تبلیغات
معراج - مطالب ادب


غذای اصلی و حقیقی انسان باید امری باشد که متناسب با شأن آدمی باشد و آن چیزی جز همین علوم و معارف نیست. در واقع چون انسان مرکب از بدن و روح است، متناسب با هر یک از این دو ُبعد وجودی غذایی وجود دارد. این نان، برنج، گوشت و...




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : میثم ضیایی
اگر مستحباتی را به جا آوردیم، نافله‌ای را انجام دادیم، قرآنی و دعایی خواندیم و دیگر حس مى‏‌كنیم الان این عبادت سخت و سنگین است و تحمیل بر ما می‌شود، برای این‌که شیرینی آن عبادات مستحبی در کام ما باقی بماند و...
ادامه در لینک


با اشتها غذا بخوریم




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 آذر 1394 توسط : میثم ضیایی
یکی از اموری که در شکوفایی جان و طهارت نفس انسان مفید است، و از سقوط او در جهت بعد معنوی جلوگیری می‌کند، عادت داشتن نسبت به انجام دادن کارهای خیر است. امام محمّد باقر (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «...عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمْ‏ الْخَیْر»،[۱]؛ «خودتان را به کارهای خیر، عادت دهید.»
در واقع، اگر چه هر عملی که برای رضای خدا انجام شود، محبوب الهی خواهد بود، ولی آن‌چه که از خود عمل صالح، مهم‌تر است، استمرار آن می‌باشد. زیرا این تداوم، موجب تاثیر گذاری مثبت بر جان انسان می‌گردد. به عنوان مثال اگر در جایی آب به صورت قطره قطره، ولی مداوم، بر سنگی بچکد، بالأخره در سنگ اثر خواهد کرد. در حالی که اگر مقدار عظیمی آب یک دفعه بر آن سنگ ریخته شود، تأثیر چندانی در سنگ نخواهد داشت.
به عبارتی عمل خیر اگر کم باشد، ولی همیشگی باشد، اثرش از عمل زیاد ولی موقتی، بیشتر خواهد بود. مثلاً کسی که هر روز فقط یک صفحه قرآن بخواند، ارزش این عمل، پیش خدا بیشتر از قرآن خواندن کسی است که در عرض یک ماه چند ختم قرآن کند و یازده ماه دیگر به هیچ عنوان سراغ آن نرود.
نور کم و ضعیف یک فانوس برای ​کسی که در مسیر تاریک و ظلمانی قرار دارد، مفیدتر است از روشن شدن یک لحظه‌ای نور یک پراژکتور، زیرا نور آن فانوس اگر چه ضعیف است، ولی چون دوام دارد، بالاخره شخص را به مقصد می رساند و از خطر گمراهی نجات می‌دهد.
حق تعالی به این امر مهم این‌گونه اشاره می‌فرماید: «...فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَدَتِهِ»،[مریم ۶۵]؛ «خدا را عبادت کن و البته در راه عبودیت او صبر و استقامت داشته باش»
امام محمّد باقر (علیه السلام) نیز در این رابطه می‌فرمایند:
الف: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- مَا دَاوَمَ‏ عَلَیْهِ‏ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَلَّ‏َّّ»[۲]؛ «پیش خداوند عزّوجلّ، هیچ چیز محبوب تر از عملی نیست که بر آن مداومت شود، هر چند که کم باشد.»
ب: «إنّی اُحِبُّ أن أدُومَ عَلَى العَمَلِ إذا عَوَّدْتُهُ نَفسی ... و إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّه ِ ما دِیمَ عَلَیها»،[۳]؛ «هر گاه به كارى [عبادى ]عادت كنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم... محبوب‌ترین كارها در پیش‌گاه خداوند كارى است كه با مداومت همراه باشد.»
بنابراین مهم تر از خود عمل، تداوم و مستمر انجام دادن آن، و خودداری از افراط و تفریط است که:
«رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»
.................................
پی‌نوشت:
[۱]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بیروت)،ج۴۶ ص۲۴۴،دار إحیاء التراث العربی‏،بیروت‏،۱۴۰۳ ق‏
[۲]. كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏،كافی( ط- دار الحدیث)،ج۳ص۲۱۲، دار الحدیث‏،قم‏،ق ۱۴۲۹
[۳]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بیروت)،ج۸۴ ص۳۷،دار إحیاء التراث العربی‏،بیروت‏،۱۴۰۳ ق‏

             تداوم عبادت

        




