تبلیغات
معراج - مطالب نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا


 ایثار، مقدم داشتن دیگری بر خود است، چه در مسائل مالی و چه در موضوع جان. این صفت نیک یکی از خصلت‌ های ارزشمند اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات، مورد ستایش فراوان است و از وارستگی انسان از «خودخواهی» سرچشمه...
ادامه در لینک

ایثار




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 آبان 1394 توسط : میثم ضیایی
یکی از درس های قیام سید الشهداء (علیه السلام) «عمل نمودن به تکلیف» است، و آن کس که برای انجام تکلیف کار می‌کند، پیروزیش به این نیست که به مقصود خود دست پیدا کند؛ بلکه زمانی احساس پیروزی می‌کند که موفق شود به...
ادامه در لینک

حادثه عاشورا جلوه عمل به تکلیف است




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1394 توسط : میثم ضیایی


سیره اخلاقی و رفتاری سیدالشهداء علیهالسلام نشان دهنده روح بلند او و تربیت در دامان پاک نبی مکرم اسلام  و علی علیه‌السلام و تجسم قرآن کریم در عمل و اخلاق اوست و مظهر صفات پسندیده و كمالات نفسانى، و در همه جهات اخلاقى نمونه کامل جدّ و پدر بزرگوارش بود.
نمونه ای از مکارم اخلاقی سید الشهداء
1- عطوفت و مهربانى‏
سید الشهداء ازعطوفت و مهربانى خاصّى نسبت به انسانها برخوردار بود حتى‏ گاهى دشمنانش نیز از محبّت و عطوفت آن حضرت بهره‌‏مند می‌‏شدند.(حُربْنِ‌یَزید ریاحى) اوّلین فرمانده اعزامى (عبیداللَّهُ بْنِ زیاد) بر سر راه امام حسین علیه‌السلام و اصحابش نزدیک به  هزار نفر با امام علیهالسلام برخورد كرد نیروهاى تحت امر حرش بر اثر گرما و تشنگى فراوان در معرض هلاكت بودند.
بزرگواری و عطوفت امام علیه السلام اجازه نداد كه آنان را به همان حال رها كند بلكه به اصحاب و یاران خود دستور داد همه افراد دشمن را سیراب كنند، حتى به اسبهایشان نیز آب دهند در این جریان امام علیه‌السلام با دست مبارك خویش به برخى از سپاهیان حرّ، آب داد. (1)
2- احسان و بخشش‏
امام حسین علیه‌السلام همچون پدرش كانون جود و سخاوت و پناهگاه محرومان بود روزى امام علیه‌السلام به عیادت (اسامةِبن زید) رفت دید وى پیوسته اظهار اندوه مى‌كند امام علت اندوهش را پرسید؟ اسامه گفت مبلغ شصت هزار درهم بدهكارم. امام فرمود: پرداخت آن به عهده من. اسامه عرض کرد می‌‏ترسم اجلم فرا رسد و هنوز دینم ادا نشده باشد. امام فرمودند: پیش از مرگت پرداخت خواهم كرد سپس دستور داد بدهكاریش را ادا نمایند. (2)
3- شجاعت‏
شجاعت، واژه‏اى است كه با نام اباعبدالله پیوند خورده است آن حضرت استاد نمونه شجاعت و فداكارى، و اسوه قهرمانان تاریخ و آزادمردان روزگار به شمار مى‌‏آید زیرا روزگار به خود ندیده است كه كسى با تعداد انگشت شمارى یاور، در برابر خیل عظیمى از دشمن بایستد و هر چه از جنگ بگذرد چهره‏اش بر افروخته ‏تر گردد.
سیدالشهداء علیه‌السلام نه تنها با به شهادت رسیدن یارانش دچار ضعف و سستى نمى‌‏شد، بلكه همچون صاعقه‏‌اى كه از هرجا بگذرد، چیزى را باقى نمى‏‌گذارد بر دشمن یورش مى‏‌برد و در دریاى جنگ شناور مى‏‌شد و از مرگ اندیشه نمى‏‌كرد.
«عَقَّاد» در باره شجاعت حسین بن على علیهالسلام مى‏‌نویسد: شجاعت اباعبدالله صفتى است كه ظهور آن از مثل حسین غریب نیست؛ چون پیدایش شجاعت از اباعبدالله مانند پیدایش طلا از معدن طلاست. شجاعت فضیلتى است كه حسین علیهالسلام آن را از پدران و نیاكان خود به ارث برده و براى فرزندانش به ارث گذارده است ... در میان فرزندان آدم كسى را نمى‌‏توان یافت كه قلباً شجاعت و توانایى كارى را داشته باشد كه حسین بن على علیه‌السلام در كربلا انجام داد.(3)
اباعبدالله علیهالسلام الگوی رحمت، رافت، کرامت،عطوفت و بزرگواری است که باران وجودش همگان را سیراب می سازد و شادابی و نشاط و حیات و حرکت می آفریند.
.....................................................................................................................................................................

1- مقتل الحسین، خوارزمى، ج ۱، ص ۲۳۰

2- بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۹

3- ابوالشهدا، ص ۷۱ نشر: مطبعة السعد، مصر





طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: اخلاق امام حسین (ع)، عطوفت، بخشش، مهربانی، شجاعت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 آذر 1391 توسط : سعید جعفری
ای كه مایوس از هر سوئی به سوی عشق رو كن
قبله دل هاست این دل هر چه خواهی آرزو كن
كلمه عشق این روزها مشتریان زیادی را به خود جذب كرده است ، هر كسی آن را  به فراخور حالش تفسیر می كند، اما معنای درست عشق كه همان علاقه و محبت شدید است در صحرای كربلا ظهور پیدا كرد.
بله این عاشق واقعی این گونه با خودش نجوا می كرد:
من مردم را به عشق تو وانهادم و خانواده ام را بی سرپرست کردم تا تو را ببینم اگر در راه عشق مرا قطعه قطعه كنى، دل من به سوى دیگرى میل نخواهد كرد.«1»
به خاطر همین عشق شدید بود كه هر چه به زمان شهادت و جان بازی نزدیك تر می شد صورتش بر افروخته تر می شد و تمام مشكلات و سختی های روز عاشورا را با عشق سپری می نمود.
یکى درد و یکى درمان پسندد           یکى وصل و یکى هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران     پسندم آنچه را جانان پسندد
در روز گرم عاشورا، هر لحظه یاوری از یاوران امام كه در خاك و خون می غلتید و محاصره دشمن تنگ تر می شد، رو به آسمان با خدای خود از عشق و شور و شیدایی سخن می گفت:
 ای خدای من، ای بزرگ من، دوست دارم كه هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو كشته شوم و زنده گردم به خصوص آنگاه كه كشته شدن من عامل پیروزی دین تو و زنده شدن فرمان تو و محفوظ ماندن شریعت تو باشد، چه آن كه من هم اكنون پس از شهادت یاران و این همه از جوانمردان خاندان محمد صلی الله علیه و آله از زندگی سیر گشته ام«2»
و همین عشق و دلدادگی امام بود كه باعث شد در دعای عرفه با خدا این گونه راز و نیاز كند:
چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟آن كس كه به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان كرده است«3»

