تبلیغات
معراج - مطالب محمد نویدی


یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اخلاق نیکو و حسنه، رعایت انصاف در کردار و اعمال و رفتار است و از آنجا که انصاف از فضایل اخلاقی به شمار می‌آید، در دین مقدس اسلام بیشتر به رعایت آن سفارش شده است. اما ما انسان‌ها در دنیای امروزی در زمان ادعا از عهده آن به خوبی بر می‌آییم، اما در موضع عمل به یقین آن را فراموش می‌کنیم و هر چه را که سود و منفعت شخصی را بطلبد، قبول داریم.


             

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم رعایت انصاف را از مهمترین نشانه‌های ایمان معرفی می‌کند و می‌فرمایند: « من واسی الفقیر و انصف الناس من نفسه فذاک المومن حقا [1] کسی که با فقیر همدردی کند و درباره مردم با انصاف باشد مومن واقعی است. »

پس انصاف از نشانه‌های ایمان و از بهترین اعمال ایمان به حساب می‌آید و اگر کسی خواهان کسب عزت باشد باید در کسب و کار خود انصاف را در پیش بگیرد. امام علی علیه السلام می‌فرمایند: « ... من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزه. ...[2] هر کس با مردم با انصاف رفتار کند خداوند بر عزتش بیفزاید. »

البته رعایت انصاف در زندگی انسان مراحلی را دارد، و هر شخصی در هر موقعیتی که قرار گرفته باشد، ملزم است که با توجه به موقعیتش، انصاف را رعایت کند، زیرا عدم رعایت انصاف هر چند که به ضرر خود آدم باشد، دنیا و آخرت را تباه می‌سازد. در کل بی‌انصافی ظلم در حق دیگری تلقی می‌شود.

دنیا به گونه‌ای است كه هر عمل ما عكس العملی مناسب آن را در پی دارد. اگر انصاف داشته باشیم انصاف خواهیم دید و اگر انصاف نداشته باشیم بدون شک انصاف نخواهیم دید. پس انسان متخلق به اخلاق حسنه باید در تمام مراحل زندگی خود انصاف را از دست ندهد و آنچه را که برای خود نمی‌پسندد برای دیگران نیز نپسندد.

معلی بن خنیس می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم حق مسلمان بر مسلمین چیست؟ فرمود: هفت حق است که واجب است و اگر یکی از این حقوق ضایع شود از ولایت و اطاعت خدا بیرون رفته و مرتکب معصیت شده است. معلی می‌گوید: جانم فدای تو باد، آن حقوق را بیان بفرمایید. فرمود: من تو را دوست می‌دارم و می‌ترسم آنها را زیر پا بگذاری؛ حفظ کنی و عمل ننمای. عرض کردم به خدا پناه می‌برم. امام صادق علیه‌السلام فرمود: کمترین حقی که مسلمان نسبت به مسلمان دارد این است که آنچه برای خود دوست می‌دارد برای او نیز دوست بدارد و آنچه برای خود نمی‌پسندد برای دیگرام نیز نپسندد.[3]

به هر حال انسان باید در همه امور ریز و درشت زندگی انصاف را مراعات نماید. در این صورت است که سود و منفعت حاصل از رعایت انصاف، و ضرر و زیان حاصل از بی‌انصافی در زندگی جاری می‌شود. در روایتی است كه امام علی علیه‌السلام فرمود: «الانصاف افضل الفضائل،[4] انصاف برترین فضیلت ها است. »


منابع:

[1]. خصال صدوق، ج 1، ص 87، ح 42

[2]. اصول کافی، ج 2، ص 144، ح 4

[3]. اصول کافی، ج 2، ص 169، ح 2

[4]. غرر الحکم 1، ص 203و 805





طبقه بندی: انصاف، 
برچسب ها: اخلاق نیکو، انصاف، مهمترین فضایل اخلاقی، مومن واقعی، نشانه ایمان، عامل کسب عزت، برترین فضیلت، حق مسلمان بر مسلمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

وقتی از او علت زندانی شدنش را پرسیدم، اشک در چشمانش جمع شد و بی اختیار گریه کرد، بعد که آرام شد گفت : من به جرم قتل زندانی شدم، من به خاطر اعتیاد پدرم به این روز افتادم، خیلی تعجب کردم، او 15 سال بیشتر نداشت ولی قاتل بود علتش را پرسیدم گفت: پدرو مادرم همیشه با هم سر اعتیاد پدرم اختلاف داشتند و مادرم کتک‌ خور پدرم و سپر بلای من و خواهرم بود و بعد مریض شد و از دنیا رفت.


              

پدرم بیشتر شب‌ها با دوستانش در خانه جمع می‌شدند و مواد مصرف می‌کردند تا اینکه سرمایه پدرم تمام شد، و تقریبا بیشتر اساس‌های خانه را نیز فروخته بود تا خرج اعتیادش را در بیاورد دیگر کسی به او مواد نمی‌داد. خواهرم 13 سال بیشتر نداشت یکی از دوستانش که به خانه ما می‌آمد و خیلی پیر بود به پدرم گفت دخترت را به عقد من در بیاور تا من خرج موادت را تامین کنم و پدرم قبول کرده بود، تقزیبا خواهرم تمام شب‌ها را گریه می‌کرد و به پدرم التماس می‌کرد که این کار را نکند اما پدرم اعتنایی نمی‌کرد. بالاخره روزی که قرار عقد را گذاشته بودند، فرا رسید.  آن روز خواهرم حسابی از دست پدرم کتک خورده بود و حال و روز خوبی نداشت و من وقتی سراغ او رفتم پیکر نیمه جان او را در اتاق دیدم، بله خواهرم خود کشی کرده بود و او قبل از اینکه به بیمارستان برسد، تمام کرده بود. و من قسم خوردم که انتقام خواهرم را از پدرم و آن پیرمرد بگیرم. و من همان روز پیرمرد را کشتم و وقتی به خودم آمدم، که او مرده بود. پدرم از ترس جان خود، پلیس خبر کرد. من دستگیر شدم و من منتظرم تا دادگاه در مورد من رای دهد ...

عوامل زیادی در اعتیاد افراد دخیل است، هم‌نشینی با افراد معتاد و نامناسب از علت‌هایی است که منجر به سقوط افراد می‌شود. چنانچه کسی اراده و  آگاهی کافی نداشته و از نظر تعهد ایمانی و اخلاقی ضعیف باشد، هم‌نشینی با افراد معتاد برای چنین شخصی بسیار خطرناک خواهد بود. شخصیت، باورها و الگوهاى رفتارى فرد در محیط خانه و تحت تاثیر روابط پدر و مادر شکل می‌گیرد.

اگر شخصیت فردی، در خانواده‌ای شکل بگیرد که روابط والدین با آنها ضعیف است و هیچ نظمی در خانه وجود ندارد و جو خانه متشنج است، اینگونه افراد آمادگی بیشتری برای انجام انواع بزهکاری‌ها را دارند. همچنین والدینى که خود مصرف کننده مواد مخدر هستند زمینه را برای اعتیاد فرزندان خود محیا می‌سازند. زیرا در چنین خانه‌هایی فرزندان، والدین خود را الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند. و با این الگوبردارى نادرست، مصرف مواد را به عنوان یک رفتار صحیح و درست پیش روی خود قرار می‌دهند. گاهی فساد در خانواده  و اختلاف بین پدر و مادر باعث می‌شود که اعضای خانواده به دنبال جاذبه‌های کاذب و منفی باشند و زمانیکه در خانه به آنها بی‌اعتنایی شود، در محیط بیرون از خانه گدایی عشق و محبت می‌کنند، و افتادن در دام اعتیاد یکی از این جاذبه‌ها می‌باشد.

بر خانواده‌ها لازم و ضروری است که محیط خانه را دور از تنش نگه دارند؛ تا فرزندان درخانه احساس آسایش و آرامش داشته باشند. هم‌چنین باید خانواده‌ها روندی را در پیش روی خود بگیرند که فرزندان، والدین را بهترین دوست و  رفیق خود بدانند تا از این طریق مانع از فرار آنها از محیط خانه و روی آوردن آنها به محیط ناامن جامعه شوند. باید بدانیم که در کوچه و خیابان گرگهایی در لباس میش منتظرند تا لقمه‌های خود را شکار کنند.

اگر خانواده و دولت مردان طی برنامه‌هایی جوانان جامعه را از مضرات اعتیاد آگاه سازند مانع از معتاد شدن افراد می‌شوند، زیرا اغلب معتادین از مضرات اعتیاد بی‌خبر هستند. اگر علاج اعتیاد محال نباشد، بدون تردید بسیار دشوار است، زیرا اعتیاد در جسم و روح و روان معتاد اثر می‌گذارد، و او را به زبونی و ناتوانی می‌کشاند، و ترک اعتیاد بیشتر از هر چیز دیگری یک ارده و همت قوی را می‌طلبد.