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1394 توسط : میثم ضیایی
یکی از مکان‌هایی که همواره نقشی بنیادین و اساسی در نشر احکام و تعالی دین مبین اسلام ایفا نموده، مسجد است که برای خود حقوقی دارد:  
الف: زینت کردن
از توصیه‌های قرآن کریم است که هنگام ورود به مسجد، با زینت یعنی با لباس شیک، مرتب، معطر و... باشیم: «یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ...»،[اعراف ۳۱]؛ «اى فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدى، آرایش و زینتِ [مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان‏] همراه خود برگیرید.»
در کنار رسیدگی به حفظ ظاهر، یکی از مصادیق زینت، مال و فرزندان است: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»،[اعراف ۴۶]؛ «مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگى دنیا هستند» توجه به این دو آیه شریفه، بیان‌گر این مطلب است‌ كه «مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشید، تا با مال، به حل مشكلات اقتصادى مسلمین بپردازید و با حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشكلات تربیتى نسل آینده را حل كنید.»[۱]
ب:نماز تحیّت خواندن
نماز تحیت، نمازی دو رکعتی است که هنگام ورود به مسجد، به قصد تحیت و احترام به مسجد خوانده می‌شود. امیرالمومنین علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «مِنْ حَقِ‏ الْمَسْجِدِ إِذَا دَخَلْتَهُ أَنْ تُصَلِّیَ فِیهِ رَكْعَتَیْن»،[۲]؛ «یکی از حقوق مسجد آنست‌که هرگاه داخل شدی، دو رکعت نماز درآن بخوانی»
ج:حضور همسایگان
یکی دیگر از آن حقوق، حضور پر رنگ، مخصوصا برای همسایگان مسجد، یعنی کسانی‌که صدای اذان را می‌شنوند خواهد بود، که غیبت بدون عذر باعث می‌گردد فردای قیامت، مسجد از آنان شکایت کند.
امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند: «لَا صَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِی الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنْ یَكُونَ لَهُ عُذْرٌ أَوْ بِهِ‏ عِلَّةٌ فَقِیلَ وَ مَنْ جَارُ الْمَسْجِدِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ مَنْ سَمِعَ النِّدَاء»،[۳]؛ «کسى که همسایه مسجد است و براى نماز در مسجد حضور نمى‌یابد، از اجر و ثواب معنوى نماز برخوردار نیست، مگر کسى که بیمارى یا عذرى او را از این کار باز دارد؛ آن‌گاه از آن حضرت پرسیده شد که همسایه مسجد کیست؟ فرمودند: کسى که صداى اذان مسجد را بشنود»
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است :
«شَكَتِ‏ الْمَسَاجِدُ إِلَى اللَّهِ (تَعَالَى) الَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَهَا مِنْ جِیرَانِهَا، فَأَوْحَى اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِلَیْهَا: وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا قَبِلْتُ لَهُمْ صَلَاةً وَاحِدَةً، وَ لَا أَظْهَرْتُ لَهُمْ فِی النَّاسِ عَدَالَةً، وَ لَا نَالَتْهُمْ رَحْمَتِی، وَ لَا جَاوَرُونِی فِی جَنَّتِی»،[۴]؛ «مساجد از همسایگانش که در آن شرکت نمی‌کنند، در نزد خدا شکایت بردند. پس خداوند به آن‌ها وحى کرد: به عزت و جلالم سوگند که نمازشان را نپذیرم و عدالتشان را در میان مردم آشکار نسازم و رحمت من به آنان نخواهد رسید و در بهشتم در جوار خویش قرارشان نخواهم داد.»
 «حتی مستحب است انسان با كسی كه در مسجد حاضر نمی شود غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.»[۵]
د: تمیز کردن مسجد و روشن نمودن چراغ آن مستحب، و در مسجد خوابیدن، راجع به کارهای دنیا صحبت نمودن، خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد و هم‌چنین با دهانی که بوی سیر و پیاز می‌دهد و برای دیگران آزار دهنده است، وارد مسجد شدن، مکروه است.[۶]
بنابراین می‌توان باید با رعایت نمودن این امور و به جا آوردن حقوق مسجد، در رونق و شکوفایی آن کوشا بود. 
......................................
پی‌نوشت
[۱]. قرائتى محسن، تفسیر نور،ج۴ ص۵۲، مركز فرهنگى درس‌هایى از قرآن،تهران،۱۳۸۳
[۲]. نورى، حسین بن محمد تقى‏،مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل،ج۳،ص۳۹۵‏،مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏،قم‏،۱۴۰۸ ق‏) 
[۳]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بیروت)،ج۸۰ ص۳۸۰،دار إحیاء التراث العربی‏،بیروت‏،۱۴۰۳ ق‏
[۴]. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی( للطوسی)،ص۶۹۶،دار الثقافة،قم‏،۱۴۱۴ ق‏
[۵]. توضیح المسائل مراجع، ص۵۲۲
[۶]. توضیح المسائل مراجع، ص۵۳۰،۵۳۱
    