   
منابع:
1: تركت الخلق طرا فى هواكا           و ایتمت العیال لكى اراكا
و ان قطعتنى فى الحب اربا           لما حن الفؤ اد الى سواكا «تفسیر عاملی ج1 ص 129 ذیل تفسیر آیه 96 سوره بقره»
2: الهی و سیدی وددت ان اقتل و احیی سبعین الفَ مَرَّةَ فی طاعتك و محبتك سیّما اذا كان فی قتلی نصرة دینك و احیاء امرك و حفظ ناموس شرعك، ثمّ إنی قد سمعت الحیاة بعد قتل الاحبّة و قتل هولاء الفتیة من ال محمد« محمدمهدی حائری، معالی السبطین، ج 2، ص 19. »
3: مَاذَا وَجَدَ مَن فَقَدَك؟ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مشن وَجَدكَ؟ لَقَد خَابَ مَن رَضِیَ دُونَكَ بَدَلا«دعای عرفه»





طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: عشق، دلدادگی، عاشورا، جان دادن، امام حسین، جانان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1391 توسط : سجاد
احساس كردید بعضی وقتها تو زندگی چقدر به این باور می رسیم كه به بن بست خوردیم و همه درها به رومون بسته شده؟، اصلا انگار همه سختی آفریده شدند كه سر راه ما قرار بگیرند و هر دری رو كه می زنیم قفله و باز بشو نیست؟!
یه سؤال دیگه، فكر كردید چرا بعضی اوقات همه چی در نگاهمون زشت و بد جلوه می كنه و هیچ قشنگی به چشممون نمیاد؟!
به نظرتون مشكل كجاست و اصلا میشه این مشكلات رو حل كرد؟ اونم با یه راهكار عملی و كاربردی!
خوشحال میشم جوابهاتون رو تو قسمت نظرات بذارید.
من اینجا می خوام یه جوابی بدم با نقل تكه ای از تاریخ... كه البته با حال و هوای این روزها هم كاملا مرتبطه!
زنی بود باوقار، روزی در این شهر بر كرسی تعلیم و تربیت می نشست و زن ها در مجلس درسش حاضر می شدند و از علومش بهره می بردند، اكنون زمانه را نمی دانم كه با او چه كرده ...
با اینكه اینك او را به عنوان اسیر به شهر كوفه بازگردانده اند، ذره ای از هیبت و ابهت او كه كم نشده، بلكه چندین برابر شده
چنان عظمت و شوكتش، غرور دشمن را فرو ریخت كه ابن زیاد نتوانست سكوت كند و در نهایت خشم كه ناشی از تحقیر شدن شخصیتش بود سؤال كرد این زن كیست؟
پاسخ شنید كه او دختر علی «علیه السلام» است، آنگاه برای جبران تحقیری كه شده بود زبان به شماتت گشود و گفت:
خدا را شكر كه رسوا شدید و خدا دروغ بودن ادعاهایتان را ثابت كرد!
عقیله بنی هاشم حضرت زینب كبری «سلام الله علیها» در پاسخی دندان شكن با شهامت كامل پاسخ داد:
آنها كه فاسقند رسوا می شوند و اهل فسق و فجور ناچار به دروغگویی اند و بحمد الله ما چنین نیستیم.
ابن زیاد كه جواب تندی شنیده بود گفت دیدی خدا با برادرت و خاندانت چه كرد؟ چكونه دیدی كار خدا را؟
اینجا بود كه زینب كبری «سلام الله علیها» كلام تاریخی خود را بر زبان جاری ساخت و بلندترین كلامی را كه ممكن بود در وصف عاشورا گفته شود بیان كرد:
من جز زیبایی ندیدم، آنان كسانی بودند كه خداوند سرنوشت آنان را شهادت، تعیین كرده بود، لذا با شهادت به جایگاه های ابدی خود رفتند ...1


خیلی عجیبه این جمله كه با وجود این همه مصیبت و سختی و ناگواری كه در كربلا و عاشورا بوده، حضرت زینب كه خود شاهد ماجرا بودند همه چیز رو زیبا دیدن، سِـرّ كار كجاست؟
خودمونیش این میشه: نیمه پر لیوان رو دیدن نه نیمه خالی.
زیبا باید دید،عینك رو باید عوض كرد، زندگی طبیعتا، فراز و نشیب زیاد داره، مهم هدف ماست تو زندگی و البته عكس العمل ما در برابر ناملایمات و فراز و نشیب های زندگی.
و این بانوی بزرگوار چون دیدند برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین «علیه السلام» هم به هدف رسیدند و هم زیبا در این راه عمل كردند فرمودند زیبا بود.
و ما هم زیبا زندگی خواهیم كرد... به شرطی كه زیبا بنگریم و زیبا عمل كنیم...
...........................................
1. لهوف ص 160 . ارشاد ج2 ص115. به نقل از کتاب زیبایی های کربلا . محمد محمدیان.




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: زندگی زیبا، نگاه زینبی، امام حسین، عاشورا، شهادت، كربلا، ضریح جدید امام حسین،
مطالب مرتبط: خریدار عشق، پیشوای مهربانی، نعمت بزرگ الهی، آزادی و آزادگی، من دوست دارم یا خدا دوست دارد؟کدامش را؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط : لبیک
یکی از نعمت‌های بزرگ زندگی، که با وجود آن می توان به بسیاری از نعمت‌های دیگر دست یافت، «آزادی» در جامعه است. آزادی بستر مناسبی است برای رشد استعداد‌های نهفته و بلوغ نبوغ‌های شایسته‌ای که همواره نویدبخش زندگانی بهتر برای جامعه خود بوده‌اند.