طبقه بندی: اعتیاد، 
برچسب ها: پدر معتاد، زندان، قتل، پیرمرد خواستگار، مرگ خواهر، حس انتقام جویی، خانواده، رفتار والدین، اختلاف پدر و مادر، شکل گیری شخصیت، رفتار والدین الگوی فرزندان، گرگ در لباس میش، اعتیاد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

امروزه یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری مسئله اعتیاد جوانان است، که تمام کشورها دست به گریبان، اسیر و گرفتار آثار شوم آن عامل تباهی و فساد می‌باشند. معمولا به عادت‌های بد که با جان و روح انسان سازگار نباشد اعتیاد می‌گویند، و مسئله اعتیاد به مواد مخدر از آن جمله می‌باشد. اعتیاد به مواد مخدر، اگر خطرناک‌ترین عوامل فساد و بدبختی جامعه نباشد که هست، بدون تردید از معدود زمینه‌های بدبختی و خانمان‌سوز  اجتماع و نسل بشر به حساب می‌آید. در دین مقدس اسلام ضرر به خود و اضرار به دیگران حرام است، و این موضوع یکی از قواعد فقهی و اصولی مسلم به حساب می‌آید، و چون اعتیاد به مواد مخدر "تضرر و اضرار" هر دو جنبه را داراست، بدون تردید، مصرف آن از این جهت نیز مضموم و ممنوع می‌باشد. شخص معتاد نه تنها زن و فرزندان و خانواده‌اش را بدبخت و بی‌آبرو می‌سازد، و به مال و فرهنگ و سیاست کشورش خیانت می‌کند... با اعتیادش جان خود را به آتش می‎‎‎‎‌‌کشد، و دینش را از راه‌های دروغ، دزدی، و مستی و انحراف‌های دیگر تباه می‌سازد، و سرانجام در سلول‌های تاریک و مخوف و یا در لابلای چوبه‌دار، به عمر کثیف و ننگین خود خاتمه می‌دهد، و با دستش خود را به هلاکت می‌رساند. « و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما ...[1]  و شما جان خود را به هلاکت و قتل نرسانید، زیرا خداوند برای شما مهربان است.»


            

با توجه به اینکه اعتیاد به مواد مخدر، مرگ تدریجی است، و استعمال دخانیات فوق العاده زیان آور است،این آیه به روشنی گویای احوال معتادین است. رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند:« الا ان کل مسکر حرام، فما اسکر کثیره حرام قلیله و ما خمر العقل فهو حرام [2] هرمست کننده و هر تخدیر کننده حرام است، و هر آنچه که بیشترش حرام است کمی اش نیز حرام است، و انچه عقل را تخدیر نماید مطلقا حرام است.»

پس با توجه به این حدیث خواه هروئین و تریاک و غیره، هر چه باشد حرام است. هم چنین هر چیزی که قوای عقلی را زایل کند، شرعا ممنوع است. از آنجا که همه ما می‌دانیم مصرف مواد مخدر چه لطمه و آسیب‌های سنگینی را بر پیکره خانواده و جامعه تحمیل می‌کند، و آسیب‌های زیان باری را به نیروی عقل وارد می‌کند... و می‌دانیم که عقل بزرگترین نعمت الهی است، و هیچ فایده‌ای به پای آن نمی‌رسد، بنابراین از جهت تخدیر عقل نیز، مخدرات حرام و ممنوع است. حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: « ان الله لم یحرم الخمر لاسمها و لکنه حرمها لعاقبتها، فما کان عاقبه الخمر فهو خمر [3] خداوند خمر را به جهت اسمش حرام نکرده، بلکه با توجه به آثار و مفاسدش آن را ممنوع فرموده است، بنایراین، هر چیزی که عاقبت آن همانند عاقبت خمر باشد آن خمر است.»

مفاسد و مضرات اعتیاد آن چنان زیاد و همه جانبه است، که معتادین در کشور نظام اسلامی ایران منفورترین اشخاص را تشکیل می‌دهند، و حتی زنان و فرزندانشان و پدر و مادرشان از وجود آنان رنج می‌برند. و نمی‌توانند حال و روز آنها را تحمل کنند. اعتیاد به آبرو و شخصیت افراد لطمه می‌زند و از مهم‌ترین عوامل خطرناک در فرو پاشی کانون گرم خانواده‌ها به حساب می‌آید. شخص معتاد از شرف و انسانیت فاصله می‌گیرد و به حقوق دیگران توجه نمی‌کند و به هیچ چیز جز مواد فکر نمی‌کند. بر خانواده‌ها و مسئولین  جامعه لازم و ضروری است که علل و عوامل اعتیاد جوانان را ریشه یابی کنند و مانع از رفتن جوانان به سمت و سوی اعتیاد شوند.

منابع:

[1]. سوره نسا، آیه 9
[2]. کنز العمال، ج 5، ص 368، ش 13273
[3]. فروع کافی، ج 6، ص 412، ح 2 





طبقه بندی: اعتیاد، 
برچسب ها: مسئله اعتیاد جوانان، آثار شوم اعتیاد، عوامل فساد و بدبختی، احوال معتادین، استعمال دخانیات، کانون خانواده، فروپاشی خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

خداوند زمانی که انسان را آفرید او را تا حدی کرامت بخشید، که به فرشتگان دستور داد تا در برابر انسان سجده کنند، و این شرافت ذاتی انسان را به خوبی نشان می‌دهد، انسان در نظر خالقش بقدری دارای ارزش است که او را جانشین خود در روی زمین معرفی می‌کند. خداوند می‌فرماید: « وَ  لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی ءَادَم ؛ ما فرزندانِ آدم را کرامت بخشیدیم »[1]


       

انسان به خاطر همین ویژگی است که بر دیگر مخلوقات برتری دارد. پس انسان  دارای شرافت ذاتی است که خداوند متعال برایش هدیه داده است و بسیار سفارش کرده است که مراقب کرامت و شرافت یکدیگر باشند. در نتیجه مهم‌ترین چیزی که برای انسان حائز اهمیت است و از خدشه‌دار شدن آن به شدت ضربه روحی و روانی می‌بیند، آبرو است.

آبرو بالاترین و مهم‌ترین دارایی هر فرد به حساب می‌آید. اگرهر شخصی آبرو و حیثیت خود را در خطر ببیند دچار ترس و اضطراب می‌شود و این سرآغاز بیماری‌های روحی و روانی در او می‌شود و تعادل شخصیتی خود را از دست می‌دهد و رابطه اجتماعی او بر هم می‌ریزد و گوشه‌گیری و انزوا طلبی را ترجیح خواهد داد.

قال رسول الله صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: «الاانبئکم لم سمی المؤمن مؤمنا؟ لایمانه الناس علی انفسهم واموالهم، الا انبئکم من المسلم؟ من سلم الناس من یده و لسانه؛ رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: آیا به شما خبر دهم که چرا مؤمن، مؤمن نامیده شده است؟ برای این که مردم را نسبت به جان ومالشان، ایمنی می‌بخشد. آیا شما را خبر دهم که چه کسی مسلمان است ؟ کسی که مردم از دست و زبانش در سلامت باشند. »[2]

وظیفه تک تک ما مسلمانان است که برادر دینی ما از دست ما در آرامش باشد و بالطبع هر کس شخصا باید مراقب اعمال و کردار خود باشد. باید همیشه در نظر بگیریم که وقتی خداوند سبحان ستار العیوب است و عیب ها و گناهان ما را از چشم دیگر بندگانش می‌پوشاند و چنین لطف بزرگی در حق ما بندگانش می‌کند، چرا ما حرفی یا کاری انجام دهیم که شخصیت دوستانمان زیر سوال برود، خداوند مهربان بزرگترین آبرو دار است و دوست ندارد که ما انسان ها با شرافت و آبروی یکدیگر بازی کنیم.