          حقوق مساجد




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 مرداد 1394 توسط : میثم ضیایی
 یکی از رموز اعتبار و ارزش انسان، میزان توجه حق‌تعالی به او و توفیق تشرّف به ساحت قدس ربوبی است که این امر به وسیله دعا حاصل می‌گردد: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ...»،[فرقان،۷۷]؛ «بگو كه اگر دعاى شما (و ناله و زارى و توبه شما) نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایى داشت؟»
دعا بهانه‌ای است برای شکوفا کردن فطرت توحیدی و قرب به حق‌تعالی که امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «...انَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ‏ إِلَّا بِمَسْأَلَة...»،[۱]؛ «نزد خدا مقامی است که جز با دعا و تقاضا نمی‌توان به آن رسید.»
حال با توجه به این‌که هر چیزی آداب و رسوم خاص خود را دارد، وقتی عبد در مقابل معبود در مقام دعا و درخواست قرار می‌گیرد، باید این شرایط را رعایت کند که امام به حق ناطق، کشّاف دریای حقایق، امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام در این زمینه فرمایشاتی را بیان فرموده‌اند:
الف: شناخت خدا
از مهم‌ترین شروط اجابت دعا، معرفت داشتن به كسی است كه او را می‌خوانیم، و از او طلب برآورده شدن خواسته خود را داریم. باید بدانیم از خدایی درخواست داریم که سمیع، علیم، حکیم، دلسوز، و قادر مطلق است و هیچ بخلی و منع فیضی از ناحیه او تصور نمی‌شود.
«أَنَّهُ قِیلَ لَهُ مَا بَالُنَا نَدْعُو اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ فَلَا یُسْتَجَابُ لَنَا فَقَالَ لِأَنَّكُمْ تَدْعُونَ‏ مَنْ‏ لَا تَعْرِفُون‏»،[۲]؛ «از امام صادق علیه السلام سوال نمودند: چرا ما دعا می‌کنیم ولی اجابت نمی‌شود؟ فرمودند: زیرا شما کسی را دعا می‌کنید که هیچ معرفتی نسبت به آن ندارید. 
از این روایت شریفه فهمیده می‌شود که قبل از این‌که به دعا بپردازیم باید به شناخت خداوند روی آوریم.
ب: حسن ظن به خدا در اجابت دعا
حسن ظن به خدا از شعب معرفت به خداست. هر چه شناخت انسان به خدا بیشتر باشد، حسن ظنش به اجابت هم بیشتر خواهد بود.
«إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ، وَ ظُنَ‏ حَاجَتَكَ‏ بِالْبَاب‏»،[۳]؛ «هـر گـاه دعـا كـردى حضور قلب داشته باش و گمان كن كه حاجتت بر در خانه است» و در بیانی بالاتر می‌فرمایند: «... فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ، ثُمَ‏ اسْتَیْقِنْ‏ بِالْإِجَابَة»،[۴]؛ «وقتی دعا می‌­کنی حضور قلب داشته باش، با تمام وجودت دعا کن و یقین هم به اجابت داشته باش»
ج: همراه بودن دعا با عمل
انسان در رسیدن به حاجت خود، نباید فقط به دعا اکتفا کند، بلکه در کنار آن باید تلاش و کوشش مادی خود را هم داشته باشد.
شخصی به امام صادق علیه السلام عرض میکند:«رَجُلٌ قَالَ لَأَقْعُدَنَّ فِی بَیْتِی وَ لَأُصَلِّیَنَّ وَ لَأَصُومَنَّ وَ لَأَعْبُدَنَّ رَبِّی فَأَمَّا رِزْقِی فَسَیَأْتِینِی هَذَا أَحَدُ الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ »،[۵]؛ «مردی می‌گوید من در خانه می‌نشینم و نماز خوانده و روزه می‌گیرم و پروردگار خویش را عبادت می‌کنم (و کار نمی‌کنم) و روزی من (به‌دستم) می‌رسد؟ حضرت در پاسخ می‌فرمایند: این مرد یکی از سه نفری است‌که دعایش مستجاب نمی‌شود»
د: زمان و مکان مخصوص
اگر چه توفیق دعا کردن، سخن گفتن با خداوند و انس با او در هر زمان و مکانی، امری نیکو و دل‌رباست، ولی در برخی زمان‌ها، مکان‌ها و موقعیت‌ها اثر خاصی است‌که زمینه اجابت دعا در آن‌ها فراهم‌تر است.
امام صادق علیه السلام در این زمینه بیانی را از پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلم نقل می‌فرمایند: « خَیْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْأَسْحَارُ»،[۶]؛ «سحرگاهان بهترین زمانی است‌که می‌توانید خدا را در آن زمان بخوانید.» 
 هم‌چنین فرمایشی را از امیر المومنین علیه السلام نقل می‌فرمایند: «اِغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدِّ قَرائَةِ الْقُرآنِ، وَ عِنْدَ الْاَذانِ، وَ عِنْدَ نُزوُلِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ اِلْتِقاءِ الصَّفَّینِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ،فَاِنَّها لَیْسَ لَها حِجابٌ دُونَ الْعَرْشِ» ،[۷]؛ «در پنج هنگام دعا کردن را غنیمت شمارید: هنگامی که قرآن می‌خوانند، هنگامی که اذان می گویند، هنگامی که باران می‌بارد، هنگامی‌که مجاهدانِ برای نیل به شهادت در راه خدا می‌جنگند و هنگامی‌که ستمدیده‌ای نفرین می‌کند؛ زیرا آهِ مظلوم حجاب‌ها را می‌درد و به عرش خدا می‌رسد.»
ه: اصرار در دعا
یكی از نكاتی كه در دعا كردن به آن سفارش شده، اصرار و پافشاری در دعاست. به این معنا که در دعا و تضرع به درگاه خداوند دچار سستی و خستگی نشویم، و البته در عین حال، نتیجه را به خودش واگذار نمائیم.
 امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «سَلْ حَاجَتَكَ وَ أَلِحَ‏ فِی‏ الطَّلَبِ‏ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِلْحَاحَ الْمُلِحِّینَ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین‏»،[۸]؛ «حاجت خود را طلب کرده و در آن مداومت داشته باش. به درستی که خداوند مداومت (و اصرار) بندگان مومن خود را (در دعا) دوست دارد.»
«سایهٔ حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود
گفت پیغامبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری
چون نشینی بر سر کوی کسی
عاقبت بینی تو هم روی کسی
چون ز چاهی می‌کنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک»[۹]
و: در همه حال دعا کردن
یکی از شرایط اجابت دعا آن است که نباید دعا، اختصاص به حالت گرفتاری ما داشته باشد. بلکه همیشه باید با دعا مانوس باشیم. حتی زمانی که مشکلی نداریم و گره‌ای به کارمان نیفتاده است.
امام صادق علیه اسلام می‌فرمایند: «مَنْ تَقَدَّمَ فِی الدُّعَاءِ اسْتُجِیبَ لَهُ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْبَلَاءُ وَ قَالَتِ‏ الْمَلَائِكَةُ صَوْتٌ‏ مَعْرُوفٌ‏ وَ لَمْ‏ یُحْجَبْ‏ عَنِ‏ السَّمَاءِ وَ مَنْ لَمْ یَتَقَدَّمْ فِی الدُّعَاءِ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْبَلَاءُ وَ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ ذَا الصَّوْتَ لَا نَعْرِفُهُ»،[۱۰]؛ «كسی كه قبل از بلا دعا كند هنگام بلا دعایش مستجاب می‌شود و ملائكه گویند صدای این شخص آشناست و دعا به آسمان مییرود و كسی كه قبل از بلا دعا نكند هنگام نزول بلا، دعایش مستجاب نمی شود و ملائكه گویند صدای این شخص را نمی‌شناسیم»
ز: صلوات فرستادن
«مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ یَقْبَلَ الطَّرَفَیْنِ وَ یَدَعَ‏ الْوَسَطَ إِذَا كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْهُ»،[۱۱]؛ «امام صادق علیه السّلام می‌فرمایند: هر كس حاجتی به درگاه خداوند دارد اول با صلوات بر پیامبر و آلش شروع كند سپس حاجت بخواهد و در پایان دعا را با صلوات ختم كند، زیرا خدای عزّوجلّ کریم‌تر از آن است که اول و آخر دعا را قبول کند و بین این دو را رها کند؛ چرا که صلوات بر محمد و آل او، از خداوند پوشیده نمی‌ماند.»
بنابراین اجابت دعا مانند هر امر دیگری شرایط خاصی مانند شناخت خدا، یقین به اجابت، تلاش مادی، زمان و مکان مخصوص، اصرار و پافشاری، و در همه حال دعا کردن و... دارد، که این شرایط باید حاصل گردد تا متعلق درخواست ما بر آورده گردد.  
.....................................
پی‌نوشت:
[۱].كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، الكافی( ط- الإسلامیة)،ج۲ص۴۶۶،دار الكتب الإسلامیة،تهران‏،۱۴۰۷ ق‏
[۲].ابن طاووس، على بن موسى‏،فلاح السائل و نجاح المسائل‏،ص۱۰۷،قم‏،۱۴۰۶ ق‏
[۳].فیض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى‏،الوافی،ج۹ص۱۴۸۳،كتابخانه امام أمیر المؤمنین على علیه السلام‏،اصفهان‏،۱۴۰۶ ق‏
[۴].كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏كافی( ط- دار الحدیث)،ج۴ص۳۱۱، دار الحدیث‏،قم‏،ق ۱۴۲۹
[۵].همان،ج۵ ص۷۷
[۶]همان،ج۲ ص۴۷۷
[۷].شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏،وسائل الشیعة،ج۷ ص۶۵،مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏،قم‏،۱۴۰۹ ق‏
[۸]. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏،هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة علیهم السلام‏،ج۳ ص۱۰۷، آستانة الرضویة المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة،مشهد،۱۴۱۴ق
[۹].مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم
[۱۰]. كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، الكافی ( ط- الإسلامیة)،ج۲ص۴۷۲،دار الكتب الإسلامیة،تهران‏،۱۴۰۷ ق
[۱۱]. همان،ج۲ ص۴۹۴‏