با عنایت به جایگاه ارزشی این نعمت است که رهبران بزرگ الهی زیر بنای برنامه‌های توحیدی خود را آزادی انسان ها از قید و بندهای تصنعی قرار می‌دادند و در تحقق این هدف، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیدند.
بدون شک، مفهوم آزادی در نظام‌های توحیدی، به ویژه اسلام، بسیار گسترده‌تر از مفهوم آزادی در نظام‌های غیر توحیدی است. آزادی در نظام توحیدی؛ یعنی استفاده قانونی و شرعی هر یک از افراد جامعه، از نعمت های مادی و معنوی در حد شایستگی و استعداد و سلب آزادی؛ یعنی سلب استفاده بهینه افراد از نعمت‌های مادی و معنوی بر اساس شایستگی و استعداد آنها.
با توجه به گستره تعریف آزادی در اسلام، این نکته قابل توجه است که هر نظام حکومتی که سیاست آن مبتنی بر تحریف اصول اولیه اسلام باشد و یا عامل اشاعه فساد فرهنگی و اخلاقی گردد، حکومت ضد آزادی است و مبارزه با آن بر هر آزادی‌خواهی واجب و لازم است و این نخستین درسی است که معلم اخلاق عاشورایی، حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام به همه دانشجویان آزاده خود آموخته است.
او با قیام بر ضد حکومت یزیدی، به همه آموخت که هر گاه آزاد اندیشی، مسلمانی:

« با سلطان زورگویی مواجه گردید که حرام خدا را حلال کرده و پیمان الهی را در هم شکسته است. با سنت رسول گرامی اسلام از در مخالفت در آمده و در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و دشمنی در پیش گرفته است».«1»
باید قیام و اعتراض کند. باید فریاد بزند و مخالفت خود را بر ضد او آشکار سازد، که اگر چنین نکند؛ «کان حقیقا علی الله ان یدخله مدخله » بر خداوند است که این فرد بی تفاوت و بی تعصب را همراه با آن سلطان ستمگر در آتش غضب خود گرفتار نماید.«2»
بدیهی است، بهای این کار اگر چه سنگین است، ولی در مقابل چیزی که به دست می آید، ارزش دارد؛ چنانکه ملت آزادمنش ایران با تاسی از سرور آزادگان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه‌السلام سنگین‌ترین بها را برای تحقق شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پرداخت نموده و در نهایت به آن دست یافت، امید است برای استحکام هر چه بیشتر پایه های آنچه به دست آورده، در صورت نیاز آمادگی پرداخت بهای بیش از گذشته  را نیز داشته باشد.
همین بس است ز آزادگی نشانه ما               که زیر بار فلک هم نرفته شانه ما
زدست حادثه پایمال شد به صدخواری         هر آن سری که نشدخاک آستانه ما«3»
.................................................................................................
1. بحارالانوار، ج44، ص381 
2. بحارالانوار، ج44، ص381
3. فرخی یزدی




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: آزادی و آزادگی، رستگاری واقعی، زیاده طلبی استعمارگران، قیام بر ضر حکومت یزیدی، نظام حکومتی، معلم اخلاق عاشورایی، دانشجویان آزاده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آذر 1391 توسط : محمد نویدی
من دوست دارم رئیس باشم. من دوست دارم این كشور را بگیرم. من دوست دارم اینجا را بمباران كنم. من دوست دارم‏ دروغ بگویم و با مسخره كردن دیگران را بخندانم، من دوست دارم به زنان نگاه كنم، من دوست دارم بدون چادر و با صورت آرایش كرده و عطر محرك و موهای بیرون از روسری در خیابان ها راه بروم، من از غیبت كردن دیگران لذت می برم و ....
همه این دوست داشتن ها همان پیروی از هوای نفس است همان هوای نفسی كه خداوند در قرآن كریم درباره اش می فرماید:
نفس سركش بسیار به بدی ها امر مى ‏كند«1»
امام حسین علیه السلام نیز با این نفس سركش مبارزه كرد و هنگامی كه می خواستند از مدینه خارج بشوند در وصیت به برادرشان محمد بن حنفیه هدفشان را الهی معرفی كردند نه پیروی از هوای نفس و فرمودند:
من براى سركشى و عداوت و فساد كردن و ظلم نمودن از مدینه خارج نشدم «2»
عداوت و سركشی و فساد كردن و ظلم به دیگران همه خواسته های پی در پی نفس است كه بسیاری از افراد را به دام خود اسیر كرده است همان هوای نفسی كه امام سجاد علیه السلام از آن به درگاه الهی شكایت می كند و عرضه می دارد:
خدایا به سوى تو شکایت آوردم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد و به نافرمانیهایت حریص است و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههایى که منجر به هلاکت مى شود مى کشاند...«3»
امام مهربان و دلسوز كه حتی برای دشمنان و كسانی كه شمشیرهایشان را برای ریختن خونش از غلاف بیرون آورده بودند موعظه و نصیحت هایی دارد از جمله نصیحت های حضرت در مبارزه با هوای نفس است حضرت می فرماید:
از این هواهای نفسانی كه مجموعه آن ها گمراهی و بازگشت آن ها آتش دوزخ است بپرهیزید.«4»
همین گونه است، پیروی از هوای نفس انسان را به دوزخ می كشاند و مبارزه با هوای نفس انسان را به بهترین نعمت های الهی سوق می دهد همان گونه كه حافظ شیرازی می گوید:
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی    تا كیمیای عشق بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور كرد              آن گه رسی به خویش كه بی خواب و خور شوی
امام مهربان و دلسوز و در عین حال دلیر و مبارز با هوای های نفسانی خود مبارزه كرد و حاضر نشد برای زندگی زود گذر دنیایی زیر بار بیعت شخص فاسقی چون یزید برود و در پایان نیز مصداق این آیه شریفه از قرآن كریم شد كه خداوند می فرماید:
تو اى روح آرام ‏یافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است«5»

  

منابع: در ادامه مطلب

ادامه مطلب


طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: هوای نفس، پندهای عاشورا، نكته های اخلاقی عاشورا، كربلا، زر، كیمیا، دعای امام سجاد، بهشت، عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 آذر 1391 توسط : سجاد

