تبلیغات
معراج - مطالب لبیک


چهار سالم بود، مهدکودک بودم که دلم درد گرفت، به بابایم تلفن کردند و گفتند: بیا بچه ات مریض شده، بابا آمد و من را به خانه برد؛ گفتم بابا، دلم درد می‌کند، گفت: من حوصله ندارم تو را نزد دکتر ببرم؛ دوتا دود تریاک به تو می‌دهم تا حالت خوب شود، نشستم و دوتا دود تریاک گرفتم؛ حالم خوب شد؛ خیلی آرام شدم؛ تریاک مرا تسکین داد، یکی دو ماه بعد، باز هم مصرف کردم؛ کم کم به تریاک عادت کردم؛ اوایل، فقط تریاک بود؛ بعد، شیره هم مصرف کردم که عصاره تریاک هست؛ حشیش هم می کشیدم، این طوری بود که معتاد شدم...

این داستان تکان دهنده‌ی‌ یک معتاد ده ساله است که نشان می‌دهد این خطر چقدر در جامعه گسترش پیدا کرده و فرزندان ما را حتی در سن کودکی، به شدت تهدید می‌کند. این در حالی است که در این سن، نیاز بیشتری به توجه والدین نسبت به فرزندانشان احساس می شود، همان گونه که معصومین به این مهم هشدار داده اند، در روایت معروفی از امیرالمؤمنین، حضرت علی«علیه السلام»می‌خوانیم: «كودک، هفت سال آزاد است و هفت سال، مورد ادب و توجه و هفت سال دیگر، مورد خدمت و یاور است»[1] اگر این مطلب، به خوبی مورد توجه قرار گیرد كه فرزندان در هفت سال دوم باید تحت مراقبت و دقت و توجه والدین باشند نه اینكه اسباب انحرافشان به دست والدین فراهم شود، امثال این داستانهای اسفناک اتفاق نخواهد افتاد.

روایت دیگری از وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه می‌فرمایند: «كودک هفت سال، بازی می‌كند و هفت سال، خواندن و نوشتن می‌آموزد و هفت سال (مقررات زندگی) حلال و حرام را یاد می‌گیرد»[2] در هفت سال دوم كودک، آمادگی لازم را برای فراگیری معلومات و آداب اسلامی پیدا می‌كند؛ پدر و مادر نیز باید مراقب باشند كه در سن كودكی، فرزند از رفتار آنان الگو می‌پذیرد نه آنطور كه بخواهند و لازمه این سخن، اهتمام بیشتری از سوی آنهاست.

نكته دیگری كه در خصوص این بلای خانمان سوز اعتیاد، باید مورد توجه قرار گیرد، این است كه، اعتیاد نقشه شوم دشمن است، به این صورت كه دشمنان، پس از آنکه دریافتند، بعد از هشت سال دفاع مقدس، از طریق جنگ نظامی و استفاده از اسلحه های پیشرفته نمی‌توانند بر ملت ایران تسلط پیدا کنند، این‌گونه از سلاح‌های سرد تبلیغاتی و فرهنگی استفاده کردند؛

ضمنا آنان خوب فهمیدند که باید نیروی جوان را زمینگیر کرد و بدین منظور، رواج فساد و بی‌بند و باری و لاابالی‌گری در قشر جوان، را در اولویت برنامه های شوم خود قرار دادند که یکی از بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین نمونه فعالیت‌های آنها، مواد مخدر و تشویق نسل جوان به آن است.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی «رحمه الله علیه» در این خصوص، می‌فرمودند: «پس از پیروزی انقلاب، مسئله اعتیاد به مواد مخدر، شدت پیدا کرد و این کاشف از آن است که یک عامل سیاسی در این مسئله نقش دارد...
اینها فکر کردند و گفتند: از هر راهی که احتمال بدهند یک ضربه ای به انقلاب ما بزنند و آنان این راه را برگزیدند و این راه، راه خطرناکی است.»
[3]

 

پی نوشت:

[1]. [بحار الانوار ج 23 ص 65].

[2]. [اصول كافی ج 6 ص 47 و 46].

[3]. [اخلاق اجتماعی جوانان ص 22].





طبقه بندی: اعتیاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مهر 1392 توسط : لبیک

آبی است آبرو که نیاید به جوی باز / از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش

از وظایف دینی و انسانی هر مسلمانی این است که همواره مراقب عزت خویش و عزت برادران دینی خود باشد، یعنی نه کاری کند که آبروی خویش را ببرد و نه آبروی دیگران را؛ شاعر به این نکته اشاره کرده که آبرو مثل آبی است که اگر برود دیگر برگشتی ندارد، چرا که شخصیت کسی اگر پایمال شد، دیگر قابل اصلاح نیست و برای همین است که آبرو بسیار ارزش دارد؛
با ملاحظه آیات الهی در می‌یابیم که اسلام چقدر به آبرو و حیثیت دیگران اهمیت می‌دهد تا جایی‌که برای اثبات زنا، چهار شاهد مقرر کرده است و حتی اگر سه شاهد گواهی دهند، هرسه شلاق می‌خورند، خدای متعال می‌فرماید:«و کسانی که زنان پاکدامن را متّهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعای خود)‌ نمی‌آورند،‌ آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقانند.»[1]
همچنین رسول خدا «صلّی الله علیه و آله و سلّم» در بخشی از خطبه خود در حجة الوداع، اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف کردند:
«ای مردم، همان گونه که این روز (ایام حج‏) و این شهر (مکه‏) محترم است. خون و آبروی شما هم محترم است؛ حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را نداریدT تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید»[2].
زندگی علما و بزرگان ما نیز، حاکی از آن است که چقدر ایشان به آبروی افراد اهمیت می‌دادند، به این داستان توجه کنید:
از طلبه ای نقل شده: روزی به مغازه سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم حاج میرزا علی قاضی(استاد عرفان علامه طباطبایی) خم شده و مشغول جداکردن کاهو می‌باشد، ولی برخلاف معمول، کاهوهای پلاسیده را برمی‌دارد، بعد از خرید، به دنبالش رفتم و علت این کار غیر عادی را جویا شدم، ایشان در پاسخ فرمود: این مرد فروشنده، انسان شریف و محتاجی است و من چون نمی‌خواهم چیزی بلاعوض به او بدهم، تا عزت و شرف او پایمال شود و نیز برای اینکه به کمک بلا عوض من عادت نکند، از این کاهوهایی که خریداری ندارد و در نهایت برای فروشنده ضرر است، برمی‌دارم تا هم از ضرر او جلوگیری کرده باشم و هم بدین وسیله به او کمکی شده باشد؛ در ضمن برای ما هم فرقی ندارد که کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا کاهوی پلاسیده![3].



