تبلیغات
معراج - مطالب ایمان به خدا


یکی از خصوصیات ذاتی بشر به دنبال تکامل و پیشرفت بودن است. بر همین اساس بشر به دنبال شرایطی است که بتواند همه‌ی ابعاد و استعدادهای درونی خود را شکوفا کند و به ثمر برساند. خداوند بخاطر این خصوصیت ذاتی انسان و برای رساندن انسان به این خواسته‌ی فطری خود، انبیاء و جانشینان آنها را برای دستگیری و کمک در...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 مرداد 1395 توسط : محمد صالحی
در ایام ماه مبارک رمضان و غیر آن از فضائل اخلاقی که شایسته است بدان پرداخت شود فضیلت توانمند سازی روح عبادت در نهاد انسان است که در بعد فردی از مسائلی که موجب تقویت این فضیلت اخلاقی می‌شود، تزکیه و تربیت نفس است. در این راستا انسان می‌تواند در سایه یاد و ذکر مستمر خداوند متعال با خود شرط کند که...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط : محمد صالحی
در ماه مبارک رمضان، ماه عبودیت و بندگی خداوند متعال خالی از لطف نیست که پیرامون حدیث نبوی «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَة  دعا مغز عبادات است» تبیینی انجام پذیرد. در بیان مفهوم این حدیث شریف از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ابتدا باید معنی دعا را روشن نمائیم سپس به معنای مغز بودن دعا برای عبادات بپردازیم...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 خرداد 1395 توسط : محمد صالحی
بحران هویت، انسان را در معرض انواع بیماری‌ها قرار می دهد. کسی که در زندگی دیگر اعتقادی به یک دادگر و یک محاسبه‌گر در آخرت نداشته باشد به هر جنایتی دست می‌زند و تن به معاصی و سیئات اخلاقی می‌دهد. آنچنان غرق در شهوات و غرائز حیوانی می‌شود که انسانیت و توانمندی خود را فراموش می‌کند...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1395 توسط : محمد صالحی
یکی از شاخصه‌های اخلاقی بارز حضرت امام (رحمة الله علیه) که تمام زندگی، قیام و رهبری آن مرد الهی را تحت الشعاع خویش قرار داده بود، توجه به این مسأله  بود که آن مرد الهی، در کارهای خویش مقصدی جز تقرّب به حق تعالی، تحصیل رضای خدا و رساندن خویش به بالاترین سطح اخلاص نداشتند...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 خرداد 1395 توسط : محمد صالحی
در فضیلت اختصاصی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ابوجعفر اسکافی معتزلی در رساله خود می‌نویسد: «همه مردم می‌دانند که علی (علیه‌السلام) افتخار پیش‌گامی در پذیرش اسلام را دارد. پیامبر روز دوشنبه مبعوث شد و علی (علیه‌السلام) روز سه شنبه، ایمان آورد و پیوسته می‌فرمود: من هفت سال قبل از دیگران نماز خواندم و من نخستین کسی هستم که اسلام آوردم...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 توسط : محمد صالحی
با نزدیک شدن به بیست و شش رجب سال روز وفات حضرت ابوطالب (علیه‌السلام)  که در 3 سال پیش از هجرت به وقوع پیوست جا دارد؛ در پاسخ به شبهات واهی که ایمان حضرت ابوطالب را هدف گرفته‌اند استناد محکم اسلام آوردن و ایمان حضرت ابوطالب را مورد برسی قرار دهیم با نگاهی عمیق، به زندگی حضرت ابوطالب این بحث مطرح می‌شود که چه عاملی ایشان را وادار کرد تا در راه اسلام از جان و مال بگذرد و از مقام و قبیله خود، مایه بگذارد و همه این‌ها را فدای برادرزاده‌اش نبی گرامی اسلام بکند...
ادامه مطلب





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 توسط : محمد صالحی

جوانی که ازجاده‌هاى پر عابر جوانى عبور کرد، جوانى که دوست داشت بداند چطور انسان به متن تمیز فطرت بازگردد و با نورهاى درون، یكى یكى دست بدهد.و ردّ پاى عشق را بگیرد تا به سرزمین دل‌انگیز ایمان برسد و آنجا با تمام مرغان باغ ملكوت رفیق شود. او می‌دانست جوانى، گاهِ مناسبى براى دیدن مناظر شگفت از باغ خداست. و بوى بى‌قرارى‌هاى بهار است در تن، تا برود به سوى دشت‌هاى فرهمند سلوك. آن هم با كفش‌هاى مكاشفه، چه زیبا پرسید ازچه راهی عشق مجازی را به عشق الهی و حقیقی تبدیل کنم؟