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: خدای بزرگ می‌فرماید هر که بنده مؤمنم را خوار سازد مرا به ستیز فرا خوانده است و هر که بنده ی مؤمنم را بزرگ دارد از خشمم در امان ماند.[3]

منابع:

[1]. سوره اسراء، آیه 70.
[2]. علل الشرائع /ص 533 ب 300 ح2

[3]. ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص549





طبقه بندی: آبرو داری، 
برچسب ها: مومن، مهمترین دارایی هر انسان، مسلمان کیست؟، مومن کیست، سجده بر انسان، آبرو، شرافت انسانی، ستارالعیوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

آزادی از جمله مفاهیم مظلومی است که همیشه‌ی تاریخ مورد جفا و ستم قرار گرفته است، همه جا از آن بحث شده است و نامش برده شده است. ولی غریب است  هم ظالم‌ها برایش سینه چاک بوده‌اند و هم مظلوم‌ها طالبش بوده‌اند. بالاخره حکایتش عجیب و غریب است. همه جا رد پا دارد به همه چیز ربط دارد فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ... شاید معمای مفهوم آزادی زمانی حل شود.

حال اگر آزادی را با اصول و مفاهیم مناسب تعریف و تبیین نکنیم جدا کردن و متمایز کردن آن از مفاهیم دور سخت خواهد شد، چه برسد به تمایز آزادی از شبه آزادی یا خرده آزادی که قطعا غیر ممکن خواهد بود.


            

شما آزادی را در نظر بگیرید، بدون توجه به قانون مثلا راننده آزاد است که به هر طرف که می‌خواهد در هر مسیری که دوست دارد با سرعت دلخواه و به روش مورد پسند خود رانندگی کند. بدون توجه به قانون این شکل از آزادی، آنارشیسم و هرج و مرج خواهد بود. اگر به همین منوال ادمه دهیم و آزادی را در کنار یک یک مفاهیم دیگر قرار دهیم و بحث کنیم مجالی مناسب‌تر لازم خواهد شد. این مقدمه‌ای اندک برای مقصود و منظور ما کفایت می‌کند و به ما اجازه می‌دهد که آزادی را در کنار دین بگذاریم. مثلا مسئله حجاب در کنار آزادی، اگر حجاب را در نهایت تک بعدی و تک سویی مورد نظر قرار دهیم و حجاب را حصار و رعایت آن را حفظ و قرنطینه حساب کنیم، باید ببینیم نفع و زیان این قرنطینه متوجه چه کسانی خواهد شد، چه کسانی را از چه چیزهایی محروم می‌کند و چه کسانی را از چه چیزهایی بهره‌مند می‌سازد. حال اگر ذره‌ای لطافت و انعطاف به خرج دهیم و حجاب را از حصار بودن به سمت حریم بودن ببریم، آیا اجازه‌ی حفظ حریم دادن به یک شخص ضایع کردن حق اوست یا احیای و اعطای حق او؟

اصلا قدمی فراتر و جلوتر می‌گذاریم و افراد را مجبور به حفظ حریم فرض می‌کنیم، دیگر از این بالاتر و پررنگ‌تر و سنگین‌تر نخواهد بود که ما معنای حجاب را اجبار به حفظ حریم معنی کنیم. شاید اعتراض شود چرا اینگونه یک جانبه پیش می‌رویم. چه بسا کسانی پیدا شوند و بگویند که ما دوست نداریم برای خود حریم داشته باشیم و می‌خواهیم در دسترس باشیم، آن وقت چه؟

بله اگر فی الواقع مسئله، مسئله‌ی شخصی و کاملا خصوصی باشد می‌توان بحث کرد، که اگر کسی پیدا شد و نوع پوشش افراد را در حریم خصوصی‌شان مورد تجسس قرار داد یا در موردش نظری اعمال کرد، این دقیقا نقض حریم و حقوق اولیه افراد است و مغایر با آزادی است. ولی قدر مسلم مسئله به این شکل نیست، کسانی که به بهانه آزادی در مقابل حجاب صف کشیدند و سعی و تلاش می‌کنند مسئله را به این شکل طرح کنند ولی قالب منطقی و ماهیت حقیقی این اجازه را نمی‌دهد، البته اگر دوست داشته باشیم بحث را با قالب منطقی و ماهوی پیش ببریم والا فضای ژور نالیستی و فشاری همان را می‌طلبد که اینگونه آزادی خواهان می‌طلبند.

جان کلام اینکه بهتر است روش مند و عالمانه پیش رو باشیم با حریت نه منفعلانه و تب و تاب دار، بهتر است آزادی و یا هر مفهوم دیگر را با شعور و معرفت و با مبنا آغاز کنیم، خوب گوش کنیم تا بتوانیم خوب حرف بزنیم و نیکو مجادله کنیم.





طبقه بندی: آزادی، 
برچسب ها: آزادی، مفهوم آزادی، آزادی و حجاب، حجاب و حصار، حجاب و حریم، هرج و مرج، شکل آزادی، شبه آزادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

آبروی انسان در نزد خدا ارزش والایی دارد و خداوند متعال دوست ندارد حرمت بنده‌اش شکسته شود. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: « حرمت آبروی انسان بالاتر از حرمت کعبه است. »[1] طبق این روایت باید مواظب اعمال و گفتار خود در مورد دیگران باشیم تا مبادا حرمت و شرافت کسی را خدشه‌دار سازیم.

یکی از عواملی که باعث می‌شود آبروی مومنی ریخته شود زبان است. چرا که کنترل زبان بسیار سخت و دشوار است. به همین جهت ائمه معصومین علیهم السلام درباره حفظ و نگهداری زبان از گناه و معصیت به طور جدی توصیه کرده‌اند، زیرا بسیاری از گناهان و خطاهایی که از انسان سر می‌زند به خاطر عدم کنترل زبان است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « بیشتر اشتباهات انسان در زبان اوست. »[2]


              

پس انسان با زبانش که از آفت‌های آن غیبت کردن و فحش دادن و تهمت و بهتان زدن و توهین و تحقیر و ... می‌تواند شخصیت برادر دینی خود را زیر سوال ببرد و آبروی او را نزد دیگران بر باد دهد و قلب او را برای همیشه جریحه‌دار سازد. پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم در حدیثی هتک آبروی مسلمان را بدتر از رباخواری دانسته است و فرموده‌اند: « درهمی که انسان از ربا به دست می‌آورد گناهش نزد خدا از سی و شش  زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است.»[3]

ما موظفیم كه حرمت و آبروی یکدیگر را حفظ كنیم، آبرو مثل مال و دارایی نیست كه هر جا بخواهیم  صرف كنیم خداوند ما را نزد مخلوقاتش کرامت بخشیده و ما را اشرف مخلوقات دانسته است.

نمونه‌ای از آبروداری و بزرگواری امام حسین علیه‌السلام:

مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چاره‌جویی به حضور امام حسین علیه‌السلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامه‌‌ای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»

او در نامه‌ای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»

امام حسین علیه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: « با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا می‌کند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که می‌داند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ می‌کند و حاجتت را روا می‌سازد. »[4]

منابع:

[1]. بحارالانوار، ج64، ص71

[2]. وسائل الشیعه، ج8، ص601

[3]. کنزالعمال، ج3، ص549، حدیث 7841

[4]. داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی، ج5، ص239، به نقل از تحف العقول، ص 251





طبقه بندی: آبرو داری، 
برچسب ها: آبرو، حرمت آبروی انسان، حرمت کعبه، کنترل زبان، غیبت، بهتان، توهین و تحقیر، رباخواری، جوانمردی، زنا، بالاترین ربا، قرض، طلبکار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط : محمد نویدی

زنان برای این‌که در جامعه امنیت اجتماعی و شان اجتماعی‌شان را بالا ببرند باید با حجاب وارد جامعه شوند. خداوند در بسیاری از آیات زنان و مردان را سفارش به رعایت حجاب کرده و فرموده است: به مومنان بگو که چشمان خویش را از نگاه کردن به نامحرم فرو گیرند، و فروج خود را نیز از حرام حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است، و خداوند نیز از آن‌چه انجام می‌دهند آگاه است. همچنین به زنان با ایمان بگو که چشمان خود را از نامحرم فرو گیرند، و از گرایش به فساد و فحشا، خویشتن را حفظ نمایند، و زینت‌های خود را بجز آن مقدار که آشکار است( دست‌ها و پاها و صورت گرد آشکار ننمایند) و روسری‌های بلند خود را بر سینه و گردن افکنند... [1] البته قابل توجه است که قرآن هر دو جنبه را در نظر می‌گیرد، هم حفظ حجاب و پوشیدن را به زنان توصیه می‌کند، و هم جلوگیری از نگاه شهوت انگیز را، هم برای زنان و هم برای مردان توصیه می‌کند. پس داشتن حجاب از یک طرف، باعث جلوگیری از فساد جنسی و در امان ماندن زنان از نگاه‌های شیطانی شهوت پرستان، و از طرف دیگر باعث آرامش خاطر زنان در محیط اجتماع می‌شود.