روزى از محلى عبور می‌کرد عده اى از فقرا بر عباهاى پهن شده‌شان نشسته بودند و نان پاره‌هاى خشكى می‌خوردند, امام علیه‌السلام می‌گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذیرفت, نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت ان الله لا یحب المتكبرین خداوند متكبران را دوست نمی‌دارد سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم شما هم دعوت مرا اجابت كنید آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند (1) و بدین ترتیب پذیرایى گرمى از آنان به عمل آمد, و نیز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خویش به جامعه آموخت .
امام حسین علیه‌السلام خود اهل کرامت و بزرگواری بود لذا شامی دشنام‌گو را به خانه می‌برد و همواره دست احسان از رحمت رحمانی خویش به دوست و دشمن می‌رساند آن حضرت به مردم سفارش می‌کرد که در نیازهای خویش به نزد هر کسی نروند زیرا تنها گروه‌های خاص از جامعه هستند که بی‌توجه به ایمان و مذهب و نژاد و رنگ و مانند آن تنها به حکم انسانیت خویش دستگیر دیگران هستند و احسان می کنند امام حسین علیه‌السلام فرمودند: (لاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثه: الی ذی دین، او مروه او حسب) جز به یکی از سه نفر حاجت مبر: به دیندار یا صاحب مروت یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد. (2)

از نظر امام حسین علیه‌السلام مراجعه مردم برای برآوردن نیازهای خویش به سوی شما، یک نعمت الهی است: (ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملوا انعم) نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. (3)
امام حسین علیه‌السلام همچنین می‌فرماید: (ایها الناس نافسوا فی المکارم و سارعوا فی المغانم و لا تحتسبوا بمعروف لم تجعلوا) ای مردم در خوبی‌ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‌ها شتاب نمایید و کار نیکی را که در انجامش شتاب نکرده‌اید، به حساب نیاورید (4)
آرى, مردى كه وارث بی‌كرانگى نبوت محمدى صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على علیه‌السلام است و وارث درخشندگى فضیلت مادرى چون حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها است, چگونه نمونه برتر انسان و نشانه آشكار فضیلت هاى خدایى نباشد درود و سلام ما بر او باد كه باید او را الگو و سمبل اعمال و كردارمان قرار دهیم امام حسین علیه‌السلام و حكایت خوب زندگی کردن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه یك بزرگمرد تاریخ را براى ما مجسم می‌سازد بلكه او با همه خویشتن, آیینه تمام نماى فضیلتها, فداكاری‌ها, جانبازی‌ها, خداخواهی‌ها وخداجویی‌ها می‌باشد او به تنهایى می‌تواند سعادت بشریت را ضامن گردد.
.....................................................................................................................................................................
1- تفسیر عیاشى ج 2 ص 257
2- تحف العقول ص153
3- بحارالانوار ج47 ص502
4-ارشاد القلوب دیلمی ص37




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: نعمت الهی، اخلاق امام حسین (ع)، بهره گیری از فرصتها، درس تواضع، حکایت خوب زندگی کردن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آذر 1391 توسط : سعید جعفری
      الهی در رهت از سر گذشتم           هم از عون و هم از جعفر گذشتم
     رضا دادم تنت بی سر بگردد             ستوران بر همه پیكر بگردد
امام شجاع و دلیر ما كه سر و جانش را در راه خدا فدا كرد وقتی قصد حركت به سوی كربلا را داشت خودش را به قبر جدش رسول الله رساند و كنار مرقد شریف رسول الله دست به سوی آسمان بلند كرد و عرضه داشت خدایا:
براستی من معروف را دوست دارم و منكر را زشت می دانم،ای خدای بزرگ و بزرگوار من از تو می خواهم به حق این قبر و كسی كه درون آن است«قبر رسول خدا» كه برای من در این قیام آن چه كه رضایت تو و پیامبرت در آن است پیش بیاوری.«1»
چون حضرت می دانست منافع مادى هر چند ظاهرا بزرگ باشند اما همچون حبابى بر سطح آب بیش نیستند، در حالى كه پاداش الهى كه همچون ذات مقدسش جاویدان است از همه اینها برتر و بالاتر است همان گونه كه خداوند در قرآن می فرماید:
آن چه نزد شماست فانى مى‏ شود امّا آنچه نزد خداست باقى است و به كسانى كه صبر و استقامت پیشه كنند، مطابق بهترین اعمالى كه انجام مى‏ دادند پاداش خواهیم داد«2»
بله رضایت الهی نیز از اعمالی است كه همیشه جاودان خواهد ماند و حضرت وقتی به مكه رسیدند در ضمن سخنرانی هایی كه ایراد می كردند فرمودند:
سپاس برای خدا است، آن چه خدا بخواهد همان خواهد بود، خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است، و در مقابل بلای او صبر می كنیم«3»
امام می دانست كه هر كس آرزو داشته باشد كاری انجام دهد كه رضایت خدا را به دست بیاورد حتما به آن خواهد رسید چون از پیامبر شنیده بوده كه  می فرمود:
كسى كه آرزوى چیزى كند در حالى كه رضاى خداوند متعال در آن باشد از دنیا خارج نمى‏ شود مگر اینكه به خواسته خود مى‏ رسد«4»
و بلاخره امام به آرزوی خود رسید و به نعمت شهادت نائل شد و وقتی كه  آخرین لحظات عمر شریفش را سپری می كرد فرمود:
به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا من جان خودم را به تو تسلیم مى‏ كنم و صورت خود را متوجه تو مى‏ نمایم...«5»
  