راه

درود بر گذرگه زیباى مقصود کردم، و گفتم: باید نخست کوشید که این عشق مجازی ریشه در هواهای نفسانی انسان نداشته باشد؛ بلکه منشأ آن دل باشد، زیرا عشق مجازی که در طبیعت و دنیای مادی ریشه دار باشد هیچ‌گاه نمی‌تواند آدمی را به عشق حقیقی رهنمون کند. تنها آن عشق مجازی که در دل جای دارد، می‌تواند پلی برای رسیدن به عشق الهی باشد عاشق باید به منشأ کمال و حسن معشوق توجه کند و دیدگاه خود را به آن معطوف دارد و معشوق مجازی را نمادی از معشوق حقیقی خویش تلقی کند و او را جلوه ای از جمال و کمال او بداند.

اگر در عشق مجازی، عاشق همواره به این حقیقت واقف باشد که معشوق او مجازی است و تنها برای راهبری او به عشق برتر و برین است، می‌تواند از این عشق گذر کرده و به عشق حقیقی و الهی برسد؛ اما اگر نگاه خویش را بر همان معشوق مجازی محدود سازد و جان و دلش محدود و مسخر و مقید وی گردد، هیچ گاه نمی‌تواند از او گذر کند و به معشوق حقیقی دست یابد.

علاوه بر این؛ همواره بکوشد و دقت نماید که هنگام برخورد با معشوق مجازی، به یاد معشوق حقیقی افتد و با نگاه او، هجران معشوق اصلی را یاد آورد؛ مانند عشق یعقوب به پسرش یوسف؛ هر گاه که یقوب، یوسف را به چشم سر میدید، به چشم سرّ در مشاهده‌ی حق بود و چون مدتی مشاهده‌ی یوسف از وی دریغ شد، مشاهده‌ی حضرت حق نیز از دل وی در حجاب گردید.

از این رو آن همه جزع و فزع یعقوب در فراغ یوسف، بر فوت مشاهدهی حق بود؛ نه بر فوت مصاحبت یوسف و آن زمان که دوباره به دیدار یوسف موافق شد، به سجده افتاد که دلش معشوق اصلی را دید.[۱]

خلاصه این‌که، زمانی می‌توانیم عشق مجازی را به عشق الهی و حقیقی مبدّل سازیم که از آن گذر کنیم و منبع اصلی و سبب اصیل آن روی آوریم.

چشم دریا دیگر است و کف دگر
کف بهل وز دیده دریانگر

جنبش کف ها زدریا روز و شب
کف همی بینی و دریا نی عجب

ما چو کشتی‌ها به هم بر می‌زنیم
تیره چشمیم و در آب روشنیم

ای تو در کشتی تو رفته به خواب
آب را دیدی، نگر در آب

آب را آبی است کو می‌راندش
روح را روحی است کو می‌خواندش [۲]

--------------------

منبع:

[۱]:[کشف الأسرار/ج۵/ص۱۱۴۰]
[۲]:[مثنوی ومعنوی]





طبقه بندی: الگوهای اخلاقی،  ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 اسفند 1392 توسط : رضا حامدی نیا

چگونه می‌توان عاشق خدای مهربان شد عشقی که انسان را از گناه حفظ کند؟  فقط او را ببیند، و جز او به کسی توجه نکند؟

سوال جوانی بود که با حالت بغض و گریه می‌گفت: حاج‌آقا بی‌زارم از این عشق‌های خیابونی وکذایی، دنبال عشق واقعی هستم که مرا از گناه بازدارد، اما نمی‌دانم چطور عاشق او بشم، دیگر به هیچ کس اعتماد ندارم، احساس می‌کنم که فقط میشه به او تکیه کرد، چطور این عطش عشق واقعی ایجاد بشه تا سیرابم کند؟ عشق واقعی را برایم معنا کنید...

به او گفتم: درباره عشق، عظمت و شکوه آن و یا جنون و بیماری عشق، سخن بسیار گفته‌ شده و شاید کمتر کلمه‌ای به اندازه آن، دارای تعبیرها و تعریف‌های متناقضی داشته است.