پی نوشت:

[1]. «وَ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یأتُوا بِاَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً اَبَداً وَ اُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ». [سوره نور آیه 4]

[2]. «ایُّهَا النَّاسُ، انَّ دِماءَکُمْ وَ اعْراضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ الی انْ تَلْقَواْ رَبَّکُمْ کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هذا، فی‏ بَلَدِکُمْ هذا». [تحف العقول ج1، ص31]

[3]. [گنجینه معارف ص 16 به نقل از مهر تابان ص 20].





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط : لبیک

در محضرش نشسته بودم و با ایشان صحبت می‌کردم، عده زیادی حضور داشتند و از مسائل دینی سؤال می‌کردند، در این هنگام، مردی قدبلند و گندمگون وارد شد و پس از سلام، عرض کرد: یابن رسول الله! مردی از دوستان شما و اجدادتان هستم، از سفر حج برمی‌گردم، مقداری پول برای بازگشت به وطن داشتم که گم شد، اکنون تقاضا دارم به من کمک کنید تا به شهر خود برگردم و چون خداوند، نعمت را به من ارزانی داشته و ثروتمند هستم صدقه به من نمی‌رسد، لذا آن مبلغ را از طرف شما در آنجا صدقه می‌دهم.

حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السلام) فرمود: «بنشین؛ خدا تو را بیامرزد.» آنگاه با مردم سخن گفت، تا متفرق شدند و من و چند نفر فقط ماندیم، آنگاه حضرت فرمود: «اجازه می‌دهید وارد اندرون شوم؟» سلیمان عرض کرد: بفرمایید؛ حضرت داخل شد و پس از ساعتی تشریف آورد، در اتاق را بست و دست مبارک خود را از بالای در بیرون آورد و فرمود: «خراسانی کجاست؟» عرض کرد: در خدمتم، فرمود: «این دویست دینار را بگیر برای مخارجت، به این پول تبرک بجو و از طرف من نیز صدقه نده، اکنون خارج شو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا».

خراسانی رفت و حضرت خارج شد، سلیمان عرض کرد: فدایت شوم؛ به او بذل و بخشش زیادی فرمودید، علت اینکه پشت در، پنهان شدید چه بود؟ فرمود: «نخواستم خواری درخواست را در صورتش مشاهده کنم، نشنیده ای گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرمودند: کسی که کار نیک را پنهانی انجام دهد، پاداشش با هفتاد حج برابر است و شخصی که آشکارا گناه کند، در پیشگاه خداوند خوار و رانده شده است، اما آنکه در پنهان، گناهی از او سر زند، آمرزیده می‌شود؛ آیا نشنیده ای سخن پیشینیان را که گفته اند: دست طلب چو پیش کسی می‌کنی دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش».[1]

خداوند متعال در این خصوص در قرآن کریم می‌فرماید: «آنان که اموال خویش را در شب و روز، در پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، اجرشان با پروردگارشان است ، نه بیمناک می شوند و نه غمگین».[2]

در احادیث بسیارى آمده است كه «این آیه درباره حضرت على‌(علیه السلام) نازل شده است، زیرا آن حضرت چهار درهم داشت، درهمى را در شب و درهمى را در روز و درهمى را آشكارا و درهمى را در نهان انفاق كرد و این آیه نازل شد.»[3] ولى واضح است که نزول آیه در یک مورد خاص، مفهوم آن را محدود نمی‌كند، بلکه شمول آن، همگان را در برمی‌گیرد.

هر چند صدقه دادن ، چه پنهانی باشد و چه آشکارا، برکات فراوانی دارد، اما از آثار مهم صدقه پنهانی، حفظ آبروی فقیر می‌باشد که می‌بایست مورد توجه بیشتری قرار گیرد.


پی نوشت:

[1]. [بحارالانوار، ج 49، ص 101]

[2]. «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ». [سوره بقره آیه 274]
[3]. «كان عند على (علیه السلام) أربعة دراهم فتصدق بواحد لیلا و بواحد نهارا و بواحد سرا و بواحد علانیة». [ینابیع المودة ج1 ص 275]





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط : لبیک

حقوق مختلفی بر عهده انسان است که باید آن‌ها را ادا کند که حق الناس یکی از آن‌هاست و از مهم‌ترین حق الناس باید به مسئله آبروداری اشاره کرد که بعضا در جامعه شاهدیم که به این حق مهم بی اعتنایی می‌شود و یکی از حقوق اجتماعی مردم پایمال می‌شود.

آبروی مؤمن محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است و تمام سرمایه‌ی او می‌باشد، لذا بسیار اهمیت دارد. بردن آبروی دیگران گاهی در قالب سخن است مثلا با غیبت یا تهمت یا دروغ و گاهی در قالب رفتار و عمل...

این در حالی است که در دین مبین اسلام به حفظ آبروی مؤمن تاکید بسزایی شده؛ در روایت معروفی از امیرمؤمنان حضرت علی «علیه السلام» می‌خوانیم:

«شرافت و احترام مومن از احترام كعبه، بیشتر است».[1]

در روایت دیگری از امام سجاد «علیه السلام»می‌خوانیم:« هر كه به مردم نسبتى دهد كه در آنها هست، نسبتى به او دهند كه در او نیست».[2]

این سخن در حقیقت اشاره به این مطلب است که حتی اگر به واقع در مردم نسبتی باشد و به دروغ یا شایعه  هم نباشد، بلکه واقعی باشد، این هم نباید مطرح شود بلکه باید با رعایت آبرویشان، از گفتن آن اجتناب شود. چه رسد به اینکه چیزی که انسان نمی‌داند و فقط شنیده، در همه جا نقل کند و آبروی دیگران را ببرد.

این حرمت والای انسان، کرامتی الهی است که خداوند متعال به انسان عطا کرده و در کتاب خویش بدان اشاره کرده و می‌فرماید: «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکی سوار کردیم و از چیزهای خوش و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری‌شان نهادیم».[3]

و در آیه دیگری ارزش والای شخصیت انسان را در تحمل امانت سترگ الهی می‌داند و می‌فرماید: «ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان آن امانت بر دوش گرفت»[4].

و همه اینها حاکی از عظمت جایگاه انسان و خصوصا مؤمن است و بر ماست که در حفظ این جایگاه دقت بیشتری داشته باشیم.
 

پی نوشت:

[1]. المؤمن اعظم حرمه من الكعبه. بحارالانوار، ج67،ص71،ح35.