منابع: در ادامه مطلب



ادامه مطلب


طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: رضایت الهی، آرزو، امید، عشق، عاطفه، مكه، كربلا، قبر پیامبر، ستوران، شهادت، رضایت خدا در كربلا، بلا، صبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط : سجاد
عربی صحرا نشین بود، وقتی خدمت حضرت رسید، عرض كرد: ای پسر رسول خدا؛ دیه كاملی به عهده ام آمده كه از پرداخت آن عاجزم؛ با خود گفتم می روم و از كریم ترین مردم درخواست یاری می كنم و كریم تر از شما كسی را پیدا نكردم.
حضرت به او فرمودند: من از تو سه سؤال می پرسم، اگر به یكی پاسخ دادی یك سوم مالی را كه نیاز داری به تو می دهم، اگر به دو سؤال جواب دادی دو سوم مالی كه نیاز داری پرداخت می كنم و اگر به هر سه پرسش پاسخ گفتی همه مالی را كه بدان محتاج هستی به تو می دهم.
مرد بادیه نشین عرض كرد: ای پسر رسول خدا؛ آیا كسی چون شما از فردی چون من سؤال می كند؟! در حالی كه شما از اهل دانش هستید و علمتان بسیار زیاد است و دانسته های من بسیار اندك!.
امام فرمود: آری. از جدم رسول خدا شنیدم كه فرمود: به هر كس باید به اندازه معرفتش احسان كرد.1
مرد بادیه نشین عرض كرد: پس هر چه می خواهی بپرس. اگر جواب دادم كه بسیار خوب و گرنه جواب را از شما یاد می گیرم.
امام به عنوان اولین سوال پرسیدند: كدام كارها از همه برتر است؟
مرد: ایمان به خدا.
امام: راه نجات از هلاكت در چیست؟
مرد: در اعتماد به خدا.
امام: زینت آدمی به چیست؟
مرد: دانشی كه با بردباری همراه باشد.
تا اینجا سه سؤال تمام شد اما حضرت به سؤالات ادامه دادند.
امام: حال اگر دانش همراه با بردباری نصیبش نشد چه؟
مرد: مروت و مردانگی داشته باشد.
امام: اگر این هم نصیبش نشد چه؟
مرد: فقری آمیخته با صبر داشته باشد.
امام: اگر این هم نصیبش نشد چه؟
مرد كه دیگر حسابی كلافه شده بود گفت: صاعقه ای از آسمان بیاید و او را بسوزاند، زیرا كه او شایسته چنین بلایی است.
از سخن مرد، لبخندی زیبا بر چهره ملكوتی امام مهربانی ها، حضرت ابا عبدالله الحسین«علیه السلام» نشست و سپس هزار دینار طلا و انگشترش را كه دویست درهم ارزش داشت، به او بخشید و فرمود: آن هزار دینار طلا را به طلبكارانت بده و انگشتر را هم برای مخارج خودت مصرف كن.
مرد بیابان نشین با خوشحالی دینارها و انگشتر را گرفت و این آیه را تلاوت كرد: خدا بهتر می داند كه رسالت خویش را در كجا قرار دهد2 (و رهبری دینش را بر عهده چه كسانی بگذارد).3*
اهل بیت «علیهم السلام» معلمانی مهربان برای بشریت بودند كه این گونه دلسوزانه مردم را هم كمك مالی می كردند و از آن مهم تر كمك معرفتی و بینشی.
باشد كه ما پیروان آن بزرگواران نیز این چنین باشیم و نسبت به هدایت یكدیگر مهربان و دلسوز.



منابع:
1. البته اهل بیت حتی كفار را هم از رحمت خویش محروم نمی كردند ولی برای تشویق مردم به كسب علم و آگاهی به اهل معرفت بیشتر و بهتر احسان می كردند.
2. اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ . سوره انعام آیه 124.
3. أَنَّ أَعْرَابِیّاً جَاءَ إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ- یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ ضَمِنْتُ دِیَةً كَامِلَةً وَ عَجَزْتُ عَنْ أَدَائِهِ- فَقُلْتُ فِی نَفْسِی أَسْأَلُ أَكْرَمَ النَّاسِ- وَ مَا رَأَیْتُ أَكْرَمَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص- فَقَالَ الْحُسَیْنُ یَا أَخَا الْعَرَبِ أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلَاثِ مَسَائِلَ- فَإِنْ أَجَبْتَ عَنْ وَاحِدَةٍ أَعْطَیْتُكَ ثُلُثَ الْمَالِ- وَ إِنْ أَجَبْتَ عَنِ اثْنَتَیْنِ أَعْطَیْتُكَ ثُلُثَیِ الْمَالِ- وَ إِنْ أَجَبْتَ عَنِ الْكُلِّ أَعْطَیْتُكَ الْكُلَّ- فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ مِثْلُكَ یَسْأَلُ عَنْ مِثْلِی- وَ أَنْتَ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ الشَّرَفِ- فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع بَلَى سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللَّهِ ص- یَقُولُ الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ- سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَإِنْ أَجَبْتُ وَ إِلَّا تَعَلَّمْتُ مِنْكَ- وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ- فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ- فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَمَا النَّجَاةُ مِنَ الْمَهْلَكَةِ- فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ الثِّقَةُ بِاللَّهِ- فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَمَا یُزَیِّنُ الرَّجُلَ- فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ عِلْمٌ مَعَهُ حِلْمٌ فَقَالَ فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِكَ- فَقَالَ مَالٌ مَعَهُ مُرُوءَةٌ فَقَالَ فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِكَ- فَقَالَ فَقْرٌ مَعَهُ صَبْرٌ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع- فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِكَ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ- فَصَاعِقَةٌ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ تُحْرِقُهُ فَإِنَّهُ أَهْلٌ لِذَلِكَ- فَضَحِكَ الْحُسَیْنُ ع وَ رَمَى بِصُرَّةٍ إِلَیْهِ فِیهِ أَلْفُ دِینَارٍ- وَ أَعْطَاهُ خَاتَمَهُ وَ فِیهِ فَصٌّ قِیمَتُهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ- وَ قَالَ یَا أَعْرَابِیٌّ أَعْطِ الذَّهَبَ إِلَى غُرَمَائِكَ- وَ اصْرِفِ الْخَاتَمَ فِی نَفَقَتِكَ فَأَخَذَ الْأَعْرَابِیُّ- وَ قَالَ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ. بحارالأنوار ج‏44،ص197.
*به نقل از كتاب لبخند ستاره ها . غلامرضا حیدری ابهری ص 29.