                 

پوشش خوبی نداشتم و همیشه دوست داشتم لباس‌های رنگی و تنگ با آرایش غلیظ داشته باشم، هیچ محدودیتی برای ظاهرم در خانه و بیرون از خانه نداشتم وقتی بیرون می‌رفتم هر لحظه چشم‌های مردان، چه پیر و چه جوان دنبالم بود و من از این جور نگاه‌ها متنفر بودم ولی دوست نداشتم ظاهرم را عوض کنم.

یک روز برایم اتفاقی افتاد که شدیدا مرا تحت تاثیر قرار داد و باعث شد که من نظرم نسبت به لباس پوشیدنم عوض شود. در یک روز گرم تابستان با یکی از دوستانم قرار داشتم من زودتر از دوستم رسیده بودم و خیابان خلوت بود و دو پسر جوان که سوار بر ماشین بودند مرتب کنار من نگه می‌داشتند و به من ... و من هم هیچ توجهی به حرف‌های آنها نمی‌کردم ولی در یک لحظه یکی از پسرها از ماشین پیاده شد و می‌خواست مرا به زور سوار ماشین کند و من مقاومت می‌کردم و داد و فریاد می‌کردم تا اینکه یک رهگذر به من کمک کرد و مرا از شر آن‌ها نجات داد، خیلی ترسیده بودم و گریه می‌کردم، آقایی که به من کمک کرد گفت گریه نکن بیا این را سرت کن این را برای دخترم هدیه گرفته بودم ولی به تو می‌دهم. و من برای اینکه تشکر کنم قبول کردم و چادر را سرم کردم به سمت خانه راه افتادم، وقتی رسیدم خانه یادم افتاد که هیچ کس مرا نگاه بد نمی‌کرد و من چادر را بابت این آرامشی که به من داده بود، بوسیدم و تصمیم گرفتم که از آن لحظه به بعد همیشه با چادر بیرون بروم.

در منابع اسلامی درباره آثار روانی حجاب و بی حجابی مطالب زیادی وجود دارد. مثلاً در آیه 60 سوره نور درباره فلسفه حجاب می فرماید: «وَ اَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرُ لَهُنَّ» و اگر «زنان» خود را بپوشانند برای آنها (خیر) بهتر است. هم چنین در آیه 53 سوره احزاب، سود و نفع حجاب مشخص تر بیان شده است، در آنجا که می فرماید: «ذلِکُم اَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» این کار (حفظ حریم بین زن و مرد) برای پاکی دل‌های شما و آنها بهتر است. طبق این دو آیه حجاب باعث پاکی دل‌ها شده و حجاب را بهترین خیر برای زن و مرد شمرده است.

اما زنان از آن جهت که دوستدار زیبایی و خود آرایی هستند باید بیشتر مواظب باشند، زیرا مرد طالب است و زن مطلوب و روشن است که وقتی مردی در بیرون زنی را ببیند به حکم طالب بودنش او را بخواهد و این امر بسیار برای جامعه و زنان خطرناک است. پس عشوه گری‌های زنان و ظاهر نامناسب آنان باعث تحریک جوانان، و هیجانات روحی و عصبی و بیماری‌های روانی و بلوغ زودرس را در پی خواهد داشت. و هم چنین زمینه ساز گناه خود ارضایی و ... خواهد شد. بر زنان واجب است که برای آرامش جامعه و برای آرامش خودشان حجاب را انتخاب کنند.

منابع:

[1]. سوره نور، آیه ی 30و 31





برچسب ها: زنان، جامعه، امنیت اجتماعی، رعایت حجاب، نگاه کردن به نامحرم، فساد و فحشا، نگاه شهوت انگیز، فساد جنسی، نگاه‌های شیطانی، شهوت پرستان، فلسفه حجاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 شهریور 1392 توسط : محمد نویدی

اگر بخواهیم از نظر اجتماعی علت بسیاری از مفاسد اجتماعی را بیان کنیم سوئ تربیت خانواده‌ها علت اصلی آن به شمار می‌آید اگر پدر و مادر خودشان وارسته و منزه و مقید به اصول مذهبی و اعتقادی باشند، و طبق آن به فرزندان خود توجه نمایند، و در تربیت‌شان تلاش کنند، کمک بسزایی به اصلاح جامعه بشری می‌نمایند.

دین مقدس اسلام برای تربیت فرزندان توجه بسیار دارد. حضرت امام سجاد علیه السلام در مقام تربیت فرزند و مسئولیت سنگین الهی آن از پیشگاه خداوند استعانت می‌جوید و می‌فرماید: « بار الها! مرا در تربیت و تادیب و نیکی فرزندانم یاری فرما! »[1]

 پوشش یا حجاب، یک عامل اصلی در جلوگیری از وقوع بسیاری از مفاسد در جامعه به شمار می‌آید و در این بین خانواده نقش مهمی را ایفا می‌کند. حجاب در دین مقدس اسلام یک دستور قرآنی، و قانونی الهی، و تکلیفی انسانی، و برنامه‌ای اخلاقی است. زنان با حجاب، خود را از نگاه هرزه مردان و آلودگان به شهوت حیوانی و شیطانی حفظ می‌کنند. خداوند در بسیاری از آیات برای جلوگیری از فساد جنسی به تمام مسلمانان زن و مرد توصیه می‌کند که از نگاه شهوت‌انگیز بپرهیزند و دامن‌های پاک خود را نیالایند، که این روش به مصالح آنان است. همان طور که گفتیم  خانواده نخستین و مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتی انسان به حساب می‌آید، پدر و مادر اولین معلمان فرزندان هستند. در کل خانواده هسته‌ اصلی و اولیه‌ جامعه بوده و حالات فكری و روانی انسان بیشتر در محیط خانواده شكل می‌گیرد. كودك از زمانی که چشم به این دنیا باز می‌کند درآغوش گرم پدر و مادر  در یک خانواده به زندگی خود ادامه می‌دهد و ذهن خالی کودک آماده برای فیلم‌برداری از محیط پیرامون خود است و هر چه را که در دوران کودکی در ذهن خود ضبط کند در بزرگسالی طبق آن شخصیت و رفتار خود را شکل می‌دهد. به خوبی روشن است که اگر در محیطی باشد که پدر و مادر حجب و حیا داشته باشند و مواظب رفتار و برخوردهای یکدیگر باشند و در لباس پوشیدن مراعات کنند و از همه مهمتر مادر که نقش اصلی را در تربیت فرزندان دارد در برخورد با محرم و نامحرم فرقی قائل شود و... کودک هم بر اساس رفتار والدین عمل خواهد کرد. از آنجا که مادر نقش تاثیر گذاری را روی شخصیت و طرز تفکر فرزندان به خصوص دختران را داراست و رفتار، کردار و پندار او مستقیما در فرایند رشد و تکوین شخصیتی و رفتار اجتماعی فرزندان نقش  تعیین کننده دارد. در جوامع اسلامی زن جایگاه والایی در توسعه و ترویج فرهنگ اسلامی دارد. امام صادق علیه السلام می ‌فرمایند: «خوش بخت كسی است كه مادرش دارای گوهر گران بهای عفت باشد»[2]


            

بنابراین رفتار مادر تأثیر فراوانی بر روی كودكان دارد. و چون کودکان بیشتر تقلید می‌کنند و نمی‎توانند در كارهای شان هدف‎گیری درستی داشته باشند، لذا تمام توجه‎اش به پدر و مادر و اطرافیان است، اعمال و حركات آنها را مشاهده می‎نمایند و رفتار آنها را الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند. حال  این امر در مورد داشتن حجاب و پوشش مناسب نیز صدق می‌کند، اگر مادر و پدر در محیط خانه پوشش مناسب داشته باشند و علی الخصوص مادر خانواده در محیط بیرون از خانه حجاب خود را حفظ کند این امر ملکه ذهن کودک خود می‌شود و زمانی که این کودک  بزرگ شد و به مرحله انتخاب رسید، مادر خود را الگوی خود قرار داده و سعی  می‌کند مثل مادرش پوشش داشته باشد. البته بعضی از خانواده‌ها فکر می‌کنند که کودک این مسائل را نمی‌فهمد و برایش خیلی زود است در حالی که کودک هر آنچه را که می‌بیند در ذهنش ثبت و ضبط می‌کند، و در بزرگسالی عین آن را انجام می‌دهد. امام باقر علیه السلام در این مورد می‌فرمایند: «بپرهیزید از این كه در حالی عمل زناشوئی را انجام دهید كه كودكی بتواند شما را ببیند و وضعیت شما را توصیف كند.»[3]

 در حدیثی دیگر از  امام صادق علیه السلام آمده است که: «در حالی كه كودكی در خانه هست نباید مرد با همسرش جمع شود چون دیدن این منظره به وسیله كودك باعث می‎شود كه كودك در بزرگسالی زناكار شود.» (4)

در نتیجه عدم رعایت پوشش اسلامی از سوی مادر و ارتباط پدر و مادر با نامحرم بدون رعایت اصول اخلاقی و اسلامی، در هنجار شکنی و نادیده گرفتن ارزش‌های اسلامی از سوی فرزندان تاثیر زیادی خواهد گذاشت. پس خانواده نباید نقش خود را در بی‌حجابی فرزندان نادیده بگیرند و جامعه را مسئول آن بدانند. اگر در جامعه‌ای بی‌حجابی باشد بی عفتی هم خواهد بود و بی‌عفتی باعث می‌شود که پاکی خانواده‌ها خدشه دار شود و در نتیجه کانون خانواده‌ها متزلزل می‌شود.