بعضی از نویسندگان بزرگ نوشته‌اند: عشق افسر زندگی و سعادت جاودانی است، عشق معمار عالم هستی است، و حتی درباره معجزه آسای عشق سخن گفته‌اند، که روح انسان را توانا و دل او را زنده نگه می‌دارد؛ زندگی بدون عشق مفهومی ندارد.

مولای متقیان علی علیه السلام می‌فرمایند: «هرکس به چیزی عشق ورزد، نابینایش می‌کند و قلبش را بیمار، سپس با چشمی معیوب می‌نگرد و با گوشی ناشنوای می‌شنود».[۱] عشق حقیقی تمام وجود انسان را به رنگ خود در می‌آورد و او را به سوی معشوق حقیقی و خالق یکتا رهنمون می‌کند؛ و نکوهش کنندگان عشق نیز نظرشان به عشق‌های آتشین مادی و مجازی و آلوده به گناه است که بیشتر سر از رسوایی و بدبختی و بیماری در می‌آورد.
گل و آتش

جوان این را بدان در عشق‌های مجازی و مادی نامقدس، جاذبه نیرومند عشق، دو انسان را به گناه و آلودگی و سقوط در لجن‌زار عصیان می‌کشاند، عقل را ویران، و از کار انداخته و او دست به کارهای جنون آمیز و خطرناکی می‌زند! این گونه عاشقان بی‌قرار، حتی بدترین عیب‌ها را با تفسیرهای شگفت‌آور، زیبا معرفی می‌کنند! می‌پذیرند و نه گوش به نصیحت خیرخواهان می‌دهند و حتی گاه به ستیز در برابر اندرزگویان برمی‌خیزند.

این عشق‌های آتشین مجازی، بیشتر مواقع با یک آمیزش جنسی خاموش می‌شود! ولی به عکس، در عشق‌های حقیقی و مقدس‌، روح انسان صفا و نورانیت فوق‌العاده‌ای پیدا کرده، و همه چیز را جز معشوق حقیقی که خودش مظهر کمال مطلق است به فراموشی می‌سپارد و تحمل سختی‌ها و ناملایمات را برای رسیدن به وصال او و برخوردار شدن از عنایت و لطفش آسان می‌کند و هنگامی که ای جوان در بیابان به شوق کعبه قدم می‌گذاری، از سرزنش‌های خار مغیلان غمی به دل راه نمی‌دهی.

در حدیث قدس آمده است: «هنگامی که بنده‌ام توجه به من پیدا کند، آرزو و لذتش را در ذکر خودم قرار می‌دهم و هنگامی که  آرزو و لذتش در ذکر من باشد، به من عشق می‌ورزد و من هم به او عشق می‌ورزم و هنگامی که به من عشق ورزد، حجاب میان خودم و او را بر می‌دارم.تا به مقام  والایی برسد.».[۲]

عشق به خداوند و اولیای او و هم چنین عشق به ارزش‌های والا، همواره چراغ راه عاشقان دل‌سوخته است. زمزمه‌های امیرالمومنان علیه السلام در دل شب و دعای پر معنای صباح در صبحگاهان و جمله‌های دعای کمیل و راز و نیاز امام حسین علیه السلام در روز عرفه و صحیفه سجادیه و... همه این‌ها اثرهای گران‌بهای این عشق مقدسند.

ای جوان، کوتاه سخن این‌که، هر اندازه معرفت آدمی نسبت به معشوق بیشتر شود، عشق به وصال در او شعله‌ورتر می‌شود؛ به اطاعت، بندگی و تسلیم در برابر خواسته‌های محبوبش تن می‌دهد.

در حدیثی زیبا از امام صادق علیه‌السلام است که ایشان فرمودند: «خدای عزِّو جلّ فرمود:محبوب‌ترین چیزهایی که بندگانم به وسیله آن‌ها به من نزدیک می‌شود، تا آن‌که به ایشان واجب کرده‌ام و او با نافله به من نزدیک می‌شود، تا آن‌که دوستش بدارم، گوشش می‌شوم که بدان می‌شنود، چشمش می‌شوم که بدان می‌بیند، زبانش می‌شوم که بدان سخن می‌گوید و دستش می‌شوم که بدان برگیرد.»[۳]

حال بدان که برای عاشق شدن پروردگار باید در مقام اطاعت، فرمان‌بردار بی‌قید و شرط او باشیم و از اطاعت دیگران در هر مقام، اما اگر فرمان‌شان بر خلاف رضایت الهی است، باید دست بشوییم.