[2]. مَن رَمَى النّاسَ بِما فیهِم، رَمَوهُ بِما لَیسَ فیهِ. بحارالأنوار - ج 75 - ص 261 . میزان الحکمة ج 9 ص60 - ح15816

[3]. وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً. سوره اسرا آیه 70.

[4]. إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ. سوره احزاب آیه 72.





طبقه بندی: آبرو داری، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1392 توسط : لبیک

به راستی آزادی به چه معناست؟

اگر معنای آزادی یعنی بی بند و باری پس چرا  قرآن و اهل بیت بدان تاكید كردند؟

اصلا آزادی منشی چطور تفسیر می شود؟

آیا آزادی با دین داشتن معنا پیدا می‌كند یا اصلا كسی دین هم نداشته باشد باید آزاده باشد یعنی آیا آزادگی با انسانیت ارتباط دارد؟

در پاسخ به این سؤالات باید توجه داشت كه آزادگی، منشی انسانی است، گر چه كسی دین نداشته باشد. این را می‌توان در آخرین سخن های سیدالشهدا «علیه السلام» به وضوح درک كرد:

امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا پس از آن‌که همه یارانش به شهادت رسیدند، به تنهایی مشغول نبرد بودند، تیرها و نیزه‌ها از هر سو بدن مبارک امام را نشانه می‌گرفتند، در این هنگام لشکر انبوهی به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن، بین امام و خیمه‌های آن‌حضرت فاصله شدند و قصد حمله به خیمه‌های امام را داشتند، امام فرمود: ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید، در دنیایتان آزاده باشید و اگر فکر می‌کنید عرب هستید به اصل و نسب خودتان برگردید و ... تا من زنده هستم به خیمه‌ها حمله نکنید.[1] من با شما جنگ دارم، چرا سراغ اطفال و زنان می‏روید؟

در این جملات، حضرت سیدالشهدا، آزادگی در دنیا را از كوفیان خواسته؛ یعنی رعایت اخلاق و قوانین عمومی جنگ‌ها را که در میان همه اقوام جهان معتبر است و اشاره به این حركت غیر اخلاقی و خلاف قوانین جنگی كرده است. ثانیاً: حضرت، آنها را به رعایت برخی اخلاق نیک عرب‌ها دعوت نمودند و به عبارتی چنین فرمودند که اگر مسلمان نیستید، عرب که هستید! پس چرا قوانین پذیرفته شده در جامعه‌ی عربی را زیر پا می‌­گذارید؟!
خلاصه این‌که هر جامعه‌ای - چه دین‌دار و چه بی‌دین- برخی ویژگی‌های مثبت وجود دارد و عرب‌ها نیز - حتی قبل از اسلام- با تمام نکات منفی، اما نکات مثبتی؛ چون عدم تعرض به زنان و کودکان تا پایان جنگ در میان آنها وجود داشته که عمل به آن، نوعی آزادگی به شمار می‌آمد. امام نیز ایشان را به همین آزادگی دعوت می‌نمود.

با توجه به این مطلب مشخص شد كه آزادگی منحصر در دینداری نیست بلكه حتی افراد بی دین هم باید به این آزادی التزام داشته باشند.


پی نوشت:

[1].فصاح الحسین (ع) ویلكم یا شیعة آل أبی سفیان! إن لم یكن لكم دین و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فی دنیاكم هذه و ارجعوا إلی أحسابكم إن كنتم عربا كما تزعمون قال: فناداه شمر لعنه الله ما تقول یا ابن فاطمة؟ فقال: إنی أقول أقاتلكم و تقاتلوننی و النساء لیس علیهن جناح فامنعوا عتاتكم و جهالكم و طغاتكم من التعرض لحرمی ما دمت حیا. اللهوف، ص 119.





طبقه بندی: آزادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392 توسط : لبیک

بعضی كلمات در اصل معنایی زیبا و ارزشی دارند لكن با تفسیرهای غلط و نادرست از این واژه های زیبا معانی برخلاف معنای اصلی آن برداشت می‌شود و در حقیقت این الفاظ مظلوم واقع می‌شوند و معنای اصلی و حقیقی خود را از دست می‌دهند، یكی از این واژها، واژه مقدس «آزادی» است كه در دین ما معنای والایی دارد و آن عبارت است از رها شدن از بردگی و اطاعت غیر خدا، رهایی از بندگی و اطاعت نفس و نیز شیطان و در یك كلام آزادی یعنی بندگی خدا.
متاسفانه اكنون شاهدیم چه سوء استفاده‌هایی از این كلمه مقدس شده و به نام آن چه جنایت‌ها كه نكرده‌اند. امروزه در جهان غرب با اینكه ندای تساوی زن و مرد سر داده‌اند جنایاتشان به زن اگر بیشتر از دوران جاهلیت نباشد كمتر نیست.

به نام آزادی زن را از خانه كه محل تربیت كودك بوده به مراكز فحشاء كشانده‌اند تا با جذب مشتری منبع درآمدی برای صاحبان این مراكز باشند.

به نام آزادی زن را به امور مشقت بار سوق دادند تا با این كار جیب سرمایه داران غربی را پر كرده و جسم و روح زن را فرسوده گردانند.

به نام آزادی از وجود زن برای فروش لوازم آرایش و ساخت فیلم‌های منافی عفت و جذب جوانان به سینما كرده تا با این كار در تجارت خود موفق باشند و صاحب سود كلانی شوند.

به نام آزادی دختر شایسته و نمونه سال را انتخاب نموده و با چاپ عكس‌های عریان در مجلات و روزنامه‌ها از وجود آنان برای جذب بیشتر مشتری استفاده می‌كنند.

امام خمینی «ره» در این مورد می‌فرمایند:

یكی از نقشه‌های دشمن، كشیدن جوانان به مراكز فحشا بود كه موفق شدند و كشور ما را از جوانانی كه عضو فعال جامعه‌اند تهی كردند و مغزهای آنان را از قوه تفكر خلع سلاح كردند كه هر چه از این كشور آفت زده و غرب زده بچاپند و به یغما ببرند، همگان بی تفاوت باشند. ابر جنایتكاران كه ادامه حیات خود را در اسارت ملت‌ها بویژه ملت‌های اسلامی می‌دانند برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه هایشان چه راه‌هایی را كه برای انحراف و فاسد كردن بانوان مظلوم در پیش گرفتند و با ظاهر فریبنده‌ای به اسم زن مترقی نسبت به زن این قشر انسان پرور و آموزگار چه ظلم‌ها و جنایت‌ها نمودند.[1]

رهبر انقلاب نیز در بیانی فرمودند: عزیزان من در داخل مرزهای ملت‌ها، كسانی هستند كه متاسفانه همان كاری را می‌كنند كه سازمان سیا آمریكا به وسیله قلم به مزدهای خود در مجلات و مطبوعات دنیا پخش می‌كنند.[2]


 

پی نوشت :

[1]. زن از دیدگاه امام خمینی ص 100.