منابع:

[1]. صحیفه سجادیه فیض، ص 170

[2].  رزاقی، احمد، بدحجابی، ریشه ها و راه کارها(قسمت اول)، خبرگزاری فارس

[3]. همان

[4]. حر عاملی، محمد حسن، وسائل، ج14، ص94





برچسب ها: حجاب، مفاسد اجتماعی، فساد جنسی، پوشش اسلامی، ارزشهای اسلامی، بی عفتی، زناكار، عمل زناشوئی، فرهنگ اسلامی، دوران کودکی، مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 شهریور 1392 توسط : محمد نویدی

یکی از نیازهای بشری در این دنیای صنعتی و مادی رسیدن به آرامش است و در این راستا نیاز به نیرویی دارد تا او را در رسیدن به آرامش کمک کند  تا بتواند با تکیه بر آن در مقابل مشکلات و مسایل روزگار صبور بوده، و بر اضطراب و استرس و نگرانی‌های خود غلبه کند، چرا که انسان امروزی همیشه نگران است و دلشوره فردای نیامده را دارد و دائما ذهنش مشغول است، پس برای رهایی از این بی‌قراری‌ها و تشویش‌ها با تکیه بر خداوند منان می‌توان به آرامش روحی و روانی رسید.


            

خواندن نماز و دعا و تضرّع كردن در درگاه خداوند یكی از عواملی است كه آرامش را به وجود انسان مضطرب به ارمغان می‌آورد. نماز و دعا همان پل ارتباطی محکم بین خدا و بندگانش است، انسان با خواندن نماز دل خود را تسلی داده و روح و جان را صفا می‌بخشد، خیلی از ما انسان‌ها در برابر دلهره و نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش، خاطر خود را با پناه آوردن به درگاه خداوند و خواندن چند رکعت نماز و دعا و تضرع آرام می‌کنیم. باید توجّه داشت كه دعا و تضرّع به درگاه خداوند، باعث می‌شود که از شدّت اضطراب و نگرانی‌های ما کاسته شود. زیرا یقین و باور داریم که  خداوند، اجابت دعای ما را تضمین فرموده است زیرا خداوند وعده اجابت را داده است. «  وقال ربكم ادعونی استجب لكم ... بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. » [1]

پس بهترین راه و مطمئن‌ترین راه برای غلبه بر نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها همان دعا و نماز است و خواندن نماز نشان دهنده این است که بین انسان و پروردگارش یک رابطه‌ای وجود دارد. خداوند در قرآن در سوره مباركه رعد می فرماید: « الا بذكرالله تطمئن القلوب » (آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها، آرامش می یابد) [2] و در سوره مباركه طه می فرماید: «اقم الصلوه لذكری» (نماز را برای یاد من به پا دار).[3]

با این دو آیه می توان به این نتیجه رسید که اقامه نماز باعث ایجاد اطمینان قلب و آرامش می‌شود. البته از نظر روانشناسی بیان کردن مشکلات و نگرانی‌ها با شخصی موجب آرامش روحی و تخلیه فشار ناشی از آن می‌شود. در این میان چه کسی بهتر از خدا که ما را خلق کرده و از همه کس به ما نزدیک‌تر است و از همه مهم‌تر راز دار ما است، یقینا یاد کردنش تسکین دهنده‌تر و آرام بخش‌تر خواهد بود. آری مشكلى كه دنیاى علم و صنعت امروز نتوانسته است آن را حل کند فقط آرامش روح و روان است که به هیچ طریقی حل شدنی نیست یعنی پیشرفت علم و دانش هم نمی‌تواند مشکل را حل کند.

یادمان نرود که  هیچ چیز به انسان آرامش نمى‏‌دهد جز یاد خدا و ایمان و اُنس و عشق و توكّل به او. زیرا چه بسیار در اطرافمان افرادی را می‌بینیم که دارای مال و قدرت و علم زیاد هستند ولی ثبات روحی و روانی را دارا نیستند و در مقابل هستند کسانی که از مال دنیا هیچ چیز ندارند ولی به دلیل ایمان به خدا و اقامه نماز و توکل به خدا آرام و قرار دارند چرا که به جای همه نداشته‌هایشان خدا را دارند که جبران همه چیز برای آنهاست.

منابع:

[1]. سوره غافر، آیه  60

[2]. سوره رعد، آیه 28

[3]. سوره طه، آیه 14





طبقه بندی: آرامش، 
برچسب ها: آرامش، اضطراب، نماز، دعا، تضرّع كردن، انسان مضطرب، اجابت دعای، وعده اجابت، توکل به خدا، تخلیه فشار، تسکین، ثبات روحی و روانی، اطمینان قلب و آرامش، اقامه نماز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 مرداد 1392 توسط : محمد نویدی

در یک خانواده کاملا مرفهی بزرگ شدم و از نظر مادی هیچ مشکلی نداشتم اگر چیزی می‌خواستم کافی بود اشاره کنم زود برایم مهیا می‌کردند، ولی هیچ وقت آرام و قرار نداشتم، دائم اضطراب داشتم و همیشه توی دلم دلهره عجیبی با من بود در عوض همکلاسی داشتم که شرایط زندگی‌اش بر عکس زندگی من بود از نظر مادی در سطح پایینی بودند ولی نسبت به من حال و روز خوبی داشت همیشه بر لبانش خنده داشت و آرامش در چهره‌اش نمایان بود، با او طرح دوستی ریختم و مشکل را با او مطرح کردم و همکلاسی‌ام نماز خواندن و قرآن خواندن را به من پیشنهاد داد ( اما در خانه ما کسی نماز نمی‌خواند) و برایم آیه‌ای از قرآن را خواند: « آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل آرام می گیرد » و من از آن روز تصمیم گرفتم پیشنهاد دوستم را امتحان کنم، نمازهای یومیه را مرتب می‌خواندم و با خدا راز و نیاز می‌کردم و من بعد از مدتها درگیری با خود به آن آرامشی که مد نظرم بود به کمک دوستم و لطف و عنایت خدا رسیدم. از آن به بعد با آرامش خیال قدم بر می‌داشتم.

آری در این دنیای پرهیاهو با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی تنها چیزی که از آن بی‌نصیب هستیم آرامش روح و روان است و غفلت از یاد خداوند متعال انسان امروزی را دچار تشویش و نگرانی کرده است. در دین مقدس اسلام راه‌هایی برای کسب آرامش مطرح شده است که مهم‌تر از همه  یاد خدا ذکر شده است. « الا به ذکر الله تطمئن القلوب »[1] هم‌چنین امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: « ذِکْرُ اللَّهِ جَلاءُ الصُّدورِ وَ طُمَأْنِینَةُ القُلُوبِ؛ یاد خدا، روشنی سینه ها و آرامش دل هاست.»[2]

پس اگر در لحظه لحظه‌های زندگی دچار اضطراب و نگرانی شدیم و پس بدانیم که شاید آن لحظه از یاد خدا غفلت کردیم و با توکل بر خدا و سپردن همه چیز به دست خدا آرامش را به یاد و خاطر خود هدیه دهیم. هم چنین خداوند در قرآن در آیات متعددی شب را مایه آرامش ما انسانها دانسته است. آری شب نیز از عوامل آرامش انسان است چرا که انسان بعد از تلاش و کار روزانه، با فراگیر شدن شب دست از کار و تلاش کشیده و به استراحت می‌پردازد. «و جعل اللّیل مسکناً»[3] خداوند برای شما شب را وسیله آرامش قرار داد.