سخن پایان بنده این است که جوان انسان عاشق در سایه عبودیت به جایی می‌رسد که می‌تواند به اذن پروردگار در جهان تکوین، تصرف کند، همان گونه که آهن سرد و سیاه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان می‌شود، این حرارت و نورانیت از درون ذاتش نیست، بلکه پرتو ناچیزی از آتش به او افتاده و به این رنگ در آمده است.

اگر می‌خواهی عاشق واقعی و عشق به خدا داشته باشی، برای به دست آوردن رضایت معشوق باید به چیزهایی که سبب خشنودی او را فراهم می‌کند بیندیشی؛ در درجه اول انجام واجبات الهی، و نیز از انجام کارهایی که خشم معشوق را فراهم می‌کند، دوری و بیزاری بجویی؛ یعنی گناهان را بر اثر تهذیب نفس و زحمت‌های فروان ترک کنی تا بتوانی مقداری از عشق خدای سبحان را در خویشتن بیابی.

----------------------------

منبع:

[۱] خطبه نهج‌البلاغه ۱۰۹
[۲] کنزالعمال/ج۱/ص۴۳۳/ح۱۷۷۲
[۳] کلینی/اصول کافی/ج۳/ص۵۴





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: عشق به خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1392 توسط : رضا حامدی نیا

ایمان، باور قلبی انسان است باوری كه به زندگی انسان جهت می‌دهد و در چگونه زیستن او نقش بسیار بزرگی را ایفاء میکند و محور ارزش‌گذاری برای عملكردهای مردم است.
خداوند نیز در قرآن كریم هرگاه ایمان را مطرح می‌یسازد، بعد از آن عمل را بیان میفرماید تا نمود عینی ایمان را در عمل گوشزد كند
آثار ایمان
یکی از مهمترین آثار تاثیرگذار ایمان قبول عمل است ریشه عمل در ایمان است. که خداوند میفرماید: وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ
(1)
و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند می‌پذیرد و از فضل خود بر آنها میی‌افزاید اما برای کافران عذاب شدیدی است!
در اینجا منظور از استجابت، قبولی اعمال مومنین است.
در سوره ال عمران آیه 179 نیز قبولی اعمال مطرح می‌شود اگر ایمان بیاورند و تقوا داشته باشند اجر عظیمی دارند
مَا كَانَ اللَّهُ لِیذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیهِ حَتَّى یمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِیطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ یجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ (2)
چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به همان‌گونه که شما هستید واگذارد مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد و نیز چنین نبود که خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه کند تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید این بر خلاف سنت الهی است ولی خداوند از میان رسولان خود، هر کس را بخواهد برمی‌گزیند و قسمتی از اسرار نهان را که برای مقام رهبری او لازم است، در اختیار او مییگذارد. پس اکنون که این جهان، بوته آزمایش پاک و ناپاک است، به خدا و رسولان او ایمان بیاورید! و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست

و نیزدرسوره مائده امده است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ (3)
خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.
به طور کلی آخرت وجهه ملکوتی دنیاست شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب پیدا کند این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام گیرد لذا اگر کسی ایمان به خدا و قیامت نداشته باشد عمل او وجهه ملکوتی نخواهد داشت و به علیین صعود نخواهد کرد لذا تا عملی از راه نیت و از راه عقیده و ایمان، نورانیت و صفا پیدا نکند، به ملکوت بالا نمی‌رسد.(4)

.............................................................................................................................................................
1- سوره شوری آیه 26
2- سوره
آل عمران آیه179
3- سوره
المائدة آیه9
4-
سوگندهای پربار قرآن،تالیفعلیان نژاد ص227




طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: ایمان قبول عمل، نمود عینی ایمان در عمل، آثار ایمان، عمل صالح،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط : سعید جعفری
من اگر روح پریشان دارم***من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازی دوران دارم ***دل گریان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم***ای خدا  ای خدا  ای خدا