[2]. بهشت جوانان ص 47.





طبقه بندی: آزادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392 توسط : لبیک

حجاب حریمی بین زن و مرد نامحرم است و سبب فروكش كردن غریزه جنسی می‌شود. اگر چنین حریمی برداشته شود و آزادی بی قید و شرط به میان آید باید شاهد زندگی حیوانی باشیم كه در آن صورت اضطراب‌هایی دچار افراد می‌شود زیرا غریزه جنسی نیرومند و چون اسبی سركش است كه هرچه بیشتر اطاعت شود و افسارش رهاتر گردد سركش‌تر می‌شود و ضربه‌ای كاری‌تر بر انسان وارد می‌كند و یا همچون آتشی است كه هرچه بیشتر به آن هیزم بدهند شعله ور تر می‌شود.

برهنگی زنان و آرایش و عشوه‌گری شان، مردان و به خصوص جوانان را در تحریكی دائم قرار داده تحریكی كه سبب كوفتگی اعصاب و ایجاد هیجان‌های بیمارگونه عصبی می‌شود و آرامش روانی را بهم زده و سرچشمه بیماری‌هایی در روح و روان افراد می‌شود.[1]

آنچه امروز در جامعه بعنوان یك حلقه مفقوده احساس می‌شود عدم آرامش و امنیت است كه اصل آن به جهت دوری از یاد خدا و معنویت است و از آن طرف غوطه‌ور شدن در گناه و معصیت و چیزی كه الان به شدت جامعه را آلوده به گناه كرده و باعث سلب امنیت و آرامش از افراد شده گسترش بد حجابی یا به عبارت بهتر بی حجابی است.

احساس عدم امنیت و آرامش هم شخص بی‌حجاب را تهدید می‌كند هم افرادی كه با او مواجه می‌شوند و در نتیجه زندگی، مختل می‌شود.

از بركات حجاب خیلی سخنها می‌توان گفت ولی اجازه بدید به همین اعترافی -كه در دل خود سخن‌ها دارد- اكتفا كنیم:

دبیرستان که بودم بابا برام چادر گرفت اما من حتی یه بارم به سرم نزدمش! می‌گفتم باید به چادر ایمان بیارم
دانشگاه که اومدم یه همکلاسی داشتم که خیلی زیبا بود و من به شدت دوست داشتم که بدون چادر ببینمش
نمی‌دونم می‌تونم منظورمو برسونم یا نه؟!
اما به خودم گفتم من با این زنانگی خودم یه همچی احساسی دارم پس دیگران چی؟
بدون اطلاع مامان بابا رفتم یه چادر گرفتم.
هر وقت که به سرم چادر می‌زنم چنان آرامش و امنیتی وجودمو می‌گیره که وصف ناشدنیه!

پی نوشت:

[1].بهشت جوانان ، اسد الله محمدی نیا ص 231





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 شهریور 1392 توسط : لبیک

انس در لغت به معنای آرام شدن و قرار گرفتن قلب در اثر نزدیک شدن به چیزی است[1] که در مقابلش کلمه­ ی وحشت قرار می گیرد. الان در جامعه شاهدیم که چقدر از مردم دنبال گمشده ای می گردند تا با آن انس گرفته و به آرامش برسند، در این بین چیزی که می خواهند با او انس بگیرند یا پیدا نمی نمی کنند یا اشتباهی پیدا می کنند و آن چیز یا آن فرد نه تنها نمی تواند آنان را به آرامش برساند بلکه بالعکس مایه رنجش و عذاب روحی و روانی آنان می شود مثل پول یا مقام و شهرت که خیلی ها ممکن است فکر کنند این پول یا مقام مایه انس آنان است اما بدتر مایه دردسر آنان خواهد بود.

پس باید دنبال مأنوس واقعی گشت، آنچه حقیقتا انسان را آرام کرده و از وحشتها می رهاند، آنکه در اوج گرفتاری ها و سختی ها یادش و نامش آرامش بخش و روحیه دهنده است.

باید به این نکته توجه داشت که مرتبه انس بالاتر از مرتبه محبت است، ممکن است دو نفر با هم رفیق و دوست باشند اما بهم مأنوس نباشند، پس معلوم می شود دوستی باید آنقدر شدید و زیاد باشد و طرفین را چنان وابسته یکدیگر کند که بینشان انس و الفت برقرار شود.

در روایتی از رسول مهربانی ها آمده که بهترین و پایدارترین دوستی که انسان می تواند با او انس بگیرد و به او دلبستگی پیدا کند، خداوند متعال است. حضرت در این خصوص می فرمایند: لا یستَوحِشُ من کانَ اللهُ انیسَهُ؛ هر که خدا همدم و مونس او باشد، دل پریشان و نگران نمی شود.[2] این فرمایش بدان معناست که مونس واقعی خداست همو که ترس و وحشت و نگرانی را از دل می زداید و به راستی خاصیت همدم و مونس همین است.

مقام معظم رهبری در این خصوص تعابیر زیبایی دارند، ایشان ضمن توصیه های خود به مسئولین می فرمایند: «انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استمداد دائمى از خدا»؛ این آخرى - كه از شاخصه‏ هاى اصولگرایى است - تصمین‏كننده‏ ى همه‏ ى آن چیزهایى است كه قبلاً عرض كردیم. انس با خدا یادتان نرود. ما بارها می گوییم كه خدمات مسئولان نظام از هر عبادتى بالاتر است؛ این حرف درستى است و مبالغه هم در آن نیست. اما بدانید، این خدمات، آن وقتى خدمت خواهد شد و آن وقتى با خلوص و درخشش و شفافیت خود باقى خواهد ماند كه شما دلتان با خدا مأنوس باشد. اگر دل از خدا غافل شد، اگر دل رابطه‏ ى خودش را با ذكر و توجه و خشوع از دست داد، همین خدمتى كه ما می گوییم بالاترین عبادت است، همین خدمت، مشوب خواهد شد؛ اصلاً به كلى مشوب می شود و در آن اغراض و هواها می آید.[3]

حال باید دید چگونه این انس را می توان بدست آورد؟ آیا چیزی لازم است تا این انس حاصل شود؟ در کلامی نورانی از مولای متقیان می خوانیم که می فرمایند: اَلذِّکرُ، مِفتاحُ الاُنسِ؛ ذکر و یاد خدا، کلید انس است[4]. شبیه این سخن را به گونه ای دیگر نیز فرمودند: ذاکِرُ الله مُوانِسُهُ»[5].