              شرایط استجابت دعا در بیان امام صادق علیه السلام




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مرداد 1394 توسط : میثم ضیایی
ادب که یکی از مقوله های مهم و اساسی و در عین حال وسیع است، در یک نگاه کلی بر بر دو قسم است: ادب در برابر خلق و ادب در برابر خالق.
از نمونه های ادب با خلق که خداوند در آیات قرآن به پیامبر رحمت می فرماید: دستور به گذشت و امر به معروف و...(1)
نظایر این آیات در ادب کردن با خلق بسیار است که ما از آن تعبیر به آداب معاشرت می کنیم یا مثلا ادب اجتماعی یعنی انسان که در جامعه زندگی می کند باید با اطرافیان خود رعایت ادب را داشته باشد.
اما ادب با خالق که در قرآن اشاره شده و نمونه آن شریک قرار ندادن با خداوند است(2)
ادب کردن با پیامبر که می فرماید: آنچه پیامبر آورده بگیرید و عمل کنید و آنچه شما را از آن بازداشته انجام ندهید(3)
یا اطاعت کردن خدا و رسول و اولی الامر (4)*
به طور کلی می توان گفت در همه چیز ادب وجود دارد! و هر چیزی برای خودش یه نحوه آدابی دارد و اینها گاهی جنبه فردی دارد و گاهی اجتماعی.
از کارهای ساده گرفته مثل غذا خوردن ، خوابیدن، راه رفتن و... تا عبادات که همه دارای آداب هستند: آداب نماز ، روزه، حج و... که در حقیقت همه این عبادات به نحوی رعایت ادب در برابر معبود است.
لذا بیراه نیست که گفته اند: ادب آداب دارد. باید آداب ادب را بیاموزیم تا مؤدب شویم.
بله همین مؤدب بودن هم باید با رعابت آدابش باشد برای رسیدن به این مهم می توان از الگوهایی آموخت که برترین آنها را قرآن به ما معرفی می کند و آن کسی نیست جز پیام آور رحمت(5) و خاندان او که همگی الگوهای و نمونه های ادب کاملند و انواع ادب در وجود آنها متجلی است.