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: سیدالشهدا، اهل بیت، امام مهربانی ها، امام حسین، اخلاق با معرفت، مروت و مردانگی، معلم دلسوز،
مطالب مرتبط: خریدار عشق، مهربانی و عشق در سخاوت و عطا، صبغه و رنگی خدایی داشتن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آذر 1391 توسط : لبیک
سوال: چه نكات اخلاقی و تربیتی در قیام كربلا وجود داشت؟
صبر و شكیبایی: صبر و مقاومت کنید، ای بزرگ زادگان! چرا که مرگ پلی است که شما را از رنج و سختی عبور می‌دهد  و به سوی بهشت گسترده و نعمت‌های همیشگی می‌رساند«1» این جمله ای بود كه حضرت در روز عاشورا به یاران خود می فرمود
برای مقابله با فشارهای درونی و بیرونی و غلبه بر مشکلات جهت رسیدن به هدف، پایداری و استقامت بسیار ضروری است. بدون صبر، در هیچ کاری نمی‌توان به نتیجه مطلوب رسید.
و حضرت باز در جمله زیبایی می فرماید:
برای رسیدن به بهشت، بر شمشیرها و نیزه‌ها صبر می‌کنم«2»
و خطاب به خانواده و بازماندگان می فرماید:
هرگاه که من کشته شدم، به خاطر من گریبان خود را چاک ندهید و صورت مخراشید«3»
2: ظلم ستیزی و آزادگی: مظهر آزادی و ظلم ستیزی در پاسخ كسانی كه از رفتن به كربلا منعش می كردند شعرهایی می خواند كه ترجمه آن چنین است:
به من می گوئید نرو، ولی خواهم رفت. می گوئید کشته می شوم، مگر مردن برای یک جوانمرد ننگ است؟
مردن آن وقت ننگ است که هدف انسان پست باشد و بخواهد برای آقائی و ریاست کشته بشود که می گویند به هدفش نرسید.
 اما برای آن کسی که برای اعتلای کلمه حق و در راه حق کشته می شود که ننگ نیست. چرا که در راهی قدم برمی دارد که صالحین و شایستگان بندگان خدا قدم برداشته اند.
پس چون در راهی قدم بر می دارد که با یک آدم هلاک شده بدبخت و گناهکار مثل یزید مخالفت می کند بگذار کشته بشود. شما می گوئید کشته می شوم، یکی از این دو بیشتر نیست: یا زنده می مانم یا کشته می شوم.

«فان عشت لم اندم» اگر زنده ماندم، کسی نمی گوید تو چرا زنده ماندی.
«و ان مت لم الم» و اگر در این راه کشته بشوم، احدی در دنیا مرا ملامت نخواهد کرد اگر بداند که من در چه راهی رفتم.
«کفی بک ذلا ان تعیش و ترغما»، برای بدبختی و ذلت تو کافی است که زندگی بکنی اما دماغت را به خاک بمالند.

دلسوزی حتی برای دشمن: امام علیه السلام در روز عاشورا در هنگام مراجعه با انبوه دشمن با اینكه مى ‏دید دشمن به تمام معنا آماده جنگ است و حتى از رسیدن آب به اردوگاه و اطفال آن حضرت جلوگیرى نموده است و دقیقه شمارى مى‏ كند كه با كوچك‏ترین اشاره‏اى حمله را آغاز كند  از اندرز و نصیحت و بیدار سازى دشمن دست بر نداشت و با وجود نبودن فرصت و هلهله و هیاهوى لشكر مقابل، در خطبه طولانى كه هر جمله‏ اش در بردارنده مفاهیمى عمیق و نیازمند شرح و تفسیر است و در آن ها ریشه خیانت و عناد دشمن بیان شده است براى دشمن ایراد كرد«5»
منابع:
1:صَبراً بَنیِ الکِرام! فَما المَوتُ الاّ قَنطرةٌ تَعبُرُ بِکم عَنِ البُوُسِ و الضَّراءِ اِلی الجَنانِ الواسِعَةِ و النَّعیمِ الدّائمَةِ«نفس المهموم، ص 135»
2:صبراً علی الاسیافِ و الاسِنَّه صبراً عَلیها لِدُخُولِ الجَنَّه «مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 101»
3:لهوف،  ص81
4 سَأَمْضِی وَ مَا بِالْمَوْتِ عَارٌ عَلَى الْفَتَى             إِذَا مَا نَوَى حَقّاً وَ جَاهَدَ مُسْلِماً
وَ آسَى الرِّجَالَ الصَّالِحِینَ بِنَفْسِهِ             وَ فَارَقَ مَثْبُوراً وَ وَدَّعَ مُجْرِماً
 فَإِنْ عِشْتُ لَمْ أَنْدَمْ وَ إِنْ مِتُّ لَمْ أُلَمْ             كَفَى بِكَ ذُلًّا أَنْ تَعِیشَ وَ تُرْغَمَا«بحار الانوار ج 44 ص 378»
5: سخنان امام حسین(ع) ازمدینه تا كربلا، ص 219 به بعد و نیز: فروغ شهادت.





طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: اخلاق، تربیت، صبر، شكیبایی، آزادگی، جوان مردی، ظلم ستیزی، اخلاق در كربلا، دلسوزی حتی برای دشمن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط : سجاد
یکی از مفاهیم و درس اخلاقی که در فرمایشات سیدالشهداء، متجلی است، مفهوم خوف و رهبت است علمای علم اخلاق، خوف از حق را جزء حالات سالک دانسته و برای آن، درجات و مراتبی ذکر کرده‌اند که میزان و ملاک درجات، به اختلاف علم و معرفت است. (1)
درجه اول حالات خوف، خوف از عذاب و عقاب الهی است و این خوف عامه است. و این خوف از خدا نیست چون در روایت از سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام آمده است که عبادت این گروه، عبادت بردگان و مزدوران است. (2)
درجه دوم، خوف خاصه است و آن خوف از بی مهری و عتاب است این گروه، ترس آن دارند که مبادا از ساحت مولی دور شوند و مورد بی مهری قرار گیرند قرب منزلت را خواهانند .
درجه سوم، خوف اخص خواص است و آن خوف از احتجاب(یعنی در پرده رفتن) است این طایفه توجه به ثواب ندارند و شوق حضور دارند ولی، چون حضور را برای خود خواهان و طالبند خلوص آنان حقیقی نخواهد بود .
درجه چهارم، خوف اولیاء است که کاملا صبغه و رنگ خدایی دارد. این گروه به مقام انقطاع(یکی از مهم ترین نشانه های توحید و بلندترین مقام آن، انقطاع الی الله است.) و حتی به مقام کمال انقطاع رسیده‌اند و مصداق این جمله شریفه از دعای شعبانیه است که (الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک .) یعنی: بارالها، کمال انقطاع، به سوی خودت را به من عطا کن و دیده های دل ما را به نوری که با آن، تو را مشاهده کند، روشن ساز .