در قرآن کریم هم این سخن به صراحت بیان شده که یاد خدا آرامش بخش دلهاست آنجا که می فرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [6].

آنها كسانى هستند كه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش می ‏گیرد، آگاه باشید كه تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا می ‏كند.

                               
 

پی نوشت:

[1]. مصباح المنیر، ص25.

[2]. مشکاة الأنوار، ص125.

[3]. دیدار با رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت ۱۳۸۵/۰۶/۰۶

[4]. غررالحکم و دررالکلم»،ح541.

[5]. غرر الحکم و درر الکلم»، ح 516.

[6]. سوره رعد آیه 28.





طبقه بندی: انس و الفت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط : لبیک

کمتر از یک هفته تا روز حماسه سیاسی ملت قهرمان و همیشه در صحنه ایران اسلامی باقی مانده است.

 بجاست که در این چند خط به بررسی جملات طلایی که مقام معظم رهبری در قالب قول‌های مسئولین به مردم بیان کردند بپردازیم.
« آن كسانى كه امروز با مردم حرف می زنند، آنچه كه توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند.
قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند كرد؛ اگر برنامه‌اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه كنند؛
قول بدهند كه با پشتكار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛
قول بدهند كه از همه‌ى ظرفیت‌هاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند كرد؛
قول بدهند كه به مدیریت اوضاع كشور خواهند پرداخت؛
قول بدهند كه به مسئله‌ى اقتصاد - كه امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - به خوبى خواهند پرداخت؛
قول بدهند حاشیه‌سازى نمی‌كنند؛
قول بدهند دست كسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛
قول بدهند كه به منافع بیگانگان، به بهانه‌هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد.
[1]

و اما نکاتی که از این جملات استفاده می شود:

1.تصمیم گیری و عمل هر دو باید توأم با عقل و درایت باشد تا به نتیجه مطلوب برسد.

2.ارائه برنامه باید به صورت عقلانی و در توان فرد باشد و وقتی مفید است که این برنامه در جامه عمل خود را نشان دهد.

3. داشتن پشتکار و اراده قوی در حرکت به سوی هدف. امیر مؤمنان حضرت على علیه‏ السلام در این خصوص می فرمایند: إذا خِفْتَ صُعوبَةَ أمْرٍ فاصْعُبْ لَهُ یَذِلَّ لكَ، وخادِعِ الزَّمانَ عَن أحْداثِهِ تَهُنْ علَیكَ. هرگاه از سختى و دشوارى كارى ترسیدى، در برابر آن سرسختى نشان بده ، كه رامت مى‏ شود و در برابر حوادث روزگار چاره‏ اندیشى كن ، كه بر تو آسان مى‏ شوند.[2]

4. استفاده از همه ظرفیتها و توانی که خداوند به انسان ارزانی داشته است.

5. داشتن مدیریت قوی در برنامه ها، هر انسانی وقتی موفق است که مدیر خوبی برای خودش باشد و هم نسبت به زمان مدیریت قوی و شایسته ای داشته باشد. پر واضح است که این مدیریت داشتن نسبت به کسی که در رأس امور اجرایی کشور قرار می گیرد از اهمیت والاتری برخوردار است.

6. اهمیت دادن به مشکل اصلی، باید با یک حساب و کتاب دقیق مشکل و نیاز اصلی را پیدا کرد و برای آن چاره جویی و برنامه ریزی داشت و این یعنی توجه به اولویت ها.

7. نکته مهم آن است که انسان مراقب دشمن باشد و هرگاه احساس کرد بیشتر دشمن از او نفع می برد تا دوست، بداند در محاسباتش دچار اشتباه شده و باید فورا جبران کند. امام راحل (ره) در این خصوص می فرمایند: آمریکا هرچه به حکومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد یا به افراد فحش بدهد، پیش مردم ،اینها معتبرتر می شوند. و از آن طرف دیگران ، منحرفین هرچه شما را بدگویی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بود که از شما تعریف کنند.[3]

 

پی نوشت:

[1]. سخنرانی سالیانه‌ی رهبر انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی در حرم مطهر، 1392/03/14

[2]. غرر الحكم4108 -منتخب میزان الحكمة 188.

[3]. صحیفه امام، ج17، ص: 250

 





طبقه بندی: انتخابات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 خرداد 1392 توسط : لبیک
در ادامه بررسی رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص اخلاق انتخاباتی، در این قسمت به بیان نکات ایشان به کاندیدها می پردازیم.

آقایانی كه در تلویزیون به عنوان نامزد ظاهر می شوند و حرف می زنند، وظائف سنگینی دارند؛ آنها هم باید مراقب باشند. حرفی كه می زنند باید واقعی، صمیمی، متكی به اطلاعات درست و برآمده‌ی از زبان صادق و راستگو باشد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه مردم به ما متوجه شوند، همه‌ی آنچه را كه ماورای ما است، تخریب كنیم.[1]

یکی از نکات مهم و ارزشمندی که در فرمایشات ایشان به چشم می خورد عبارت است از:

راستگویی و صداقت

در اهمیت صداقت همین بس که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

«هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ»[2].

امروز روزی است که راستی راست گویان به آنان نفع و سود می رساند.

در قیامت نیز سخن صدق و عمل صدق با ارزش و منشأ خیرات و برکات است. نه دروغ و فریب. البته نکته ای که لازم به ذکر و تفاسیر بدان اشاره کرده اند این است که منظور آیه، صدق و راستى در گفتار و كردار در دنیاست ، كه در آخرت مفید واقع مى شود و گرنه صدق و راستى در آخرت كه محل تكلیف نیست فایده اى نخواهد داشت ، به علاوه اوضاع آن روز چنان است كه هیچ كس جز راست نمى تواند بگوید، و حتى گناهكاران و خطاكاران همگى به اعمال بد خویش اعتراف مى كنند و به این ترتیب در آن روز دروغگوئى وجود ندارد. باید در این دنیا که محل تکلیف است زبان را به راستگویی و صداقت عادت داد تا در آن روز وانفساه این صداقت به فریاد ما برسد و ما را از هول آن روز برهاند.

در این ایام که بازار انتخابات داغ و داغتر می شود توجه به این امر نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند چه برای نامزدها و چه برای مردم، باید صادقانه و رو راست بود تا حقیقت آن طوری که هست بیان شود و اعتماد و صمیمیت در جامعه گسترش پیدا کند. این نکاتی که رهبر فرزانه بدان اشاره کردند همه رمز موفقیتش در صداقت است یعنی اگر نامزدی بخواهد واقعی و صمیمانه و با اطلاعات درست باشد باید صادقانه بگوید تا صادقانه عمل کند، در غیر این صورت موفقیتی نخواهد داشت.