        

امام صادق علیه‌السلام در این زمینه به مفضل می‌فرمایند:

 ای مفضَّل! در طلوع و غروب خورشید بیندیش... بلکه منفعت و سود را در غروب آن به دقت بنگر. اگر غروب خورشید نبود، هیچ گاه برای مردم آرامش و قراری نبود، با وجود نیاز شدیدشان به آرامش و استراحت و به دلیل نیاز بدن‌هاشان به سکون و استراحت حواس آنها و تا این که قوّه هاضمه اقدام به هضم غذا نماید و مواد غذایی را به اعضای بدن برساند. همچنین (اگر نبود غروب خورشید)، حرص و طمع، آدمی را برای ادامه کار وادار می ساخت و زمان کار را چنان طولانی می‌کردند که خستگی مفرط بر بدن‌هاشان غالب می‌شد. همانا بسیاری از مردم اگر شب، تاریکی خود را بر آنها فرود نمی‌آورد، هر آینه آرامش و قراری نداشتند؛ چون بر جمع کردن اموال و ذخیره آن حرص می ورزند.[4]

یکی دیگر از مواردی که سبب آرامش خاطر انسان می‌شود، ایمان است. چنانچه خداوند در قرآن می‌فرماید: «هو الّذی انزل السّکینه فی قلوب المۆمنین»[5]  خداوند آرامش را در قلوب مۆمنین ایجاد می‌کند. پس ایمان به خدا به خودی خود سبب آرامش می‌شود چرا که شخصی که به خدا ایمان دارد دائما در زندگی‌اش حضور قدرت خدا را حس می‌کند و در مسائل و مشکلات زندگی یقین دارد که خداوند او را تنها نمی‌گذارد و این خود باعث آرامش می‌شود.

امام صادق علیه‌السلام در حدیث دیگری می‌فرمایند: پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگی‌اش نقص داشته، فکرش مشوّش و دلش نگران است: اوّل آنها، سلامت جسم و دوم امنیّت و سوم وسعت روزی و چهارم همراه و مونس هم رأی. (راوی می پرسد): مونس هم رأی چیست؟ امام می فرماید: همسر خوب و فرزند خوب و هم نشین خوب است و پنجم، که در برگیرنده همه این خصلت هاست، آرامش خاطر و رفاه زندگی است.[6]

منابع:

[1]. سوره رعد، آیه 28

[2]. غررالحکم، ح 5165

[3]. سوره انعام، آیه 96

[4]. بحارالا نوار، ج 58، ص 175

[5]. سوره فتح، آیه 4

[6]. الخصال، ص 214





طبقه بندی: آرامش، 
برچسب ها: غفلت، آرامش، همسر خوب، وسعت روزی، مونس، جمع کردن اموال، توکل بر خدا، کسب آرامش، غفلت از یاد خداوند، راز و نیاز، اضطراب، دوستی، نماز خواندن و قرآن خواندن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

قتل نفس انسان بی‌گناه یکی از گناهان کبیره است که خداوند برای آن شدیدترین عذاب‌ها را در نظر گرفته است. قرآن کریم به حفظ و حرمت  جان انسان‌های بی‌گناه اهمیت فراوان داده است. زمانی که انسان بی‌گناهی کشته می‌شود در واقع حق حیات و زندگی از او گرفته می‌شود و او به صورت ناخواسته از بزرگترین حق و نعمتی که خداوند بر او عطا کرده است محروم می‌گردد.

ازدیدگاه اسلام جان هر انسان، (فرقی نمی کند، چه مسلمان باشد چه نباشد)، محترم است و گرفتن جان فقط حق خداوند است که بر ما انسان‌ها جان بخشیده است و غیر از خداوند کس دیگری حق ندارد که دیگری را از این نعمت خدادادی محروم سازد. همان طور كه گفته شد قرآن كریم به حفظ و حرمت جان انسان‌های بی‌گناه اهمیت فراوان داده است. این اهمیت و ارزش، به اندازه‌ای است كه قتل یك انسان بی‌گناه را معادل قتل همه مردم دانسته و از این رو، به شدت مؤمنان را از ارتكاب گناه كبیره قتل عمد انسان بی گناه منع فرموده است، و در قرآن می فرماید:

« ... هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روی زمین بكشد، چنان است كه گویی همه انسانها را كشته است... »[1] خداوند خیلی صریح و روشن در آیه دیگر به بیان مجازات و کیفر شدید كسانی را كه فرد با ایمانی را عمداً به قتل برسانند، اشاره کرده است: « و من یقتل مومناً متعمداً فجزاوه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و العنه و اعد له عذابا عظیما »

1- خلود یعنی جاودانه در آتش دوزخ، می‌فرماید:

«كسی كه مومنی را از روی عمد بكشد مجازات او دوزخ است كه در آن جاودانه می‌ماند» «و من یقتل مومناً متعمداً فجزاوه جهنم خالداً فیها»

2- خشم و غضب الهی، می‌فرماید:

«و خداوند بر او خشم می‌گیرد.» «و غضب الله علیه»

3- دوری از رحمت خدا، می‌فرماید: علاوه بر آن «خداوند او را از رحمتش دور می‌سازد» « والعنه ».

4- مهیا ساختن عذاب عظیم برای او، می‌فرماید: «و عذاب عظیمی برای او فراهم ساخته است» « و اعدله عذابا عظیما ».[2]

امروزه ما شاهد قتل و کشتار مردم بی گناه درافغانستان و سوریه و مصر و پاکستان و فلسطین و ... هستیم که چگونه حیوانات انسان نما که از انسانیت فقط اسمش را دارند مردم بی گناه را فقط به جرم هم دین نبودن با آنها می‌کشند و از کشتن‌شان احساس غرور می‌کنند.


            

آری سلفی‌های تکفیری از هر کس که تفاسیر بدوی آنها از اسلام را قبول ندارند نفرت دارند، و حکم آنها در این مورد این است: « سرشان را ببرید. » مشخصات و اقدامات تکفیری‌ها از خودخواهی شدید آنها حکایت می‌کند؛ و این چیزی است که با ماهیت ادیان در تضاد است. آنها معتقد به برتری خودشان هستند و تنها خودشان را قبول دارند و به همین دلیل خود را حق می‌دانند که مخالفان‌شان را بکشند. تکفیری‌ها معتقدند خون هر کسی که جزو خودشان نیست، مباح است. واقعا چقدر سخت و دردناک است برای ما انسان‌ها که خالق‌مان ما را اشرف مخلوقات می‌داند و در عوض عده‌ای از این انسان‌ها که فقط از نظر ظاهری شبیه انسان‌ها هستند ولی خلق و خوی حیوانات درنده را دارند  بدون توجه به خالق انسان‌ها به خود اجازه می‌دهند تا با سنگدلی و قساوت در یك لحظه انسان بی‌گناهی را بکشند و به زندگی او پایان دهند و او را نابود سازند.

منابع:

[1]. سوره مائده، آیه 32

[2].  سوره نساء، آیه 93






برچسب ها: قتل نفس، گناهان کبیره، سلفی‌های تکفیری، سنگدلی و قساوت، جاودانه، آتش دوزخ، دوری از رحمت خدا، سلفی‌ها، خشم و غضب الهی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

در این دنیای ماشینی که پر از مشکلات و سختی‌ها است انسان به دنبال یافتن راهی برای رسیدن به آرامش است برای این امر ما مسلمانان می‌توانیم با انس و خو گرفتن با کتاب آسمانی به آرامش حقیقی دست یابیم. انس گرفتن انسان به چیزی به معنای دست یافتن آرامش است و ما انسان‌ها چون کمال طلب هستیم و همیشه هدف‌های والایی را دنبال می‌کنیم در درون خود نیاز به یک مانوس واقعی داریم تا ترس و وحشت را از خود دور کنیم و به آرامش برسیم.