--------------------------------------------------------------
1.اعراف:49
2.اسراء:39
3.حشر:7
4.نساء:59
5.احزاب:21
*. خصائص فاطمیه:292




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391 توسط : لبیک
از بی ادبی كسی به جائی نرسید                         درّیست ادب به هر گدائی نرسید
در مطالب قبلی از اهمیت ادب و راه های كسب ادب و نمونه ای از معلمان ادب مطالبی را نوشتم در این پست می خواهم نمونه ای از بی ادبان عالم را بنویسم:
بی ادبان همیشگی:
1:شیطان بی ادب بود: هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم:براى آدم سجده و خضوع كنید!همگى سجده كردند جز ابلیس كه سر باز زد،و تكبر ورزید،و به خاطر نافرمانى و تكبرش از كافران شد«1»
شیطان كه خود به میل خودش از فرمان خدا سرپیچی كرده است با كمال بی ادبی به خداوند می گوید:
پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت«2»
این بی ادبی شیطان بود كه از غرور و تكبرش سرچشمه گرفته بود كه گمراهی خودش را به گردن خداوند می انداخت و البته تمام بی ادبان و متكبران جهان همین گونه هستند كه گناه خودشان را به گردن دیگران می اندازند....
2:بی ادبی یهودیان:خداوند مالك تمام آسمان و زمین است اوست كه همه موجودات را خلق كرده است و او مالك همه ان ها است ولی قوم یهود با تمام بی ادبی به خداوند نسبت فقر می دهند و می گویند:خدا فقیر است و ما بی نیاز هستیم «3»
3:مشركان بی ادب بودند:یكی از نام های خداوند رحمان می باشد كه حكایت ار رحمت گسترده او می كند ولی مشركان كور دل با این اوصافی كه از خداوند می شنیدند باز هم حاضر به عبادت و بندگی او نبودند و خداوند این واقعیت ار این گونه بیان می كند:
و هنگامى كه به آنان گفته شود:براى خداوند رحمان سجده كنید!مى‏ گویند:رحمان چیست؟ما اصلًا رحمان را نمى‏ شناسیم! آیا براى چیزى سجده كنیم كه تو به ما دستور مى‏دهى؟!این سخن را مى‏ گویند و بر نفرتشان افزوده مى‏ شود«4»
بی ادب گفتن سخن با خاص حق               دل بمیراند سیه دارد ورق
منابع:
1:وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرین«بقره آیه 34»
2:قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ«حجر آیه 39»
3:لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریق«آل عمران 181»
4:وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُورا«فرقان آیه 60»




طبقه بندی: ادب، 
برچسب ها: بی ادبی شیطان، یهود، یهودیان بی ادب هستند، مشركان بی ادب بودند، نمونه هایی از بی ادبی، ادب در شعر، شعر ادبی، ایات قران در مورد ادب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط : سجاد
امیر مومنان علی علیه السلام می فرمایند:عقل های مردم بخشش های الهی هستند وبا سعی وکوشش به دست نمی آیند این ادب واخلاق  است که مردم می توانند از راه سعی ومجاهده آن را به دست بیاورند.1

در فرمایش دیگری می فرمایند :پند پذیرفتن انسان عاقل به وسیله ادب وتربیت است وگرنه چهار پایان وحیوانات هستند که تنها با زدن تربیت می شوند.2
در این زمانه همه مردم سعی وتلاش می کنند که برای گذران زندگی هر طور که شده کاری گیر بیاورند ومشغول فعالیت بشوند تا از آن طریق گذران زندگی کنند.
مردم صبح زود از خانه خارج می شوند برای به دست آوردن رزق وروزی به هر دری می زنند.
وقتی ازشخصی که مال وثروت فراوانی داشت پرسیدم چه نیازی هست که شب و روزت را برای شغلت گذاشته ای گفت می خواهم فرزندانم خوشبخت بشوند سعادتمند بشوند.گفتم :چرا همه اش خوشبختی را در کسب پول برای بچه هات می بینی؟چرا وقت نمی ذاری برای درست تربیت کردنشان  با ادب تربیت کردنشان؟گفت:به فرزندانم  گفته ام من شب وروز تلاش می کنم برای آسایشتان اگر راه کج بروید با شلاق آدمتان می کنم اگر درست نشدید از خانه وزندگیم بیرونتان می کنم.
هر چقدر گفتم  که این روش که تو درپیش گرفته ای هم به خودت صدمه می زنی هم روش تربیتت  کارسار نیست. مقداری صحبت کردیم دیدم پدرش هم همینطوری  تربیتش کرده تصور می کند این مدل زندگی امروزه  هم جوابگوست
 .


فرمایش استادم به ذهنم آمد که تربیت کردن با ادب فرزند همانند رسیدگی روزانه به گل هست که  باید نرم ومهربانانه باشد وگرنه ازبین می رود.

ادامه مطلب


طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط : مسعود ساعدی

اگر دلداده اهل وفایی                             اگر رهپوی راه اولیایی

بیا تا روز و شب،قرآن بخوانیم                   که دل گیرد ز نورش روشنائی

شفای دردها، آیات قرآن                          که دارد بهر هر دردی، دوائی

 در برخورد با قرآن و کیفیت تلاوت و تدبر در کلام خداوند هم باید ادب را رعایت کنیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آنجا که سخن از به یادگار نهادن دو میراث گرانقدر به نام( کتاب خدا و عترت ) به میان آورد بر جدایی ناپذیری این دو تاکید فرمودند.