با نگاهی به تاریخ انقلاب خواهیم دید، یکی از رموز موفقیت انقلاب، صداقت امام خمینی(ره) بود. در مورد اهمیت صداقت هر چه بگوییم کم است، از این رو تنها به ذکر همین روایت زیبا بسنده می کنیم:

از امیرمؤمنان حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمودند:

«عَلیْکَ بِالْصِّدقِ، فَمَنْ صَدَقَ فی اَقوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ» [3].

بر تو باد به راستگویی، زیرا کسی که در گفتارش صادق باشد، مقام و منزلتش بزرگ می شود.


پس همه آگاه باشیم که اگر خواهان بزرگی مقام و منزلت هستیم بر ما باد به راستگویی...




پی نوشت:

[1]. بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 1392/03/08.

[2]. سوره مبارکه مائده آیه 119.

[3]. شرح غررالحکم ج 4، ص 296.




طبقه بندی: انتخابات، 
برچسب ها: انتخابات، صداقت، رهبری، انقلاب، رمز موفقیت، امام خمینی، اعتماد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 خرداد 1392 توسط : لبیک

به لطف خدا بنا داریم در ایام انتخابات رهنمودهای مقام معظم رهبری را در خصوص اخلاق انتخاباتی مد نظر قرار داده و در مورد آن به بررسی بیشتری بپردازیم.

در انتخابات با كرامت رفتار كنند همه؛ چه آنهائى كه نامزد می‌شوند، چه آنهائى كه طرفدار آنهایند، چه آنهائى كه مخالف با بعضى از نامزدها هستند. جناح‌هاى مختلف كشور، بداخلاقى و بدگوئى و اهانت و تهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهائى است كه اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال می‌شود.[1]

سعى كنید این حركت زیبا و این حركت عظیم مردمى را - كه حقیقتا یک آزمایش بزرگ مردمى و ملى و اسلامى است - با همان نزاهت و طهارت و پاكیزگى‌اى كه مطلوب اسلام است، پیش ببرید. البته متن و عموم مردم عزیز كشور ما همین‌طورند. سعى كنید كدورت ایجاد نشود. مسابقه‌ى انتخاباتى، ضمن این‌كه یكى از جدی‌ترین كارهاى یک ملت است و به هیچ‌وجه جنبه‌ى شوخى و بازى در آن نیست و بسیار جدى است؛ اما شبیه مسابقات ورزشى است. در مسابقات ورزشى همه تلاش مى‌كنند؛ اما كسانى كه اهل اخلاق و اهل فهمند، این تلاش را با كارهاى زشت و نامناسب همراه نمى‌كنند.[2]

نکاتی که در این فرمایشات به چشم می خورد عبارتند از:

پرهیز از دشمن شاد کردن

همانطور که ناگفته روشن است آفرینش حماسه توسط ملت ایران خاری است در چشم دشمنان دیرینه نظام اسلامی، آنان که دنبال براندازی نظام هستند و برای این امر تلاش و هزینه بسیاری کرده و می کنند. نقشه های مختلف فراوانی کشیدند تا این انتخابات برگزار نشود یا همچون فتنه 88 با تلخی همراه باشد، پس باید از هرچه موجب دشمن شادی می شود که اصلی ترین آنها اختلاف و تفرقه است به کلی پرهیز کرد، حتی مخالفین هم اگر مخالف فلان کاندید هستند به او رأی ندهند نه اینکه با بد اخلاقی اعم از غیبت و تهمت و... فضا را آلوده کنند.

جا دارد در اینجا به حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره کنیم: عن ابی‌ذر: قلت: یا رسول الله، وما الغیبة؟ قال: (ذكرك أخاك بما یكره)، قلت: یا رسول الله، فإن كان فیه ذلك الذی یذكر به؟ قال: (اعلم أنك إذا ذكرته بما هو فیه فقد اغتبته، وإذا ذكرته بما لیس هو فیه فقد بهته).[3]

ابوذر گوید از رسول خدا – صلی الله علیه و آله – پرسیدم: غیبت چیست؟ حضرت فرمود: غیبت آن است که درباره برادرت چیزی بگویی که ناراحت می شود. عرض کردم: ای پیامبر خدا، اگر آنچه درباره او گفته می شود در او باشد، باز هم غیبت است؟ حضرت فرمود: بدان که اگر آنچه در او هست بگویی، غیبتش را کرده ای و اگر آنچه در او نیست بگویی، به او تهمت«بهتان» زده ای.

آزمایش بزرگ مردمى و ملى و اسلامى

فراموش نکنیم این یک امتحان و مسابقه است، از مهم ترین کارهایی که برای امتحان لازم است اخلاق مداری است، همانطور که در مسابقه کسی حقیقتا پیروز است که در اخلاق پیروز باشد و آنچه پیروزی و موفقت را شیرین می کند آن است که اخلاق در آن به خوبی رعایت شده باشد، آنگاه است که مزه پیروزی کام همه را شیرین خواهد کرد. این در حالی است که آنکه با بداخلاقی به قهرمانی رسیده نه تنها پیروز نیست که از این آزمایش بزرگ نیز موفق خارج نخواهد شد.

 

پی نوشت:

[1]. بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام 19 دی‌ماه‌1386/10/19

[2]. بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌‌هاى ایثارگران1376/02/31

[3]. مكارم الأخلاق 2: 378.وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۵۹۹.





طبقه بندی: انتخابات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط : لبیک

همانطور که می دانیم همه عبادات چه واجبات و چه مستحبات دارای فلسفه و حکمتی هستند و البته برخی از حکمتها و علتهای عبادات را معصومین بیان کردند، چه اینکه وقتی انسان حکمت عبادتی را بداند با توجه و میل بیشتری بدان خواهد پرداخت و در نتیجه بهره بهتری هم خواهد برد.

اعتکاف هم به نوبه خود هرچند واجب نیست اما مستحبی است که حکمتها و فوائد فراوانی دارد که بخشی از آنان عبارتند از:

ایجاد بستر مناسب برای اندیشه و تفکر :

با تاملی در آیات قرآن و روایات خواهیم دید که تا چه اندازه به تفکر توصیه شده و این حاکی از ارزش والای آن است،در اهمیت تفکر همین بس که به فرموده امام صادق علیه السلام:

فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است[1].