    

در دین مقدس اسلام در روایات بسیاری، انس گرفتن با علم و معرفت به قرآن را بهترین و مطمئن‌ترین راه ذكر و یاد خدا معرفی کرده‌اند. امام على علیه السلام فرمود: «هر كس با قرآن انس گیرد، از جدایى دوستان، وحشتى نخواهد داشت».[1]

برای انس گرفتن با قرآن مراتبی وجود دارد که بالاترین مرتبه آن عمل به دستورات قرآن است. در مرحله اول یاد گرفتن قرآن باعث انس می‌شود برای همه ما واجب است که قرآن را یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد دهیم. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است که: « بهترین شما كسی است كه قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران نیز یاد دهد. »[2]

در مرحله بعدی خواندن و تلاوت قرآن است و اگر کسی سواد خواندن نداشته باشد می‌تواند زمانی که قرآن خوانده می‌شود، با گوش دادن به آن با قرآن انس بگیرد. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام حدیث زیبایی در این امر دارند که می‌فرمایند: « به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن، آرامش پیدا كنم، آن را در قرائت قرآن یافتم. »[3]

سومین مرحله تدبر در قرآن است، نباید اینگونه باشد که فقط قرآن را بخوانیم باید در تک تک آیه‌های آن تامل کنیم و بیندیشیم و از آن پند بگیریم و سرلوحه زندگی خود قرار دهیم. چه بسیارند کسانی که قرآن می‌خوانند ولی درباره آیه‌های آن چیزی نمی‌دانند. چنان كه حضرت علی علیه السّلام  می‎فرماید: « (پرهیزكاران) در شب به پا خواسته و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می‎كنند، جان خویش را با آن محزون می‎سازند و دوای درد خود را از آن می‎گیرند هرگاه به آیه‎ای برسند كه در آن تشویق باشد، با علاقه و امید به آن روی می‎آورند و روح و جانشان با شوق بسیار در آن ذخیره می‎شود و آن را همواره الگوی خود می‎سازند و هرگاه به آیه‎ای برسند كه در آن بیم باشد، گوش‎های دل خود را برای شنیدن آن باز می‎كنند و صداهای ناله و برخورد زبانه‎های آتش در گوش‎شان طنین انداز است. »[4]

چهارمین مرحله عمل به قرآن است. توصیفی که از خود آیات و از روایات درباره این کتاب الهی و آسمانی شنیدیم، خود به خود، گویای این حقیقت است که باید هر چه بیشتر درباره قرآن بیندیشیم، و در اعماق آن فرو رویم و از منابع و معارف ناب و گرانبهای آن تا حد ممکن برداشت کنیم و اگر در آیات و روایات تاکید بر این شده که قرائت قرآن، احترام به قرآن و انس با قرآن همه و همه فضیلت دارد؛ در نهایت همه اینها برای درک معارف قرآن و عمل به آداب و احکام قرآن خواهد بود که پایه نخست آن اندیشه و تامل در قرآن است. بنابراین، برای مأنوس شدن با قرآن، داشتن برنامه‎ای منظم و روزانه برای قرائت و عمل به موارد و عوامل مذكور لازم است. جهت ایجاد روحیه انس با قرآن در جامعه باید نگاه دقیقی به مراکز نقش آفرین در فرهنگ سازی چون صدا و سیما، آموزش و پرورش و از همه مهمتر خانواده بیندازیم تا زمینه را برای این امر فراهم کنیم.

منابع:

[1]. غررالحکم و درراکلم، ح 8790

[2]. مستدرک الوسائل ج1 ،(وجوب تعلم القرآن وتعلمه ح 14)

[3]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 12، ص 174

[4]. نهج البلاغه، خطبه 193





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: کتاب آسمانی، آرامش واقعی، فرهنگ سازی، عمل به قرآن، تدبر در قرآن، مانوس واقعی، علم و معرفت، یاد خدا، قرائت قرآن، کتاب الهی و آسمانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

ما در زندگی خود با دوست داشتن و عشق و علاقه به یکدیگر در کنار هم زندگی می‌کنیم ولی بعضی دوست داشتن‌ها و عشق و علاقه‌ها قلبی و عمقی است و ممکن است سالیان سال در دل ما باشد، اما بدیهی است که فقط حب خداوند است که تا ابد در دلها می‌ماند و پایان ناپذیر است و هر چه بیشتر در این راه قدم برداری مشتاق‌تر از قبل می‌شوی و بیشتر از قبل با محبوبت انس می‌گیری و ذوق و شوق بیشتری را برای رسیدن به محبوب، در دل جای می‌دهی.

           
                       

روشن است که هرکس با غیر خدا انس گیرد، محبت غیر خدا را در دل داشته باشد، خود را از خدا دور ساخته و بر دوستی‌اش با خدا پرده انداخته، و خود را از الطاف محبت خداوند محروم ساخته است، و حقیقت حال همان است که گفته اند: « هر که چشید، فهمید. »

امام علی علیه السلام در مورد دوستی و محبت خداوند این چنین می‌فرمایند: « دوستی خدا آتشی است که به هیچ چیز نمی گذرد مگر اینکه آن را می سوزاند » [1] و نور الهی است که بر هیچ چیز نمی‌تابد مگر اینکه آن را روشن می‌کند، و آسمان خدائی است که هیچ چیز از زیر آن سر بر نمی‌آورد مگر اینکه آن را می‌پوشاند، و نسیم الهی است که به هیچ چیز نمی‌وزد مگر اینکه آن را به جنبش و حرکت در می‌آورد، و باران خدائی است که به سبب آن هر چیز زنده می‌شود، و زمین الهی است که همه چیز از آن می روید، پس هر که را خدای تعالی دوست دارد به او هر چه خواهد از ملک و مال می‎دهد.

در یک خانواده کاملا معتاد به دنیا آمده بودم و چهار تا برادر بزرگتر از خودم داشتم که همشون معتاد بودند و مادرم از غصه آنها بعد از به دنیا آوردن من به رحمت خدا رفت و من برای همیشه از نعمت یک خانواده خوب محروم بودم. بزرگتر که شدم تازه فهمیدم که مادرم از دست شوهرش و پسرانش چه کشیده بود تنها مونس و همدم من خدا بود که همیشه و در همه حال هوای مرا داشت شب‌ها در گوشه‌ای می‌نشستم و با خدا حرف می‌زدم و دلتنگی خود را برای او می‌گفتم سعی می‌کردم با نماز خواندن و ذکر گفتن به آرامش برسم و همیشه هم همینطور بود زمانی که از دست برادرانم به ستوه می‌آمدم به خدا پناه می‌آوردم و برایش اشک می‌ریختم دلم را از غصه خالی می‌کردم در همسایگی ما خانواده مومنی زندگی می‌کردند که هر وقت برادرانم مرا به باد کتک می‌گرفتند به دادم می‌رسیدند و مرا از دست آنها نجات می‌دادند تا اینکه یک روز برای خواستگاری من آمدند با اینکه خانواده‌ام در ابتدا مخالف این ازدواج بودند ولی بعد مدتی پدرم برای اینکه از شر من خلاص شود بدون دادن جهیزیه به این ازدواج رضایت داد و من خوشحالم و خدا را شاکرم که چنین محبت بزرگی را در حق من کرد و حرف‌های مرا شنید و من با یک مرد خوب ازدواج کردم و هر روز خدا را بابت این محبت‌اش شکر گذاری می‌کنم.

پس اگر در این آشفته بازار دنیا پرستی نیت پاک و اخلاص عمل داشته باشیم و یقینا به خدا ایمان داشته باشیم و در نهایت هدف قرب الهی را خواستار باشیم باید دنبال راه‌هایی باشیم تا از آن طریق به کمال و عزت برسیم. در این زمینه غنی‌ترین و ارزشمندترین گنجینه الهی قرآن است که با انس گرفتن و خو گرفتن با آن می‌توان زمینه سعادت دنیا و آخرت را کسب کرد. احادیث و روایات زیادی وجود دارد که نشان دهنده  انس گرفتن ائمه اطهار با قرآن است. مثلا امام سجاد علیه السلام چنان با قرآن انس داشتند که در این رابطه می‌فرمایند: اگر همه انسان‌هایی که در بین مشرق و مغرب هستند، بمیرند، چون قرآن با من باشد، از تنهایی باک و هراسی ندارم.[2]

البته امام سجاد علیه السلام علاوه بر انس گرفتن با قرآن در آیات آن نیز تفکر و تدبر داشتند و به آیه‌های آن عمل می‌کردند. یکی دیگر از راه‌های انس و خو گرفتن با خدا ذکر حق گفتن است. امام علی علیه السلام می‌فرمایند: ذکر، کلید انس است.[3] پس کسی که خواستار انس با خدا باشد با گفتن ذکر می‌تواند هم با خدا انس گیرد و هم به آرامش حقیقی برسد. چنان که قرآن تاکید می‌کند: « الا بذکر الله تطمئن القلوب » بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد.[4]

منابع:

[1]. معراج السعاده، ص 571

[2]. اصول کافی،ج 2،ص 602 و کتاب فضل القرآن، ح 3472

[3]. غررالحکم، ح 541

[4]. سوره رعد، آیه 28





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: عشق و علاقه، حب خداوند، انس با محبوب، نور الهی، نسیم الهی، دنیا پرستی، گنجینه الهی، دنیا و آخرت، تفکر و تدبر، آرامش حقیقی، یاد خدا، کمال و عزت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

علاقه و محبت انسان به چیزی عبارت است از میل به سوی آن و لذت بردن از آن، و این میل و علاقه، فرع بر معرفت و شناخت آن شئی است. این شناخت یا از طریق حواس صورت می‌گیرد و یا از طریق قلب صورت می‌گیرد؛ و هر اندازه که این معرفت و شناخت قوی‌تر و عمیق‌تر باشد، مسلما دوستی حاصل از آن نیز نیرومندتر خواهد گردید.