آنچه به عنوان ادب ظاهری در تلاوت در روایات و کلام بزرگان در میان ست که به کیفیت خواندن و تلفظ و نشسن در مقابل قرآن و طهارت مربوط می شود و ادب باطنی هم بیشتر به حالات درونی و خضوع و خشوع قلبی و توجه به اینکه در محضر خدائیم و قران ، منشور و فرمان پروردگار عالم است و ما مخاطب این کتاب الهی هستیم و اوامر و نواهی آن متوجه ماست به این گونه مسائل مربوط می شود


            


از رهنمودهای معصومین علیهم السلام چنین برمی آید که قداست قرآن را باید پاس داشت و با آن برخورد متین، مؤدبانه و احترام آمیز داشت حتی دست و دل پاک و چشم دور از گناه و زبان و دهان تمیز و خوشبو و توجه به قبله و... را هم باید رعایت کرد. چرا که قاری، وقتی این منشور و فرمان  الهی را پیش رو می گشاید، باید حسّ(حضور در محضر خدا) داشته باشد و این، حتی در نحوه نشستن و نگاه و نظافت و خوشبویی و مراعات ادب محضر، مؤثراست.

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند :لایقرَء الْعبدُ القُرآنَ إذا کانَ علی غیرِ طَهُورٍ حَتی یتطَهَّر
بنده وقتی که وضو ندارد قرآن نخواند تا آنکه وضو بگیر و طهارت نماید.1

در کلام اولیای الهی دهان معبر کلام خداوند متعال به شمار می آید و مجرای منشور و فرمان الهی است پس این مجری باید پاک باشد که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: أَفْواهُکُمْ طُرُقٌ مِنْ طُرُقِ رَبکُمْ، فَنظِّفُوها  دهان ها راههایی ، از راههای خداست پس آن را تمییز کنید.2

و پیامبر اکرم (ص) در فرمایشی دیگر می فرمایند: لکُلِّ شیی ءٍ حِلْیةٌ وَ حِلیةُ القُرآنِ الصَّوتُ الحَسَنِ  هر چیزی زینتی دارد و زینت و آراستگی قرآن، صدای خوب است. 3

رعایت این گونه منشورهای ادبی ،نشانه ادب قاری در برابر کلام مقدس پروردگار عالم است.

.....................................................................................................................

1 - بحارالانوار ج 73 ص 130

2 - بحارالانوار ج 73 ص 130

3 - الحیاة، ج 2 ص 158 به نقل از بحارالانوار





طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط : سعید جعفری
شمع می سوزد و راه را برای ما روشن و هموار می سازد تاریكی ها را از بین می برد برای كسب ادب نیز نیاز به شمعی است كه با سوختن خود راه را برای ما هموار كند و ما زودتر به سرچشمه ادب برسیم در مطالب قبلی راه های كسب ادب را بیان كردم و در این جا می خواهم نمونه ای از معلم های كلاس ادب را خدمت شما معرفی كنم.
معلم های كلاس ادب:
1:ادب را از انبیا فرا بگیریم:از زیبا ترین ادب هایى كه حضرت یوسف به كار برده این است كه از جفاها و ظلم هایی كه برادران به او كردند مانند روزى كه او را به قعر چاه انداختند یا او را به درهمى ناچیز فروختند یا به دزدى متهمش كردند؛اسمى نبرد، بلكه از همه آن ها تعبیر كرد به این كه شیطان بین من و برادرانم فساد ایجاد كرد و آن ها را به بدى یاد نكرد،بلكه نعمت هاى الهى را،مانند نجات یافتن از زندان و سلطنت و علم به تأویل احادیث را بیان كرد«1»
2:ادب را از ائمه بیاموزیم:در دعای ندبه می خوانیم كه پیامبر فرمود من شهر علم هستم و علی دروازه آن و هر كس بخواهد وارد شهری بشود اول از دروازه آن وارد می شود،امیر المومنین با این همه علم و مقام كه دارد همیشه ادب را رعایت می كردند و در هیچ كجای تاریخ نقل نشده است كه حضرت در زمانی كه پیامبر زنده بودند خطبه خوانده باشد و همچنین در رفتار اهل بیت نمونه های فروانی از ادب مشاهده می شود
نقل می كنند روزی فقیری نزد امام حسن مجتبی آمد و حضرت به او 100 درهم كمك نمود و بعد نزد امام حسین علیه السلام رفت و حضرت از او پرسید برادرم چقدر به شما كمك كرده است او گفت 100 درهم و امام حسین به 1و 99 درهم كمك كرد..
حضرت با این عمل خود ادب را رعایت كرده است و كمكی بالاتر از كمك برادر بزرگترش نكرده است....
3:ابوالفضل العباس«علیه السلام»معلم كلاس ادب:قمر بنی هاشم،شجاع عرب،مظهر ادب نیز بوده است همان گونه كه نقل شده است حضرت هیچ گاه امام حسین را برادر خطاب نمی كرد و همیشه ایشان را سید و مولا خطاب می كردند ...
منابع:
1:وَ قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیطانُ بَینِی وَ بَینَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِما یشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَكیمُ رَبِّ قَدْ آتَیتَنِی مِنَ الْمُلْك وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الأَْحادِیثِ[یوسف 100 و 101»




طبقه بندی: ادب، 
برچسب ها: معلم، مقام معلم، كلاس ادب، ادب حضرت یوسف، ادب حضرت علی، ادب حضرت عباس، شمع، روشنایی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط : سجاد
حدیثی از امام صادق (علیه السلام): «مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت كند.»1
ادب می تواند در تحکیم و دوام خانواده تاثیر بسزایی داشته باشد و موجب نزدیکی اعضای یک خانواده به همدیگر بشود در خانواده ایی که ادب رعایت می شود معمولا احترام و جایگاه تک تک افراد رعایت شده و محیط کاملا آرام و بدون هیچ گونه حاشیه ایی برای آن خانواده حکمفرماست. و مشکلات کوچک و سوء تفاهمات به راحتی قابل حل می باشد.
ادب می تواند عشق و علاقه را به طور کامل نمایان ساخته و دل گرمی و پایه های زندگی را مستحکم تر کند و الگوی خوبی برای فرزندان آن خانواده می باشد و این رفتار می تواند در زندگی و خوشبختی فرزندان تاثیر کاملا مثبت و برای تعیین آینده و مسیر زندگی آنها راه روشنی را نمایان سازد.