سیبی كه دستم بود را با تمام لذت می خوردم، به به چقدر خوشمزه است، همین طور كه لحظه به لحظه با مزه خوش سیب لذت می بردم سوالی ذهنم را به خودش مشغول كرد، آیا مسائل معنوی یا همان غذا های معنوی هم مانند این سیب داری مزه هستند؟
مثلا همین ایمان به خدا كه اساس دین را تشكیل میده یا ایمان به قیامت و یا ایمان به پیامبری حضرت محمد صل الله علیه و آله
همان طور كه برای فهمیدن مزه سیب نیاز به جسم سالم است برای درك مسائل معنوی نیز انسان نیاز با روحی سالم دارد تا وقتی روح انسان داری سلامتی های لازم نباشه نمی تونه مزه ایمان به خدا را به خوبی درك بكند امام علی علیه السلام می فرماید:
هیچ انسانى طعم ایمان را نمى‏چشد، مگر این كه داراى سه خصلت باشد: 1: آگاهى در دین، 2: صبر در برابر مصیبت‏ها، 3: اندازه‏ گیرى در مخارج «1».
بله اولین شرط چشیدن طعم ایمان آگاهی و بصیرت در دین است و تا انسان آگاهى و معرفت كامل نسبت به مسایل مختلف دین پیدا نكند، چگونه مى‏تواند اعتقاد محكم و التزام عملى نسبت به احكام دینى پیدا كند، و تا وقتى كه ایمان و عمل شایسته ‏اى حاصل نشود چشیدن طعم ایمان امكان‏پذیر نخواهد بود.
 دومین خصلتى كه بدون آن طعم ایمان چشیده نمى‏شود، صبر و شكیبایى در برابر مشكلات است. بسیارند كسانى كه در مقابل مصائب و حوادث تلخ زانو مى‏زنند و به همه كائنات بدبین مى‏ شوند و در دل یا در زبان به خدا اعتراض دارند! چنین انسان‏ هایى چگونه مى‏توانند طعم ایمان را بچشند؟ در حالى كه مصائب و سختى‏ها فلسفه‏ هاى روشنى دارد كه مؤمن حقیقى آن را درك مى‏ كند، مصیبت‏ها گاه هشدارى است به انسان به هنگام غفلت. گاه كفّاره گناهان و خطاها و معصیت‏هاى اوست. و فلسفه ‏هاى دیگرى كه این جا جاى شرح آن نیست. همین قدر باید بدانیم كه هیچ حادثه ‏اى در این عالم بى ‏علّت و تصادفى نیست.
 و آخرین شریط چشیدن ایمان اندازه گیری در مخارج است، بله  رابطه طعم ایمان با برنامه‏ ریزى صحیح در امر معاش و زندگى از این نظر است كه وقتی شخصى برنامه صحیح اقتصادى در زندگى و مخارج روزمرّه خود ندارد مبتلا به مشكلات و گناه و گاه اسراف و زیاده ‏روى مى ‏شود. و روشن است كه چنین انسانى  مبتلا به معصیت مى‏ شود و نمى‏ تواند طعم ایمان را بچشد.
نتیجه این كه طعم ایمان در سایه معرفت دینى، شكیبایى در تحمّل مشكلات، و برنامه ‏ریزى صحیح در امر زندگى حاصل مى‏ شود.

منابع:
1: لا یَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقیقَةِ الْایمانِ، حَتّى‏ یَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: الْفِقْهُ فِى الدینِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَصائِبِ، وَ حُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعاشِ«بحار الانوار، جلد 1، صفحه 20 و جلد 68، صفحه 85 و 346.»






طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: طعم شیرین، لذت، مزه سیب، طعم ایمان، آكاهی و بصیرت در دین، صبر در مقابل مشكلات، صرفه جویی اقتصادی، برنامه ریزی، شعر درباره ایمان به خدا، اساس ایمان، مزه ایمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 بهمن 1391 توسط : سجاد
 چو خوش‌دل شودمؤمن نیكنام                        دگر زشت كاری نگیرد دوام
   بود كاخ ایمان از این چار شاد                 که صبر و یقین است و عدل و جهاد
شما اگر وارد منزلی شدید كه میدانید این خانه نه صاحبی دارد و نه حسابی، نه دوربینی در كار است و نه كنترلی، هیچ دلیلی برای نظم و دقت و انضباط در كارهای شما نیست. در خانه رها، ما هم رها هستیم و هر چه ریخت و پاش نكنیم و نفس خود را كنترل كنیم ضرر كرده ایم، ولی اگر بدانیم كه این خانه صاحب و حسابی دارد و تمام رفتار ما زیر نظر اوست، به گونه ای دیگر زندگی خواهیم كرد. اگر ایمان بیاوریم كه این هستی صاحبی دارد به نام خدای حكیم، و حسابی در كار است به نام معاد، و تمام اعمال ما پاداش یا كیفری دارد، ما نیز حساب كار خود را می‌كنیم و خواسته های نفس سركش را مهار می‌كنیم، كارهایی را كه صاحب خانه نمی‌پسندد انجام نمیدهیم، زیرا می‌دانیم كه به حساب تمام كارهای نیک یا بد ما رسیدگی می‌شود و خداوند در كمین ماست.(این تعبیر، كنایه از احاطه قدرت پروردگار به همه طغیان گران و مجرمان است)«1»
حال این سؤال پیش میآید كه آیا هر ایمانی ارزش دارد یا ایمان خاصی مدّ نظر است؟
پاسخ این است كه در آیات قرآن همواره ایمان در كنار عمل صالح آمده، مثل این آیه كه میفرماید: همه انسان ها در ضرر و زیانند
مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند...«2» ایمان و عمل صالح مثل نخ و سوزن عمل می‌كنند و به شرطی كارآیی دارند كه به هم متصل باشند و با جدایی آنها از هم، چیزی دوخته نمی‌شود. بسیارند كسانی كه می‌گویند ایمان داریم ولی عمل نمی‌كنند.
در روزگار قدیم كسانی را كه در جنگ ها اسیر می‌شدند، به نام برده در بازار میفروختند، شخصی به بازار برده فروشان آمد تا برده ای بخرد، هر برده كه هنری داشت گران تر بود، سراغ برده ای و رفت و دید قیمت آن بسیار گران است، سبب را پرسید، گفتند: او تشنه شناس است و می‌فهمد چه كسی تشنه است، خریدار علاقه مند شد و او را خرید و به منزل آورد و مهمانی ترتیب داد، ولی سر سفره آب نگذاشت، مهمانان چند لقمه ای كه خوردند، یكی پس از دیگری تقاضای آب كردند، برده تشنه شناس نگاهی به آنها می‌كرد و می‌گفت دروغ ‌می‌گویند، اینان تشنه نیستند، كم كم همه فریاد آب سر دادند اما برده همه را دروغگو می‌خواند تا اینكه یک نفر از میان آنان برخاست تا آبی تهیه كند، برده گفت: این راست می‌گوید، زیرا از جایش بلند شد و فقط فریاد نزد.
حقیقتا مطلب همین است، كسی در ادعای ایمان خود صادق است، كه حركت كند و اهل كارهای شایسته باشد، «3» خداوند را به حق امام حسن عسكری «علیه السلام» قسم می‌دهیم كه به ما توفیق ایمان و عمل صالح عنایت فرماید.


منابع:
1. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ . سوره فجر آیه 14
2. إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ . سوره عصر آیات 2 و 3.
3. به نقل از كتاب تمثیلات حجة الاسلام قرائتی ص 16 و 62.




طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: تشنه، ایمان، عمل صالح، برده فروشی، پرودگار، امام حسن عسكری، قرآن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 دی 1391 توسط : لبیک
زنی از تمام نعمت‌های ظاهری(چشم، گوش، زبان، پا و دست) محروم بود؛ ولی مرتب خدا را شکر می‌کرد. حضرت عیسی علیه‌السلام به او گفت: با این که از تمام نعمت‌ها محروم هستی باز خدا را شکر می‌کنی؟ در پاسخ گفت: اگر خدا به من توجه نداشت، پس چرا دست و پا و چشم و ... مرا گرفت؟! پس معلوم می‌شود خداوند میان این همه مردم، علاقه خاصی به من دارد. «1»
اگر با دیگرانش بود میلی                                            چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خوشا به حال این زن که این چنین نور ایمان در دلش می تابد و با وجود معلولیت، خدا را هم‌چنان شکر گذاری می‌کند. چرا که انسان تا چیزی را نشناسد، نمی‌تواند به آن شوق پیدا کند. پس بر ماست که برای فراهم آوردن ایمان در دو زمینه تلاش داشته باشیم: نخست در زمینه تقویت شناخت خویش، و دوم در زمینه انگیزش میل فطری خویش به آوردن ایمان و انجام کارهای شایسته. باید بدانیم که ایمان نقش بسزایی در سعادت دنیوی و اخروی دارد چرا که انسان را به مقام قرب الهی نزدیک می‌کند. در اینجا می توان دختر نمرود را مثال زد که وقتی پدرش حضرت ابراهیم را در آتش انداخت بر بالای بامی رفت تا نظاره کند، اما دید که ابراهیم میان گل و رضوان نشسته است. گفت ای خدای خلیل!  به خلیل خود نظر لطف کردی و به لطف خود او را نواختی، یک نظر لطف نیز بر من بیچاره کن. ناگاه منقلب شد و در خاک غلتید و ناله سر داد. وقتی خبر به نمرود رسید خود را به دختر رساند و علت را پرسید. دختر گفت: دیده من از مشاهده خلیل خدا پاک شده است. و زمانیکه نمرود دخترش را تهدید کرد که اگر به غیر او، خدای دیگری را قبول کند به هلاکت خواهد رسید. گفت: خدای من اوست که مرا آفرید و از مرگ نیز باکی نیست!«2»
حاصل آنکه اگر کسی نور ایمان در دلش تابیده شود غیر خدا هیچ نمی‌بیند ولی تاثیر کامل ایمان در سعادت ابدی مشروط به عوامل دیگر نیز می‌باشد. من جمله: ایمان به خدای یگانه، و پاداش و کیفر اخروی، و صحت آنچه بر انبیا علیه‌السلام نازل شده است. و لازمه آن تصمیم اجمالی بر عمل به دستورات خدای متعال است. هم‌چنین فراموشی از خدا و غفلت از مبادی ایمان، سبب می‌شود که انسان خود را فراموش کند و در واقع به حیوان تبدیل شود. سیر در آفاق و انفس و مطالعه تاریخ زندگی اقوام و گذشتگان انسان را از جنین غفلتی خارج می‌کند و سبب می‌شود تا انسان، دارای دل و چشم و گوش شود.
...........................................................................................
1-پندهای جاویدان، ص 485.
2-داستان‌های  کشف‌السرار، ص 385.