در وصف این گروه که به خاطر خوف و ترس از حق به چنین مقامی رسیده اند، بسیار بجاست که سیدالشهداء علیه‌السلام فرمودند:(لا یامن یوم القیامة الا من خاف الله فی الدنیا .) (3 یعنی: در امان نیست روز قیامت، جز کسی که در دنیا از خدا بترسد .
و در جای دیگر بیان فرمودند:(البکاء من خشیة الله نجاة من النار .) (4) یعنی: گریه از ترس خداوند موجب نجات از آتش است.
یک عده ای در حرم امن الهی قرار دارند و آنها طایفه‌ای هستند که دل را محل خوف خدا قرار دادند و غیر از حقیقت مطلقه از احدی نترسیدند و با این کار به کمال عقل رسیدندچون کمال عقل در تبعیت از حق است. چنان که، در کلام گهربار امام حسین علیه‌السلام، آمده است: (لا یکمل العقل الا باتباع الحق ) (5) یعنی: عقل کامل نگردد، مگر به پیروی از حق.
پس، با پیدایش حالت خوف، مقامی حاصل می‌شود که مقام روندگان است چون چشم دل باز شود، حرص و حسد و کبر از آنان دور گردد گرد و غباری از بیابان نفس اماره بر دامن آنان ننشیند دودی از هاویه هوا به چشمشان نرسد. چشمی عبرت بین دارند و بیانی نرم و دلنشین و نفسی سلیم و مصداق (وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً) تنها به او دل ببند.(6) گشته و با دل بستگی به او از خود گذشتند و بحق پیوستند چون به خوبی فهمیدند که راه وصول به رضوان حق، مشروط به سه شرط است از حرام به حلال الهی، از کینه و عداوت به نصیحت و از دلیری و شجاعت در مقابل تعالیم حق به خوف و خشیت پیوستن است.
.................................................................................................................................................

1- شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 326 

2- تحف العقول، مواعظ امام حسین علیه السلام، ص 246 

3- مناقب ابن شهر آشوب مازندرانی، ج 4، ص 69 

4- جامع الاخبار، ص 259 

5- اعلام الدین، ص 298

6- سوره مزمل آیه8 





طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: ترس از خدا، اخلاق امام حسین (ع)، انقطاع از غیر خدا، کمال عقل، نجات از آتش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 آذر 1391 توسط : سعید جعفری
از فقر به تنگ آمده بود و آثار فقر و تهیدستى از چهره اش نمایان بود، به مدینه وارد شد، و مستقیم به در خانه مهربان ترین و بخشنده ترین مرد مدینه رفت، و دوبیت شعر در فضیلت صاحب خانه خواند او در شعرش می گفت:
امروز كسى كه امید به تو داشته باشد و حلقه در خانه تو را حركت دهد نا امید نخواهد شد، تو سخاوتمند و معدن عطا و كرم هستى، پدرت كشنده فاسقان بود
صاحب خانه كه مهربانی و سخاوتمند او بی نظیر است در خانه اش مشغول نماز بود، با شنیدن صدای فقیر نمازش را كوتاه كرد و از قنبر غلامش پرسید: از مخارج زندگى ما چقدر در نزد تو باقى مانده است؟ قنبر جواب داد: دویست درهم باقى مانده كه به من فرمودى آن را بین بستگانت تقسیم كنم
امام فرمود: آن را بیاور، كسى كه از آن ها سزاوارتر است آمده، قنبر آن را آورد، امام حسین علیه السلام آن را به آن اعرابى داد و فرمود این پول را از من بگیر، و از تو معذرت مى خواهم و بدان كه من به تو مهربانم و تو را دوست دارم ، اگر دستم پر بود، بیشتر از این به تو می دادم...«1»
بله این نمونه اى از سخاوت سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام بود همان كسی كه مصداق واقعی آیات قرآن كریم است آیه ای كه می فرماید:
آن ها كه اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است نه ترسى بر آن ها است، و نه غمگین مى ‏شوند«2»
امام با كمال مهربانی و عشق هر چه در منزلش بود به فقیر داد و هیچ گاه از این انقاق و عطا ترسی به دل راه نداد كه مبادا فردا به این اموال نیازمند شوم چون می داند كه خداوند در مقابل بیشترش را به او خواهد داد همان گونه كه خداوند به این واقعیت تصریح كرده و می فرماید:
كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه، یكصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد و شایستگى داشته باشد، دو یا چند برابر مى‏ كند و خدا از نظر قدرت و رحمت، وسیع، و به همه چیز دانا است«3»
امید است كه ما نیز در زندگی خود به امام شهید و سخاوتمند خود اقتدا كنیم و با انقاق و سخاوتمندی فقر را از جامعه خودمان دور كنیم

 
منابع:
1: منتهى الامال ، ج 1، ص 209
2: الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ «بقره آیه 274»
3: مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی‏ كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ «بقره آیه 261»
 




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: فقر، تهیدست، كمیته امداد، كمك های مردمی، سخاوت امام حسین، عرب فقیر، شب، روز، كشور، ریشه فقر، عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آذر 1391 توسط : سجاد
غلام سیاه پوستی بود متعلق به ابوذر، با اینكه به دست او آزاد شده بود پس از شهادت ابوذر خدمت گذار اهل بیت شده بود، ابتدا نزد امام حسن «علیه السلام» و سپس در منزل امام حسین «علیه السلام» به خدمت مشغول بود و در سفر كربلا نیز همراه امام بود.
روز عاشورا وقتی كه جنگ شدت گرفته بود چون به حضور امام آمد و اجازه جهاد خواست امام فرمود: من بیعت را از تو برداشتم و آزاد گذاشتم تو با امید عافیت و آسایش به همراه ما آمده ای، پس خودت را به ناراحتی و مصیبت ما گرفتار نكن.1
تا این سخن را شنید خود را به قدم های امام انداخت و در حالی كه پای حضرت را می بوسید عرض كرد: آیا سزاوار است كه من در رفاه و آسایش در خدمت شما باشم اما در شدت و ناراحتی و در مقابل دشمن دست از شما بردارم؟ درست است كه من بدن بدبو و خاندان من ناشناخته و رنگ پوست من سیاه است، اما با بهشت برین بر من منت بگذار تا بدنم خوشبو و رنگم سفید و حسب من به عزت و شرافت نائل شود، نه به خدا سوگند من هرگز از شما جدا نخواهم شد تا خون سیاه من با خون شما آمیخته شود!
امام كه اصرار و صمیمیت و وفای او را مشاهده كرد به وی اجازه رفتن به میدان شهادت داد ...
پس از شهادت وی خود را به بالین وی رساند و در كنارش نشست و وی را چنین دعا كرد:
خدایا رویش را سپید و بدنش را خوشبو و با ابرار و نیكان محشورش بگردان و در میان او با محمد و خاندانش آشنایی بیشتر قرار بده2
در نیمه شب یازدهم كه كوفیان آمدند تا باقی سرها را جدا كنند، دیدند در كنار كشتگان یك بدن افتاده كه مانند نقره می درخشد و بوی عطری از آن به مشام می رسد كه مانند آن را حس نكرده بودند، این بدن متعلق به غلام سیاه، جون بود.3*
بله این است عشق به اهل بیت كه رنگ نمی شناسد، غلام و غیر غلام نمی شناسد، اینجا فقط عشق معنا دارد...
اینجا عاشق كه باشی تو را می خرند هر كه باشی درب این خانه عاشقی كن...
خدایا عشق به اهل بیت را در دل های ما روز افزون كرده و دشمنی با دشمنان آنان را روز به روز در دل های ما زیاده بگردان.