در بسیاری از خانواده هایی که ساختار زندگیشان به نوعی دچار آسیبهای اجتماعی شده، می بینیم که ادب در چنین خانواده هایی جایگاه تاثیر گذاری ندارد و پدر و مادر پایبند هیچگونه اصول اخلاقی، ادب، احترام نمی باشند و دچار بدبینی شده و فرزندان این نوع زندگی برای رهایی از محیط ناآرام خانه به دوستان و وعده های پوچ دیگران پناه می برند و اینجا است که دچار کمبود شخصیت شده و مسیر زندگی خود را به طور کامل گم می کنند و این رفتارها ناشی از نبود احترام و ادب در زندگی اینگونه افراد می باشد.
پس همۀ ما می توانیم با رعایت ادب که به نظر ما کلمۀ کوچکی می باشد بنیان و آیندۀ فرزندان خود را بهتر بسازیم و به نوعی هم در بهبود روابط اجتماعی، محیط جامعه و کشورمان نقش کاملا مؤثری داشته باشیم.

1.
مستدرك الوسایل، ج12، ص201، ح13881لایَزالُ المُؤمِنُ یُورِثُ أَهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى یُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَمیعا؛




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 فروردین 1391 توسط : ابراهیم آخوندی
آیت الله بها الدینی در اهمیت ادب می فرماید:
اسلام و كتاب یك دستور سازنده بشر است كه او را از حیوانیت به آن جا می‌برد كه ملائك هم می‌گویند ما قدرت نداریم با او هم پرواز شویم، این در صورتی است كه به كتاب خدا عمل شود، به آداب اسلام عمل شود«1»
راه های كسب ادب:
1:هم نشینی با علما:هم نشینی با دوست خردمند، حیات بخشِ جان و روح است،آدمی بر دینِ دوست خود است،همان گونه كه شاعر می گوید:
دیدی که چه سان به باغ و بستان             هر گل که شکفته گشت و خندان
گــردد چــو مــجــاور خــس و خــار            پـــژمـــرده شــــود در آخـــر کــــار
تــــو نـــیــز بــــه بــاغ زنــدگــانــی           مـــانـــنــد گــلـــی، اگــر بــدانــی
خوش به حال كسی كه بتواند با علما و كسانی كه همیشه در حال خودسازی و علم اندوزی هستند هم نشین باشد كه این همنشینی باعث بالا رفت ادب او خواهد شد همان گونه كه مولا امیر المومین این گونه نقل شده است كه حضرت فرمودند:
 همنشینى كن با علما تا این كه زیاد شود علم تو، و نیكو شود ادب تو، و پاكیزه گردد نفس تو«2»
2:تحصیل علم:علم وسیله كمك به دوستان و برادران است، دلیل و نشانه مروّت و جوانمردی است، هدیه و سرگرمی در مجالس است، همدم و رفیق انسان در مسافرت است; و أنیس و مونس انسان در تنهائی می باشد.و باعث بالا رفت ادب انسان می باشد همان گونه كه امام علی علیه السلام می فرماید:
 هرگاه زیاد شود علم مرد زیاد شود ادب او، و دو چندان گردد ترس او از پروردگار«3»
منابع:
1:اسدی كبوتر‌آبادی، اكبر؛ نردبان آسمان (مجموعه‌ای از درسهای اخلاق حضرت آیت الله بهاء الدینی) قم، انتشارات پارسایان، 1375 هـ ش ص57-59.
2: جَالِسِ الْعُلَمَاءَ یَزْدَدْ عِلْمُكَ وَ یَحْسُنْ أَدَبُكَ وَ تَزْكُ نَفْسُك«غررالحكم، ص 430»
3: إِذَا زَادَ عِلْمُ الرَّجُلِ زَادَ أَدَبُهُ وَ تَضَاعَفَتْ خَشْیَتُ«غررالحكم، ص63»





طبقه بندی: ادب، 
برچسب ها: باغ زندگی، راه های كسب ادب، اهمیت ادب، ادب شعر، معاشرت با علما، اداب معاشرت، تحصیل علم، فواید ادب، بهترین گل، گل زندگی، قدر انسان، روایات در مورد ادب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 فروردین 1391 توسط : سجاد
ادب مقوله بسیار گسترده ای است که در همه شئونات زندگی به نحوی دخالت دارد و یکی از عوامل مهم در موفقیت در مراحل زندگی به شمار می رود در زمینه های مختلفی چون مسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ادب جایگاه مهمی دارد.
در زمینه اقتصادی هم مساله از این قرار است که اقتصاد که چرخه زندگی است باید با ادب توام باشد انسانها در معاملات خرد و کلانشان باید مراعات ادب را بکنند تا بتوانند موفق باشند ( این نباید فراموش شود که انسان موجودی اجتماعی است و با زندگی اجتماعی می تواند موفق باشد که لازمه زندگی در اجتماع مودب بودن است)
امسال که از سوی مقام معظم رهبری به سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام گذاری شده است در حقیقت دنباله شعار سال پیش یعنی جهاد اقتصادی است و مربوط به مسائل مهم اقتصادی می شود.
در این چند خط بر آنیم که پیوند شعار سال جدید را با مساله خودمان یعنی ادب بیان کنیم:
ادب اقتضا می کند که ما دست جلوی دیگران دراز نکنیم و چشم به اموال و سرمایه دیگران ندوزیم این به دور از ادب است که مدام منتظر دیگران باشیم تا برایمان کار کنند و ما تنها نظاره گر باشیم و استفاده کنیم خصوصا اینکه دیگران بعضا ممکن است دشمن ما باشند و آنجاست که قضیه فرق می کند.
در میهن عزیزمان ایران که مرهون خون پاک شهداست نیز چنین است که وقتی ما می توانیم خود در مسائل کشور خود کفا باشیم ، چشم دوختن به دیگران و منتظر تولیدات آنها بودن دور از ادب و البته دور از چیزهای دیگر است مثل انصاف و جوانمردی و مروت.
وقتی ما می توانیم با حمایت از تولیدات و سرمایه خود بی نیاز از دیگران باشیم و به جای واردات ، صادرات انجام دهیم اگر حمایت نکنیم و منتظر احسان و منت دیگران باشیم کاری خلاف ادب و انصاف کرده ایم به قول معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
پس بیاییم در این سال جدید با رعایت ادب و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب با تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی گامی بلند در جهت خدمت به میهن عزیزمان برداریم.
بر خیز که فخر هفت اقلیم شویم                                      در نزد خدا و خلق ، تکریم شویم
فرمود:   ز تولید حمایت بکنیم                                        
تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم                       سال نو مبارک