ارزش یک ساعت اندیشیدن از عبادت یک عمر بیشتر است، چرا که مسیر انسان را تغییر داده و بدان جهت می بخشد.
در حقیقت منظور از تفكر در این روایات، تفكرى است كه بر معرفت و بینش انسان بیفزاید و موجب ارتقاء روحى و معنوى او گردد نه تفكر در امور بیهوده، و تفكرى كه معرفت را بیفزاید، اگر چه اندک باشد ثمره ‏اش بیش از 70 سال عبادت بدون تفكر است و اعتکاف فرصتی است برای چنین تفکر و اندیشه ارزشمندی.

فراهم شدن زمینه توبه و بازگشت:

توبه یعنی بازگشت، از مسیری که به خطا رفته ایم برگردیم و دوباره راه مستقیم را در پیش گرفته تا به مقصد برسیم، بزرگان ما توبه از گناه را واجب دانسته و ترک و تأخیر آن را حرام می ‏دانند. استحباب توبه به هیچ وجه معنا ندارد و ترک و یا تأخیر آن باعث شدّت امراض روحى و قلبى و عملى است و زمینه سازى براى شدّت مرض معنوى از گناهان و بلكه از معاصى كبیره است. البته توبه نیز همچون سایر اعمال شرایطی دارد که از جمله شرائط مهم آن این است که توبه‌ی نصوح باشد. «نصوح» در لغت به معنای خالص است و در اصطلاحِ، توبه‌ی نصوح توبه­ ای است که شخص گنه­کار، مجدّداً به انجام گناه بازنگردد. خداوند متعال در مورد آن می فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ یُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ »[2] ای کسانی که ایمان آورده اید ، به درگاه خدا توبه کنید ، توبه ای از، روی اخلاص باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند.
ایام فشرده اعتکاف فرصتی است که زمینه توبه نصوح را فراهم می آورد، باشد که بندگان از این فرصت استفاده کنند.

فرصتی جهت خودسازی و محاسبه نفس:

فرصت چند روزه اعتکاف در حقیقت دوره ای کوتاه و فشرده است برای محاسبه نفس و خودسازی (حداقل سه روز که انسان از حاکمیت غرایز و عادات و اشتغالات معمول زندگی آزاد می شود) همان توصیه ای که در روایات مورد تاکید قرار گرفته، آنجا که رسول گرامی اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

« حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَر.»پیش از آنكه به حساب شما برسند، خود به حساب خویش برسید، و قبل از آنكه مورد سنجش قرار گیرید خویشتن را بسنجید، و خود را براى رستاخیز بزرگ آماده كنید.[3]

در ایام اعتکاف چون انسان از دنیا و جامعه فاصله می گیرد و در مکان مقدس مسجد اقامت می کند فرصت مناسب‌تری براری این امر مهم و حساس یعنی محاسبه نفس پدید می آید و خوشا بحال آنان که از این فرصت نهایت استفاده را ببرند.
 

پی نوشت:

[1]. مصباح الشریعه،ص114.

[2]. سوره تحریم، آیه 8.

[3]. وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج ‏16، ص 99 ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏67، ص 73.





طبقه بندی: اعتكاف، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 خرداد 1392 توسط : لبیک

این روزها و در حال و هوای رجب، به ایام ارزشمند و طلایی اعتکاف نزدیک می شویم، ابتدا تعریفی از این کلمه داشته باشیم:

اعتکاف در لغت به معنای توقف در جایی است[1] و در اصطلاح فقه به معنای ماندن حداقل سه روز در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرایطی خاص است، البته باید اشاره کرد که اصل اعتکاف یک عبادت مستحب است.

در قرآن کریم، یکی از آیاتی که به معنای اصطلاحی اعتکاف اشاره دارد، این آیه است که خداوند می فرماید:

ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ ۚ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ ۗ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا ۗ كَذَٰلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُون[2]. سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید! و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداخته اید، با زنان همبستر نشوید! این، مرزهای الهی است، پس به آن نزدیک نشوید! خداوند، این چنین آیات خود را برای مردم، روشن می سازد، باشد که پرهیزگار گردند!.

از آنجا که اسلام، عزلت و انزوای کامل از مردم را روا نمی دارد،-چه اینکه این کار مسئولیت انسان را در زندگی و نقشی که در اصلاح جامعه دارد را از بین می برد.- لکن حقیقت اعتکاف، انزوا در میان جمع است، به قول سعدی که می گوید: هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای/من در میان جمع و دلم جای دیگرست، یکی از پیام‌های اعتکاف، این است که انسان می تواند در جامعه باشد و با خدای خود خلوت کند. می تواند در میان مردم باشد و مراقب خود و خدایش باشد.

استاد قرائتی تشبیه جالبی در مورد اعتکاف داشتند، ایشان می گفتند: ایستگاه اعتکاف مثل ایستگاه پمپ بنزین است، گر چه ماشین در پمپ بنزین قدری توقف می کند، اما حقیقت این توقف، ذخیره اندوزی است برای حرکت سریعتر و بیشتر، مؤمن با حضور در مسجد و توقفی هر چند کوتاه، خود را برای حرکت با سرعت به سمت سعادت و کمال آماده می کند.

نکته دیگر اینکه باید توجه داشت که با وجود اهمیت بسزایی که برای اعتکاف هست، در روایات، کارهای دیگری در ارزش از اعتکاف بالاترند که یکی از آنها تلاش برای برآورده شدن نیاز مردم است، به این حکایت توجه کنید:

راوی نقل می کند: امام حسن مجتبى علیه السلام در مسجد اعتكاف كرده بود و من نزد او نشسته بودم كه مردى آمد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا شخصى از من طلب دارد و می خواهد مرا به این جهت به زندان افكند، امام علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند اكنون ثروتى ندارم كه قرض تو را بپردازم»، آن مرد گفت: شما بیا و با او صحبت كن. امام كفش خود را پوشید كه حركت كند. من به امام عرض كردم: اى فرزند رسول خدا آیا اعتكاف خود را فراموش نمودى؟ حضرت فرمود: «فراموش نكردم، ولى از پدرم شنیدم كه می گفت پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: هر كس براى برآورده شدن حاجت برادر دینى خود تلاش كند، گویا نه هزار سال خدا را عبادت كرده كه روزها را روزه گرفته و شبها را به نماز ایستاده باشد».[3]


 

پی نوشت:

[1]. لسان العرب ماده عکف.

[2]. سوره بقره آیه 187.

[3]. الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى ص 364‏.