    
              

شکی نیست که شناختی که از باطن حاصل می‌شود قوی‌تر از شناختی است که با چشم ظاهر صورت می‌گیرد.(از دل نرود، هر آنکه از دل برود) و این جمله تائیدی است بر گفته های بالا، که در زندگی روزمره بیشتر شنیده‌ایم. حال در این عصر ماشینی ما که فاصله، روابط انسان‌ها را کمتر و کمتر کرده است همیشه در درون خود به دنبال دوستی و مونسی هستیم که تکیه گاه ما باشد و در پس گرفتاریهای زندگی یادش و ذکرش به ما آرامش ببخشد و محبتش همیشگی باشد. آنچه که روشن است، این است که تنها حب ذات است که قوی‌ترین محبت هاست، و شدت و ضعف محبت‌اش بستگی به میزان شناخت انسان از قدرت محبت الهی دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه می‌فرمایند: « خداوندا دوستی خود و دوستی آنکه تو را دوست دارد و دوستی آنچه که مرا به دوستی تو نزدیک می‌سازد را به من عطا فرما، و دوستی خود را در نزد من دوست داشتنی‌تر از آب سرد قرار ده.»[1]

پس تنها خداوند است که یادش مایه آرامش است و هر که با خدای خود دوستی کرد به سعادت دنیوی و اخروی رسید و خداوند یگانه مونسی است که همیشه و در هر لحظه حاضر است.

شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت نموده است: « شعیب به خاطر دوستی خداوند عزوجل آنقدر گریست که بینایی خود را از دست داد. سپس خداوند، بینائی او را به چشمانش برگردانید. باز آنقدر گریه کرد تا کور شد؛ و باز هم خداوند بینایئ را به او باز گرداند. او گریست تا برای بار سوم کور شد و خداوند بینایش را به او برگرداند. برای بار چهارم که او کور شد، خداوند به وی وحی نمود: ای شعیب، تا چه وقت این کار تو ادامه خواهد داشت؟ اگر این گریه تو از ترس آتش دوزخ است، پس تو را پناه دادم؛ و اگر به شوق بهشت است که ما آن را بر تو مباح قرار دادیم! پس شعیب عرضه داشت: ای معبود و ای آقای من، تو می‌دانی که من از ترس دوزخ تو و به اشتیاق بهشت تو گریه نمی‌کنم، و لیکن دوستی تو بر قلب من چنان گره خورده است که نمی‌توانم تو را ببینم و صبر نمایم. پس خداوند بزرگ به شعیب وحی نمود: اگر این امر چنین است که تو می گویی، پس به خاطر آن، کلیم خود- موسی بن عمران- به خدمت تو خواهم گماشت.»[2]

پس نتیجه می‌گیریم که اگر می‌خواهیم در این عصر، انس و الفتی با خدای‌مان داشته باشیم که گسستنی نباشد و ما را در هر حال تنها نگذارد باید دل را از سرگرمی‌های دنیوی را پاک کنیم و آنچه را که ما را از یادش غافل می‌سازد دور بریزیم و فقط  و فقط  حب خدا را در دل جایگزین کنیم.

در مناجاتی که منسوب به امام سجاد علیه السلام است آمده است.« بار خدایا، چه چیزی لذت بخش تر از یادآوری‌های است که ذکر و یاد تو بر قلب‌ها می‌نشاند. و چه چیز شیرین‌تر از رهروی به سوی تو در راه‌های ناشناخته است، و چه چیز دلپذیرتر از طعم دوستی توست، و چه چیز گواراتر از شراب قرب و جوار تو می باشد.»[3]

 

منابع:

[1]. محجه البیضاء، ج 8، ص 5

[2]. علل الشرائع، ص 57

[3]. مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجاه العارفین





طبقه بندی: انس و الفت، 
برچسب ها: علاقه و محبت، معرفت و شناخت، دوستی، آرامش، سعادت دنیوی و اخروی، مونس، شعیب، شوق بهشت، انس و الفت، شراب قرب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط : محمد نویدی

ما در زندگی در زمینه‌های گوناگون امتحان‌های زیادی دادیم و گاهی سربلند از این امتحانات بیرون آمده‌ایم و گاهی هم  نتوانستیم نتیجه دلخواه را بدست آوریم روشن است که هر کس سعی و تلاش بیشتری کند همیشه موفق خواهد شد مثلا در زندگی شخصی خود، خداوند به طرق مختلف( فقر، بیماری، بلا و مصیبت و...) بندگانش را مورد آزمایش و امتحان قرار می‌دهد و هر کس که در برابر این امتحانات الهی صبر و استقامت در پیش بگیرد سر بلند خواهد شد و خداوند پاداش عظیمی بر بنده خود عطا می‌کند.

   
           

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: شیعیان ما را در سه وقت بیازمایید:

۱-در اوقات نمازشان، که چگونه از آنها مواظبت می‌کنند؟

۲- در نگهداری اسرارشان، که چگونه در مقابل دشمنان ما رازداری دارند؟

۳- در (بذل و بخشش) اموالشان که چگونه نسبت به برادران دینی‌شان کمک و مساعدت دارند.[1]

در این جا نماز اول وقت، یکی از علائم و وسیله امتحان شیعیان معرفی شده است، بنابراین آنهایی که نماز را به تاخیر می‌اندازند در این امتحان ملامت می‌شوند، زیرا وقت آزمایش است که انسان شناخته می‌شود اگر خوب امتحان داد، احترام می‌شود و اگر بد امتحان داد، مورد نکوهش قرار می‌گیرد. و یکی از  علامت شیعه این است که وقتی صدای موذن برای اذان گفتن بلند می‌شود؛ نمی‌تواند به کار دیگری مشغول باشد بلکه سراسیمه برای نماز آماده می‌شود و به راز و نیاز با معبود می‌پردازد.

آزمایش و امتحان محدود به زندگی شخصی نمی‌شود بلکه در زندگی اجتماعی نیز ما با امتحانات زیادی روبرو شده‌ایم ما ملت غیور ایران با مقاوت در هشت سال دفاع مقدس پیروزی را نصیب خود کردیم و نگذاشتیم یک وجب از خاک میهن‌مان بدست دشمن بیفتد.

تاریخ ایران از این امتحانات و پیروزی‌های بعد آن پر است ما بارها نشان دادیم که همیشه در صحنه هستیم و این‌بار نیز مثل همیشه به صحنه خواهیم آمد و با هر رای خود مشت محکمی بر دهن یاوه گویان خواهیم زد و حماسه‌ای خواهیم ساخت که برای همیشه در ذهن دشمنان بماند و هرگز از یاد نبرند و با این حماسه بار دیگر بر دشمنان گوشزد خواهیم کرد که ما همچنان پشت رهبرمان ایستاده‌ایم و تابع امر ولایت رهبری هستیم و تا پای جان برای حفظ این نظام خواهیم رفت.

24 خرداد روز امتحان ما ملت ایران است و روز بر هم زدن خواب دشمن، ما با حضور پر شور خود در این انتخابات به اقتدار و پیشرفت کشورمان کمک خواهیم کرد پس باید بدانیم که یک رای هم یک رای است و این یک رای‌ها وقتی جمع شوند بزرگترین حماسه تاریخ  را خلق خواهند کرد.

اما چیزی را که در این بین نباید از یاد برد و خیلی حائز اهمیت است، اخلاق بعد از انتخابات است، اخلاق اساس هر جامعه ای است، و بزرگان الگوی اخلاق مردم هستند، انتخابات عرصه ای است که می توان آن را مهم ترین آزمایشگاه اخلاق برای سیاستمداران نامید؛ آزمایشگاه سیاستمدارانی که باید قبل و بعد از انتخابات تابع قانون باشند و اخلاق خودد را به مردم نشان دهند.

منابع:

[1]. الحیاء، ج 2، ص 369






طبقه بندی: انتخابات، 
برچسب ها: حماسه سیاسی، امتحان شیعه، اقتدار، پیشرفت کشور، 8 سال دفاع مقدس، نماز اول، امتحان الهی، تابع قانون، آزمایش سیاستمداران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 خرداد 1392 توسط : محمد نویدی
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5