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 فروردین 1391 توسط : لبیک
درست است که راه رفتن کار ساده ای است اما همین ار ساده می تواند بیانگر حالات درونی اخلاقی واحیانا نشانه شخصیت انسان بوده باشد.چرا که روحیات وخلقیات انسان درلابلای همه اعمال او منعکس می شود وگاهی یک عمل کوچک حاکی از یک روحیه ریشه دار است.
از آنجایی که دین اسلام تمام ابعاد زندگی را مورد توجه قرار داده در این زمینه نیز چیزی را فروگزار نکرده است.
در حدیثی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله)می خوانیم: ((کسی که از روی غرور وتکبر روی زمین راه برود زمین و کسانی که در زیر زمین خفته اندوآنها که روی زمین هستند.همه اورا لعنت می کنند))1
باز در حدیث دیگری از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله)می خوانیم: که حضرت از کوچه ای عبور می کردند  دیدند مردم دور یک شخصی را گرفته اند واجتماع کرده اند فرمودند :این مردم برای چه جمع شده اند؟عرض کردند:دارند شخصی که دیوانه است وحمله های عصبی دارد را نگاه می کنند.
پیامبر نگاهی به آنها کرد وفرمودند:این شخص دیوانه نیست می خواهید دیوانه واقعی را به شما معرفی کنم؟عرض کردند آری ای رسول خدا.
فرمودند :دیوانه واقعی کسی است که:متکبرانه گام بردارد.دائما به پهلوهای خود نگاه می کندو پهلوهای خود را به همراه شانه ها تکان می دهد(کبر وغرور ازتمام وجود اومی بارد) این دیوانه واقعیست اما آن که دورش جمع شده اید بیمار است.2
خداوند متعال در قرآن می فرمایند:در زمین متکبرانه راه مرو واعتدال را در راه رفتن رعایت کن.

ادامه مطلب


طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط : مسعود ساعدی
ادب در همه ادیان الهی از جایگاه و مقام ویژه ای برخودار است و در سربلندی و بزرگواری نقس بسیار ارزشمندی دارد بدون شک رعایت آداب در سراسر زندگی ، انسان را از سراشیبی ،سرافکندگی و ذلت در آورده و به سوی خوشبختی و سعادت اخروی رهنمون می سازد و درخت سر افرازی ما را به ثمر می نشاند، چرا که ادب مایه رشد و شکوفایی شخصیت ماست و هر کس در هر مقام و درجه ای که باشد ، ادب مایه شرافت و بزرگواری اوست، به درستی که ادب تاج عزت و بزرگی و کارنامه موفقیت ماست که ما را به اوج سرافرازی و سر بلندی و بلندای سعادت می رساند همان گونه که ادب در برتری ما نقش دارد، بی ادبی نیز در افت شخصیت و فرومایگی مان موثر است بی ادبی زنجیر بی شرمی است که بی ادب در گردن آویخته و افزون بر این که بی ادب گرامی نخواهد شد و روز به روز خود را خوار خواهد ساخت.


پیغمبر رحمت صلی الله علیه و آله در مورد ادب می فرمایند: هیچ پدری ،مالی بهتر از ادب نیک ، به فرزندش نداده است.1

حضرت امام علی علیه السلام در حدیثی فرمودند: یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَكُم بِالادَبِ وَ دینَـكُم بِالعِلمِ؛ اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ كنید. 2

دوستان عزیز ! ادب ما را دعوت می کند به معرفت صانع و تحصیل رضایت و اطاعت از اوامر و نواهی و به حسن اخلاق و خوبی ، و معاشرت با دوستان و برادران دینی و وطنی خودمان به اندازه روابطی که با آنان داریم و به حفظ آن مکلف شده ایم
ادب ما را هدایت می کند بر اینکه از صفات رذیله و اخلاق بد دوری جوییم ، حقوق دیگران را بشناسیم ، از حد و مرز خود نگذریم و احترام و حدود دیگران را نگه داریم ادب، بزرگ ما را از کوچک تمییز می دهد و وظایف هر دو را مشخص می کند
...............................................................................................................................

1 -
نهج الفصاحه ، ح2613
2 -
تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 210




طبقه بندی: ادب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط : سعید جعفری
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2