منابع:
1. أنت فى اذن منّى، فانما تبعتَنا طلبا للعافیة فلا تبتَلِ بطریقتنا.
2. أللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه واحشرهُ مع الاءبرارِ و عرّف بینه و بین محمد و آل محمد. لهوف ص 108.
3. بحار الانوار ج 45 ص 23.
* به نقل از كتاب زیبایی های كربلا ص 73.




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: عشق، امام حسین، غلام، جون، عاشورا، مكتبخانه عشق، اهل بیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391 توسط : لبیک
همانطور که امام حسین علیه‌السلام را تنها با بررسی تاریخ زندگانیشان نمی توان شناخت بلکه برای شناختن امام حسین علیه‌السلام باید کلام خدا و پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در باره او را بررسی کرد و نقش او را در حفظ قرآن و سنت و ولایت مورد بررسی قرار دادکه چرا؟ سوره فجر را سوره امام حسین علیه‌السلام نامیده‌اند و یا چرا امام صادق‌علیه‌السلام، مراد خداوند از نفس مطمئنه و روح آرام یافته بازگشت کننده به سوی پروردگار را امام حسین می داند؟ و یا چرا آیه چهلم از سوره حج به امام حسین علیه‌السلام و یاران او تأویل گردیده است؟«1»و یا آیه 6 و 7 سوره نازعات درباره‌اش نازل شده است؟ «2»یا چرا امام حسین چراغ هدایت و کشتی نجات انسانها به شمار می آید؟«3»

شناختن واقعی امام حسین علیه‌السلام اینگونه تأمل و تحقیقی را در آیات و روایات شریفه می طلبد که بدون چنین تحقیق و تفحص و تأمل میسر نیست. زندگانی امام حسین‌علیه‌السلام پر از نکات آموزشی و اخلاقی است که تک تک آن نکات، درسی است برای هدایت بشر. یکی از آنها را که می توان از آن درس گرفت خیر خواهی بر همگان حتی بر دشمن خویش است.
آری امام حسین‌علیه‌السلام نه تنها خیر خواه یاران و خانواده خویش بود، بلكه برای دشمن نیز طلب خیر می‌كرد،شاید هم  سرزنش دشمنان نیز بر همین اساس بود تا مبادا دستشان به خون آل‌الله آلوده شود. شاید عده‌ای تصور كنند؛ امام حسین برای جان خویش با دشمن چانه‌زنی می‌كرد، اما پذیرش توبه «حر» توسط ایشان و حضور او در میان یاران امام (ع) نمونه مستدل و روشنی از خیرخواهی امام برای نجات یك فرد از قعر جهنم است.
حر بن یزید ریاحی فرمانده هزار نفر پیاده که از طرف عبیدالله بن زیاد بدان جا آمده بود  که پس از سخنرانی دوم امام با عمر سعد، حر بن یزید ریاحی که سخن امام و استغاثه‌ی وی را شنید پشیمان شد و سمت خیمه های امام حسین‌علیه‌السلام حرکت کرد. دو دست بر سر گذاشته بود و می گفت: خداوندا! به سوی تو انابه می کنم. توبه مرا بپذیر زیرا من دوستان تو و فرزندان دختر پیغمبرت را ترساندم. وقتی نزدیک شد سپرش را واژگون کرد و به امام و اصحابش سلام کرد و به امام حسین‌علیه‌السلام عرضه داشت آیا توبه من پذیرفته است؟ «4»
آری امام حسین‌علیه‌السلام به استقبال توبه کننده‌ای آمد که دل بچه‌های او را لرزانده بود، دل زینبش را رنجانده بود.
«حر بن یزید ریاحی» زمانی به لشكر امام پیوست كه اگر چندین مبارز دیگر نیز بدان می‌پیوستند، باز هم برتری عددی و آماری از آن لشكر كفر بود و به حال امام سود نمی‌بخشید. به شهادت تاریخ، حداقل 3 شخص حاضر به یاری امام نشدند، اما امام برای آنها طلب خیر كرد كه از جمله آنها می‌توان به «عبید‌الله بن حر جعفی» و «عمرو بن قیس مشرقی» اشاره كرد.
این افراد پیشنهاد امام مبنی بر یاری ایشان را نپذیرفتند، اما امام باز هم خیرخواهی برای آنان را مد نظر قرار داد و به این افراد توصیه كرد؛ در كربلا و حوالی آن نمانند و در توضیح دلیل این كار به آنها فرمود: اگر اینجا بمانید، صدای استغاثه ما را بشنوید و یاری نكنید، به آتش جهنم گرفتار می‌شوید اما اگر در اینجا نمانید، بر بار گناهانتان افزوده نخواهد شد.«5»

.............................................................................................................................................................................
1. بحار، ج44 ، ص 218و 219
2. تفسیر برهان ج 4،ص 110
3. سفینه البحار، ج 1، ص 257
4. امالی شیخ صدوق مجلس 30 و روضه الواعظین ص 159 سید بن طاووس لهوف ص 58
5. محمد باقر کمره‌ای، در کربلا چه گذشت(ترجمه نفس‌المهموم)،ص 319 و عقیقی بخشایشی، ترجمه لهوف سید بن طاووس ص 129.




طبقه بندی: نكات اخلاقی از زندگی امام حسین علیه السلام و عاشورا، 
برچسب ها: قرآن و امام حسین علیه السلام، کشتی نجات، حر بن یزید ریاحی، توبه کننده، استقبال توبه کننده، خیر خواهی بر دیگران حتی بر دشمن خویش، شناخت واقعی امام حسین‌ علیه السلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1391 توسط : محمد نویدی