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی، شکر کردن خدای متعال، تقویت شناخت، تاثیر کامل ایمان در سعادت ابدی، راموشی از خدا و غفلت از مبادی ایمان، مقام قرب الهی، دختر نمرود و حضرت ابراهیم خلیل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 دی 1391 توسط : محمد نویدی
 دستور داد دست و پاهایش را با میخ ها بسته، در زیر آفتاب سوزان قرار دهند، و سنگ عظیمى بر سینه او بیفكنند، فقط به جرم این كه اعماق قلبش به نور ایمان روشن شد بود و آن قدر به خدا ایمان داشت كه كاخ عظیم شوهرش كه مرد ستمكاری بود را تحقیر مى‏ كرد و حتی ملكه بودن نیز به اندازه ایمان به خدا، برایش آرامش بخش و زیبا نبود
بله این زن همان آسیه همسر فرعون است كه زرق و برق های حكومت فرعون او را از راه درستی كه توسط حضرت موسی علیه السلام انتخاب كرده بود باز نداشت و آن قدر در راه ایمان صبوری كرد تا این كه با سخت ترین شكنجه ها جان داد  و خداوند از این زن مومن در قرآن كریم یاد می كند و می فرماید:
و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه ‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش«1»
 خداوند مهربان الگوی دیگری معرفی می كند كه قلبش سرشار از ایمان به خدا بود و همیشه دستورات الهی را انجام می داد و رضایت خداوند هدف نهایی او بود خداوند می فرماید:
و همچنین به مریم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در آن دمیدیم او كلمات پروردگار و كتابهایش را تصدیق كرد و از مطیعان فرمان خدا بود«2»
و این دو نفر الگوی بسیار خوبی هستند برای كسانی كه بر خلاف دستورات خداوند عمل می كنند و تنها بهانه شان این است كه محیط نا سالم است و یا دیگران ما را مسخره می كنند و....
فكر نكنم محیطی سخت تر از كاخ فرعون برای حفظ ایمان و دستورات الهی باشد...
بارالها! به ما چنان استقامتى مرحمت كن كه فشارها و شكنجه‏ هاى فراعنه زمان در سراسر جهان در روح و ایمان ما كمترین اثر نگذارد.
آمین یا رب العالمین
منابع:
1: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ«سوره تحریم آیه 11»
2: وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتینَ«سوره تحریم آیه 12»





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
برچسب ها: زن فرعون، آسیه، شكنجه زن، شكنجه با میخ، فرعون، مریم، دختر عمران، فشاره های سخت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 دی 1391 توسط : سجاد