طبقه بندی: اعتكاف، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 توسط : لبیک

می خواستم درباره اهمیت و شاید دلیل اصلی شرکت ما در انتخابات بنویسم، دنبال مطلب مناسبی می گشتم که چشمم به بیانات رهبری افتاد که چند روز پیش ایراد شده بود:

«ما اطلاع داریم كه‌ این دفعه هم رسانه‌هاى رسمى و شناخته شده‌ى دشمن از مدتى پیش دارند طراحى می كنند، برنامه‌ریزى می كنند، برنامه‌سازى می كنند، براى اینكه دل مردم را نسبت به انتخابات سرد كنند؛ شروع هم كرده‌اند، منتها برنامه‌ریزى‌شان خیلى وسیع‌تر از این حرفها است؛ می خواهند مردم پاى صندوق نیایند؛ می خواهند مردم در اداره‌ى كشور و مدیریت كشور سهیم نشوند؛ می خواهند مردم در صحنه نباشند؛ لذا تلاش می كنند. اگر حضور مردم نباشد، آنها به راحتى می توانند تهاجم خودشان را چندین برابر كنند. حضور مردم است كه به نظام اسلامى و به كشور عزیز ما مصونیت می بخشد. حضور مردم است كه عوامل قدرت و قوّت را در درون ما تقویت می كند: علم ما پیشرفت می كند، بصیرت ما پیشرفت می كند، سازوكارهاى مدیریت ما پیشرفت می كند - همچنان كه در طول این سالها پیشرفت كرده است - این به خاطر حضور مردم است، به خاطر انگیزه‌هاى مردم است؛ می خواهند این انگیزه‌ها نباشد، لذا سعى می کنند انتخابات را بى‌رونق كنند.»[1]


شرکت نکردن در انتخابات خواسته دشمن است تا به دنبال آن مردم را دلسرد کرده و از نظام ناامید کنند. پس باید اول دشمن را شناخت و بعد اهدافش و در مرحله بعد برای ناکامی اهداف او تلاش کرد در قرآن کریم یهودیان و مشرکان از سرسخت ترین دشمنان معرفی شدند آنجا که می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا.[مائده/ 82] «دشمن ترین مردم را نسبت به مردم مؤمن، یهودیان و مشركان و می یابی»، دشمنی آنان در حقیقت دشمنی با حق است، آنان نمی خواهند حق پایدار باشد بنابراین سعی می کنند طرفداران آن را کم کنند. و این کار را با ناامید کردن و دلسرد کردن آنان انجام می دهند.

در نظام مقدس اسلامی که دشمن اتحاد و یکپارچگی ملت را می بیند، تمام نیروی خود را در تفرقه و اختلافات داخلی صرف می کند. نباید فراموش کرد که هرگاه اتحاد باشد، هرگز دشمن راه نفوذی نخواهد یافت، در قرآن کریم آنجا که دعوت به سوى اتحاد می کند، می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا.[آل عمران/ 103].«و همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید، و از هم پراكنده نشوید»

ناگفته روشن است که تفرقه و اختلاف که نقطه مقابل اتحاد است، زمینه را برای نفوذ دشمن و رسیدن به اهداف شومش مهیا می کند، حضور پر شور مردم در انتخابات خط بطلانی است بر نقشه های دشمن و همانطور که رهبری عزیز فرمودند باعث حفظ و صیانت کشور خواهد شد. لازم به ذکر است که همانطور که حضور اهمیت دارد، اخلاق انتخاباتی نیز مهم است و باید مورد توجه همگان -اعم از کاندیداها و مردم- قرار گیرد.


 

پی نوشت:

[1] بیانات در دیدار دست اندركاران برگزارى انتخابات‌ ۱۳۹۲/۰۲/۱۶.  به نقل از سایت khamenei.ir.





طبقه بندی: آسیب های جامعه«اجتماعی»، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 توسط : لبیک

در مطالب گذشته به برخی از عوامل انتخاب شغل اشاره شد، عواملی همچون شایستگی طبیعی ، شناسایی صحیح استعدادها و بکارگیری درست آنها.

اشاره شد که تنها شایستگی طبیعی فرد برای یک شغلی کافی نیست، بلکه در کنار آن باید علاقمندی و رغبت هم باشد، در حقیقت این دو مکمل یکدیگرند.

در ادامه به یکی از عوامل مهم در انتخاب شغل می پردازیم که چیزی نیست جز تلاش و پشتکار!

بعد از آنکه نوع شایستگی و توانایی و سپس علاقمندی پیدا شد، باید با تلاش و کوشش هدف را دنبال کرد تا بتوان به موفقیت رسید، در غیر این صورت موفقیت دست نیافتنی خواهد  بود.

باز تاکید می کنیم که در قرآن کریم نسبت به کار و تلاش، تأکید بسزایی شده، بعنوان نمونه می فرماید: وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى [نجم/ 39و40] و اینكه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست و [نتیجه] كوشش او به زودى دیده خواهد شد.[نجم/ 39و40]

چه زیبا مرحوم ملک الشعرای بهار، در مورد پافشاری و استقامت میخ می گوید که:

پافشاری و استقامت میخ/سزد ار عبرت بشر گردد

بر سرش هر چه بیشتر کوبی/استقامتش بیشتر گردد.


نمونه ای از پشتکار بزرگان:

1. مرجع عالیقدر جهان اسلام مرحوم آیت الله بروجردی می گفتند: یک شب درباره یکی از مسائل علم اصول فکر می کردم و می نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فکر و نوشتن بودم که رنج بی خوابی را متوجه نبودم یک مرتبه صدای مؤذن به گوشم رسید متوجه شدم که تا صبح مشغول مطالعه بودم.

2. در زندگی پاستور دانشمند بزرگ فرانسه هست که شعار او در طول زندگی کار بود، گاهی چنان سرگرم کار می شد که سر و صدا و غوغای بیرون آزمایشگاه را نمی شنید حتی هنگامی که قوای مهاجم آلمان شهر پاریس را محاصره کردند و توپهای جنگی دشمن غوغایی به پا کرد او به هیچ وجه متوجه این غوغای عظیم نشده بود.

3. از ادیسون پرسیدند: چرا اغلب جوانان موفق نمی شوند؟ گفت: برای اینکه راه خود را نمی شناسند و در جاده دیگری قدم برمی دارند، چنین افرادی دو ضرر بر جامعه می زنند:

1- کاری که شایستگی آنرا دارند و در صورت پرداختن به آن به اوج موفقیت می رسند را انجام نمی دهند.

2- کاری که عهده دار آن شده اند را به خوبی انجام نداده و از عهده آن بر نمی آیند. [1]

 

پی نوشت:

[1]. رمز پیروزی مردان بزرگ، استاد سبحانی ص13. به نقل از اخلاق اجتماعی جوانان ص68.





طبقه بندی: آسیب های جامعه«اجتماعی»، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اردیبهشت 1392 توسط : لبیک
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5