویش دیگر زندگی را برای خود بیهوده می­‌بیند. امیرمومنان(علیه‌السلام) در فرازی زیبا از دعای کمیل به درگاه خداوند چنین عرض می­‌دارد:
آقا و سید و مولای من! گیرم که به عذابت صبر کردم، چگونه توانم بر فراقت شکیبایی ورزم«6»
گاهى انسان به خاطر گناهانى كه انجام داده است احساس یأس كرده و به جاى گرایش‌هاى درونى به خدا از همه چیز و همه كس مى‌‏بُرد، این درست نیست؛ زیرا خداوند در صدد سود بردن از ارتباط ما به نفع خودش نیست؛ بلكه در جهت سود رساندن به ما است، پس با كسى كه خود ارتباط با ما را دوست دارد تا به ما سودى برساند بریدن از او مفهومى نخواهد داشت
برای ایجاد انس با خدای رحمان اول باید دل را به ذكر و یادش صفا داد، واقعا ذكر حق موجب صفاى دل است، و هر كس خدا را از یاد ببرد، حاصل عمر خویش بر باد داده است. چرا كه فراموشى حق، فراموشى خویش را بدنبال خواهد داشت.
ذكر، عبارت از حضور معنا در نفس انسان است. كه این حضور داراى درجاتى است كه بالاترین درجه‏اش انْقِطاع الَى اللَّه است. كه بنده در این حالت از همه چیز و همه كس جداگشته، بدین معنا كه همه علاقه و میل و وابستگى‏‌هاى خود را از غیر خدا بریده است. همان گونه كه مولای متقیان حضرت علی علیه السلام با خداوند رحمان این گونه نجوا می‌كند:
خدایا نهایت بریدن از غیر خودت را به من عنایت فرما.«7»
    
منابع:
1: از اشعار مولانا
2: المصباح المنیر، ج دوم، ص25
3: معراج ­السعاده، ص594.
4: مَنْ أَنِسَ بِاللَّهِ اسْتَوْحَشَ مِنَ النَّاسِ و علامة الأنس بالله الوحشة من الناس «عدة الداعی و نجاح الساعی ص 203»
5: ارشادالقلوب الی الصواب ج اول، ج1، ص100.
6: فرازی از دعای کمیل
7:الهى‏ هَبْ‏لى‏ كَمالَ‏اْلاءِنْقِطاعِ الَیْكَ" «بخشی از مناجات شعبانیه»




طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط : سجاد

خوشا دلی که بجز حق بکس نگیرد انس

اگر غمی رسدش دوست غمگسار بود.[1]

یکی از اموری که در آموزه‌های دینی به آن توصیه شده مساله انس و الفت گرفتن با حق تعالی است و با توجه به تاثیری كه این امر در ساختن جان انسان دارد، سه راه کار مهم برای مأنوس شدن با حق تعالی و دلبستگی به او ارائه شده است:

1- ذكر خدا: حضرت علی علیه‌السلام در بیانی شریف می‌فرمایند:الذكر مفتاح الانس[2] ذكر، كلید انس است . بنابراین، کلید وارد شدن به خانه انس، ذکر و یاد حق تعالی است علی الخصوص با توجه به معنی ذکر که یک امر قلبی و درونی است و به تعبیر اوحدی مراغه ای: از برون در میان بازارم/وز درون خلوتی است با یارم

امیرمؤمنان، در نهج البلاغه چنین با خدای خویش راز و نیاز می‌کند: الهی! تو بهترین و با دوام‌ترین انیس و همدم دوستان خویشی...، و دل‌هایشان شیدای توست. اگر غربت، آنان را به احساس تنهایی گرفتار سازد، یاد تو به آنان انس و الفت می‌بخشد[3] که نتیجه این ذکر و انس با حق تعالی کسب طمانینه و آرامش بیشتر می‌باشد چنانچه در قرآن کریم به این معنا اشاره شده است(الا بذكر الله تطمئن القلوب)بدانید كه با یاد خدا، دلها آرام می‌گیرند[4]

-2اجتناب از معاشرت با اهل غفلت: با توجه به بیانی که از امیر مومنان حضرت علی علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند: كیف یأنس بالله من لا یستوحش من الخلق؟[5]چگونه با خدا مانوس می‌شود كسی كه با بندگان، قطع رابطه نكرده است؟ مقصود از خلق در این روایت، ذاكران خدا نیستند، زیرا مصاحبت با اهل ذكر، خود عاملی مستقل برای یاد خدا و انس گرفتن با اوست، بلكه منظور این است که همنشینی با اهل غفلت، انسان را از یاد حق تعالی دور می‌كند، لذا كسی كه می‌خواهد با حق تعالی مانوس باشد، باید از معاشرت با چنین انسان‌هایی، جداً دوری كند و به تعبیر جناب حافظ:

نخست موعظه پیر می‌فروش این است که از معاشر ناجنس احتراز کنید

چرا كه انس گرفتن با حق تعالی، و الفت داشتن با انسان‌هایی که در مسیر دین نیستند، در تضاد می‌باشند.

3-درخواست انس از خود حق تعالی: در سیره و روش پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام دیده می‌شود که  مكرر ازحق تعالی این تقاضا را داشته اند.  پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم  در دعایی فرمودند: اللهم اجعلنا... انسین بك» [6] یا حضرت امیر علیه‌السلام  در حال سجده به خداوند عرض می‌کند:«انسنی بك یا كریم» [7]و در بیانی دیگر می‌فرمایند:

«واجعل انسی بك» [8] و نیز در دعایی كه در صحیفه سجادیه از امام زین العابدین علیه‌السلام نقل شده، آن حضرت وحشت از انسان‌های بد و غافل و نیز انس با خدا و اولیائش را یك جا از خداوند متعال می‌خواهد و می‌گوید: «والبس قلبی الوحشة من شرار خلقك وهب لی الانس بك و باولیائك و اهل طاعتك» دل مرا، از وحشت از بندگان شرورت، آكنده كن و انس به خودت و اولیا و اهل طاعتت را نصیب من بنما. [9] که نتیجه این انس و الفت گرقتن با حق تعالی این جمله شیرین و زیبای علامه ذو الفنون حسن زاده آملی(حفظه الله تعالی علیه)است که فرمودند: الهی همنشین از همنشین رنگ می‌گیرد خوشا آنکه با تو همنشین است صبغة الله و من احسن من الله صبغة.[10]

مناجات

پی‌نوشت:

1].ملا محسن فیض کاشانی

[2].غررالحکم، ح 541

[3].نهج البلاغه،  تصحیح صبحی صالح، خطبه 227

[4].رعد، 28

[5].شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم و دررالکلم، ج 4، ص566

[6].بحارالانوار، ج 92، ص 360

[7].الكافی، ج 3، ص 327

[8].بحارالانوار، ج83، ص 234

[9].صحیفه سجادیه دعای 21، ص106

[10].هزار و یک کلمه ج2 ، ص461، کلمه 296





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 خرداد 1392 توسط : میثم ضیایی