آثار ایمان
در مرتبه‏‌اى از مراتب ایمان هیچ‌گونه شك، شبهه نیست و یا طوفانى از حوادث زندگى و ناملایمات و سختى ‌ها و مشکلات نمى‌تواند انسان مؤمن را از وضعیت ایمانى به دور و خارج كند، بلكه چنین وضیعت‌هایى اثر معكوس دارد و ایمان را قوى‏‌تر مى‏‎كند. ایمان مى ‌تواند شدت یا ضعف بپذیرد اما مرتبه‏‌اى از ایمان به وجود می‌آید كه در آن راه تضعف و كاستى بسته مى‏‌شود و اگر انتقالى در كار باشد فقط جهت آن بسوى مراتب رو به رشد و بالاست جهت پایین ایمان انتها دارد اما جهت بالاى آن را نهایتى نیست حال سخن این است كه در مراتب ایمانى وضعى حاصل مى‏‌شود كه راه سراشیبى یا تضعف بسته مى‏‌شود، هرچند همه عوامل تضعف با هم جمع شوند چنین انسان مؤمنى را به هیچ روى نمى‏‌توان متزلزل و پریشان ساخت.
آنچه ایمان را هدف قرار مى‏‌دهد، امورى است كه در مقر ایمان، یعنى قلب، به وقع مى‏‌پیوندد . شك و شرك ایمان را به ضعف گرایش و سوق مى‏‌دهند از آن جهت كه با لشكر ایمان، یعنى اخلاص و یقین، منافات دارند. اخلاص و یقین كه در درجات مختلف ایمان به شكل گوناگون تصویر مى‏‌شود با ورود شك و شرك رو به تضعیف مى‏‌گذارد مگر آن مرتبه محل بحث كه یقین‏ا هرگونه شكى را مضمحل مى‏‌كند و اخلاصش شرك را نابود مى‏سازد:
وَ نُؤْمِنُ بِهِ إِیمَانَ مَنْ عَایَنَ اَلْغُیُوبَ وَ وَقَفَ عَلَى اَلْمَوْعُودِ إِیمَاناً نَفَى إِخْلاَصُهُ اَلشِّرْكَ وَ یَقِینُهُ اَلشَّكّ (1)
و به او ایمان مى‏آوریم و مى‏گرویم ایمان كسى كه پنهانى‏ها را آشكار دیده و به آنچه كه وعده داده شده آگاه گردیده است، ایمانى كه با اخلاص شرك را زدوده و یقین و باور آن شك و تردید را از بین مى‏برد.
وضعیت شك یا نمى‏گذارد انسان به منطقه اسلام و ایمان وارد شود یا اگر وارد شد با حمله‏اى دیگر به تضعیف ایمان پرداخته او را به منطقه كفر بازمى‏گرداند.
یَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِی قَلْبِهِ لاَِوَّلِ عَارِض مِنْ شُبْهَة... (2)
 به اولین شبه‌ه‏اى كه رو دهد شك و گمان خلاف در دل او آتش مى‏افروزد.
همچنین با ورود به حوزه ایمان، هنوز شرك از جان مؤمن دست برنمى‏‌دارد تا اینكه مؤمن به وضعیت خاص از ایمان منتقل شود. ایمان هرچه بالاتر رود قلب آدمى را از شرك پاكتر و مصفاتر مى‏‌كند
مبارزه ایمان از اول با كفر و سپس با شرك است ظلمت شرك با نور ایمان در درجات پایین مواجه مى‏‌شود و مؤمن باید با ارتقا ایمان این تاریكى را از كل وجود خویش بیرون كند این تاریكى اگر مهار نشود ظلمت خود را مى‏‌گستراند بطورى كه آدمى را به دیار كفر روانه مى‏‌كند. بنابراین، در یك منطقه فقط شرك است و ایمان وجود ندارد و در منطق‌ه‏اى دیگر فقط ایمان است و شرك قرارى ندارد و در میان این دو منطقه، منطق‌ه‏اى است كه ایمان و شرك جمع مى‏‌شوند. در منطقه اجتماع هنوز در ایمان، ضعف وجود دارد ایمان و شرك قلب را به دو طرف متقابل مى‏‌كشند و ضعف ایمان سبب اقبال قلب به اسباب است و موجبات سلطه شرك را فراهم مى‏‌آورد. (3)
........................................................................................................................................................
1-نهج البلاغه خطبه 114
2-نهج البلاغه قصار الحكم 147

3-برگرفته از : ایمان در كلام امیرالمومنین(ع) گردآوری: دیوانی





طبقه بندی: ایمان به خدا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 دی 1391 توسط : سعید جعفری
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2